اجتماعی
در نیمۀ دوم قرن بیستم، جهان شاهد انفجاری کمنظیر از اکتشافات بنیادین و پیشرفتهای فناورانه بود: از نگارش رمز ژنتیک تا تولد اینترنت، از نخستین قدمهای بشر در کره ماه تا انقلاب لیزر و ابررسانایی. اما گویی آن دوران شورانگیز جهشهای ناگهانی دانش به پایان خود نزدیک میشود. دادههای تکاندهندهای که اخیراً از میان انبوهی از پژوهشها بیرون کشیده شده، روایت تلخی را پیش رو میگذارد: علم امروز کمکم توانایی خلق تحولات بنیادین را از دست میدهد. ظاهراً هرچه دامنه پژوهش گستردهتر میشود، عمق شگفتیآفرینی آن تحلیل میرود.
یک مطالعۀ جامع و کمنظیر که بیش از ۴۵ میلیون مقاله علمی و ۳.۹ میلیون گواهی اختراع (پتنت) را در دهههای متمادی زیر تیغ تحلیل برده، نشان میدهد که احتمال خلق یافتههای «تحولآفرین» به شدت کاهش یافته است. این پژوهش که بر پایه شبکههای استنادی و الگوهای نادر ترکیب دانش طراحی شده، تمایز روشنی ترسیم میکند: بسیاری از پژوهشهای امروزی، هرچند متقن و پراستناد، بیشتر به گسترش مرزهای شناختهشده میپردازند تا ایجاد شکاف در آن مرزها. پژوهشگران برای کشف این روند، به سراغ «شاخصهای اختلال» در ارجاعات رفتند؛ مقالاتی که به جای استناد به یک زنجیره تثبیتشده از دانستههای پیشین، مسیری تازه و ناهموار پیش پای جامعه علمی میگسترند. نتیجه ناامیدکننده بود؛ در دهه ۱۹۸۰ حدود ۲۲ درصد از کل مقالات علمی را میشد در جرگه آثار تحولآفرین جای داد، اما این سهم در دهه ۲۰۱۰ و ۲۰۲۰ به حدود ۹ درصد سقوط کرد. به دیگر سخن، شانس تولد یک دستاورد علمی بزرگ در قیاس با چهل سال گذشته، بیش از پنجاه درصد کمشده است.
این بحران به هیچ رشتهای رحم نکرده است. در طب، نسبتی که روزگاری ۱۷ درصد بود، اکنون تنها ۷ درصد از مقالات را شامل میشود. در ریاضیات، سقوط از ۲۵ درصد به ۱۱ درصد اتفاق افتاده و در علوم رایانه، که امروزه به عنوان موتور محرک نوآوری شناخته میشود، این رقم از ۲۱ درصد به ۸ درصد رسیده است. حتی در قلمرو عملی فناوری و اختراعات، روندی یکسان حکمفرماست. پتنتهایی که یک زمین بازی تازه برای صنعت میگشایند، جای خود را به بهبودهای تدریجی و همگرایانه دادهاند. ظاهراً اکوسیستم نوآوری، هرچند انباشته از داده و مقاله و تقاضا، دیگر نمیتواند آن چاشنی غافلگیری بزرگ را تولید کند.
نکته شگفتانگیز، همزمانی این افت با انبوهسازی بیسابقه تولیدات علمی است. امروزه سالانه بیش از پنج میلیون مقاله در مجلات علمی جهان منتشر میشود. شمار پژوهشگران، بودجهها، آزمایشگاهها و مجلات تخصصی به رکوردهای تاریخی رسیده است. با اینهمه، ظرفیت خلق ایدههایی که مسیر یک رشته را یکباره دگرگون کنند، نه تنها افزایش نیافته بلکه تنزل یافته است. علم، گویی در تله کمّیت گرفتار شده است. همه چیز بیشتر شده، اما جرقههای بزرگ، سختتر.
پژوهشگران علل این پدیده را در لایههایی عمیقتر از یک عامل ساده جستجو میکنند. نخستین گمانه، افزایش چشمگیر میانگین سنی دانشمندان برجسته است. دادهها نشان میدهد در سه دهه گذشته، میانسالی پژوهشگران اثرگذار حدود یک دهه افزایش یافته است. پدیدهای که بخشی از آن ناشی از طولانیترشدن دوره پسادکتری، تثبیت سختتر موقعیتهای مستقل پژوهشی و تداوم حضور کهنهکاران در صدر استنادات است. اگر سن اوج نوآوری رادیکال همیشه میان دهه سوم و چهارم زندگی بوده، پیرشدن کارگزاران اصلی علم میتواند یکی از دلایل کاهش جهشهای ناگهانی باشد.
دانشمندان مسنتر، هرچند باسوادتر و محتاطتر، تمایل کمتری به ریسکپذیری پارادایمشکن دارند. عامل دوم، فشار وحشتناک «انتشار یا نابودی» است. در بسیاری از نظامهای دانشگاهی، ارزیابی پژوهشگران نه بر اساس تأثیر بلندمدت یک ایده جسورانه، بلکه بر حسب شمار مقالات، ضریب تأثیر مجلات و سرعت انتشار انجام میشود. در چنین محیطی، هیچ دانشمند عاقلی سرمایه سه ساله خود را صرف یک پروژه نامتعارف با احتمال شکست بالا نمیکند، وقتی که رقیبش با سه مقاله کمریسک و قابلپیشبینی به موقعیت بهتر دست مییابد. رقابت شدید برای دریافت بودجه نیز مزید بر علت است. نهادهای تأمینکننده سرمایه، معمولاً طرحهایی را تأمین مالی میکنند که سابقهای از موفقیت، تیم قوی، و اهداف شفاف دارند. ایدههای مرزی و مبهم، در این فرایند غربالگری بازنده از پیش تعیینشدهاند.
