05

تیر

1405


سیاسی

16 اردیبهشت 1405 09:27 0 کامنت

نخستین حلقه از این زنجیره اختلال، مسئله افزایش قیمت سوخت و انعکاس آن روی نرخ حمل‌ونقل دریایی و زمینی است. در نگاه اول، نوسان قیمت نفت خام امری رایج در هر بحران ژئوپلیتیک به شمار می‌رود، اما آنچه در دور اخیر تنش‌های ایران و آمریکا متفاوت به نظر می‌رسد، طولانی‌تر شدن مسیرهای جایگزین کشتیرانی و تغییر دائم الگوهای بیمه محموله‌هاست. شرکت‌های بزرگ کشتیرانی که پیشتر از شاهراه هرمز و دریای سرخ به عنوان مسیری ارزان و کوتاه بهره می‌بردند، ناگزیر به پذیرش مدارهای دورتر با سوخت مصرفی بالاتر شده‌اند. این تغییر نه یک انتخاب بلکه یک ضرورت برای دورزدن مناطق اعلام‌شده به عنوان پهنه درگیری یا تحت رصد نیروهای دریایی آمریکا بوده است. نتیجه مستقیم این واقعیت، تزریق تدریجی اما مستمر هزینه‌های بیشتر به قیمت تمام‌شده هر کالایی است که از شرق آسیا به اروپا، یا از خلیج فارس به آفریقا حمل می‌شود. در چنین وضعیتی، انبارهای کالاهای استراتژیک در کشورهایی که فاقد خطوط لوله اختصاصی یا مسیرهای ریلی ایمن هستند، با خطر کمبود نسبی روبه‌رو خواهند شد. این کمبود لزوماً به معنای اتمام کامل کالا نیست، بلکه به شکل کاهش ضریب اطمینان از دسترسی به موقع کالا ظاهر می‌شود و همین ابهام کافی است تا سفارش‌های احتیاطی افزایش یافته و در نتیجه تقاضای کاذب، قیمت‌ها را بیش از پیش بشکافد.

اما آنچه این بحران را از تلاطمات پیشین متمایز می‌کند، معماری جدید اقتصاد جهانی و وابستگی شگفت‌انگیز شرق آسیا به مواد خام برگرفته از خاورمیانه و به ویژه منابع تحت نفوذ ایران است. ایالات متحده با برخورداری از خطوط لوله داخلی، ذخایر راهبردی نفت و گاز، و شرکای تجاری همسایه در کانادا و مکزیک، به لحاظ آماری وابستگی تجاری اندکی به خاورمیانه دارد. اما این گزاره فریبنده را نباید با «مصونیت از آثار بحران» اشتباه گرفت. کشورهای شرق آسیا، از ژاپن و کره جنوبی گرفته تا چین و تایوان، معماری تولید خود را بر پایه جریان بی‌وقفه موادی بنا کرده‌اند که قلب تپنده آنها در خلیج فارس می‌تپد. دو ماده در این میان از سایرین حساستر شده‌اند: گاز طبیعی مایع که خوراک اصلی نیروگاه‌ها و کارخانه‌های پتروشیمی شرق آسیاست، و هلیوم که کمتر کسی نقش حیاتی آن را در تولید پیشرفته‌ترین قطعات جهان تصور می‌کند. هلیوم نه یک کالای جانبی، بلکه عنصری غیرقابل‌جایگزین در خنک‌سازی دستگاه‌های لیتوگرافی فرابنفش عمیق است؛ همان دستگاه‌هایی که تراشه‌های زیر ۵ نانومتر را ممکن می‌سازند. هرگونه تردید در تخصیص این ماده از سوی دولت‌های صادرکننده خاورمیانه و یا طولانی شدن مسیرهای حمل آن، خط تولید کمپانی‌های تایوانی و کره‌ای تراشه را مستقیماً نشانه می‌گیرد.

در این میان نام هلیوم به تنهایی بیانگر تمام ابعاد قضیه نیست. محدودیت در تأمین مواد اولیه زنجیره تولید تراشه‌های هوش مصنوعی از جنس ژرمانیم، گالیوم و برخی گازهای خاص نیز از دلایل پنهان افزایش تنش اقتصادی در دل جنگ نظامی است. ایران هرچند صادرکننده مستقیم عمده این مواد به شرق آسیا نیست، اما ناامنی ناشی از گسترش جنگ به پهنه آبی خلیج فارس و دریای عمان، الگوی بیمه و اعتبار اسنادی تجارت این مواد را دگرگون کرده است. بیمه‌گران اروپایی و آسیایی بدون دریافت حق‌بیمه‌های نجومی از پوشش محموله‌هایی که مبدأ یا مسیر آنها از تنگه هرمز می‌گذرد خودداری می‌کنند. نتیجه این رفتار احتیاطی، افزایش هزینه تمام‌شده مواد اولیه وارداتی به کارخانه‌های سامسونگ، تی‌اس‌ام‌سی و اینتل است. این هزینه اضافی در نهایت روی قیمت تراشه‌های هوش مصنوعی، رم، حافظه‌های فلش و حتی کنترلرهای ساده خودروهای الکتریکی تأثیر می‌گذارد. اینجا حلقه شگفت‌انگیزی شکل می‌گیرد: جنگی که در ظاهر میان آمریکا و ایران روی داده، از مسیر شرق آسیا وارد شریان‌های صنعتی خود آمریکا می‌شود. تورم کالاهای اساسی درون آمریکا دیگر فقط از مسیر نفت و بنزین جلو نمی‌آید، بلکه از درِ لپ‌تاپ، سرورهای ابری، گوشی هوشمند و تراشه‌های کنترلی لوازم خانگی نیز راه می‌یابد.

