07

تیر

1405


سیاسی

07 تیر 1405 09:17 0 کامنت

لبنان طی سال‌های گذشته یکی از پیچیده‌ترین صحنه‌های سیاسی و امنیتی منطقه بوده است. کشوری که همواره میان فشارهای داخلی، رقابت‌های منطقه‌ای و مداخلات خارجی قرار داشته و به همین دلیل هیچ تحول مهمی در آن را نمی‌توان جدا از فضای کلی غرب آسیا تحلیل کرد.

از زمان آغاز بحران‌های گسترده منطقه در سال‌های گذشته، جنوب لبنان به یکی از حساس‌ترین نقاط ژئوپلیتیکی تبدیل شد. تشدید درگیری‌ها و افزایش فشارهای امنیتی باعث شد بسیاری از بازیگران بین‌المللی به دنبال ایجاد سازوکاری برای کنترل تنش‌ها باشند. اکنون توافق جدید نیز در همین چارچوب معرفی می‌شود؛ توافقی که هدف اعلامی آن کاهش اصطکاک و حرکت به سمت ثبات است.

اما سؤال مهم اینجاست: ثبات برای چه کسی و با چه هزینه‌ای؟

حامیان توافق معتقدند لبنان بیش از هر زمان دیگری به آرامش نیاز دارد. اقتصاد این کشور در سال‌های اخیر با بحران‌های جدی روبه‌رو بوده؛ کاهش ارزش پول ملی، ضعف سرمایه‌گذاری، رکود اقتصادی و فشارهای معیشتی باعث شده بخش بزرگی از جامعه لبنان خواهان فاصله گرفتن از تنش‌های فرسایشی باشند.از این منظر، هر روندی که بتواند خطر درگیری را کاهش دهد و زمینه بازگشت سرمایه و ثبات اقتصادی را فراهم کند، قابل دفاع خواهد بود.

اما در سوی دیگر، نگاه منتقدان به این روند متفاوت است.منتقدان معتقدند توافق‌هایی از این جنس زمانی می‌توانند پایدار باشند که صرفاً بر پایه برتری امنیتی یک طرف شکل نگیرند. از نگاه آنها، منطقه در دهه‌های گذشته بارها تجربه کرده که توافق بدون حل ریشه‌های بحران، تنها به تعویق تنش منجر می‌شود و نه پایان آن. در همین چارچوب، سیاست‌های رژیم صهیونیستی نیز با نقدهای متعددی مواجه است.

منتقدان منطقه‌ای بر این باورند که رژیم صهیونیستی طی سال‌های اخیر تلاش کرده با تکیه بر قدرت نظامی، ترتیبات امنیتی مطلوب خود را در محیط پیرامونی تثبیت کند. از نگاه آنان، توسعه دامنه عملیات و افزایش فشارهای امنیتی اگرچه ممکن است در کوتاه‌مدت بازدارندگی ایجاد کند، اما در بلندمدت می‌تواند زمینه شکل‌گیری بحران‌های تازه را فراهم کند.

این منتقدان می‌گویند امنیت واقعی زمانی شکل می‌گیرد که بر مبنای احترام به حاکمیت کشورها و کاهش مداخلات بنا شود، نه صرفاً از مسیر ایجاد موازنه‌های سخت نظامی.از سوی دیگر، برخی تحلیلگران معتقدند خود رژیم صهیونیستی نیز با محدودیت‌های جدیدی روبه‌رو شده است. افزایش هزینه‌های امنیتی، فشارهای اقتصادی ناشی از تداوم تنش و نگرانی از گسترش دامنه درگیری‌ها باعث شده بخشی از محافل تصمیم‌گیری به سمت مدیریت بحران از مسیر توافق حرکت کنند.در چنین فضایی، توافق لبنان را می‌توان نه نشانه پایان اختلاف‌ها، بلکه نشانه تغییر ابزارها دانست.

