فرهنگی و هنری
صبح ساحل ، هنری - فيلم «مهمان داريم» پس از دو سال بازي نکردن خودخواسته دوباره پرويز پرستويي را به سينما آورد. با نقش متفاوتي در فيلم محمد مهدي عسگرپور که اين روزها روي پرده است.
صبح ساحل ، هنری - فيلم «مهمان داريم» پس از دو سال بازي نکردن خودخواسته دوباره پرويز پرستويي را به سينما آورد. با نقش متفاوتي در فيلم محمد مهدي عسگرپور که اين روزها روي پرده است. بازي در نقش افرادي که اين سالها رسيدگي به آنها دغدغه اصلياش شده است.
پرستويي پاسخگوي سوالات ايسنا بود که بخش اول آن درباره فيلم«مهمان داريم» در ذيل ميآيد.
نقش «حاج ابراهيم» چه ويژگيهايي داشت که باعث شد بعد از مدتها دوباره مقابل دوربين برويد؟
احتياج داشتم به خاطر جار و جنجالهايي که وجود داشت خلوت کنم و به خودم بپردازم. اولين پيشنهادي که بعد از اين مدت شد «مهمان داريم» بود. صرفنظر از اينکه اصلا بدانم موضوع چيست و چه کار بايد بکنيم فقط فهميدم قرار است در کنار هم جمع شويم و همدلي کنيم. با منوچهر محمدي به عنوان تهيهکننده که پيش از اين در «خاک سرخ» و «مارمولک» همکاري داشتم و محمد مهدي عسگرپور به عنوان کارگردان، آدمهايي که رزومههايشان مشخص است و ميدانستم فکر و ايده خوبي براي کار کردن دارند.
از طرف ديگر به خاطر فعاليتهاي صنفي که با آقاي عسگرپور در زمان بحرانهاي سينما داشتيم و چراغ خاموش براي باز شدن خانه سينما تلاش ميکرديم، يک اعتماد و اعتقادي به کار و شخصيتشان داشتم.
دوباره با موضوعي مرتبط با دفاع مقدس به سينما بازگشتيد؟
در ابتدا که پيشنهاد مطرح شد هنوز فکر فيلم و سناريو کامل نشده بود و شايد در چند صفحه خلاصه بود که خواندم و ديدم باز در زمينه دفاع مقدس است. ديدم شايد يک ذره احتياج داريم که دوباره به اين موضوع بپردازيم. البته اين بار قرار نبود لباسي بر تن کنم و قرار بود لباس را بر تن فرزندانم کنم. فکر کردم آن حاج ابراهيم که من نقشش را بازي کردم چون خودش رزمنده نيست ميتواند در کنار اين آدمها باشد. در واقع يک جور برايم خاص بود. ضمن اينکه خود نقش هم که بالاتر از سنام بود از منظر بازيگري برايم جذاب بود. فکر کردم بد نيست بعد از يک رکود خود خواسته کاري، اين کار را انجام دهم و شروع خوبي خواهد بود. موضوع هم در دفاع مقدس تازه بود و ياد ندارم در عرصه دفاع مقدس به خانوادهاي پرداخته شود که سه فرزند شهيد و يک جانباز دارد.
فکر ميکنم حضور در چنين آثاري برايتان يک تکليف و دغدغه شده است؟
يک گذار به قطعه شهدا بهشت زهرا داشته باشيم، ميبينيم پدر و مادران زيادي هستند که چهار فرزندشان را از دست دادهاند ولي هيچ وقت به اينها پرداخته نشده بود. احساس کردم اين کار يک اداي ديني حداقل براي آن خانواده است چون من هميشه اعتقاد دارم فيلمي که کار ميکنيم قرار نيست همه را راضي و شاد کنيم. شايد عموم مردم با فکرهايي که دارند اصلا باب طبعشان نباشد ولي يک جايي در مقابل آدمهايي که ارزشهايي را به جا گذاشتند و ارزشهايي را به ما دادند، آدمهايي که آرامش را درجامعه جاري کردند وظيفه داريم يک جوري اداي دين نسبت به آنها داشته باشيم.
