12

تیر

1405


اجتماعی

13 بهمن 1393 08:53 0 کامنت

صبح ساحل ، اجتماعی - دوازدهم بهمن‌ماه 57، پايان انتظاري سخت و طولاني براي ميليون‌ها نفري بود که سال‌ها مبارزات عليه رژيم شاه را دنبال کرده بودند. آن روزها گروههاي مختلفي همه سختي‌ها را به جان خريده و از نقاط دور و نزديک خود را به تهران رسانده بودند و چند هفته‌اي بود که چشم انتظار ورود امام بودند، دسته‌اي ديگر هم آن روز را پايان سال‌ها دوري از ايران مي‌دانستند و براي بازگشت، لحظه‌شماري مي‌کردند. چشم‌ها، در سراسر دنيا، به تهران و تحولاتش دوخته شده بود.با آن همه طرح و برنامه‌اي که ساواک و حکومت وقت داشتند و شايعه‌هايي که در شهر پيچيده بود، لحظه فرود هواپيما در فرودگاه مهرآباد براي خيلي‌ها باور نکردني بود، آنها که شب را در هواپيما طي کرده بودند وقتي خلبان تصميم گرفت براي در نظر گرفتن مسائل امنيتي و خنثي کردن عمليات هدف‌گيري، فرود در باند را 10 دقيقه به تأخير اندازد، نااميدانه آهي کشيدند و خود را براي بازگشت به پاريس آماده کردند. قبل از پرواز، کليه خدمه پروازي از حساسيت آن و احتمال سرگوني هواپيما مطلع بودند. بنابراين شرکت ايرفرانس مبلغ بالايي را براي بيمه اين هواپيما درخواست کرد که از سوي جمعي از بازاريان حامي انقلاب پرداخت شد. ساعت از 9 گذشته بود که پرواز اختصاصي، بوئينگ 747 شرکت ايرفرانس بر روي باند 11 راست فرودگاه مهرآباد به زمين نشست. ترمينال شماره يک فرودگاه که هنوز افتتاح نشده بود، پر از جمعيت بود.درِ هواپيما که باز شد، آيت‌الله پسنديده، برادر بزرگ امام خميني و شهيد مطهري وارد هواپيما شدند تا با امام ديداري کنند و خوش‌آمدي بگويند. حاج احمد خميني، که در اين پرواز همراه امام بود، در خاطرات خود نقل کرده است: «وقتي که هواپيما در فرودگاه به زمين نشست، حضرت آيت‌الله پسنديده وارد هواپيما شد و پس از سال‌ها دوري، با امام خميني ديدار کرد و لحظاتي در کنار او به گفت‌وگو نشست. لحظه رفتن که فرا رسيد، حضرت امام فرمودند آقا (آيت‌الله پسنديده) بايد جلو بروند و من پشت سر ايشان مي‌روم. عرض کردم: مردم چهارده سال است که انتظار اين لحظه را مي‌کشند، خبرنگاران و عکاسان داخلي و خارجي منتظرند تا اين لحظه تاريخي را به تصوير بکشند. هرچه اصرار کردم فايده‌اي نداشت، سرانجام راهي به ذهنم رسيد. به عموي بزرگوارم پيشنهاد دادم که ايشان با جمعي از همراهان امام که از پاريس آمده بودند از هواپيما پياده شوند و به جمعيت حاضر در سالن استقبال بپيوندند و بعداً امام پياده شوند. به همين ترتيب عمل شد و بالاخره امام حاضر نشد يکي از آداب معاشرت اسلامي را ناديده بگيرد و از برادر بزرگ خويش جلو بيفتد، ولو آنکه در چنين شرايطي استثنايي که ميليون‌ها چشم به آن دوخته است، قرار داشته باشد.»به اين ترتيب آيت‌الله پسنديده جلوتر از بقيه پياده شده و پس از او امام، حاج احمد خميني، شهيد مطهري و ساير همراهان از پله‌هاي هواپيما پياده ‌شدند.از آنجا که تضميني براي امنيت فرود هواپيما نبود، در اين پرواز شش ساعته، زن و کودکي حضور نداشت و خديجه ثقفي، همسر حضرت امام و ديگران با پروازهاي بعدي عازم تهران شدند. مهمانداران زن هواپيماي فرانسوي نيز به احترام امام(ره) از پوشش روسري استفاده کردند. اين هواپيما 400 صندلي داشت که بيش از 250 صندلي آن عمداً خالي ماند. حدود 120 خبرنگار خارجي و چند خبرنگار ايراني و 30 نفر از همراهان و علاقه‌مندان امام که براي ديدار او به نوفل لوشاتو رفته بودند، در اين پرواز حضور داشتند.

