اجتماعی
صبح ساحل ، اجتماعی - *نجمه پورقاسم*توی تعطیلات نوروز هر موقعِ روز که از کنار ساحل رد بشی، مسافرهای پا برهنه رو میبینی که تا لبِ آب جلو رفتن . یه نگاهشون به دریاست .
صبح ساحل ، اجتماعی - *نجمه پورقاسم*توی تعطیلات نوروز هر موقعِ روز که از کنار ساحل رد بشی، مسافرهای پا برهنه رو میبینی که تا لبِ آب جلو رفتن . یه نگاهشون به دریاست یه نگاهشون به شن های موج موجی زیر پاشون تا صدف و خرچنگ پیدا کنن. ساعت ها هم اگر بنشینی و نگاهشون کنی، داستان همینه.گهگاهی هم بادبادکی هوا می کنن و شاید هم ماشین سواری و فوتبال و والیبال ساحلی.جالبه واقعا. دریای خدا و شن هایش با تمامِ سادگی ش یه تنه شده جاذبه توریستی شهرمون . آره می دونم خَزَر هم هست . یه بار از نزدیک دیدمش . از خود راضی و موّاج . یک دقیقه آروم نمی گیره. اینقدر هم که ویلاهای به قول خودشون لاکچری بهش چسبوندن که وقتی برای قدم زدن به ساحل میری، همش فکر می کنی تویِ حیاطِ خونه ی مَردمی. جنابِ خلیجِ فارسِ خودمون سر به زیره، در خونش به روی همه بازه. گاهی اوقات از خودم شاکی میشم. از اینکه بی تفاوت و شوتی از بلوار ساحلی عبور می کنم و به خودم زحمت نمیدم سرم رو برگردونم و دریا رو ببینیم. این آبیِ کمرنگِ باوقار کی و کجایِ حافظه اَم محو شده؟ همین آبیِ کمرنگ رو ببرن یزد، سُرمه چشم هاشون میکنن. حالا یزد یا کرمان یا هر شهرِ بی دریایِ دیگه فرق نمی کنه دریامون خواستنیه. خواستنیه که هر سال این همه هموطن از دور و نزدیک مهمان شهرمون میشن.خوب از دریا و قدم زدن روی شن ها و سلفی هاش که بگذریم، صندوق های خودرو های مسافرها رو با چی پُر می کنیم؟ با شن دریا؟ یا LED های گچین و میشی؟ و یا با تی شرت و کفش و ظرف درگهان؟ با تشکر از دوستانمون، چین و تایلند که زحمت مارو کم کردن و مهمان های استان ما رو با دستِ پُر بدرقه می کنند.ما بندری ها برای مسافرت میریم اصفهان تابلوی زیبایِ مینا کاری شده می خریم، گز با خودمون میاریم و از چهارباغ و منارجنبان دیدن می کنیم و با یک خاطره ی خوش بر می گیردیم. وقتی اصفهانی ها میان شهرمون هم همین طوره؟ لباس محلی مون رو میخرن؟ هواری میگو رو امتحان می کنن ؟ برای دیدن بزرگترین فرش شنی جهان به جزیره هرمز میرن؟ ما میریم شیراز برای دخترامون لباس شیرازی میخریم یا گلدون فیروزه ای معرق کاری شده. آش و فالوده شیرازی می خوریم.کیلومترها راه میریم از تخت جمشید و نقش رستم دیدن کنیم و بازهم با کلی خاطره ی فراموش نشدنی بر میگردیم . شیرازی هم وقتی اومدن ، گبولی ما رو هم امتحان کردن ؟ برای دختر هاشون لباس بندری خریدن ؟ کیلومتر ها راه رو رفتن از نزدیک جنگل های حرا و جزایر نازِ قشم رو ببینن؟ با خودشون خاطرات تعریف کردنی بُردن؟ عجب مبادله ی فرهنگیِ منصفانه ای با استان هایِ دوستمون داریم ! تابلو فرش تبریز، ترمه های یَزد ، ظروف مسی کرمان ، و و و در قبال استان ما جنس خارجی، جنس خارجی ، جنس خارجی پس زیرانداز و سبد حصیریِ کربلایی زهرایِ مینابی رو کی میخره؟ لِیسی های دست دوزِ مریم، دختر خالو حسن چی؟ شلوار بندری های پر زحمتِ مومِ علی یا روبنده های خوشرنگِ رقیه و خواهرش سمیه؟ کناره و متکاهای سنتی دخترای هنرمند قشم و هُلُر و درگهان رو به کی بفروشیم؟ خانم های چینی و تایلندی میخرن؟ هموطن های خودمون که دستِ پُر رفتن .یه مجسمه چوبی ساخت چین دارم که اصلا نمی دونم نماد چیه ؟ مال کدوم کشوره ؟ فقط چون رنگش با رنگ مبل هام همخوانی داره، سال هاست که روی دیوار خونم نصبه.مقصر کیه؟ من که با فرهنگ کشورم غریبه ام ؟ کربلایی زهرا که محصولات حصیریش رو از میناب نمی تونه بیاره؟اگر یه زودی برسه که چینی ها یاد بگیرن شلوار بندریِ کارخونه ای تولید کنن، مسافرها میخرن؟ایراد از کجاست؟ تولید کننده؟ عرضه کننده؟ یا انتخاب های غلط خریدارها؟ این واضحه که مسافر چیزی رو میخره که میبینه. چه خوبه که ما توی شهرمون باقلوا و لاهماجون استانبولی داریم. ولی اگه یه روز یه مسافر ازمون پرسید رستوران غذای محلی تون کجاست ، آدرس کجا رو میدیم ؟ فست فود ها؟ چلو کبابی ها؟ کته کبابی شمال ؟ قلیه ماهی ، هواری میگو، کولی، سوراغ، مهیاوه، پکاره، سمبوسه و . . . حتی در ایام نوروز لب ساحل سِرو نمی شن تا معرفی بشن.کتونی های خوش رنگ و لعاب وارداتی مون کارگاه های کوچیک کفش دوزی تبریز رو تعطیل می کنه. میشی و درگهان اونقدر روفرشی و پتو نرم و گرم و ارزون قیمت داره که مدت هاست محصولات یزد بافت از یادمون رفته.و این داستان سالهاست که ادامه داره.ما پایین نقشه ای ها کبیر و دست و دل بازیم . هیچ مهمونی دست خالی از شهرمون نرفته . فقط یه حرفِ حساب داریم . حرفمون اینه که چه ایرادی داره میون اون همه جنس خارجی که گردش گرها با خودشون سوغات می برن ، صنایع دستی استانمون هم باشه تا به کل ایران معرفی شه؟اگر ده ها مستند هم از فرهنگ و آداب و رسوم شهرمون ساخته بشه و پخش بشه به اندازه یک سبد کوچک حصیری و یک لباس محلی که همراه مسافرها بره، اثر بخشی نداره.صنایع دستی مون محجورلباس محلی مون محجورخوراک بی نظیر مون محجورموسیقی غنی بومی شهرمون هم اگر رضا صادقی و صنعتگر رو تهران نداشتیم، احتمالا تا حالا فراموش شده بود.در تصورات من اگر قرار بود هرمزگان رو به شکل انسان تجسم کنم، یه پیرمرد به ذهنم می آمد. یه پیرمرد مسن جا افتاده ی بندری که ماهیگیره. با همون چهره ی آفتاب سوخته و لنگ و صندل عربی ش. که بپ گپو صداش می کنن. حالا بپ گپو بخواد باهامون حرف بزنه چی میگه؟ فکر کنم خیلی گله داشته باشه . از پسرهاش از دخترهاش . از این همه کم لطفی که در حقش شده. بپ گپو با هممون قهر کرده. میگه مگه شما به این خاک تعصب ندارین؟ چیتون کمتر از بقیه است؟ دریا داریم ، جزیره داریم ، باغ و بستان داریم. جوان هایِ رشیدِ هنرمند داریم. آره بپ گپویِ ما قهره . . . حق هم داره. نمی دونم چند وقته قهر کرده اما بنظرتون چقدر زمان و چقدر همّت لازمه تا دوباره آشتی کنه؟
تبلیغات متنی
جدیدترین اخبار
آمادگی هلال احمر برای برگزاری تشییع رهبر شهید در عراق
هیچ تغییری در نرخنامههای مصوب بلیت اتوبوس ایجاد نخواهد شد
هشدار پلیس فتا درباره شایعهپراکنی پیرامون مراسم تشییع پیکر رهبر شهید
رویترز خبر داد: مذاکرات ایران برای فروش نفت به شرکتهای ژاپنی
انهدام یک تیم تروریستی در شهرستان تفتان سیستان و بلوچستان
برخورد ۴ خودروی سواری در محورهای بندرعباس ۱۱ مصدوم برجا گذاشت
آلبوم «بدرقه» در تشییع رهبر شهید با صدای هفت خواننده تولید شد/علیرضا افتخاری تا پرواز همای
پخش مجموعه نمایشی «دیدار» درباره رهبر شهید از قاب شبکه یک سیما
خدمات درمانی، بهداشتی و اسکان ۲۵۰۰ زائر در مراسم تشییع رهبر شهید فراهم شد
برنامه بازی های امشب جام جهانی ۲۰۲۶/ دیدار آرژانتین با شگفتی جام
بلومبرگ: اروپا پرداخت عوارض تنگه هرمز به ایران و عمان را قطعی میداند
تکذیب ادعاهای مطرح شده از زبان فرماندهی انتظامی کشور
افزایش ظرفیت عرضه سوخت در مسیرهای منتهی به مراسم تشییع
ادای احترام رئیس قوه قضاییه به پیکر رهبر شهید انقلاب
کدام مقامات و شخصیتهای برجسته لبنانی در مراسم «وداع رهبر شهید» حضور یافتند؟