فرهنگی و هنری
صبح ساحل ،هنری - صدف محمودی: مردی به نام اوه نوشته فردریک بکمن رمان نویس سوئدی ست که به بیش از ۳۰ زبان دنیا ترجمه شده است، این کتاب در همان بدو ورود به ایران طرفداران بسیاری پیدا کرد .
صبح ساحل ،هنری - صدف محمودی: مردی به نام اوه نوشته فردریک بکمن رمان نویس سوئدی ست که به بیش از ۳۰ زبان دنیا ترجمه شده است، این کتاب در همان بدو ورود به ایران طرفداران بسیاری پیدا کرد و به چاپ چهارم خود رسید، این کتاب را فرناز تیمورازوف ترجمه کرده و نشر نون به چاپ رسانده است. مردی به نام اوه پرفروش ترین کتاب سال سوئد و همچنین از پرفروش ترین های سایت آمازون در سال ۲۰۱۶ بوده است. از این رو در این گزارش به معرفی و نقد این کتاب می پردازیم.
روی جلد این کتاب نوشته شده: کسی که از این رمان خوشش نیاید بهتر است هیچ کتابی نخواند.
این جمله خود بسیار در جلب مخاطب موثر است.
در قسمتی از پشت جلد کتاب مردی به نام اوه می خوانیم: بکمن در این رمان تراژیک کمیک احساس هایی مثل عشق و نفرت را به زیبایی به تصویر می کشد و انسان و جامعه مدرن را در لفاف طنزی شیرین و جذاب نقد می کند.
اوه مردی میانسال (59 ساله) است که همسرش سونیا را از دست داده، آن طور که پیداست آن دو رابطه بسیار عاشقانه ای با یکدیگر داشتند، حالا اوه مردی عبوس و بدعنق است که تقریبا با همه مشکل دارد از محل کار تا همسایه ها. او چندان نمی تواند با دنیای بیرون خود ارتباط برقرار کند. گویی دوست دارد زودتر این جهان را ترک کند و به دیدار سونیا برود.
اوه مرد سختی ست، چرا که انسان های اطرافش را سهل انگار می پندارد و تحمل آن ها از توان او خارج است. او عملگرا ست و با این که به گفته خودش چیزی ندارد که به آن دل خوش کند (همسرش سونیا تنها داشته او بود) باز هم برای بهتر شدن اووضاع اجتماع حتی با همان اخم و لجاجت تلاش می کند.
وجود زنی به نام پروانه که ایرانی ست هم در کتاب به جذابیت آن برای ما ایرانی ها می افزاید. این کتاب کتاب عمیقی نیست که لایه های زیرین داشته باشد و مخاطب مجبور به کشف آن ها شود، بلکه کتابی ست دوست داشتنی و با روایتی روان که خواننده را به سادگی با خود همراه می کند.
همچنین از این کتاب فیلمی هم ساخته شده است که در سال ۲۰۱۷ نامزد جایزه اسکار در قسمت بهترین فیلم خارجی زبان، بود. (رقیب فیلم فروشنده اثر اصغر فرهادی )
درباره نویسنده
فردریک بکمن متولد ۱۹۸۱ در استکهلم، نویسنده و وبلاگنویس سوئدی ست. وی در سال ۲۰۱۳ به عنوان «موفقترین» نویسنده سوئد شناخته شد بکمن تحصیلتش را در رشته فقه مسیحی نیمهکاره رها کرد و به عنوان راننده کامیون و شاگرد گارسون و کارگر در رستورانها و انبارها شروع به کار کرد. او در سال ۲۰۰۷ به عنوان روزنامهنگار آزاد در روزنامهای نه چندان مهم در استکهلم دوره تازهای از زندگیاش را آغاز کرد و به زودی به عنوان یک وبلاگنویس به شهرت رسید. در سال ۲۰۱۲ نخستین رمانش «مردی به نام اوه» را منتشر کرد. دومین رمان بکمن با عنوان «مادربزرگ سلام میرساند و میگوید متأسف است» هم بسیار پرفروش و موفق بود.
در ادامه صحبت های این نویسنده را در باره کتابش می خوانید:
وقتی از من پرسیده میشود از كي نوشتن را شروع كرديد، پاسخم این است: «از وقتي پسربچه بودم، نوشتن را شروع كردم، نوشتن براي من راهي براي ارتباط برقراركردن با احساسات بود. بعضيها براي بيان احساسات خود از ورزش يا موسيقي استفاده ميكنند.
