02

تیر

1405


فرهنگی و هنری

02 تیر 1405 08:42 0 کامنت

با این حال هم‌ زمان با افزایش آگاهی عمومی درباره بحران اقلیمی، پرسشی بنیادین نیز مطرح شده است: ریشه این بحران دقیقا کجاست؟ آیا آنچه امروز با عنوان بحران آب ‌و هوا می‌شناسیم، صرفا نتیجه برخی اشتباهات فناورانه و مصرف بی‌‌رویه انرژی است یا باید آن را محصول ساختارهای عمیق‌تر اقتصادی و سیاسی دانست؟ در میان آثار متعددی که درباره بحران اقلیم نوشته شده‌اند، کتاب "سرمایه‌داری علیه آب‌ و هوا" نوشته نائومی کلاین جایگاه ویژه‌ای دارد. نویسنده که پیش‌تر با آثار انتقادی خود درباره جهانی‌‌سازی اقتصادی شناخته شده بود، در این کتاب تلاش می‌کند از سطح توصیف پیامدهای زیست ‌محیطی فراتر رود و توجه خواننده را به سازوکارهایی جلب کند که به باور او در قلب بحران اقلیمی قرار دارند. از منظر کلاین، مسئله اصلی صرفا انتشار گازهای گلخانه‌ای نیست و بیشتر نوعی الگوی اقتصادی است که بر رشد بی‌پایان، استخراج مداوم منابع طبیعی و سودآوری کوتاه‌ مدت استوار شده است. اهمیت این کتاب در آن است که بحران آب‌ و هوا را نه به ‌عنوان یک مسئله فنی، بلکه به‌ عنوان مسئله‌ای اجتماعی، اقتصادی و سیاسی بازخوانی می‌کند. نویسنده می‌کوشد نشان دهد چرا بسیاری از سیاست‌های موجود برای مقابله با تغییرات اقلیمی ناکارآمد مانده‌اند و چگونه منافع اقتصادی قدرتمند، روند اصلاحات را با مانع مواجه می‌کنند. به همین دلیل، کتاب او صرفا اثری درباره محیط زیست نیست و دعوتی است برای بازاندیشی درباره شیوه سازماندهی اقتصاد، تولید و مصرف در جهان معاصر.

فراتر از مسئله‌ای محیط زیستی

یکی از مهم‌ ترین نقاط قوت کتاب آن است که بحران اقلیمی را از چارچوب محدود مسائل محیط زیستی خارج می‌کند. در بسیاری از روایت‌های رایج، تغییرات آب‌وهوایی به مجموعه‌‌ای از مشکلات فنی تقلیل می‌‌یابد که می‌توان با فناوری‌های نوین یا اصلاح الگوهای مصرف فردی آن ها را مدیریت کرد. اما کلاین معتقد است چنین نگاهی تنها بخشی از واقعیت را آشکار می‌کند. به باور او، بحران اقلیم بیش از آنکه ناشی از انتخاب‌های فردی باشد، محصول ساختارهای اقتصادی و سیاسی گسترده‌ای است که طی دو قرن گذشته شکل گرفته‌اند. نویسنده توضیح می‌دهد که اقتصاد مبتنی بر رشد نامحدود، نیازمند استخراج روزافزون منابع طبیعی است. در چنین ساختاری، جنگل‌ها، رودخانه‌‌ها، معادن و حتی اتمسفر زمین به منابعی برای تولید سود تبدیل می‌شوند. نتیجه این روند، فشاری مداوم بر محیط زیست و افزایش حجم آلاینده‌هایی است که ظرفیت طبیعی زمین برای جذب آنها محدود است. از این منظر، بحران اقلیم صرفا نتیجه استفاده از سوخت‌های فسیلی نیست بلکه پیامد منطقی نظامی است که بقای خود را در گسترش دائمی تولید و مصرف می‌بیند. کلاین همچنین به این نکته اشاره می‌کند که آسیب‌های ناشی از تغییرات اقلیمی به ‌طور برابر میان همه گروه‌های اجتماعی توزیع نمی‌شود. جوامع فقیرتر، ساکنان مناطق حاشیه‌ای و کشورهایی که سهم اندکی در تولید آلودگی داشته‌اند، اغلب بیشترین هزینه‌های بحران را می‌پردازند. این مسئله سبب می‌شود که بحران آب‌ و هوا به موضوعی مرتبط با عدالت اجتماعی نیز تبدیل شود. از نگاه نویسنده نمی‌توان درباره محیط زیست سخن گفت اما از نابرابری‌های اقتصادی و اجتماعی چشم پوشید. به همین دلیل، کتاب خواننده را وادار می‌کند بحران اقلیمی را نه صرفا به‌ عنوان مسئله‌ای طبیعی، که به ‌عنوان بازتابی از مناسبات قدرت در جهان امروز درک کند.