يعني بازي در فيلمهاي دفاع مقدس نسبت به ساير فيلمها برايتان اولويت دارد؟
قرار نيست دائم کار دفاع مقدس بازي کنم. ميگويند شما چرا مدام کار دفاع مقدس ميکنيد ولي اينگونه نيست. مثلا فيلم «بيست» را کار ميکنم بعد در «آشپز باشي» بازي ميکنم بعد موضوع «سيزده 59» به نظرم جذاب ميرسد و آن را انجام ميدهم.«من و زيبا» را کار ميکنم که ربطي به جنگ ندارد. همين امسال با دو کارگردان فيلم اول کار کردم که هيچ سنخيتي با دفاع مقدس ندارد. اما چيزي که از 46 سال پيش به من ياد دادند اينکه نقشي که بازي ميکنم چقدر ميتواند بازتاب مردمي داشته باشد و چقدر ميتواند تاثير گذار باشد. هميشه سعي کردم در انتخابهايم اين را ملاک قرار دهم که چه جملهاي به من اضافه ميکند و چه تاثيري در جامعه ميگذارد. من در حوزه دفاع مقدس فيلمهايي مانند «آژانس شيشهاي» را کار کردم، «روبان قرمز» ، «موج مرده»، «پاداش سکوت» و «ليلي با من است» که طنز بود. هر از گاهي هم مثلا «مهمان داريم» پيش ميآيد موضوعي که تا به حال پرداخته نشده است. پيرمردي که در کنار همسرش زندگي سادهاي را دارد. در رويا و خيال خودش با سه بچهش زندگي ميکند و حتي به بچه جانبازش سيلي ميزند تا به خودش بياد ولي جواب اون سيلي را به صورت خودش ميزند. اين دردي است که در خيلي از خانوادهها وجود دارد. شايد از ديد خيليها اين قضيه نخ نما شده است. چون درست انجام نداديم و نتوانستيم تاثير بگذاريم. فکر هم ميکنيم چرا بايد به مسائل جنگي و دفاع مقدس بپردازيم . ولي چرا در مسائل ديگرمان نميتوانيم موفق باشيم. پولهاي هنگفت هزينه ميکنيم و يک ششم هم بازدهي نداريم. دليلش مشخص است چون درگير حاشيههاي خودمان هستيم و آن را آب و تاب بيشتري ميدهيم.
چقدر با نقشتان در «مهمان داريم» آشنا بوديد؟
آن سادگي و صميميت حاج ابراهيم خيلي برايم ناشناخته نبود. چون در دوران کودکي آدمهايي مانند حاج ابراهيم را با چرخ وفلکش در کوچه بازار و گذراي محله زياد ديده بودم. خود من هميشه به عنوان کودک شايد مثلا سوار اين چرخ و فلکها شده بودم و ديده بودم آدمي براي رزقش چقدر تلاش ميکند تا شادي براي بچهها بياورد. حالا اين آدم در زندگي حضور دارد که سه فرزندش را از دست داده و يک فرزند جانبازش در کنارش است و در عين سادگي زندگي ميکند بدون آنکه طلب و توقعي از کسي داشته باشد.
شخص خاصي را در ذهنتان نداشتيد؟
سالي به خاطر نشان دادن فيلم «سيزده59» به آلمان رفتيم. در جمع ايرانيهايي که در برلين به تماشاي اين فيلم آمده بودند پيرمرد ورزشکاري به ما معرفي شد که کشتي گير بوده است. بعد از نمايش فيلم ديديم اشک در چشمانش نشسته بود. با هم ارتباط برقرار کرديم متوجه شدم که سه فرزندش شهيد شده و اين هميشه در ذهن من مانده بود. وقتي با ايشان ديالوگ برقرار کردم ديدم با اين مقوله کنار آمده و همچنان پابرجا و استوار زندگياش را ميکند. در عين حال که ايمان و اعتقادش را از دست نداده است. اين آقا هر سال هم براي فرزندانش سالگرد ميگيرد و همه ورزشکاران شرکت ميکنند. به هر حال آن يک نماد و نشانهاي بود براي من و وقتي فيلم «مهمان داريم» پيشنهاد شد ياد ايشان افتادم.
حاج ابراهيم و همسرش در خيال با بچههايشان زندگي ميکنند و تماشاگر در انتها متوجه اين موضوع ميشود؟
از روز اول هم با آقاي عسگرپور و محمدي صحبت ميکرديم که خدا کند اين فيلم ساختارش به گونهاي باشد که تا آخر فيلم تماشاچي متوجه نشود که بچههاشان شهيد شدند. يعني فکر کنند که به هر حال يک پيرمرد و پيرزن در خانهاي که برايشان کاراکتري دارد و در حال فرو ريختن است زندگي ميکنند.حالا مهماني قرار است بيايد و ناخواسته سه فرزندشان سر ميرسند. در کنار بچهاي که جانباز است و به عينه حضور دارد. من تصور و تخيلم در باره اين سه فرزند اين بود که مانند خانوادههايي که بچههايشان خارج از شهر و کشور تحصيل ميکنند شبانه سر ميرسند و پدر و مادر را بيدار و آنها را خوشحال ميکنند و شروع ميکنند با صدايشان رنگ و لعابي به خانه بدهند و براي ورود ميهمان کمک کنند. اما ته قضيه متوجه ميشويم که بچهاي وجود ندارد و اينها در رويا و خيال خودشان است.
