سیاسی
با نزدیک شدن به زمان برگزاری چهارمین نشست مشترک مصر، عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان در قاهره، نگاه رسانهها و محافل سیاسی بیش از گذشته متوجه اهداف، ابعاد و پیامدهای این سازوکار منطقهای شده است. هرچند مقامات چهار کشور همچنان در مواضع رسمی از تعابیری محتاطانه مانند «هماهنگی منطقهای»، «رایزنی سیاسی» و «مدیریت بحران» استفاده میکنند، اما تحولات دو سال اخیر خاورمیانه باعث شده این نشست دیگر صرفاً یک گفتوگوی دیپلماتیک معمولی تلقی نشود.
امروز خاورمیانه در شرایطی قرار گرفته که بسیاری از معادلات سنتی آن در حال بازتعریف است. جنگ غزه، گسترش درگیریها به لبنان و سوریه، افزایش نااطمینانی نسبت به آینده ترتیبات امنیتی موجود و در نهایت جنگ اخیر علیه ایران، مجموعهای از تحولات را رقم زده که بسیاری از دولتهای منطقه را به بازنگری در محاسبات راهبردی خود واداشته است.
در چنین فضایی، نشست قاهره بیش از آنکه یک رویداد سیاسی کوتاهمدت باشد، به نمادی از تلاش کشورهای منطقه برای یافتن مدل تازهای از همکاری و تأمین امنیت تبدیل شده است؛ مدلی که در آن سهم بازیگران منطقهای افزایش پیدا کند و وابستگی به بازیگران خارجی کاهش یابد.نشست پیشرو چهارمین دور از رایزنیهای مشترک میان چهار کشور محسوب میشود. سه نشست قبلی در ریاض، اسلامآباد و آنتالیای ترکیه برگزار شد و بهتدریج دامنه مباحث از مسائل صرفاً سیاسی به موضوعات عمیقتر امنیتی و راهبردی گسترش پیدا کرد. اکنون در کنار کاهش تنش، موضوعاتی مانند امنیت انرژی، آینده تجارت منطقهای، حفاظت از مسیرهای دریایی، ثبات اقتصادی و حتی شکل نظم سیاسی آینده خاورمیانه نیز به بخشی از دستورکار تبدیل شدهاند.آنچه اهمیت این نشست را افزایش میدهد، زمان برگزاری آن است. منطقه در وضعیتی قرار گرفته که بسیاری از کشورها نسبت به کارآمدی الگوی سنتی امنیتی دچار تردید شدهاند؛ الگویی که طی دهههای گذشته عمدتاً بر نقش قدرتهای فرامنطقهای استوار بود. به همین دلیل، گفتوگوهای قاهره از نگاه بسیاری از تحلیلگران تنها یک نشست چهارجانبه نیست، بلکه تلاشی برای پاسخ دادن به یک پرسش بزرگتر است: آیا خاورمیانه میتواند معماری امنیتی تازهای برای خود تعریف کند؟
جنگ ایران؛ نقطه عطفی در نگاه امنیتی منطقه
اگر جنگ غزه آغازگر مرحله تازهای از بازنگری امنیتی در منطقه بود، بسیاری معتقدند جنگ اخیر علیه ایران این روند را وارد مرحله جدیدی کرد.در جریان این بحران، کشورهای منطقه با یک واقعیت مهم مواجه شدند؛ اینکه هر جنگ بزرگ در خاورمیانه دیگر محدود به مرزهای یک کشور باقی نمیماند و در مدت کوتاهی میتواند امنیت انرژی، تجارت دریایی، بازارهای مالی، سرمایهگذاری و ثبات اقتصادی کل منطقه را تحت تأثیر قرار دهد.اختلال در مسیرهای تجاری، افزایش نگرانی درباره امنیت انرژی و رشد نااطمینانی اقتصادی باعث شد بسیاری از دولتها بار دیگر درباره سازوکارهای موجود امنیت منطقهای بازاندیشی کنند. این تجربه نشان داد هزینه بحرانها دیگر تنها بر دوش طرفهای درگیر نیست و کل منطقه ناگزیر از پرداخت پیامدهای آن خواهد بود.