شهيد مهدي عراقي در خاطرات خود آورده است که در طول مسير، امام ابتدا از پذيرفتن جليقه ضد گلوله پرهيز داشتند، ولي به دليل تأکيد اطرافيان جليقه را زير عبا پوشيدند، اما به دليل سنگيني آن ساعاتي در داخل هواپيما آن را از تن درآوردند.با اينکه اين روزهاي تاريخي براي ايران سرنوشت‌ساز و حساس بوده است، اما کمتر نوشته دقيقي از جزئيات مربوط به حوادث آن روز، نحوه کرايه کردن هواپيما و نام و مشخصات دقيق افرادي که همراه امام در آن پرواز بوده‌اند وجود دارد و بيشتر، روايت‌هايي است که عموماً با جزئيات متفاوت از سوي حاضران نقل شده است. در تصاوير مربوط به پياده شدن امام و همراهانش در دوازدهم بهمن‌ماه چهره‌هايي ثبت شده است که در کنار امام پله‌ها را طي مي‌کنند. در هر تصوير موقعيت‌ها تغيير مي‌کند و چهره‌هايي روشن‌تر ثبت شده و از برخي چهره‌ها تصاوير کمتري به جا مانده است. در جست‌وجو براي يافتن کساني که همراه امام از هواپيما پايين آمدند و در پرواز انقلاب حضور داشتند، به تعداد محدودي از نام‌ها برمي‌خوريم؛ نام کساني که در سال‌هاي بعد هرکدام از آنها مسيري را در انقلاب پيمودند و سرنوشت متفاوتي داشتند.

