16

تیر

1405


حوادث

10 دی 1393 09:06 0 کامنت

 صبح ساحل ، حوادث - محسن و زهرا  در حال قدم زدن و عبور از محله اي هستند که با چند  نفر در حالي که کنار ديوار تکيه زده بودند روبرو شدند و بدون توجه از کنار آنها رد مي شونداما آن افراد که از اوباش محله نيز بودند به زهرا  متلک مي گويند و مرد جوان بدون اينکه در اين مورد تاملي کند با عصبانيت با آنها  گلاويز مي شود، التماس هاي زن جوان که «ول کن بيا برويم» نيز اثري ندارد به اين ترتيب نزاع شدت مي گيرد تا آنکه يکي از آن افراد مشتي به صورت محسن  وارد مي کند و مرد جوان تعادلش بهم مي خورد به سرعت نقش بر زمين مي شود  او به تکه سنگي برخورد مي کند.همه از ترس محل را ترک مي کند .

محسن به بيمارستان انتقال داده  مي شود ولي به علت ضربه به سر ،جان مي سپارد.

 جنايت خونين در دعواي رانندگان

درگيري دو راننده به مرگ يکي از راننده ها مي انجامد. رانندگان دو خودرو حين عبور از بلوار به علت وقوع يک تصادف جزئي با هم درگير  مي شوندکه در اين ميان يکي از راننده ها با قمه به سمت راننده ديگر حمله ور شده و وي را مجروح  مي کند و تا قبل از رسيدن ماموران با به جاي گذاشتن خودرو از محل متواري مي‌شود.راننده خودرو به علت شدت تصادف در بيمارستان فوت مي کند ....

 مرز بين زندگي آرام و زندگي پرتشويش

اين نمونه اي از حوادث هاي روزمره افراد است که بر سر مسايل ساده نزاع رخ مي دهد و موجب اتفاق غير قابل جبران مي گردد.مرز بين زندگي آرام و زندگي پرتشويش به باريكي يك موست. بعضي وقت‌ها يك اتفاق ساده براي برهم خوردن آرامش كافي است، يك عصبانيت، يك از كوره در رفتن و يك چشم را بستن و به چيزي فكر نكردن.مرز خويشتن‌داري را كه پشت سربگذاريم آرامش بر هم مي‌خورد و جان و مال و آبرو نيز به خطر مي‌افتد؛ حتي پاي خانواده و هر كس كه به نوعي به ما وابسته است هم به ميان مي‌آيد.

 به گزارش اداره آموزش همگاني معاونت اجتماعي فرماندهي انتظامي استان هرمزگان، شركت در منازعه يعني روي آوردن به ضرب و جرح. يعني دست زدن به جرم عليه اشخاص كه تبعات حقوقي فراواني براي افراد به بار مي‌آورد. «ضرب» به معني زدن و از نظر حقوقدانان به صدماتي گفته مي‌شود كه وارد كردن آن‌ها موجب از هم‌گسيختگي ظاهري نسوج و خونريزي از بدن نمي‌شود. كسي كه در يك نزاع شركت مي‌كند و موجب ايجاد كبودي، تورم، پيچ خوردن مفاصل و خونمردگي در بدن طرف ديگر درگيري مي‌شود، از نظر قانون مرتكب «ضرب» شده است. در مقابل، «جرح» به معني زخم زدن به ديگري، به آسيب‌هايي گفته مي‌شود كه با خونريزي ظاهري و بيروني همراه باشد، مثل وقتي كه كسي باعث ايجاد خراشيدگي، بريدگي يا پارگي در بدن فرد ديگري مي‌شود. پس قطع عضو، سوختگي، شكستگي و بريدگي يا مواردي شبيه اين‌ها جزء انواع «جرح» محسوب مي‌شوند.

