فرهنگی و هنری
همزمان با اوجگیری تحولات منطقهای و افزایش اهمیت استراتژیک تنگه هرمز، این نام بیش از هر زمان دیگری در کانون توجه افکار عمومی قرار گرفته است؛ پدیدهای که منجر به تولید و انتشار انبوهی از روایات شاعرانه و احساسی درباره ریشه این واژه در فضای مجازی شده است.
ابراهیم واشقانی فراهانی، دانشیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه پیام نور، در یادداشتی تحلیلی و علمی، پیوند زدن نام این آبراهه استراتژیک به نام ایرانی خداوند (اهورامزدا) را از منظر تاریخی، جغرافیایی و زبانشناختی قاطعانه مردود میداند. او معتقد است اگرچه این حماسهسراییها در ظاهر تقویتکننده حس وطندوستی است، اما نباید جایگزین حقایق علمی و مستند شود؛ حقایقی که نشان میدهند ریشه واقعی هرمز نه در اساطیر آسمانی، بلکه در زمین و کرانههای بومی نخلستانهای جنوب میهنمان نهفته است.
یکی از رایجترین شایعات فضای مجازی، پیوند دادن نام هرمز به نام خداوند (اهورامزدا/هرمزد) است؛ با این استدلال که چون خداوند سرآغاز هستی است، جزیره هرمز نیز به عنوان «نخستین» جزیره تنگه، به نام او نامگذاری شده است. واشقانی فراهانی این فرضیه را از سه منظرِ منطق جغرافیایی، تاریخ سیاسی و آواشناسیِ دقیق رد میکند. نخست از منظر جغرافیا؛ این ادعا که هرمز «اولین» جزیره تنگه است، از اساس با واقعیت همخوانی ندارد. جزیره هرمز برای ایرانیانی که از درون خلیج فارس به سمت آبهای آزاد حرکت میکردند، نه اولین، بلکه آخرین جزیره در دهانه تنگه است. دوم، اسناد تاریخی غیرقابلانکار نشان میدهند که این جزیره تا قرن هشتم هجری اساساً «جَرون» نام داشته است. ملوک هرمز در پی چند سده تهاجم بیگانگان (ترکان و مغولان)، تختگاه و پایتخت خود را از بندر هرمزِ کهنه (در دهانه رود میناب) به جزیره جرون منتقل کردند. این جابهجایی، نمونهای کلاسیک از «مهاجرت نامها» در تاریخ است؛ درست مانند مهاجران انگلیسی که شهری را در کرانه شرقی آمریکا به نیت موطن اصلی خود «نیویورک» نامیدند.
مانع بزرگ دیگر در پذیرش این پیوند، تفاوت بنیادین در تلفظ و ریشه این دو واژه است. نام خداوند در زبانهای باستانی و پهلوی همواره با فتح میم یعنی «هرمَز» (Hormaz) یا «هرمَزد» بوده است، در حالی که نام این جغرافیای استراتژیک از زمان هخامنشیان و گزارشهای «نئارخوس» یونانی در ۳۲۵ پیش از میلاد تا دیوان حافظ، همواره با ضمه، یعنی «هرمُز» (Hormuz) ثبت شده است. این تفاوت آوایی نشان میدهد که این دو واژه از دو ریشه کاملاً مستقل مشتق شدهاند. نویسنده همچنین فرضیه نامگذاری این بندر به افتخار پادشاهان ساسانی را رد میکند؛ زیرا شاهان ساسانی نیز «هرمَز» نام داشتند، نه «هرمُز». علاوه بر این، در آن عصر بنادر بسیار مهمتری در مصب اروندرود وجود داشتند که مرکز عملیات دریایی بودند، اما هیچکدام نام هرمز را بر خود نپذیرفتند.
اما ریشه واقعی چیست؟ واشقانی فراهانی با تکیه بر گویش محلی ساکنان بندر و تحلیل واژهشناختی، کلید حل این معما را در واژه «هورموغ» (Hourmough) میبیند. در زبانهای ایرانی، صامتهای «غ» و «ز» قابلیت تبدیل به یکدیگر را دارند. جزء نخست این واژه یعنی «هور» (یا خور) به معنای آبراهه یا آبگیر است و جزء دوم یعنی «موغ» (مُغ) در زبان محلی به معنی درخت نخل است. از آنجا که بندر هرمز در دوره ساسانی «مغستان» یا نخلستان نامیده میشده، «هورموز» در اصل به معنای «آبگیرِ نخلستان» است. این ریشهشناسی، بر خلاف داستانهای اسطورهایِ ساختهشده، نه تنها از اعتبار علمی برخوردار است، بلکه نشاندهنده پیوند عمیق و زنده مردم بومی جنوب با اقلیم و جغرافیای میهن است؛ حقیقتی که به مراتب از هر افسانهسازیِ بیریشه، ارجمندتر است.
امید ساحل

تبلیغات متنی
جدیدترین اخبار
خرید عجیب هالند از آمریکا!
دریافت کارت بیش از ۴۲۰ هزار متقاضی آزمون کارشناسی ارشد
صادرات ۸۰ میلیون بشکه نفت ایران به ارزش ۶ میلیارد دلار
نفت برنت از ۸۵ دلار عبور کرد
فهرست ۱۴ نفره پیاتزا برای مصاف با اوکراین
کاهش قیمت ارز اربعین در برخی بانکها
پیشبازی فرانسه و اسپانیا؛ فینال قبل از فینال در جدال دو غول اروپا
وقتی صدای انفجار ، سکوت جلسه امتحان را میگیرد
۲۳ خدمه خارجی با اقدام ایران نجات یافتند
بازگشت طلای جهانی به صعود قیمت
آغاز روند بازگشت ۵۵ ماهیگیر ایرانی بازداشتشده در امارات به کشور
اتصال کارتهای بانکی به سامانه سوخت بهزودی اجرایی میشود
با مشترکان پرمصرف برق برخورد قاطع میشود
کشف ۱۰۱ دستگاه استخراج رمز ارز غیرمجاز در بستک
آغاز پرداخت وام کمبهره برای احداث نیروگاههای خورشیدی خانگی