شهيد مرتضي مطهري، استاد دانشگاه، متکلم، مفسر قرآن و از نظريه‌پردازان انقلاب بود که از سال‌ها پيش از انقلاب در کنار امام خميني به مبارزات سياسي عليه رژيم شاه پرداخت و دستگير و زنداني شد. او از سوي امام مسئول تشکيل شوراي انقلاب شد و سال 58 توسط گروهک فرقان با ضرب گلوله به شهادت رسيد.سيد احمد خميني، فرزند امام خميني بود که در طول انقلاب و پس از آن همواره در کنار امام بود و اواخر اسفند 1373 درگذشت.حجت‌الاسلام محمدعلي صدوقي، فرزند سومين شهيد محراب و سال‌ها امام جمعه يزد بود. او در يکي از خاطرات خود از آن روز آورده است: «28 سال پيش وقتي قرار شد در پرواز بازگشت امام به ايران همه به طرف هواپيما برويم، امام زودتر و از درب ديگري به داخل هواپيما رفته بودند. ورودي‌هاي خرطومي هنوز کم بود. اين‌ها هم اولين باري بوده که در فرودگاه پاريس خرطومي مي‌ديدند. مي‌گفت با يکي دو تا از دوستان مسيري را که نشان داده بودند رفتيم و داشتيم بلند بلند مي‌خنديديم و حرف مي‌زديم؛ به گمان اين که بايد سوار ماشين بشويم و برويم نزديک پلکان. يک مرتبه ديديم امام آن جا روي صندلي نشسته و ما نفهميده بوديم که وارد هواپيما شديم! کلي از امام خجالت کشيديم.» حجت‌الاسلام سيدمحمود دعايي، مدير مؤسسه اطلاعات نيز در اين پرواز همراه امام بود و سال‌ها در مبارزات انقلابي نقش داشت. حجت‌الاسلام محمد منتظري، فرزند آيت‌الله حسينعلي منتظري و از شاگردان حوزوي امام خميني بود که در سال‌هاي 41 و 42 همزمان با آغاز نهضت امام فعاليت‌هاي مبارزاتي خود را آغاز کرد. او در انفجار دفتر حزب جمهوري شهيد شد.حجت‌الاسلام سيدمحمد موسوي خوئيني‌ها که در سال‌هاي اوليه پس از انقلاب مسئوليت‌هاي مهمي داشت. حسن ابراهيم حبيبي، در دوران دانشجويي به مبارزه عليه رژيم شاه پرداخت و در سال‌هاي پس از آن مسئوليت‌هاي زيادي در دولت‌هاي مختلف داشت. او سال 91 پس از طي يک دوره بيماري درگذشت.حجت‌الاسلام حسن لاهوتي اشکوري، که از مبارزان عليه رژيم پهلوي بود. محمدمهدي عراقي، پايه‌گذار حزب مؤتلفه بود و سال 1358 توسط گروهک تروريستي فرقان ترور شد. داريوش فروهر، دبيرکل حزب ملت ايران و از رهبران جبهه ملي ايران بود. وي در دولت مهندس بازرگان، وزير کار بود.تقي ابتکار، سياستمداري که فعاليت‌هاي خود را از دوران ملي شدن صنعت نفت آغاز کرد و بعد از انقلاب رئيس سازمان محيط زيست شد. وي پدر معصومه ابتکار رئيس پيشين و فعلي سازمان محيط زيست است. سيدابوالحسن بني‌صدر، که پيش از انقلاب با انتشار مقالات و يادداشت‌هايي عليه رژيم شاه مبارزه مي‌کرد و بعد از پيروزي انقلاب اولين رئيس‌جمهور ايران شد و در نهايت با رأي عدم کفايت سياسي توسط مجلس عزل شد و از ايران گريخت.صادق طباطبايي، از دانشجويان مبارز انقلابي که بعد از انقلاب سخنگوي دولت مهندس بازرگان شد. صادق قطب‌زاده، که در فرانسه همراه امام بود و بعد از انقلاب رياست سازمان صداوسيما را برعهده گرفت. وي در سال 61 به جرم طرح کودتا عليه انقلاب اعدام شد.

