03

تیر

1405


اجتماعی

27 خرداد 1405 09:55 0 کامنت

به گزارش صبح ساحل، کشورهای آفریقایی و آمریکای لاتین حالا راهبرد جدیدی را دنبال می‌کنند و به دنبال شرکای تازه‌ای می‌گردند. این جابجایی در قطب‌نماهای قدرت نشان می‌دهد که دوران تک‌قطبی در این پهنه‌های جغرافیایی به پایان رسیده است. حضور پررنگ چین در پروژه‌های عمرانی، همکاری‌های فنی روسیه و تعاملات اقتصادی ایران، موازنه سنتی قدرت را به چالش کشیده است. کشورهای این دو قاره دیگر خود را به یک مسیر محدود نمی‌بینند و از فضای رقابتی میان قدرت‌های جهانی برای تامین منافع ملی خود استفاده می‌کنند. این روند، فصل جدیدی را در دیپلماسی جهانی باز کرده که در آن قدرت‌های شرقی جای پای خود را در حوزه‌های نفوذ قدیمی غرب سفت کرده‌اند.

تغییر در جغرافیای تجارت؛ عبور از مدل تک‌قطبی

توازن تجاری در نیم‌کره جنوبی دیگر شباهتی به قرن بیستم ندارد. در حالی که تا دو دهه پیش، پایتخت‌های اروپایی و واشنگتن مبدأ اصلی کالا و سرمایه برای آفریقا و آمریکای لاتین بودند، اکنون این مرکزیت به سمت شرق جابجا شده است. برای درک ابعاد این تغییر، کافی است به حجم مبادلات سالانه میان پکن و قاره آفریقا نگاه کنیم که از مرز ۲۸۰ میلیارد دلار عبور کرده است؛ رقمی که رشدی خیره‌کننده را طی بیست سال نشان می‌دهد. این روند صرفاً به معنای جابجایی اعداد نبوده و نشان‌دهنده تغییر ساختاری در بنادر، معادن و بازارهای مصرفی است که حالا بیش از هر زمان دیگری با استانداردهای اقتصادی شرق تنظیم شده‌اند.

این چرخش بزرگ را باید یک «انتخاب راهبردی» برای گریز از آسیب‌پذیری دانست. کشورهای این مناطق بر اساس تجربیات گذشته به این نتیجه رسیده‌اند که گره زدن تمام حیات اقتصادی به یک بازار یا قدرت خاص، ریسک بزرگی برای امنیت ملی آن‌هاست. در دهه‌های پیشین، هر زمان که اقتصادهای غربی دچار رکود می‌شدند، اثرات تخریبی آن بلافاصله به بازارهای جنوب سرایت می‌کرد. اکنون این کشورها با تقسیم کردن مبادلات خود میان شرق و غرب، در حقیقت به دنبال ایجاد یک توازن امن هستند این تغییر مسیر نشان می‌دهد که آن‌ها دیگر تمایلی به محدود کردن آینده اقتصادی خود به یک قطب خاص ندارند. این کشورها با باز کردن فضا برای بازیگران جدید، تلاش می‌کنند تا در برابر تلاطم‌های سیاسی و اقتصادی جهانی، ضریب امنیت خود را بالا ببرند.

مدل جدید سرمایه‌گذاری؛ زیرساخت در برابر منابع

ظهور الگوهای جدید سرمایه‌گذاری، به ویژه در قالب ابتکار «کمربند-جاده»، چهره فیزیکی بسیاری از کشورهای در حال توسعه را دگرگون کرده است. برخلاف رویکردهای گذشته، تمرکز اصلی در این مدل بر اجرای پروژه‌های عظیم و ملموس قرار دارد؛ ساخت شبکه‌های گسترده راه‌آهن، بنادر استراتژیک و نیروگاه‌های برق در سراسر آفریقا و بخش‌هایی از آمریکای لاتین، محصول این نگاه است. در این میان، توافقات بلندمدت در بخش انرژی و استخراج معادن، به عنوان موتور محرک این پروژه‌ها عمل می‌کنند. این شیوه از همکاری که بر مبنای معاوضه ظرفیت‌های زیرساختی با منابع طبیعی شکل گرفته، باعث شده است تا کشورهایی که با کمبود نقدینگی روبرو هستند، بتوانند بدون نیاز به ذخایر ارزی کلان، نوسازی ساختارهای عمرانی خود را آغاز کنند.