اما مهم‌ترین مسئله، وضعیت داخلی لبنان است.لبنان کشوری نیست که صرف امضای یک توافق بتواند وارد مرحله تازه‌ای شود. ساختار سیاسی چندلایه، رقابت جریان‌های داخلی، وضعیت اقتصادی و حساسیت‌های اجتماعی باعث می‌شود اجرای هر توافقی پیچیده‌تر از متن آن باشد.تجربه تاریخی نیز نشان داده در لبنان فاصله میان تصمیم سیاسی و اجرای میدانی گاهی بسیار طولانی است.به همین دلیل، اگرچه توافق اخیر از سوی برخی رسانه‌ها به‌عنوان نقطه عطف معرفی شده، اما موفقیت آن به عوامل متعددی وابسته خواهد بود؛ از جمله توان دولت لبنان برای مدیریت شرایط داخلی، میزان همراهی جریان‌های مختلف و نحوه رفتار بازیگران خارجی.

در این میان، موضوع مهم‌تر برای منطقه، تأثیرات بلندمدت چنین توافق‌هایی است.

اگر روند جدید به کاهش واقعی تنش‌ها منجر شود، احتمال دارد فضای اقتصادی منطقه نیز تغییر کند. کاهش ریسک‌های امنیتی معمولاً به افزایش تجارت، بهبود سرمایه‌گذاری و تحرک بیشتر اقتصادی منجر می‌شود.برای کشورهایی که اقتصادشان تحت تأثیر فضای سیاسی منطقه قرار دارد، این مسئله اهمیت دوچندان پیدا می‌کند.

اما اگر توافق تنها به توقف موقت تنش محدود بماند و ریشه اختلاف‌ها حل نشود، ممکن است منطقه در آینده دوباره وارد دوره جدیدی از بحران شود.

اینجاست که مفهوم «صلح پایدار» اهمیت پیدا می‌کند.صلح پایدار تنها نبود جنگ نیست؛ بلکه وجود سازوکاری است که مانع بازتولید بحران شود.خاورمیانه در دهه‌های گذشته نمونه‌های متعددی از توافق‌هایی را دیده که در زمان امضا تاریخی به نظر می‌رسیدند اما در عمل نتوانستند ثبات بلندمدت ایجاد کنند. دلیل آن هم روشن بود؛ وقتی مسائل بنیادی حل نشوند، توافق‌ها به‌تنهایی کافی نیستند.امروز نیز درباره لبنان همین پرسش وجود دارد.

آیا این روند به تقویت دولت ملی، کاهش تنش و بازگشت ثبات منجر خواهد شد یا تنها شکل تازه‌ای از مدیریت بحران خواهد بود؟

پاسخ هنوز روشن نیست.اما یک نکته را می‌توان با اطمینان بیشتری گفت؛ منطقه بیش از هر زمان دیگری از هزینه‌های بی‌ثباتی خسته شده است. جامعه‌ها به دنبال امنیت، اقتصاد و زندگی عادی هستند و همین مطالبه می‌تواند مهم‌ترین عامل فشار برای حرکت به سمت کاهش تنش باشد.در نهایت، آنچه در لبنان در حال رخ دادن است فقط یک پرونده مرزی نیست؛ این تحول بخشی از رقابت بزرگ‌تر بر سر آینده نظم منطقه‌ای است.اگر این مسیر بتواند از منطق برتری‌طلبی فاصله بگیرد و به سمت ایجاد توازن پایدار حرکت کند، شاید بتوان آن را آغاز فصل تازه‌ای دانست. اما اگر تنها به تثبیت قدرت یک طرف محدود شود، احتمالاً منطقه بار دیگر در چرخه آشنای بحران گرفتار خواهد شد.

خاورمیانه امروز بیش از هر چیز به توافق‌هایی نیاز دارد که نه فقط آتش را خاموش کنند، بلکه زمینه بازگشت آن را نیز از بین ببرند. این همان آزمونی است که لبنان و کل منطقه اکنون در برابر آن قرار دارند.

روزنامه صبح ساحل

دیدگاه ها (0)
img
خـبر فوری:

قطع ۴۸ ساعته آب شرب در سردشت و ۸ روستای بخش بشاگرد به دلیل شکستگی خط انتقال