ابراهيم يزدي، از مبارزان ملي - مذهبي بود که پس از انقلاب وزير خارجه دولت موقت شد و بعد از استعفاي دولت بزرگان از اين سمت کناره‌گيري کرد. احمد غضنفرپور، قبل از انقلاب در فرانسه در کنار نيروهاي ملي - مذهبي عليه عليه رژيم شاه مبارزه کرد. او در دور اول مجلس شوراي اسلامي نماينده مجلس شد.محمد مکري کيوانپور کرمانشاهي، مترجم، نويسنده و شاعري بود که پس از کودتاي 28 مرداد عازم اروپا شد و سال‌ها در فرانسه اقامت کرد و هنگام پيروزي انقلاب به ايران بازگشت. او در سال‌هاي ابتدايي پس از انقلاب سفير ايران در مسکو بود. از خبرنگاران ايراني نيز سيدرسول صدرعاملي، که به عنوان خبرنگار فعال و عکاس با روزنامه اطلاعات همکاري داشت و شاهرخ حاتمي که از عکاسان ايراني در اروپا بود در اين پرواز حضور داشتند و عکس‌هايي از آنها به ثبت رسيده است.ژرژان فابين باتااوش، مهماندار پرواز ايرفرانس بود که دست راست امام روي پلکان ايستاده بود. او به نام رضا آهي معرفي شده و گفته مي‌شود به زبان فارسي هم مسلط بوده است.رسول صدرعاملي خرداد امسال در گفت‌وگو با ايسنا روايت کرد که «در سال 56 براي ادامه تحصيل به دانشگاهي در «مون پليه» (جنوب فرانسه) رفتم. کمتر از يک سال بعد از سوي آقاي غلامحسن صالحيار (سردبير وقت روزنامه اطلاعات) به من گفتند براي ارسال گزارش‌هاي روزانه بايد به «نوفل لوشاتو» (40 کيلومتري پاريس) محل اقامت امام(ره) بروم. يادم هست، تنها يک هفته از ورود امام (ره) به اين دهکده مي‌گذشت. با اولين قطار، شب از «مون پليه» به پاريس رفتم و از آنجا نيز توسط ميني‌بوسي که هر روز مسافران تازه از راه رسيده را از پاريس به «نوفل لوشاتو» مي‌برد، راهي آنجا شدم.در هواپيما، من لحظه به لحظه پرواز را مي‌نوشتم. امام از همان ابتداي پرواز به طبقه دوم رفتند و بدون هيچ اضطرابي خوابيدند، البته خبرنگاران امکان حضور در آن طبقه را نداشتند. مي‌دانم ايشان براي اذان صبح بيدار شدند و اولين طليعه نور آفتاب که به داخل تابيد، هواپيما وارد آسمان ايران شد. بالاخره با رانت ايراني بودنم تنها خبرنگاري بودم که خودم را به جلو رساندم و عکس معروف را گرفتم.بعد از پياده شدن از هواپيما، با در دست داشتن يادداشت و عکس‌ها به خارج از فرودگاه رفتم، سوار موتور شدم و خودم را به روزنامه رساندم. صالح‌يار (سردبير)، محمد حيدري (دبير اجتماعي) و احمدرضا دريايي و ديگران همه آماده بودند، مطالب و عکس‌ها را گرفتند و همه تحريريه روزنامه و کارگران «ايران چاپ» دست به دست هم دادند و کاري کردن کارستان يعني هنوز اتومبيل حامل امام که بسوي بهشت زهرا (س) مي‌رفت حوالي ميدان آزادي بود که فوق‌العاده روزنامه «اطلاعات» با عکس‌ها و گزارش‌هاي اختصاصي از «پرواز قرن» و با تيتر «امام آمد» در بين مردم دست به دست مي‌گشت.»در عکسي که پس از پايين آمدن امام از هواپيما منتشر شده است، عده‌اي در هنگام سوار شدن امام به خودرو در اطراف ايشان ديده مي‌شوند. تيمسار سرتيپ حسين فرجي، ستوان دوم مجيد پيرايش، ستوان دوم يحيي صدري‌زاده، ستوان دوم محمد احمدي و گروه زيادي از درجه‌داران همچون حسين رحيميان، حسين فرزانه، قاسم عليزاده، محسن رودبرده در قاب اين عکس حضور دارند.پس از پايين آمدن از پله‌هاي هواپيما، امام در ميان جمعيت به سمت ماشين حرکت کردند.محسن رفيقدوست، از مبارزان انقلابي که در آن زمان مسئوليت حفاظت و تدارکات مراسم انقلاب را بر عهده داشت و به عنوان راننده امام در کنار ايشان بوده است، در گفت‌وگويي که پيشتر با ايسنا انجام داد، در اين باره توضيح داد که: «براي حفاظت، دو نيرو آماده کرديم. يک نيروي صد هزار نفري براي فرودگاه تا بهشت زهرا و يک نيروي 75 هزار نفري براي داخل بهشت زهرا. براي انجام هماهنگي و شناسايي 175 بازوبند چاپ کرديم. هنوز بازوبند‌ها توزيع نشده بود که آنها را دست مردم مي‌ديديم. لذا اعلام کرديم آن بازوبند‌ها باطل است. مردم از روي علاقه خودشان بازوبندهايي شبيه درست کرده بودند. ممکن بود دست‌هاي ديگري هم در کار باشد. در هر صورت خياط و چاپ‌زن و ... را به مدرسه رفاه آورديم و گفتيم شما از اين ساعت تا روز استقبال اينجا زندگي مي‌کنيد. آنها تا زمان دريافت بازوبند‌ها به حالت قرنطينه در مدرسه بودند. 175 هزار بازوبند را همان‌جا بسته‌بندي کرديم و به سرگروه‌ها تحويل داديم. شب 12 بهمن بود.براي حضور در داخل سالن فرودگاه و استقبال رسمي کارت چاپ کرديم. به توصيه مرحوم شهيد بهشتي و به خواهش خليل‌الله رضايي که پدر رضايي‌هاي مجاهدين خلق بود. تعداد محدودي کارت هم به نام آنها داديم تا در صف استقبال بايستند. صبح ديدم اين 8 نفر مقابل همه، در صف اول ايستاده‌اند. رفتم تعدادي از روحانيون بزرگ که آمده بودند مثل طالقاني، بهشتي و اسقف مانوچيان را آوردم و در صف اول قرار دادم و گفتم بايد در صف اول فقط روحانيون باشند.400 نفر براي داخل سالن دعوت کرده بوديم، اما سالن پر شده بود. نتوانستيم کنترل کنيم. من بليزر را مقابل در خروجي فرودگاه گذاشته بودم. قرار بود امام(ره) سخنراني کوتاهي انجام دهد بعد به سمت بهشت زهرا برويم. امام(ره) آمدند در سالن و کوتاه صحبت کردند. فشار‌ جمعيت به حدي بود که شخصي مثل آقاي شاه‌حسيني که آن زمان رئيس سازمان بازار جبهه ملي و ورزشکار بود و بعد هم رئيس سازمان ورزش شد، آنجا بيهوش شد. با احمد آقا تماس گرفتم، گفتم امام(ره) به باند برگردند و نمي‌توان اينگونه ايشان را منتقل کرد. گفتم من حرکت مي‌کنم به سمت باند شما هم به سمت در باند بياييد. وارد باند شدم، ديدم امام (ره) سوار بنزي شده‌اند و صف زيبايي هم از افراد نيروي هوايي که بيشتر همافر بودند تشکيل شده بود. نيروي هوايي بصورت خود جوش وارد شده بود، البته با ما ارتباط داشتند و براي رفتن به بهشت زهرا با هليکوپتري به ما کمک کردند. با سرعت آمدم پشت ماشين امام(ره) ايستادم،‌ پياده شدم مقابل بنز را گرفتم و خدمت امام (ره) عرض کردم ماشيني که قرار است شما را به بهشت زهرا ببرد آن عقبي است. امام (ره) فرمودند چه فرقي دارند؟ گفتم آن ماشين بلند است و جمعيت هم جمعيت زيادي است و مردم هم بهتر خدمت شما مي‌رسند. در اين لحظه مرحوم شهيد عراقي به کمک من آمد و گفت: آقا ايشان درست مي‌گويند.سيستم بيسيمي تهيه کرده بوديم. قرار بود آقاي صباغيان با بيسيم عقب بليزر بنشينند. آقاي مطهري از همان داخل فرودگاه به باند برگشتند و مثل بقيه آقايان جداگانه به بهشت زهرا رفتند. آقا رسيدند و در جلوي ماشين را باز کردند. گفتم شما بفرمائيد عقب. گفتند نه مي‌خواهم جلوي ماشين بنشينم. به آقاي صباغيان اشاره کردند و گفتند اين آقا کيست؟ جواب داديم. فرمودند که غير از من و احمد و راننده هيچ‌کس ديگر در اين ماشين نباشد.