نقد رشد بی‌پایان

محور اصلی استدلال کلاین نقد این باور ریشه‌دار است که رشد اقتصادی همواره مطلوب و ضروری است. در بسیاری از سیاست‌‌گذاری‌‌های اقتصادی، افزایش تولید و مصرف به‌عنوان نشانه موفقیت تلقی می‌شود. دولت‌ها، شرکت‌ها و نهادهای مالی اغلب عملکرد خود را با میزان رشد اقتصادی می‌سنجند و کاهش رشد را نشانه بحران می‌دانند. اما نویسنده پرسش متفاوتی مطرح می‌کند: آیا رشد بی‌‌پایان در سیاره‌ای با منابع محدود امکان‌پذیر است؟ کلاین نشان می‌دهد که بخش قابل توجهی از اقتصاد جهانی بر استخراج منابع طبیعی استوار است. نفت، گاز، زغال‌سنگ، فلزات و سایر منابع زیرزمینی نه تنها سوخت حرکت صنایع هستند، بلکه پایه بسیاری از مدل‌های توسعه اقتصادی را تشکیل می‌دهند. از دید او، تا زمانی که اقتصاد جهانی بر اصل گسترش مداوم تولید بنا شده باشد، فشار بر محیط زیست نیز ادامه خواهد داشت حتی اگر بخشی از فناوری‌ها پاک‌تر شوند. یکی از جنبه‌های قابل توجه کتاب آن است که نویسنده از ساده ‌سازی مسئله پرهیز می‌کند. او ادعا نمی‌کند که راه ‌حل بحران اقلیم صرفا توقف فعالیت اقتصادی است. بلکه بر ضرورت بازتعریف مفهوم توسعه تاکید دارد. به باور او، باید میان رفاه انسانی و رشد بی‌وقفه تولید تمایز قائل شد. جامعه‌ای ممکن است از نظر کیفیت زندگی، سلامت، آموزش و امنیت اجتماعی پیشرفت کند، بدون آنکه لزوما مصرف منابع طبیعی را به شکل نامحدود افزایش دهد.

شرکت‌های بزرگ و سیاست اقلیمی

بخش مهمی از کتاب به بررسی نقش شرکت‌های بزرگ اقتصادی در شکل‌گیری و تداوم بحران اقلیم اختصاص دارد. کلاین معتقد است که بسیاری از صنایع بزرگ، به‌ویژه صنایع وابسته به سوخت‌های فسیلی، نه تنها سهم چشمگیری در تولید آلودگی داشته‌اند، بلکه در مواردی کوشیده‌اند روند اصلاحات زیست‌محیطی را نیز کند کنند. نویسنده با مرور نمونه‌های مختلف نشان می‌دهد که چگونه منافع اقتصادی عظیم می‌تواند بر تصمیم‌گیری‌های سیاسی اثر بگذارد. زمانی که سود شرکت‌ها به استخراج و فروش منابع آلاینده وابسته باشد، طبیعی است که مقررات محدودکننده با مقاومت روبه‌رو شوند. از این منظر، مسئله فقط وجود آلودگی نیست و قدرت اقتصادی بازیگرانی است که توانایی تاثیرگذاری بر سیاست‌گذاری عمومی را دارند. کلاین همچنین به نقش تبلیغات و روایت‌سازی اشاره می‌کند. در بسیاری از موارد، مسئولیت بحران به رفتار مصرف‌کنندگان عادی نسبت داده می‌شود گویی انتخاب‌های فردی علت اصلی تخریب محیط زیست هستند. در حالی که بخش عمده انتشار آلاینده‌ها به فعالیت‌های صنعتی در مقیاس وسیع مربوط است. این جابه‌جایی مسئولیت، به باور نویسنده، موجب می‌شود توجه افکار عمومی از عوامل ساختاری منحرف شود. در عین حال، کتاب تصویری توطئه‌آمیز از جهان ارائه نمی‌دهد. کلاین می‌کوشد نشان دهد که مسئله بیش از آنکه به نیت افراد مربوط باشد، به منطق اقتصادی حاکم بر بازارها وابسته است. حتی مدیران و سیاست‌گذارانی که از خطرات اقلیمی آگاه هستند، در بسیاری از مواقع در چارچوب ساختاری عمل می‌کنند که آنها را به سمت حفظ الگوهای موجود سوق می‌دهد. این تحلیل، کتاب را از سطح انتقادهای اخلاقی فراتر می‌برد و به اثری در حوزه اقتصاد سیاسی محیط زیست تبدیل می‌کند.

