فرهنگی و هنری
صبح ساحل ، هنری - صدف محمودی// چند روزی ست که از مرگ عباس عبدی روایت گر قصههای جنوب میگذرد، داستاننویسی که سالهای زیادی را در جزیره قشم گذراند.
صبح ساحل ، هنری - صدف محمودی// چند روزی ست که از مرگ عباس عبدی روایت گر قصههای جنوب میگذرد، داستاننویسی که سالهای زیادی را در جزیره قشم گذراند و کتابهای بسیاری درباره جنوب و بهویژه جزیره قشم نوشت،«دریا خواهر است»، «قلعه پرتغالی»، «باید تو را پیدا کنم» و «پرنده هلندی» ازجمله آثار عبدی در حوزه بزرگسالان است که توسط نشر چشمه به چاپ رسیدهاند.
وی رمانهایی همچون «روز نهنگ»، «هنگام لاکپشتها»، «شکارچی کوسه کر» و «شناگر» نیز در حوزه کودک و نوجوان نگاشته است.
با عبدالرضا دشتی زاده که یکی از دوستان عباس عبدی در جزیره قشم در سالهای اخیر بود درباره زندگی و مرگش گفتوگویی داشتم، حرفهای صمیمانه او را در ادامه میخوانید:
اول باید بگویم در سرزمین ما همیشه رسم بر این بوده که پس از مرگ، نگاهها به سمت هنرمند جذب شود، آنهم در یک جو احساساتی که فوراً فروکش میکند و فراموش میشود. این زخم کهنه فرهنگ امروزی ما است تا زمانی که هنرمند ما زنده است هیچکس حواسش نیست در چه وضعیت اقتصادی و روحی زندگی میکند.
عباس عبدی را از سالها پیش میشناختم، وقتی کتاب قلعه پرتغالیها را خواندم برایم جالب بود چه کسی این کتاب را نوشته است چراکه شیوه داستاننویسیاش در خصوص جنبههای مختلف فرهنگی قشم جذبم کرده بود. او یک روز در اوایل سال 1389 به اتاق کارم در اداره میراث فرهنگی قشم آمد و باهم گفتوگویی شیرین داشتیم که این سرآغاز دوستی ما بود.
عباس در قشم تنها زندگی میکرد، خانوادهاش اینجا نبودند و همین سبب شد روزهای زیادی را باهم بگذرانیم. او در جزیره چندین دوست نزدیک داشت و خانوادهاش چند بار در سال به دیدنش میآمدند.
شبها به خانه من میآمد، من در آن سالها هم تنها بودم و بیشتر در مورد ادبیات و سینما حرف میزدیم.
یادم میآید خیلی از رمانهایش را در اتاق من نوشت شکارچی کوسه کر یا دیدار با مرغان دریایی. دوستیمان از این هم فراتر رفت و بدل به رفتوآمد خانوادگی شد. با ایشان به زادگاهم بندر گناوه سفری داشتیم.
اگر بخواهم واقعبینانه حرف بزنم باید بگویم او جنوب و بهخصوص قشم را خیلی خوب میشناخت و نگاه کنجکاوانهای به فرهنگ جنوب داشت.
در بسیاری از بازدیدها از روستاهای دورافتاده جزیره به همراه هم میرفتیم. بسیار آدم پرکاری بود، کتاب زیاد میخواند. تا آنجا که همیشه میشد ازش پرسید الان چه کتابی را میخوانید. او ادبیات روز جهان را میخواند و تقریباً تمام نشریات حرفهای ایرانی برایش ارسال میشد. گاهی میدیدی برخی از نویسندگان از شهرهای کشور به دیدنش میآمدند.
من از طریق ایشان با برخی نویسندگان آشنا شدم. همیشه میگفت احساس میکنم باید خیلی از دغدغههای ذهنی را بنویسم و زمان کمی دارم. من میگفتم تو تجربه بالایی در چند دهه ایران را داری، زیاد خواندی و خوب است که الان در این سن دارید مینویسی.
دوست داشت لباسهایی به رنگ شاد بپوشد و همیشه لپتاپ سفیدرنگش همراهش بود که در آن آثارش را تایپ میکرد، هیچوقت قلم و کاغذ به دست نمیگرفت. بسیار سرزنده و شاداب بود و با نویسندگان جوان رابطه خوبی داشت.
آنقدر سرزنده بود که گاهی فکر میکردم با یک جوان امروزی دوست هستم.
حقیقت این است که عبدی در آن سالها تنهایی کشید. او خیلی به خانوادهاش عشق میورزید. در آن روزها بهعنوان یکی از دوستانش همیشه این تنهاییاش را حس میکردم.
در تهران نویسندگان بزرگی او را میشناختند و با او در ارتباط بودند ولی احساسم براین بود در جنوب کمتر شناختهشده است.تاکنون نویسنده و داستاننویسی چون او در قشم ندیدهام، نویسندهای که تا این اندازه کتاب و رمان نوشته باشند. اگرچه داستاننویس نیستم ولی فکر میکنم جزیره قشم ازلحاظ تعدد اثر ادبی بسیار شاخص است.