جمعيت زياد را پيش‌بيني مي‌کرديم، اما نه در حد 8 يا 9 ميليون نفر. از فرودگاه تا بهشت زهرا به صورت متراکم آدم‌ها بودند. در طراحي ماشين سيستمي را طراحي کرديم که شاستي کنار راننده باشد که اگر آن شاستي زده نمي‌شد در نه از بيرون و نه از داخل ماشين باز نمي‌شد. مي‌خواستيم در بدون کنترل باز نشود که اين تمهيد در بهشت زهرا به کار آمد. امام(ره) نشستند و احمد آقا هم پشت ماشين قرار گرفتند. حدود 300 متر راه آمديم. کم‌کم فشار جمعيت بين ماشين امام (ره) و ماشين‌هاي اسکورت فاصله‌ انداخت تا اينکه آنها ديگر از ديد من خارج شدند. به ميدان آزادي رسيديم ماشين بنزي پيدا شد قبلاً هماهنگ کرده بوديم ميني‌بوسي از صداوسيما آمده بود. قرار بود آن ماشين فقط جلوي من باشد و من هم براي کار فيلمبرداري آنها خود را تنظيم کنم. اين بنز تا نزديک بهشت زهرا جلوي ماشين بود و نمي‌توانستيم کاري بکنيم. مردم فکر مي‌کردند که امام(ره) در آن بنز است. بعد متوجه مي‌شدند که در آن نيست و دنبال ما مي‌دويدند.

