10

بهمن

1404


18 آبان 1404 08:18 0 کامنت

دونالد ترامپ و زهران ممدانی دو تصویر متضاد از این پدیده‌اند؛ یکی پوپولیسم راست‌گرای اقتدارطلب و دیگری مردم‌گرایی عدالت‌محور و دموکراتیک.

پوپولیسم ترامپی ریشه در تحولات نیم‌قرن گذشته‌ی آمریکا دارد. از دهه ۱۹۷۰ به بعد، جهانی‌سازی و انتقال صنایع به شرق آسیا، طبقه‌ی کارگر سفیدپوست را از ثمره‌ی رشد اقتصادی محروم کرد. در دهه‌های بعد، مهاجرت گسترده، گسترش فناوری و بحران مالی ۲۰۰۸ احساس بی‌ثباتی و بی‌عدالتی را عمیق‌تر کرد.

در این بستر، ترامپ توانست با شعار «اول آمریکا» از خشم انباشته‌شده علیه نخبگان سیاسی و رسانه‌ای بهره گیرد. پوپولیسم او تکیه‌گاه تاریخی در سنت‌های محافظه‌کاری آمریکایی دارد؛ از «مکارتیسم» دهه ۱۹۵۰ تا جنبش «تی پارتی» پس از رکود اقتصادی. در این روایت، دشمن همواره بیرون است: مهاجر، چین، رسانه‌ها یا دموکرات‌ها.

در مقابل، زهران ممدانی برآمده از مسیری دیگر است. او نماد پوپولیسم چپ‌گرای شهری است که از نابرابری مزمن در نظام سرمایه‌داری متأخر تغذیه می‌کند. ریشه‌ی تاریخی این نگاه به دهه‌های ۱۹۶۰ و ۷۰ بازمی‌گردد، زمانی که جنبش‌های حقوق مدنی، سیاه‌پوستان و مهاجران خواهان برابری واقعی در فرصت‌ها و خدمات عمومی شدند. ممدانی، فرزند نسلی است که عدالت را در مشارکت و بازتوزیع می‌جوید نه در مرزکشی. پوپولیسم او ادامه‌ی سنت سوسیال‌دموکراسی و عدالت‌خواهی شهری است که امروز در حلقه‌هایی چون «دموکرات‌های سوسیالیست آمریکا» دیده می‌شود.

ترامپ از ترسِ ازدست‌رفتن گذشته سخن می‌گوید و ممدانی از امید به آینده. اولی می‌خواهد آمریکا را «دوباره بزرگ

کند» و دومی می‌خواهد آن را «عادلانه‌تر» سازد. هر دو از واژه‌ی «مردم» استفاده می‌کنند، اما در دو مسیر متضاد: یکی برای تمرکز قدرت در دستان خود، دیگری برای گسترش آن در میان فرودستان.در نهایت، پوپولیسم راست‌گرا زاده‌ی احساس باخت در جهانی متغیر است و پوپولیسم چپ‌گرا برآمده از خواست مشارکت در جهانی ناعادلانه. هر دو پاسخی‌اند به بحران نمایندگی و نابرابری، اما یکی با دیوار، دیگری با پل.

روزنامه صبح ساحل

img
دیدگاه ها (0)
img
خـبر فوری:

غیبت احتمالی دانشجویان در امتحانات «موجه» تلقی می شود