اين موضوع براي تماشاگر قابل پذيرش است؟
خيلي از خانوادههايي که عزيزانشان را از دست دادهاند چنين وضعيتي دارند. يادم است وقتي برادرم شهيد شده بود، محل زندگيمان نزديک ترمينال جنوب بود و يک کوچهاي داشتيم که به خاطر تنگ بودن اسمش را گذاشته بودند کوچه آشتي کنان. آن زمان در دادگستري کار ميکردم، آمدم ديدم در کوچه پر از جمعيت است و همسايهها جمع شدند و خيلي نگران هستند حتي بعضيها گريه ميکردند. پرسيدم چه شده ؟، گفتند صداي مادرت را از صبح تا حالا ميشنويم که گريه و شيون ميکند و هر کاري ميکنيم در را بازي نميکند. وقتي وارد خانه شدم از شيشه بالاي در نگاه کردم ديدم مادرم چهارزانو روي زمين نشسته و برادرم هم سرش را روي زانوي او گذاشته و دراز کشيده، من واقعا برادر شهيدم را ديدم در صورتي که برادري وجود نداشت. ديدم مادرم آمده و با لباسهاي سربازي برادرم ماکتي ساخته با پوتينها، کلاه وعينک ريبيندش روي زانويش خوابوانده بود و با خيال خودش با بچهاش زندگي ميکرد.
شب ديگري ساعت سه نيمه شب بود پدرم من رو صدا کرد و گفت مادرت نيست. همين طور ترمينال جنوب را به سمت شرق بالا رفتم و در پارک بعثت آن را از پشت ديدم. پرسيدم کجا ميرويد؟ گفت بهروز آمد خانه و گفت چرا اينقدر گريه ميکني و ديگر پايم را در اين خانه نميگذارم و بعد رفت. من حالا دنبالش ميروم.
پس چنين تصويرهايي هم در ذهنتان داشتيد؟
همه اينها در ذهن من بود و وقتي بازي در «ميهمان داريم» پيشنهاد شد ديدم اين در رويا و خيال زندگي کردن خيلي دور از ذهن نيست. اينها باعث شد که خيلي راحت با اين موضوع کنار بيايم و نزديک شدن اين نقش کار سختي نبود. در عين حال که در جامعه نمونههايش را خيلي زياد داريم. چيزي نيست که دست نيافتني باشند و ما دنبالش بگرديم. اينها براي همين آب و خاک هستند و خيلي راحت با يک نگاه گذرا در شهرمان اين آدمها را ميبينيم.
بخشي از مخاطبين فيلم ميتوانند خود اين خانوادهها باشند؟
شايد با ديدن «مهمان داريم» خيلي از اين خانوادهها خودشان را ببينند و تسکين پيدا کنند و حتي خودشان را تخليه کنند.
در اين سالها به طرق مختلف سعي کردهايد از شهرت و محبوبيتتان در راه حل مشکل چنين آدمهايي استفاده کنيد و اين يکي از فعاليتهاي پشت دوربين شما شده است؟
من هميشه با نزديک شدن به اين آدمها يک مقدار به خودم آمدم. در زندگيمان از صبح تا شب با کوچکترين مساله دروغ ميگوييم، ريا ميکنيم، تهمت ميزنيم اما اين آدمها را در کنارمان داريم که پاکباخته هستند. آدم هايي که برخلاف شعارهايي که ميدهيم از آنها غافليم. هزينههاي زيادي براي هفته دفاع مقدس ميکنيم تا يادآور زحمات آنها هستيم ولي خودشان هيچ پشتوانه مالي و امنيت روحي و رواني ندارند. اي کاش بخشي از آن همه ريخت و پاش را براي خود اين آدمها هزينه کنيم تا بتوانند حداقل يک آرامشي داشته باشند. مانند همان ناصر افشاري(جانبازي که پرستويي پيگير درمانش در خارج از کشور بود) که دوباره درمانش متوقف شد و از گلو گوشت اضافه آورده و هر روز هم تنگتر ميشود. مثل شمعي که در حال آب شدن است. اين چيزهاي است که هميشه دغدغه من بوده و حرف من اين است که اصلا قرار نيست بگوييم اين حرفها را به جامعه سينمايي خودمان بگوييم که بياييد موضوعات ديگر را کنار بگذاريم و فقط به دفاع مقدس بپردازيم. نه. ولي اتفاقا نزديک شدن به اين موضوعات يک مقدار ما را به خودمان ميآورد و باعث ميشود آن کارهايي که دلمان ميخواهد را درستتر انجام دهيم و رفتار و کردارمان را عوض کنيم. ما لطفي به اينها نميکنيم اتفاقا اين آدمها در همين زندگي روزمرگي، ما را به خودمان ميآورند.