چند جا برايم مشکل پيش آمد. بعد از ميدان فرودگاه ماشين بر اثر فشار مردم کاملاً به چپ و راست متمايل مي‌شد. اگر کمي بيشتر فشار وارد مي‌شد ماشين به اين سنگيني چپ مي‌شد. اين مسأله روبروي دانشگاه و خيابان منيريه هم اتفاق افتاد. من در آن لحظات توسل پيدا مي‌کردم. به علت سوار بودن مردم روي ماشين درون ماشين مثل شب تاريک مي‌شد، زمستان بود؛ ولي درون ماشين مثل تابستان گرم مي‌شد، تا جايي که کولر روشن مي‌کردم. از يک طرف امام (ره) عرق کرده بودند. کولر را روشن مي‌کردم تا بتوانيم نفس بکشيم. از نگراني اينکه امام(ره) سرما نخورند دوباره خاموش مي‌کردم.فشاري که در ماشين بود احمد آقا را از پا درآورد و تقريباً بيهوش شد و به حالت خوابيده در پشت ماشين بود. احمد آقا سه ربع تقريباً بيهوش بود. من هم احساس مي‌کردم دست‌هايم ديگر به بدنم وصل نيستند، اما امام(ره) دو - سه بار با دست اشاره کردند و گفتند که آرام باشيد هيچ اتفاقي نمي‌افتد. از زماني که ايشان داخل ماشين نشستند تا وقتي که به بهشت زهرا رسيديم، لبخندي روي لب ايشان بود.

مسير فرودگاه تا بهشت زهرا را در سه ساعت و 20 دقيقه در ميان ازدحام جمعيت طي کرديم. در بهشت زهرا ازدحام جمعيت به گونه‌اي بود که عده زيادي روي قسمت جلوي ماشين پريدند و به پايکوبي و شادي پرداختند. داخل ماشين مثل شب تاريک شده بود. يک مرتبه موتور ماشين از کار افتاد. هرچه استارت مي‌زدم فايده‌اي نداشت. فرمان هيدروليک ماشين قفل شده بود و بايد ماشين روشن مي‌شد تا من آن را برگردانم. هنوز احمد آقا به هوش نيامده بود. امام(ره) با بالا و پايين کردن دستگيره سعي کردند در را باز کنند، نتوانستند. گفتند بايد برويم قطعه 17. دفعه اول که گفتند من خدمت ايشان عرض کردم که اين ممکن نيست، با اين ازدحام جمعيت اجازه دهيد فکري بکنيم. درآن زمان 38 سالم بود. امام(ره) گفتند که در را باز کن تا من پايين بروم. اين حرف را کسي مي‌گفت که من از 16 سال پيش مقلد ايشان بودم و هرچه گفته بود با جان و دل گوش مي‌کردم. در برزخ عجيبي بودم. شرايط بيرون به گونه‌اي نبود که بتوان در ماشين را باز کرد. همان‌جا با صداي بلند به حضرت زهرا(س) متوسل شدم. گفتم يا زهرا تو را به پدرت قسم به من کمک کن تا بيش از اين در مقابل امام(ره) مقاومت نکنم. امام(ره) هم شنيدند.