 جرح عضو عمدي

 بر اثر اين گزارش   بيشتر كساني كه با ديگران درگير مي‌شوند شايد حتي به فكرشان نيز نرسد آسيبي كه به فرد مقابل مي‌زنند، آن‌ها را جزء مرتكبان جرح عمدي قرار مي‌دهد، اما وقتي خشم طغيان مي‌كند كمتر كسي است كه به عواقب آن فكر كند؛ اگر شخصي به قصد قطع يا جرح عضو به ديگري صدمه بزند يا حتي قصد اين عمل را نداشته باشد، ولي نوع عملش منجر به قطع يا جرح عضو شود مرتكب عمل عمدي شده است. مثل كسي كه به قصد دور كردن كسي از صحنه‌ي درگيري يا به اصطلاح تأديب او با چاقو به وي صدمه مي‌زند. وقتي چنين افرادي در محضر دادگاه قرار مي‌گيرند اعلام مي‌كنند هيچ قصد قبلي براي قطع يا جرح عضو فرد مصدوم نداشته‌اند، اما قاضي به آن‌ها خواهد گفت اگرچه او چنين قصدي نداشته، اما نوع وسيله‌اي كه از آن براي انجام اين كار استفاده كرده منجر به چنين نتيجه‌اي شده است.بعضي اوقات نيز اتفاق مي‌افتد فردي كه دست به جرح عمدي زده است، قصد چنين كاري را نداشته و وسيله‌اي كه از آن استفاده كرده نيز نوعا موجب قطع يا جرح عضو نمي‌باشد، بلكه عمل او نسبت به طرف مقابل به واسطه‌ي پيري، بيماري، ضعف جسماني يا سن كم مصدوم منجر به قطع يا جرح عضو شده در حالي كه خودش (صدمه‌زننده) از اين موضوع آگاه بوده است. در چنين شرايطي ملاك، علم قاضي است. اگر قاضي تشخيص دهد قطع يا جرح عضو عمدي است مصدوم مي‌تواند تقاضاي قصاص كند كه اگر مجرميت ضارب اثبات شود با رعايت شرايطي قصاص خواهد شد....    با همه‌ اين‌ها در قانون مجازات اسلامي، به موضوع پيشگيري و برقراري «امنيت ذهني جامعه» نيز توجه شده است. در ماده‌ي 617 قانون ياد شده آمده است:«هر كس به وسيله‌ي چاقو و يا هر نوع اسلحه‌ي ديگر تظاهر يا قدرت‌نمايي كند يا آن را وسيله‌ي مزاحمت اشخاص يا اخاذي يا تهديد قرار دهد يا با كسي گلاويز شود، در صورتي كه از مصاديق محارب نباشد، به حبس از 6 ماه تا دو سال و تا (74) ضربه شلاق محكوم خواهد شد».

 نزاع دسته جمعي

  بر اساس گزارش اداره آموزش همگاني معاونت اجتماعي فرماندهي انتظامي استان، اگر در يك درگيري بيش از دو نفر شركت كنند، آن درگيري به نزاع دسته جمعي تبديل مي‌شود كه قوانين و تبعات حقوقي مخصوص به خودش را دارد. در اين موارد قانونگذار براي هر يك از شركت كنندگان در منازعه چه آسيب ديده باشند و چه آسيب زده باشند مجازات تعيين مي‌كند؛ آن هم به اين علت كه در درگيري شركت كرده‌اند. در اين شرايط و بر اساس ماده‌ي 615 قانون مجازات اسلامي، در صورتي كه منازعه به نقص عضو منتهي شود هر يك از شركت كنندگان به حبس از 6 ماه تا 3 سال محكوم مي‌شوند و اگر منازعه منتهي به ضرب و جرح شود هر يك به 3 ماه تا يكسال حبس. البته در درگيري‌هاي دسته‌جمعي معمولاً شركت كنندگان در آن بيان مي‌كنند كه قصد ميانجي گري يا دفاع از خود را داشته‌اند كه در هر صورت بايد بتوانند گفته‌هاي خود را ثابت كنند، ولي به هر حال تشخيص اين موضوع با قاضي است....

