گرانی مسکن در هرمزگان، بهویژه در بندرعباس، سالهاست که از یک معضل صرفاً اقتصادی فراتر رفته و به بحرانی چندلایه با ابعاد فرهنگی و روانی تبدیل شده است؛ بحرانی که اگر جدی گرفته نشود، آینده اجتماعی شهر را تهدید خواهد کرد.
مسکن برای مردم تنها یک سرپناه نیست؛ بخشی از هویت، امنیت و فرهنگ زیست شهری است. هنگامی که خانه از دسترس خارج میشود، این عناصر نیز بهتدریج فرسوده و تضعیف میشوند. نخست باید دید فشار سنگین اجارهنشینی امروز چه بر سر زندگی روزمره مردم آورده است. خانوادههایی که مجبورند هر سال زیر بار رشد شدید اجارهبها جابهجا شوند، فرصت ساختن روابط پایدار همسایگی را از دست میدهند. احساس تعلق به محله - یکی از ستونهای اصلی فرهنگ شهری - در حال محو شدن است. کودکانی که ناچارند هر سال تحصیلی در محلهای جدید بزرگ شوند، از ثبات عاطفی و امنیت روانی کمتری برخوردارند. تجربه محلهمحوری که زمانی در هرمزگان و بندرعباس زنده و پررنگ بود، امروز جای خود را به نوعی سرگردانی و ناپایداری داده است. از سوی دیگر، گرانی مسکن شبکههای حمایتی سنتی را که در فرهنگ جنوبی نقش مهمی دارند، تضعیف کرده است. خانوادههایی که پیشتر نزدیکی پدر، مادر یا بستگان ساکن میشدند، اکنون بهدلیل شکاف شدید قیمتی ناچارند در نقاط دورتر شهر زندگی کنند. این فاصلهافتادن، روابط خویشاوندی را سردتر و مسئولیتهای جمعی را کمرنگتر کرده است. استرس ناشی از زندگی دور از شبکههای حمایتی، فشار روانی مضاعفی بر خانوادهها وارد میکند. وقتی خانهدار شدن به رؤیایی دور تبدیل شود، احساس ناکامی، نابرابری و بیعدالتی در جامعه ریشه میدواند. جوانان هرمزگانی هنگامی که وارد بازار کار میشوند و میبینند حتی با چند سال تلاش مداوم نیز امکان خرید خانه برایشان دور از دسترس است، به نوعی «بیآیندگی» دچار میشوند. این وضعیت نهتنها انگیزه فردی و امید اجتماعی را کاهش میدهد، بلکه میتواند شکافهای فرهنگی و نارضایتیهای پنهان و آشکار ایجاد کند. زندگی در شرایط ناپایدار، افراد را عصبیتر، بیاعتمادتر و کمتحملتر میسازد. از زاویه فرهنگی، گرانی مسکن سبک زندگی را نیز دستخوش تغییر کرده است. بسیاری از خانوادهها برای پرداخت اجاره ناچارند از تفریح، آموزش، بهداشت و حتی روابط اجتماعی خود کم کنند. فرهنگ زندگی در هرمزگان و بندرعباس - که بر مهماننوازی، گردهماییهای خانوادگی و صمیمیت محلهای استوار بود - اکنون زیر فشار هزینهها رو به فرسایش است. خانههای کوچک، اجارههای سنگین و ساعات کاری طولانی، خانوادهها را به سمت نوعی زندگی بسته، فردگرایانه و همراه با اضطراب سوق میدهد. شهرهایی که مردم نتوانند در آن ریشه بدوانند، به مجموعهای از افراد گذرا و بیتعهد تبدیل میشوند. فرهنگ شهری زمانی زنده و پویا میماند که مردم در محلهها ماندگار شوند، روابط اجتماعی معنادار بسازند و احساس کنند که شهر متعلق به آنهاست. در نهایت، بحران مسکن فقط بحران اقتصاد نیست؛ بحران اعتماد، امید و انسجام اجتماعی است. بدون برنامهریزی جدی، نهتنها آینده جوانان که آینده فرهنگی و روانی شهر نیز آسیب خواهد دید.
روزنامه صبح ساحل
تبلیغات متنی
جدیدترین اخبار
کاردار ایران به وزارت خارجه اردن رفت
وزیر کشور ایران دوشنبه به پاکستان میرود
چقدر خسارت به خودروهای آسیبدیده جنگ پرداخت شد؟
تقلای ترامپ برای پیوند تحریمهای روسیه و ایران
بازگشایی دوطرفه محور قدیم بندرعباس–کهورستان–لار در محدوده نیمهکار
آبشیرینکن بونجی جاسک از امشب وارد مدار میشود
جسد مردی مجهولالهویه به ساحل جاسک رسید
درآمد میلیارد دلاری فیفا از جام جهانی
کولیوند: آزادسازی محموله دارویی کشتی توسکا برای بیماران دیالیزی حیاتی است
ایران برای صدور ویزای زائران پاکستانی اربعین محدودیتی ندارد
سوخترسانهای آمریکایی فرودگاه «رامون» را تخلیه کردند
یامال در آستانه تکرار رکورد جذاب امباپه
آغاز پیشفروش بلیت قطارهای اربعین از ساعت ۸:۳۰ صبح فردا
راز سفر نخست وزیر عراق به تهران در اوج تنش میان ایران و آمریکا
دهقانی: ۲۱ هزار هرمزگانی در سامانه سماح ثبتنام کردند