امام(ره) در بهشت زهرا خيلي سعي مي‌کردند در ماشين را باز کنند، من هم مدام خواهش و تمنا مي‌کردم که ايشان تحمل داشته باشند. نيم ساعت با امام(ره) در آن وضعيت بودم. واقعاً مستأصل شده بودم، مردم روي ماشين نشسته بودند يک مرتبه از لاي پاي مردم ديدم که آقاي ناطق نوري بدون عبا و عمامه مثل کسي که در استخر شنا مي‌کند از روي سر مردم در حالت درازکش به سمت ماشين مي‌آيد. در سمت خودم را باز کردم. ايشان به امام سلام کرد. گفتم به حاج آقا بگوييد که تحمل داشته باشند. ايشان گفتند بله، ما هماهنگ کرديم. با هليکوپتر بايد برويم. اصلاً نمي‌شود به گونه‌اي ديگر رفت. جمعيت طوري است که اصلاً به قطعه 17 نمي‌رسيم. از مردم خواهش کرديم که ماشين را به طرف هليکوپتر هل بدهند. متأسفانه فرمان هيدروليک ماشين به طرف خلاف جهتي که مي‌خواستيم قفل شده بود. مردم 10 سانت 10 سانت، 500 متر ماشين را بلند کردند تا به هليکوپتر رساندند. خود ماشين نزديک يک و نيم تن بود. بچه‌هاي استقبال هم فاصله مثلث مانند بين ماشين و هليکوپتر را پر کردند. به مقابل پله هليکوپتر رسيديم در ماشين را باز کردم. آقاي ناطق نوري روي پله‌هاي هليکوپتر ايستادند. احمد‌آقا از روي پاي من و از طرف صندلي راننده به درون هليکوپتر رفتند. من کمک کردم و زير بغل‌هاي امام(ره) را به احمد آقا و آقاي ناطق نوري دادم. پاهاي امام(ره) را هم گرفتم. به خاطر دارم وقتي امام(ره) در حال خروج از ماشين بودند پاي امام(ره) را بوسيدم آن آخرين لحظه رمق من بود. وقتي به هوش آمدم آقاي دکتر عارفي که پزشک امام(ره) بود در حال ماساژ دادن قلب من بود. لحظه  ‌اي که به هوش آمدم اين جمله را شنيدم، من تو دهن اين دولت مي ‌زنم؛ من دولت تعيين مي‌کنم.»

. 

دیدگاه ها (0)
img
img

سکه ۱۷۷ میلیون تومان شد

هلاکت ۲ نفر از عاملان شهادت کارکنان فراجا در سیستان و بلوچستان

سازمان بهداشت جهانی: شیوع ویروس هانتا مرتبط با کشتی کروز پایان یافت

پروازهای داخلی و خارجی شنبه و یکشنبه برقرار است

فراخوان عارف برای حضور میلیونی در بدرقه امام شهید انقلاب

موکب‌های زنجیره‌ای برای خدمت‌رسانی به عزاداران برپا می‌شود

محل شهادت شهدای پرواز ۶۵۵ گلباران می‌شود

خروج کالای ته لنجی از استان هرمزگان نیازی به مجوز ندارد

بلومبرگ: کشورهای اروپایی با پرداخت عوارض تنگه هرمز موافقت کرده‌اند

احتمال تغییر زمان برگزاری جام جهانی از تابستان به زمستان

شرق هرمزگان در انتظار رگبار، گردوخاک و وزش باد شدید

آغاز واریز اعتبار 2 میلیون تومانی «کارت امید مادر» از ۱۲ تیر

دستور پزشکیان برای بسیج ظرفیت‌های ملی برای تشییع باشکوه رهبر انقلاب

قهرمانی آسیا برای فرنگی‌کاران جوان ایرانی/ پنج طلا، یک نقره و سه برنز در پاتایا

جزئیات ثبت‌نام دانش‌آموزان اتباع اعلام شد

img
خـبر فوری:

نحوه فعالیت بانک‌ها در روزهای ۱۳، ۱۴ و ۱۵ تیر