من هم داستانها را يافتم و به وسيله آن، هويتم را جستوجو كردم. يك دليل براي آن مطمئنا اين بود كه من خيلي زود - چهار يا پنج سالم بود- خواندن را ياد گرفتم.
جالب اينكه مادرم معلم بود.
وقتي كه مدرسه رفتم كتابهای بسیاری از جمله كتابهاي بزرگسالان را خوانده بودم، در هشت سالگي كتاب «ارباب حلقهها»ی تالكين را خوانده بودم.»
اگر بپرسید آیا از همان كودكي برايتان روشن بود كه ميخواهيد بهعنوان يك نويسنده، به قول معروف، چرخ زندگيتان را بچرخانید، جواب میدادم: «نه، من اصلا هيچ برنامهاي براي نويسندهشدن نداشتم. من نويسنده شدم، چون مينوشتم. من برحسب تصادف نويسنده شدم.»
وقتی شما متعجب میشوید، که بر حسب تصادف؟ برایتان توضیح میدهم: «بعد از گرفتن ديپلم دبيرستان واقعا نميدانستم كه بايد چهكاري را شروع كنم. كمي مطالعه كردم اما به جايي ختم نشد. بعد يكي از دوستانم براي من يك كار بهعنوان راننده ماشين باربر (ليفتراك) در يك عمدهفروشي ميوه پيدا كرد.»
حتما شما در اینجور مواقع میگویید باید پول خوبي در آن باشد، اما واقعا به نظر نميرسد كه شغلي براي آيندهتان باشد. و بعد از مکث کوتاهی شاید بگویید همينطور است؟ و من خونسرد جواب میدهم: «خانوادهام هم متوجه اين اين مساله شدند. آنها از من خواستند كه يك برنامه عاقلانه براي زندگيام داشته باشم. من اهل يك خانواده قديمي جنوب سوئد هستم كه خيلي اصيل است. و بعد يك چيز براي من روشن شد: تنها چيزي كه واقعا به آن علاقه دارم، نوشتن است؛ چرا با آن پول درنياورم؟»
و حالا شما با تهلبخندی روی لب میگویید: جهان هم مطمئنا منتظر يك راننده ليفتراك نويسنده نبود. و بعد ادامه میدهید، چطور اين كار را شروع كرديد؟ و من برایتان شرح میدهم: «مدتي يك روزنامه جديد محلي با ستونهاي منتشرشده در آن را زير نظر گرفتم. بعد خودم چند متن نوشتم و آنها را براي سردبير روزنامه فرستادم. آنها از اين متنها خوششان آمد اما خبري از پول نبود. با وجود این، كار من را تائيد كردند و من سه روز ديگر كارم را در انبار ميوه در شيفتهاي كاري ادامه دادم و در زمان باقيمانده، مقاله و متن ستونها را مينوشتم.»
اینجا میپرسید چه نوع مقالاتي مينوشتيد؟ من هم خیلی مختصر میگویم: «متوجه شدم كه مقالات تاريخي كه در آنها مشاهير يا آدمهاي بااعتقاد نقشي دارند، موفق هستند. بنابراين بهعنوان يك خبرنگار آزاد براي مجلات مردان، مجلات سبك زندگي، روزنامهها و هفتهنامه و حتي براي مجله يك واحد توليدي ابزار يا ضميمههاي محلي هم مطلب نوشتم. داستانهاي طنز هم بسیار موفق بودند.»
از كارگری برای یک میوهفروشی تا نويسنده برجسته جهانی
حالا هر دو - هم خواننده، هم نویسنده- میخندیم، که: اينكه بخواهي طنز بنويسي مسلما جزو سختترين سبكهاست. و من میگویم: «من عاشق كمدي هستم.
خيلي زياد! براي نوشتن آن در روزنامهها دنبال يك سوژه روزمره و محلي ميگشتم و آن را به شكل طنز مينوشتم.
اغلب هم تحريكآميز بودند، مثلا در آرايشگاه يا يك اپيزود در فروشگاه لوازم ابزار. هميشه كانوني پيدا ميكردم كه ديگران نديده بودند يا هنوز آن را پيدا نكرده بودند. يك چرخش كوچك در رويكرد.»
و حالا هر دو با شوق و ذوق، میگوییم: بعد نخستين رمانتان: «مردي به نام اُوِه»؛ و بعد من ادامه میدهم: «من و همسرم يك بچه كوچك در خانه داشتيم و من شبها و آخر هفتهها، مقاله مينوشتم. در كنار آن همچنان بهعنوان يك روزنامهنگار كار ميكردم. همسرم شاخص اندازهگيري نوشتههايم است. وقتي او هنگام خواندن نوشتههايم ميخندد، آنگاه ميدانم كه آن اثر موفق است.»