برای بسیاری از پایتختهای منطقه این سؤال جدیتر از گذشته مطرح شد که آیا همچنان میتوان امنیت خاورمیانه را بر پایه توازنهای بیرونی تعریف کرد یا زمان آن رسیده که کشورهای منطقه سهم بیشتری در طراحی ساختار امنیتی خود برعهده بگیرند.
در چنین شرایطی، نشست قاهره را میتوان بخشی از تلاش برای یافتن پاسخ به همین پرسش دانست.
رژیم صهیونیستی و تغییر موازنههای منطقهای
در کنار جنگ ایران، سیاستهای رژیم صهیونیستی نیز یکی از عوامل مهم تغییر محاسبات منطقهای تلقی میشود. پس از ۷ اکتبر، منطقه نه تنها شاهد پایان بحران نبود، بلکه دامنه تنشها به شکلی کمسابقه گسترش یافت. ادامه جنگ در غزه، تنشهای مکرر در لبنان، عملیات نظامی در سوریه و در نهایت رسیدن بحران به سطحی که ایران نیز مستقیماً درگیر فضای جنگی شد، باعث شده بسیاری از بازیگران منطقهای درباره آینده موازنه قدرت با حساسیت بیشتری بیندیشند.در این میان، بخشی از تحلیلگران معتقدند نگرانی اصلی صرفاً به یک جنگ یا بحران محدود نیست، بلکه مسئله به خطر تبدیل شدن اقدام نظامی به ابزار اصلی بازتعریف نظم منطقهای بازمیگردد.
اظهارات مقامات رژیم صهیونیستی در سالهای گذشته درباره تغییر ساختار سیاسی و امنیتی خاورمیانه نیز در برخی پایتختهای منطقه با حساسیت دنبال شده است. به همین دلیل، همکاری بیشتر میان کشورهایی مانند مصر، عربستان، ترکیه و پاکستان از نگاه برخی ناظران تلاشی برای جلوگیری از برهم خوردن تعادلهای سنتی منطقه تلقی میشود. البته این همکاری هنوز به معنای شکلگیری یک بلوک رسمی یا ائتلاف کلاسیک نیست. هر یک از این کشورها روابط، منافع و اولویتهای متفاوتی دارند؛ اما حتی افزایش سطح هماهنگی میان آنها نیز از منظر ژئوپلیتیکی قابل توجه است.
ضرورت مهار تنش و جلوگیری از گسترش بحران
در کنار همه اهداف اعلامی، شاید مهمترین آزمون پیشروی نشست قاهره آن باشد که آیا این گفتوگوها میتوانند به شکلگیری یک رویکرد عملی برای مهار چرخه تنش در منطقه منجر شوند یا خیر.واقعیت آن است که تحولات پس از ۷ اکتبر نشان داد هرچه دامنه بحرانها گسترش پیدا کند، هزینه آن تنها متوجه یک کشور یا یک بازیگر نخواهد بود. اقتصاد منطقه، تجارت جهانی، امنیت مسیرهای انرژی و حتی وضعیت اجتماعی کشورهای پیرامونی نیز تحت تأثیر قرار میگیرد.در این چارچوب، بخشی از افکار عمومی جهان اسلام معتقد است که نشستهایی از جنس قاهره نباید صرفاً به مدیریت پیامدهای بحرانها محدود بمانند، بلکه باید درباره ریشههای بیثباتی نیز گفتوگو کنند. از این منظر، مهار زیادهخواهیها و جلوگیری از تبدیل قدرت نظامی به ابزار تحمیل اراده سیاسی، به یکی از الزامات ثبات آینده منطقه تبدیل شده است.
بر همین اساس، انتظار از چنین نشستهایی صرفاً صدور بیانیه سیاسی نیست؛ بلکه طراحی سازوکارهایی برای کاهش تنش، تقویت بازدارندگی سیاسی و جلوگیری از شکلگیری شرایطی است که هر بازیگری بتواند با اتکا به برتری نظامی، قواعد جدیدی بر منطقه تحمیل کند. در بخشی از نگاههای منطقهای نیز این ارزیابی وجود دارد که مهار رفتارهای تنشزا و جلوگیری از گسترش دامنه بحرانها، پیششرط هرگونه توسعه اقتصادی و ثبات پایدار در خاورمیانه خواهد بود.