چنين فيلمهايي با موضوعات دفاع مقدس چقدر در فضاي امروز جاي کار دارد و مردم همچنان رغبت دارند اين کارها را ببينند؟
مردم ما خيلي خوب اين موضوعات را درک ميکنند اما خودمان کاري ميکنيم که پس بزنند. فکر کنم اگر درست به کارهاي دفاع مقدس بپردازيم و درست نگاه کنيم حتما مخاطب خود را خواهد داشت. فکر ميکنم اگر کسي بتواند کتاب «بابا نظر» را آن طور که بايد به تصوير بکشد با خيلي از کارهاي روز دنيا مقابله خواهد کرد. چون هم اکشن داخلش است هم عشق، کمدي، تراژيک و همه چيز دارد. به خاطر يکسري فعاليتهايي که با حبيب احمد زاده انجام داديم خيلي از اين کتابهاي دفاع مقدس حتي آنها که خاطره نويسي است را خواندم و ميبينم ما در عرصه دفاع مقدس اصلا کاري نکرديم. در اين عرصه موضوعاتي وجود دارد که مي تواند هنوز براي بيننده جذاب باشد.
عسگرپور را به عنوان کارگردان چطور ديديد؟
سادگي، صميميت و آرامشي که عسگرپور در کار به عنوان کارگردان داشت را هيچ وقت نديده بودم. همچنين گروهي که دور هم جمع شده بوديم تا يک کار صميمي و ساده و حرف خيلي خوبي را درجامعه بزنيم.
پيشبيني تان از اکران فيلم چيست؟
در بخشي سعي ميکنيم با انگ رانت خواري به ديگران سو تبليغ کنيم. يک بخشي هم فيلم را نديده قضاوت ميکنيم و چون دفاع مقدسي است مي گويم ولش کن. بايد دست به دست هم بدهيم و مردم را آماده کنيم تا بيايند يک فيلم را ببينند. فکر ميکنم حداقل خيلي از خانوادهها با «مهمان داريم» ارتباط برقرار خواهند کرد به شرط آنکه تبليغات طوري باشد تا طيفهاي مختلف به ديدن فيلم بيايند.
تبلیغات متنی
جدیدترین اخبار
پروازهای داخلی و خارجی شنبه و یکشنبه برقرار است
فراخوان عارف برای حضور میلیونی در بدرقه امام شهید انقلاب
موکبهای زنجیرهای برای خدمترسانی به عزاداران برپا میشود
محل شهادت شهدای پرواز ۶۵۵ گلباران میشود
خروج کالای ته لنجی از استان هرمزگان نیازی به مجوز ندارد
بلومبرگ: کشورهای اروپایی با پرداخت عوارض تنگه هرمز موافقت کردهاند
احتمال تغییر زمان برگزاری جام جهانی از تابستان به زمستان
شرق هرمزگان در انتظار رگبار، گردوخاک و وزش باد شدید
آغاز واریز اعتبار 2 میلیون تومانی «کارت امید مادر» از ۱۲ تیر
دستور پزشکیان برای بسیج ظرفیتهای ملی برای تشییع باشکوه رهبر انقلاب
قهرمانی آسیا برای فرنگیکاران جوان ایرانی/ پنج طلا، یک نقره و سه برنز در پاتایا
جزئیات ثبتنام دانشآموزان اتباع اعلام شد
آمادهباش کامل تهران؛ میزبانی از زائران از شنبه آغاز میشود
جزئیات کامل محدودیتهای ترافیکی مراسم تشییع رهبر شهید
تهران آماده بزرگترین بدرقه تاریخ است