در اینجا شما میگویید: همه قهرمانان كتاب شما تقريبا عجيب و غريب هستند. همه آنها موشكاف، عبوس، خودمحور و مشتاق به كنترل ديگران، به آخر خطرسيده و ديوانهاند. درعينحال آنها در طول داستان قابل ستايش هستند. و بعد من حرف شما را ادامه میدهم: «همه شخصيتهاي داستاني من از بيرون كاملا معمولي به نظر میرسند. بعد خوانندهها با افكار شخصيتهاي داستاني آشنا ميشوند و مانند آنها فكر میكنند. در نگاه بعدي خواننده با روی طنزآميز آنها نيز آشنا ميشود.»
بنابراين شما ناظر خوبي هستيد! این را شما میگویید و بعد من میگویم: «بسياري از آدمها چيزهاي خاص را دوست دارند مثلا يك كره هميشگي براي صبحانه، يك هتل هميشگي، يك مكان ثابت براي تفريح و از اينجور چيزها. ارزشهايي هم دارند: آدم طلاق نميگيرد، آدم وطنش را ترك نميكند، آدم نشان تجاري اتومبيلش را تغيير نميدهد، آدم گواهينامه رانندگي ميگيرد. اينها چيزهاي كوچكي هستند كه من آنها را در ستونهايم به سخره ميگيرم. اينطوری خوانندهها دوباره اين چيزها را درمييابند.» برای هر کسی حتما جالب است که یک نویسنده چطور مینویسد: برای نوشتن از كاغذ استفاده میکند يا كامپيوتر؟ برای من اینگونه است: «همهجا، پشت پاكت نامهها، روي زيرليوانيهاي مخصوص نوشیدنی و مرتبا در تلفنم و قطعا بعدا هم در كامپيوتر آنها را مينويسم. اما به وسيله ماشين تحرير قديميام و گاهي حتي به صورت دستي با مداد روي يك تكه كاغذ هم مينويسم. يك ديالوگ، يك ايده، يك عبارت! فكرش را بكنيد، سه هفته بعد آن را وسط خرتوپرتها دوباره پيدا ميكنم.»
و حالا آخرین سوال را میپرسید: اما بعد از آن، رمانهايتان ساختارمند هستند؟ و من میگویم: «دوست داشتم سازههاي بيشتري میداشتم. به اعتقاد من نوشتن يك فرآيند پر از هرجومرج است. هميشه ده ايده بهطور همزمان در سرم دارم. وقتي شروع به نوشتن ميكنم اولين چیز، موضوعي است که در سرم دارم. بعد آغاز و پايان داستان را پيدا ميكنم. در اين چارچوب حركت ميكنم و به اينطرف و آنطرف ميروم. همزمان برايم يك مرزي وجود دارد كه بر اساس آن يك كتاب پنج هزار صفحهاي نمينويسم.»
تبلیغات متنی
جدیدترین اخبار
۷ فایده علمی اثباتشده برای سلامتی با یک فنجان قهوه روزانه
ممنوعیت پیشفروش خودروهای وارداتی در مناطق آزاد
دیدار نماینده ویژه رئیس پارلمان لبنان با عراقچی
تمامی اصناف به جز دوشنبه باز هستند
دو طایفه از هرمزگان و کرمان پس از ۲۰ سال اختلاف به صلح رسیدند
مراکز شمارهگذاری وتعویض پلاک کشور فردا تعطیل شد/انتقال خودکار نوبتها به روز چهارشنبه
کاهش ۲۶ درصدی قیمت فروش تخممرغ در «سیمرغ»؛ آیا موج کاهش قیمت به صنایع غذایی میرسد؟
خدمت خادمیاران رضوی هرمزگان در مراسم وداع و تشییع «شهید ایران»
برنامه بازیهای امشب جام جهانی/ آغاز مرحله یکهشتم نهایی
آمادگی کامل وزارت کار برای اسکان زائران و خدمات درمانی
بخشنامه فعالیت دستگاههای اجرایی در این هفته اعلام شد
کشف محموله ۲۸۱ کیلوگرمی حشیش در هرمزگان
پایان گروگانگیری در هرمزگان با آزادی ۲ نوجوان از دست آدمربایان
شعب کشیک بانکها فردا فعال هستند
بیانیه وزارت امور خارجه: راه رهبر شهید انقلاب اسلامی با قدرت ادامه خواهد یافت