کاهش اعتماد به چتر امنیتی آمریکا
عامل دیگری که در تحلیل نشست قاهره اهمیت دارد، تغییر نگاه بخشی از کشورهای منطقه نسبت به نقش آمریکا است.تحولات افغانستان، تغییر اولویتهای سیاست خارجی واشنگتن، تمرکز بیشتر بر رقابتهای جهانی و نوسان در سطح تعهدات امنیتی باعث شده برخی دولتها نسبت به دوام الگوی گذشته تردید بیشتری پیدا کنند.در نتیجه، ایده ایجاد ترتیبات مکمل و منطقهمحور به تدریج از یک بحث نظری به موضوعی عملیاتیتر تبدیل شده است.همزمان، بهبود روابط میان مصر و ترکیه، توسعه همکاریهای دفاعی عربستان و پاکستان و افزایش گفتوگوهای چندجانبه نشان میدهد منطقه به سمت نوعی بازآرایی آرام اما قابل توجه در حال حرکت است.
جایگاه ایران در نظم احتمالی جدید
هرچند ایران عضو این سازوکار نیست، اما نمیتوان درباره آینده نظم منطقهای بدون در نظر گرفتن نقش تهران سخن گفت.ایران طی سالهای گذشته بارها بر ایده «امنیت منطقه توسط کشورهای منطقه» تأکید کرده و معتقد بوده وابستگی به بازیگران فرامنطقهای بخشی از منشأ بیثباتی است.جنگ اخیر نیز این بحث را دوباره به مرکز توجه بازگرداند که امنیت پایدار زمانی شکل میگیرد که بازیگران اصلی منطقه بتوانند اختلافات خود را از مسیرهای سیاسی مدیریت کنند.در این چارچوب، حتی اگر نشست قاهره به تشکیل یک اتحاد رسمی منجر نشود، استمرار چنین گفتوگوهایی میتواند بخشی از روند بزرگتر بازتعریف نظم منطقهای باشد.نشست قاهره در شرایطی برگزار میشود که خاورمیانه در حال عبور از یکی از حساسترین دورههای تاریخ معاصر خود است. جنگ غزه، افزایش تنشهای منطقهای، جنگ علیه ایران، تغییر در اولویتهای قدرتهای جهانی و افزایش تمایل کشورها به همکاری مستقیم، فضای تازهای ایجاد کرده است.شاید هنوز برای سخن گفتن از یک ائتلاف جدید زود باشد، اما نشانهها حاکی از آن است که منطقه به تدریج به سمت الگویی حرکت میکند که در آن امنیت دیگر صرفاً محصول تصمیم بازیگران بیرونی نباشد. اگر این روند ادامه پیدا کند، نشست قاهره ممکن است در آینده نه به عنوان یک اجلاس معمولی، بلکه به عنوان یکی از نخستین نشانههای شکلگیری نظم جدید خاورمیانه شناخته شود؛ نظمی که در آن کشورهای منطقه بیش از گذشته تلاش میکنند درباره امنیت، ثبات و آینده خود تصمیم بگیرند.
روزنامه صبح ساحل
تبلیغات متنی
جدیدترین اخبار
صدور بیش از ۲۰۰ هزار بارنامه در هرمزگان
تشکیل کمیتهای متشکل از ایران، آمریکا و لبنان برای تثبیت آتشبس در لبنان
رشد اقتصادی کشور در ۱۴۰۴ منفی اعلام شد
هند میزبان نشست وزیران نفت و انرژی بریکس
تداوم صادرات نفت با سناریوهای متنوع
۲۶ درصد از مطالبات گندمکاران پرداخت شد
جمعیت یارانهبگیران زیاد شد! در حال حاضر ۷۳ میلیون نفر از جمعیت کشور یارانه نقدی دریافت میکنند
تخصیص ۱۷ میلیارد دلار وام توسط آمریکا برای تسریع ساخت ۱۰ راکتور هستهای
پیشرفتهترین ناو هواپیمابر چین از تنگه تایوان عبور کرد
آمادهایم در توافق با آمریکا به ایران کمک کنیم
از روز یکشنبه تاکنون حمله هوایی رصد نشده است
آمادهباش ۶۵۰ پایگاه هلال احمر برای پوشش مراسم محرم
ادعای سنتکام درباره تداوم حضور ۲ ناو هواپیمابر آمریکایی در منطقه
اختلال همه بانکها تا پایان امشب رفع میشود
آغاز دور پنجم مذاکرات لبنان و اسرائیل در واشنگتن