نویسندگان مقاله، اما فراتر از این دو عامل، نشانهای ساختاری را نیز پررنگ میدانند: خود دانش امروز آنچنان انباشته و تخصصی شده که درک همزمان چندین حوزه دوردست برای یک مغز انسانی به مرز محال رسیده است. برای ایجاد تحول رادیکال باید بتوان ایدههایی از زمینههای ظاهراً نامرتبط را به نحوی تازه به هم گره زد. اما وقتی هر رشته به صدها زیرشاخه فوقتخصصی تقسیم شود و دانشمندان ناگزیر از عمیقشدن روزافزون در یک گوشه باریک باشند، جرقههای میانرشتهای کمیاب میشوند. ابزارها و نرمافزارهای مدرن، هرچند قدرتمند، بیشتر به حل مسائل بهینهسازی در مسیرهای مشخص کمک میکنند تا به کشف ناشناختههای ساختارشکن.
نکته هشداردهنده اینجا است که شاخصهای نوآوری در بسیاری از کشورهای پیشرو، بدون توجه به سیاستهای علم، سقوط مشابهی داشتهاند. این مسئله نشان میدهد که تنها مقصر سیاستگذاران یا مدیران دانشگاهی نیستند، بلکه پویایی درونی نظام علم و فناوری به سمت کاهش تنوع اکتشافی و افزایش بهرهبرداری از دانش موجود حرکت کرده است. به عبارت دیگر، علم نهادیافته جهان، به شکلی نه از روی توطئه بلکه ناشی از منطق رشد و رقابت، به سمت تثبیت و اجتناب از شگفتی پیش رفته است.
با این حال، قیمت ادامه این روند میتواند گزاف باشد. جهانی که با توفانهای اقلیمی، همهگیریهای نوظهور، تهدید امنیت غذایی و از همه مهمتر انقلاب بیسابقه هوش مصنوعی دست و پنجه نرم میکند، نیاز مبرمی به جهشهای علمی دارد.
آیا هوش مصنوعی صرفاً خود محصول زوال نوآوری پیشین است یا میتواند در آینده محرکی برای جبران این روند شود؟ هیچ پاسخ روشنی در دست نیست، اما نکته مسلم این است که ادامه مسیر کنونی، به معنی کندشدن سرعت حل بزرگترین چالشهای بشر است.
احتمالاً برونرفت از این بحران، نیازمند تغییر در ساختارهای تشویقی، ارزیابی و تأمین بودجه خواهد بود. برخی نظامها به سمت ایجاد «صندوقهای ریسکپذیر» برای ایدههای ناهنجار رفتهاند. برخی دیگر، قواعد داوری و انتشار را به نفع پژوهشهای نامتعارف تعدیل کردهاند.
اما این تلاشها هنوز در مقیاس کافی نیستند. مگر اینکه ارزیابی واقعی از تأثیر علم، از شمار مقالات و استنادات به سمت شناسایی واقعی «جهشهای نادر» تغییر جهت دهد، باز هم همان الگوی رشد بدون شگفتی تداوم خواهد یافت. علم هرگز قرار نبود خطی هموار و قابل پیشبینی باشد. خاصیت شگفتانگیز آن، درست در جایی است که ناگهان از روند معمول منحرف میشود و چیزهایی را فاش میکند که انتظارش نمیرفت.
دادههای پژوهش فعلی زنگ خطری است که میگوید این توانایی در حال فرسایش است. بنابراین فراتر از شعارهای مرسوم، این پرسش پیش روی سیاستگذاران، مدیران علمی و حتی خود پژوهشگران قرار دارد: آیا میتوان بدون به خطر انداختن مسئولیت و دقت علمی، جسارت بازگشت به ناشناختهها را احیا کرد؟ اگر پاسخی برای این پرسش یافت نشود، دهههای آینده شاید خاطره اکتشافات بزرگ را به عنوان میراثی از دوران طلایی گمشده علم روایت کنند.
روزنامه صبح ساحل
تبلیغات متنی
جدیدترین اخبار
اقامه نماز ظهر عاشورا در هرمزگان
آزادی زندانی محکوم به قصاص پس از ۱۶ سال در هرمزگان
سطح مبارزه علیه ملخ های بومی به ۱۷۰ هزار هکتار رسید
توصیههای پیشگیرانه برای محافظت از پوست، چشم و سیستم ایمنی در برابر آفتاب
پاکستان ادعای طرح موساد برای ترور عاصم منیر را رد کرد
تکلیف نخستین دیدار مرحله یک شانزدهم نهایی جام جهانی مشخص شد
کاسبی زیر سایه بنزین؛ وقتی کارت سوخت جایگاه، قیمت دارد!
تاج: فیفا برای استفاده نشدن از علائم هجسنگرایی قول داد
ظرفیت ۶۸هزار نفری کاردانی به کارشناسی؛ کامپیوتر و حسابداری درصدر پذیرش
صعود ۱۲ تیم قطعی شد؛ یوزهای ایرانی در صف طولانی صعود
بستک داغترین نقطه هرمزگان شد
ادعای ترامپ: خاورمیانه در پی توافق «تاریخی» با ایران برای نخستین بار شاهد صلح خواهد بود
نیروی دریایی سپاه: عبور ایمن از تنگۀ هرمز تنها از مسیرهای اعلامی ایران ممکن است
وقوع زلزله ۶.۹ ریشتری در ژاپن
شوک قیمتی به بازار سرمایش؛ از کولرهای ۵ میلیونی تا مدلهای ۱۲۰ میلیونی
برای سوختگیری پول نقد همراه داشته باشید