عبدی در قشم کارهای زیادی انجام داد، مدتی رئیس انجمن داستاننویسی قشم بود، او هم کار میکرد و هم مینوشت.
او برایم تعریف میکرد که حدود بیست سال پیش که با خانوادهام به جزیره آمده بودم در مشاغل دولتی بودم. ولی بعد به کارهای خصوصی و ساختوساز ساختمان رو آوردم. او در آن سالها مدیر بازار ستاره قشم بود و بعد چند ماهی هم برای کار به استان فارس رفت.
راستش متأسفانه آنچنانکه باید به نویسندگان و هنرمندان ما توجه نمیشود و قدر هنرشان را نمیدانند.همانطور که گفتم او بسیار پرکار بود، یکی از خاطرات جالبم از عبدی مربوط به شبهایی ست که به خانه من میآمد: یک مبلی داشتم که روی آن میخوابید یکشب گفتم عباس بیا راحت روی زمین بخواب روی مبل اذیت میشوی گفت باید جوری زندگی کنم که خیلی به من خوش نگذرد اگر روی زمین بخوابم نمیتوانم سحر بیدار شوم و بنویسم.
سحر بیدار میشد و با لپتاپ سفیدش مینوشت، زندگیاش دریا و نوشتن و جنوب بود. جزیره را قلبا دوست داشت.
میدیدم چقدر برای درک و کنکاش در خصوص موضوعی مطالعه میکرد و مصاحبه میگرفت. من شاهد بودم که چطور برای چاپ آثارش پلههای سازمان را بالا و پایین میرفت و دوندگی میکرد.در این دوره زمانه نویسنده بهغیراز نوشتن باید وقت بگذارد و با برخی افراد ارتباط خود را قوی کند، اگر کسی سرش توی کار خودش باشد خیلیها به او اهمیت نمیدهند چراکه عموماً به رفتوآمد و ارتباطات فرد توجه میشود و کمتر به آثارش.
بسیاری از مشکلات جامعه را میتوان در آثار هنرمندان دید، نباید تنها جنبه تفننی آثار هنری را فقط نگاه کرد.
تنها کسانی که قدرت اندیشیدن دارند میتوانند به این نکات پی ببرند؛ مثلاً پینک فلوید ترانهای میخواند و نظام آموزشی کشورش را به چالش میکشاند و ترانه برای مردم بسیار مهم است.
اما در جامعه کنونی ما چنین نیست، مردم بیشتر دوست دارند به هنر جنبه سرگرمی نگاه کنند.
در این دو سه سال اخیر که عبدی از جزیره رفت ارتباطم با او کم شد، کوتاهی از من بود از این بابت الان پشیمانم، البته خوشبختانه او به اصفهان پیش خانوادهاش رفت. دو سه روز پیش از مرگش دلتنگش شدم و تماس گرفتم اما گوشی را برنداشت؛ که بعدازآن از پدر و برادرم خبر فوتش را شنیدم و حالا هم باورم نمیشود درباره او حرف میزنم.
عباس رفت اما کتابهایش هستند. امیدوارم نویسندگان جدید از آنها استفاده کنند. به گمانم آدم در شرایط عادی و گلوبلبل شکوفا نمیشود بلکه شرایط سخت انسان را میسازد. اثر هنرمند باید پیام داشته باشد و باعث تغییر جامعه شود. این در خصوص عبدی هم صدق میکند: آنچه او مینوشت تجربه زیستیاش بود.
تبلیغات متنی
جدیدترین اخبار
راهداران هرمزگان مسیرهای ایمنتری ساختند
گاردین: سران ناتو در نشست آنکارا توافق کردند درباره فوتبال با ترامپ حرف نزنند
بزرگترین بازار پذیرش رمزارز جهان در آستانه محدودیتهای جدید است
14 شهید و 78 مصدوم در حملات آمریکا به 5 استان کشور
ادامه حملات پهپادی ارتش به پایگاه ها و مراکز راهبردی آمریکا در منطقه
جام جهانی رکورد جستجو در گوگل را شکست
آمریکا در پی محدود کردن استفاده شرکتها از هوش مصنوعی چینی
پیام قدردانی عراقچی از مردم و دولت عراق
عیادت فرماندار سیریک از مجروحان حمله موشکی سحرگاه چهارشنبه
اقدام کمسابقه ناسا برای حفاظت از طبیعت؛ واگذاری جنگل مریلند
هواپیمای حامل پیکر رهبر شهید فرودگاه نجف را به مقصد مشهد ترک کرد
افزایش دما از هفته آینده؛ خلیجفارس متلاطم میشود
تداوم کاهش قیمت طلا در بازار جهانی
قیمت طلا ۱۸ عیار امروز ۱۸ تیر؛ هر گرم ۱۷ میلیون و ۸۸۳ هزار تومان
شهادت یکی از پرسنل آتشنشانی در پی حمله به تأسیسات فرودگاه ایرانشهر
همه زیرساختها سالم است، اما یک پرواز لغو شد