این رویکرد شرقی نقطه مقابل مدل سنتی نهادهای مالی غربی قرار می‌گیرد. به طور معمول، کمک‌ها و وام‌های نهادهای بین‌المللی با پیش‌شرط‌هایی نظیر «اصلاحات ساختاری» و تغییرات در نظام حکمرانی همراه است که اجرای آن‌ها اغلب با چالش‌های سیاسی داخلی در این کشورها مواجه می‌شود. در مقابل، مدل شرقی با اولویت دادن به «توسعه فیزیکی»، خود را درگیر لایه‌های مدیریتی و نهادی کشورها نمی‌کند. این تقابل دو رویکرد، فضای انتخاب جدیدی را پیش روی دولت‌ها قرار داده است؛ انتخابی میان اصلاحات نهادی زمان‌بر برای دریافت اعتبار، یا پذیرش پروژه‌های آماده زیرساختی در قبال واگذاری بخشی از ظرفیت‌های منابع طبیعی. قرار گرفتن این دو الگو در کنار هم، رقابتی را پدید آورده که نتیجه آن، خروج انحصارِ توسعه از دست بازیگران کلاسیک است.

دیپلماسی دفاعی و تغییر در الگوهای امنیتی

معادلات امنیتی در آفریقا و آمریکای جنوبی با ورود تجهیزات و فناوری‌های نظامی جدید، وارد فاز متفاوتی شده است. بسیاری از پایتخت‌های این دو قاره، روسیه و چین را به عنوان تأمین‌کنندگان اصلی نیازهای دفاعی خود برگزیده‌اند. این همکاری‌ها تنها به خرید سخت‌افزار محدود نمی‌شود و برگزاری رزمایش‌های دریایی مشترک در آب‌های آمریکای جنوبی، نشان از عمق یافتن این پیوندها دارد. نفوذ تدریجی پهپادها، سیستم‌های راداری و خودروهای زرهی شرقی در ساختار ارتش‌های این مناطق، جغرافیای امنیت را که پیش از این در انحصار صنایع نظامی غرب بود، بازطراحی کرده است.

این تحول در دیپلماسی دفاعی، به معنای بازتعریف موازنه قدرت در مناطقی است که دهه‌ها تحت نفوذ سنتی قدرت‌هایی نظیر فرانسه و آمریکا بوده‌اند. با کاهش حضور مستقیم نظامی برخی قدرت‌های غربی در غرب آفریقا و تمایل کشورهای آمریکای لاتین به تنوع‌بخشی در خریدهای نظامی، فضای جدیدی برای نقش نمایی کشورهای جدید باز شده است. دولت‌ها در این مناطق اکنون به جای تکیه بر یک چتر امنیتی واحد، به دنبال ایجاد نوعی موازنه در همکاری‌های نظامی خود هستند. این رویکرد به آن‌ها اجازه می‌دهد تا بدون وابستگی کامل به یک جبهه، نیازهای امنیتی خود را از طریق شرکای مختلف تأمین کنند و در عین حال، قدرت چانه‌زنی خود را در معادلات منطقه‌ای حفظ نمایند.

راهبرد «چندجانبه‌گرایی»؛ نگاه کشورهای میزبان

اشتیاق فزاینده کشورهای آفریقایی و آمریکای لاتین برای عضویت در گروه‌هایی نظیر «بریکس»، نمودی روشن از تغییر رویکرد آن‌ها در عرصه بین‌المللی است. ده‌ها کشور از این دو قاره، درخواست رسمی خود را برای پیوستن به این بلوک اقتصادی ارائه کرده‌اند تا سهمی در تصمیم‌گیری‌های کلان جهانی داشته باشند. این تمایل عمومی به معنای تلاش برای خروج از حاشیه و حرکت به سمت مرکز دیپلماسی جهانی است؛ جایی که قدرت‌های نوظهور در کنار کشورهای در حال توسعه، به دنبال ایجاد نهادهای موازی مالی و سیاسی هستند تا توازن توزیع قدرت را به نفع خود تغییر دهند.

از دیدگاه کشورهای میزبان، حضور هم‌زمان قدرت‌های مختلف در خاک آن‌ها، ابزاری برای تقویت «دیپلماسی چندوجهی» محسوب می‌شود. رهبران این مناطق دیگر تمایلی به گرفتار شدن در دوقطبی‌های سنتی «شرق یا غرب» ندارند و ترجیح می‌دهند با همه بازیگران موثر بر اساس منافع ملی خود وارد تعامل شوند. در واقع، ورود رقبای شرقی به حیاط خلوت سنتی غرب، قدرت چانه‌زنی این کشورها را در برابر شرکای قدیمی‌شان به شکل چشم‌گیری افزایش داده است. این راهبرد جدید به آن‌ها اجازه می‌دهد تا با بهره‌گیری از فضای رقابتی موجود، امتیازات بیشتری در قراردادهای اقتصادی و سیاسی کسب کنند و به جای پیروی صرف، به بازیگرانی فعال در نظم جدید جهانی تبدیل شوند.

روزنامه صبح ساحل

دیدگاه ها (0)
img
خـبر فوری:

۱۳ و ۱۴ تیر استان تهران و ۱۵ تیر کل کشور تعطیل است