عدالت اقلیمی

یکی از مهم‌ترین مباحث کتاب، مفهوم عدالت اقلیمی است. کلاین استدلال می‌کند که بحران آب ‌و هوا تنها مسئله‌ای مربوط به دما، بارش یا انتشار آلاینده‌ها نیست و با توزیع قدرت، ثروت و فرصت‌ها نیز ارتباط مستقیم دارد. در واقع، کسانی که کمترین نقش را در ایجاد بحران داشته‌اند، اغلب بیشترین آسیب را متحمل می‌شوند. در بسیاری از مناطق جهان، جوامع فقیر با کمترین امکانات در برابر خشکسالی، سیلاب، طوفان و کمبود منابع غذایی قرار دارند. این در حالی است که سهم تاریخی آنها در تولید آلاینده‌ها بسیار محدود بوده است. کلاین معتقد است هرگونه سیاست اقلیمی که این نابرابری‌ها را نادیده بگیرد، ناقص خواهد بود. به همین دلیل، او بر پیوند میان حفاظت از محیط زیست و کاهش نابرابری اجتماعی تاکید می‌کند. نویسنده همچنین به نقش جوامع محلی، گروه‌های مردمی و جنبش‌های اجتماعی در حفاظت از محیط زیست اشاره می‌کند. برخلاف برخی روایت‌ها که راه‌حل را صرفا در تصمیم‌های دولت‌ها یا فناوری‌های جدید جست‌وجو می‌کنند، کلاین معتقد است تغییرات پایدار بدون مشارکت اجتماعی گسترده امکان‌پذیر نیست. از نگاه او، دفاع از محیط زیست در بسیاری از نقاط جهان با دفاع از حق دسترسی به آب، زمین، مسکن و زندگی شرافتمندانه گره خورده است. این بخش از کتاب اهمیت ویژه‌ای دارد زیرا بحران اقلیم را از مسئله‌ای علمی به مسئله‌ای انسانی تبدیل می‌کند. خواننده درمی‌یابد که بحث صرفا درباره حفظ طبیعت نیست بلکه درباره نوع جامعه‌ای است که می‌خواهیم در آن زندگی کنیم و نحوه توزیع هزینه‌ها و منافع توسعه در میان گروه‌های مختلف اجتماعی.

چرا این کتاب همچنان اهمیت دارد؟

با گذشت سال‌ها از انتشار سرمایه‌داری علیه آب ‌و هوا، بسیاری از پرسش‌های مطرح‌شده در آن همچنان زنده و حتی فوری‌تر از گذشته به نظر می‌رسند. بحران‌های زیست‌محیطی در نقاط مختلف جهان شدت یافته‌اند و هم‌زمان بحث درباره مسیرهای توسعه اقتصادی نیز بیش از پیش مورد توجه قرار گرفته است. در چنین شرایطی، ارزش کتاب کلاین بیش از آنکه در ارائه پاسخ‌های قطعی باشد، در طرح پرسش‌های بنیادینی است که اغلب نادیده گرفته می‌شوند. این کتاب خواننده را وادار می‌کند فراتر از راه‌حل‌های ساده بیندیشد و میان اقتصاد، سیاست، محیط زیست و عدالت اجتماعی ارتباط برقرار کند. کلاین نشان می‌دهد که بحران اقلیم را نمی‌توان تنها با تغییر چند فناوری یا اصلاح برخی عادات مصرفی حل کرد. مسئله به ساختارهایی مربوط است که شیوه تولید، مصرف و توزیع منابع را شکل می‌دهند. در عین حال، کتاب از دام بدبینی مطلق نیز می‌گریزد. نویسنده اگرچه نسبت به وضعیت موجود انتقادهای جدی مطرح می‌کند، اما امکان تغییر را نیز منتفی نمی‌داند. او بر ظرفیت جوامع برای بازاندیشی در الگوهای توسعه و یافتن مسیرهای متفاوت تاکید می‌کند. همین ویژگی سبب شده است که اثر او نه صرفا متنی هشداردهنده، بلکه دعوتی برای گفت‌وگو درباره آینده باشد. کتاب سرمایه‌داری علیه آب‌وهوا از آن دسته کتاب‌هایی است که حتی اگر خواننده با همه استدلال‌های آن موافق نباشد، نمی‌تواند نسبت به پرسش‌هایش بی‌تفاوت بماند. کتاب یادآوری می‌کند که بحران اقلیم تنها درباره طبیعت نیست درباره شیوه زندگی، اقتصاد، سیاست و آینده مشترک انسان‌هاست. همین گستره موضوعی است که آن را به یکی از مهم‌ترین آثار انتقادی در حوزه محیط زیست و جامعه معاصر تبدیل کرده است.

روزنامه صبح ساحل

دیدگاه ها (0)
img
خـبر فوری:

نیروی دریایی سپاه: شناورها به تنگه هرمز نزدیک نشوند