پیش از آنکه نخستین موشک در این دور از تقابل شلیک شود، شاخص قیمت قطعات الکترونیکی روند صعودی ملایمی را تجربه می‌کرد. افزایش تقاضای پسا کرونایی برای لوازم دیجیتال، هم‌زمان با محدودیت‌های پیشین آمریکا بر فروش تراشه به چین، بستر جهش قیمت مواد الکترونیکی را آماده کرده بود. اما آنچه اکنون بازارها را بیش از پیش مضطرب کرده، ورود شوک عرضه ناشی از اختلال در زنجیره تأمین مواد اولیه خاورمیانه‌ای به این روند صعودی است. به عبارت فنی‌تر، دو شوک مجزا - شوک تقاضای ساختاری و شوک عرضه ژئوپلیتیک - بر روی یکدیگر سوار شده‌اند. تحلیلگرانی که مدل‌های خود را بر اساس جنگ تجاری آمریکا و چین تنظیم کرده بودند، اکنون ناچار به بازتعریف فرضیه‌های اولیه خود هستند. متریک‌هایی که تا دیروز برای پیش‌بینی قیمت به کار می‌رفتند، اگر هزینه‌های لجستیکی و حق بیمه مسیرهای دریایی جدید را لحاظ نکنند، خطای پیش‌بینی آنها از مرز قابل قبول عبور خواهد کرد.

در این میان یکی از گویاترین نشانه‌های عبور بحران از مرز هشدار به مرز اثرگذاری تورمی، گزارش اخیر مؤسسات رتبه‌بندی از افزایش ۱۰ درصدی سالانه قیمت نرم‌افزارها و لوازم جانبی رایانه است. این عدد در نگاه اول ممکن است چندان بزرگ به نظر نرسد، اما پازل اقتصاد کلان آمریکا از قطعات بسیار ریزی ساخته شده است. محاسبات بانک‌های مرکزی و وزارت بازرگانی آمریکا نشان می‌دهد همین افزایش ۱۰ درصدی در یک زیربخش خاص، قادر است حدود ۰.۱ درصد به شاخص مخارج مصرف شخصی (PCE) بیفزاید. شاید ۰.۱ درصد را بتوان ناچیز انگاشت، اما واقعیت آن است که شاخص PCE به مثابه دماسنج دقیق فدرال رزرو برای تصمیم‌گیری درباره نرخ بهره عمل می‌کند. زمانی که فدرال رزرو میان دوگانه «رکود» و «تورم سرکش» سرگردان است، همین یکدهم درصد می‌تواند کفه ترازو را به سمت ادامه انقباض پولی سنگین کند. انقباض پولی به معنای گران‌تر شدن اعتبار برای بنگاه‌ها و مصرف‌کنندگان آمریکایی است، که خود عاملی برای کاهش مصرف و تشدید احتمالی رکود خواهد بود.

معمای نهایی آنجاست که آمریکا به عنوان کشوری که جنگ را آغاز کرده، نه از موضع یک ناظر بی‌طرف بلکه به عنوان حلقه متصل‌کننده زنجیره‌های مالی و بیمه جهانی، گرفتار بازگشت موج تورمی به اقتصاد خود می‌شود. شوخی آمریکا با اختلال بزرگ از اینجا آغاز می‌شود که ابزارهای مهار و تحریم که در ظاهر برای تضعیف حریف طراحی شده‌اند، از مجرای بازارهای جهانی و زنجیره‌های تأمین به شکل یک بومرنگ به اقتصاد خود مهاجم بازمی‌گردند. گاز طبیعی مایع محبوس در خلیج فارس، نفتکش‌هایی که مجبور به طی مسیر سه‌هفته‌ای اضافه هستند، هلیومی که به موقع به خط تولید تراشه نمی‌رسد، و حق‌بیمه‌هایی که نرخ حمل را چند برابر کرده‌اند، همگی دست به دست هم می‌دهند تا معمای پیچیده‌ای از تورم وارداتی، کاهش بهره‌وری و ریسک‌های سیستماتیک برای اقتصاد جهانی خلق کنند. آنچه در روزنامه‌های اقتصادی جهان طی ماه‌های آینده بیش از هر خبر دیگری دیده خواهد شد، نه عکس سربازان در خط مقدم، بلکه نمودارهای لرزان قیمت سوخت، موجودی انبارهای قطعات الکترونیکی و صورتجلسات اضطراری بانک‌های مرکزی شرق آسیا خواهد بود. شوخی آمریکا با اختلال بزرگ شاید در محاسبات نظامی اشتباه از آب درنیاید، اما در ترازنامه اقتصادی به قیمت سنگینی برای همه از جمله معماران تحریم تمام خواهد شد.

روزنامه صبح ساحل

دیدگاه ها (0)
img
خـبر فوری:

زمان رفع مشکل همچنان نامشخص است