 اما اصولاً چرا يك درگيري رخ مي‌دهد كه ما مجبور ‌شويم اين گونه از مجازات آن حرف بزنيم؟به نظر مي‌رسد «خشم» «خشونت» و «پرخاشگري» واژه‌هايي هستند كه با نزاع و درگيري در ارتباط بوده و به نوعي مي‌توان گفت كه درهم‌تنيده شده‌اند. خشم، يک هيجان کاملا طبيعي است و مانند ساير احساسات نشانه‌ي سلامت و تندرستي و عواطف انساني مي‌باشد؛ اما هنگامي که از کنترل خارج شده و تبديل به خشونت مي‌گردد، مي‌تواند به يک حس مخرب و ويرانگر تبديل شود. نقش سلاح سرد در وقوع نزاع‌هاي خونين:  حمل و نگهداري سلاح سرد امروزه يكي از معضلات موجود جامعه به شمار مي‌رود. اكثر كساني كه با سلاح سرد مرتكب قتل مي‌شوند از چاقو به عنوان يك تكيه‌گاه ياد مي‌كنند و آن را به عنوان وسيله‌اي كه امنيت را براي آن‌ها به همراه خواهد داشت، در جيب يا كيف خود حمل مي‌كنند. در نگاه اول شخص حمل كننده‌ چاقو به عنوان يك سپر دفاعي و ايمني در مقابل اشخاص ديگر و به عنوان پشتوانه‌ خود از آن استفاده مي‌كند. البته در اين بين افرادي هم هستند كه چاقو را براي قشنگي يا يادگاري بودن آن با خود به همراه دارند و اين قاتل خاموش و خوش خط و خال را حمل مي‌كنند، غافل از اين‌كه فكر انسان در اوج عصبانيت دچار اختلال مي‌شود و در پي آن تصميمات عجولانه و نامعقولي مي‌گيرد كه در حالت عادي حتي به ذهن وي نيز خطور نمي‌كند.  پليس با پرونده‌هاي متعددي روبرو است كه در آن‌ها افرادي به وسيله چاقو از پاي در آمده‌اند و تعدادي مجروح و روانه بيمارستان گشته‌اند؛ بي‌شك اگر افراد چاقو و ديگر سلاح‌هاي سرد را با خود حمل نمي‌كردند، اين حوادث ناگوار و ناخوشايند هرگز به وقوع نمي‌پيوست.

 اگر چه ممكن است عوامل متعددي در حمل و نگهداري سلاح سرد به‌ويژه توسط جوانان و نوجوانان دخيل باشد، اما به نظر مي‌رسد شاخص‌ترين عامل در اين ميان داشتن روحيه‌ خشونت و پرخاشگري است   حال بايد گفت چگونه مي توان در عمل به اين مهم فائق آمد. شكي نيست كه بروز رفتارهاي پرخاشگرانه نسبت به اطرافيان معلول برخي كاستي‌ها در كنترل هيجانات و محيطي است كه در آن زندگي مي‌كنيم.

 موارد و نكات زير نه از باب تبيين بلكه از باب يادآوري ارائه مي‌گردد:  

1)به اعضاء خانواده و يا زيردستان خود آموزش دهيم كه مسائل و مشكلات خود را سريعاً با ما در جريان گذاشته و از انباشته نمودن آن‌ها خودداري نمايند. 2)شرايط اجتماعي ممكن است هميشه وفق مراد ما نباشد و آمادگي لازم براي مواجهه با چنين شرايطي را داشته باشيم. 3)داشته‌هاي خود را دوست داشته باشيم و تنها به خواسته‌هايمان فكر نكنيم.

4)ناكامي را نه پايان راه، بلكه پله‌اي براي تلاش و شكيبايي بيشتر براي نيل به هدف خود بدانيم.

5)باور داشته باشيم كه رسيدن به راه حل منطقي و معقول مشكلات تنها با آرامش و تأمل ممكن است و مطمئن باشيم در هنگام عصبانيت و پرخاشگري فعاليت‌ عادي مغز نيز مختل مي‌شود.

6)سريعا موقعيتي را كه در آن عصباني شده‌ايم ترك كنيم و هرگز تصور نكنيم كه هميشه حق با ما است.

7)هميشه تجربيات و پيامدهاي رفتارهاي پرخاشگرانه خود را به ياد داشته باشيم و نتايج آن را ارزيابي كنيم.

8)اعتماد به نفس خود را از دست نداده و هميشه اميدوار باشيم.

9)وقتي با فردي روبرو شديم كه به شدت خشمگين است، توهين ميكند، اشياء را پرت ميكند، فرياد ميكشد و قصد حمله به ما را دارد، بهترين راه ترك موقعيت است. 10)نسبت به بالا بردن ميزان اعتقادات و باورهاي ديني خود تلاش کنيم. 11)مداخلات غير مستقيم مانند توسعه امر ورزش، الگو سازي افراد موفق، ساماندهي اوقات فراغت، راه اندازي ورزش هاي متناسب با هر شهر مانند پيست موتورسواري، جت اسکي و ... از سوي مسئولان شهري بسيار مفيد خواهد بود.

دیدگاه ها (0)
img
خـبر فوری:

مهلت بهره‌مندی از معافیت ۳ فرزندی و بیشتر تا پایان سال ۱۴۰۷ تمدید شد