بحران سیل و طوفان اواخر آذرماه ۱۴۰۴ در جزیره قشم، تنها آزمونی برای تابآوری زیرساختهای شهری و روستایی نبود؛ این بحران بار دیگر یک مسئله قدیمی اما حلنشده را عیان کرد: ناتوانی بخشی از مدیریت اجرایی کشور در درک نقش رسانه در شرایط بحرانی.
جایی که بهجای همافزایی، رسانه بهسرعت به «متهم همیشگی» تبدیل میشود. در روزهایی که خبرنگاران محلی، زیر باران، در دل طوفان و در میان گلولای معابر شهری و روستایی، مشغول روایت واقعیت بودند، نه برای خودنمایی، بلکه برای ثبت حقیقت و انتقال مطالبات مردم، ناگهان با ادبیاتی مواجه شدند که گویی رسانه نه بخشی از مدیریت بحران، بلکه مانعی در مسیر آن است. اظهارات منتسب به مهدی رعیتی، مدیر فنی و زیربنایی دبیرخانه شورای عالی مناطق آزاد و تنها مقام دولتی اعزامی از پایتخت، مبنی بر نسبت دادن انگیزههایی چون تلاش خبرنگار برای «دیدهشدن»، «بزرگ کردن خود»، «بیداد کردن کاستیها در چشم ملت» و حتی کوشش برای «بدنامکردن نظام» توسط فعالان رسانهای، و طرح ضرورت «برخورد سفت و محکم با رسانهها»، نشانهای روشن از این سوءبرداشت عمیق است. مسئله اینجا صرفاً یک جمله یا یک اظهارنظر هیجانی نیست. وقتی چنین ادبیاتی در جلسات رسمی ستاد بحران و از زبان یک مقام مأمور دولتی مطرح میشود [ آن هم با انتشار رسمی ویدئوی آن در کانال خبری رسانه منطقه آزاد قشم] دیگر نمیتوان آن را به حساب نظر شخصی گذاشت. این، پیام، گزارهای جدی و قابل تأمل است؛ پیامی که به رسانه میگوید: «اگر روایتت خوشایند مدیران نبود، متهم هستی.» این همان نقطه خطرناک ماجراست. رسانهای که در بحران، بهجای شنیدهشدن، تهدید شود، ناگزیر یا به سکوت رانده میشود یا میدان را به شایعه و روایتهای غیررسمی واگذار میکند. نتیجه هر دو مسیر، یک چیز است: فروپاشی اعتماد عمومی. تجربههای مکرر نشان دادهاند که حذف رسانه، بحران را کوچکتر نمیکند؛ فقط آن را پنهان و پیچیدهتر میکند. بیانیه و نامه رسمی خبرنگاران و فعالان رسانهای قشم خطاب به رئیسجمهور که نسخهای از آن در اختیار روزنامه صبح ساحل قرار گرفته است، دقیقاً از همین زاویه قابل بازخوانی و تفسیر است. استناد صریح این بیانیه به اصل ۲۴ قانون اساسی و قانون مطبوعات، نشان میدهد که این اعتراض نه احساسی است و نه صنفی صرف؛ بلکه دفاع از یک حق عمومی است: حق مردم برای دانستن. آزادی رسانهها لطف مدیران نیست که در روزهای آرام اعطا شود و در روزهای بحران پس گرفته شود. بررسی دقیق تر منابع خبری ما در روزنامه صبح ساحل و واقعیت ماجرا موید این نکته مهم است که رسانههای محلی جزیره قشم، در جریان این بحران، نه در مقابل مدیران، بلکه در کنار مردم ایستادند؛ همان مردمی که مدیریت بحران اساساً برای آنان تعریف شده است. اگر گزارشهای میدانی خبرنگاران نبود، بسیاری از کاستیها، مطالبات و حتی اقدامات انجامشده، هرگز بهدرستی دیده و پیگیری نمیشد.
این واقعیت تلخ است، اما باید پذیرفت: در بسیاری از بحرانها، رسانهها کارکردی مؤثرتر از برخی جلسات پرشمار و بیخروجی داشتهاند. نکتهای که نباید از آن عبور کرد، مسئولیت گفتار مدیران است. مقام دولتی در مأموریت اداری، «شخص عادی» نیست. هر جمله او میتواند اعتماد بسازد یا آن را تخریب کند. مطالبه اصلاح رسمی اظهارات و عذرخواهی علنی، نه زیادهخواهی است و نه تهدید؛ حداقل انتظار در یک نظام مبتنی بر پاسخگویی است. منطقه آزاد قشم، بهعنوان یکی از مهمترین مناطق راهبردی اقتصادی و گردشگری کشور، امروز بیش از هر زمان دیگری به اعتماد عمومی و سرمایه اجتماعی نیاز دارد؛ سرمایهای که نه با بخشنامه ساخته میشود و نه با برخورد امنیتی با رسانهها. رسانههای محلی، حتی وقتی منتقدند، بخشی از این سرمایه هستند. تضعیف آنان، در نهایت تضعیف خود مدیریت است. مسئله اصلی اینجاست: آیا مدیران ما هنوز رسانه را دشمن میبینند یا شریک؟ اگر پاسخ، اولی باشد، باید منتظر تکرار همین چرخه معیوب در هر بحران بعدی بود. اما اگر قرار است تجربه قشم درسی داشته باشد، آن درس روشن است: «رسانهها بخشی از مشکل حکمرانی نیستند؛ حذف رسانه، خودِ مشکل است.» هر جا روایت خبرنگار شنیده شده، بحرانها کمهزینهتر مدیریت شدهاند. قشم نیز از این قاعده مستثنا نیست. زیرا بحرانها، چه طبیعی و چه مدیریتی، همواره آزمونی جدی برای نسبت میان «قدرت» و «اطلاعرسانی» بودهاند. سیل و طوفان اخیر در جزیره قشم نیز از این قاعده مستثنا نبود؛ بحرانی که علاوه بر زیرساختهای شهری و روستایی، بار دیگر نحوه مواجهه برخی مدیران با رسانهها را به چالش کشید.
شایان ذکر است که مدیریت بحران در دنیای امروز، صرفاً به معنای اعزام ماشینآلات، صدور بخشنامه یا برگزاری جلسات نیست؛ بلکه یکی از ارکان اصلی آن، مدیریت افکار عمومی و روایت بحران است. در این چارچوب، رسانه نه رقیب مدیر، بلکه شریک اوست. هرگونه تلاش برای تضعیف رسانه، در عمل به تضعیف اعتماد عمومی و افزایش شکاف میان مردم و نهادهای مسئول منجر میشود؛ شکافی که پرکردن آن بهمراتب دشوارتر از مدیریت خود بحران است. واکنش اخیر فعالان رسانهای جزیره قشم را باید فراتر از یک اعتراض صنفی تلقی کرد. این واکنش، نشانهای از یک مطالبه جدیتر است: بهرسمیت شناختن رسانه بهعنوان نهاد مکمل حکمرانی. نکته کلیدی همان گزاره ای است که در بیانیه جمعی از فعالان رسانه ای جزیره قشم خطاب به رییس جمهور و مقامات ارشد دولت چهاردهم بر روی آن تأکید شده است «رسانهها بخشی از مسئله حکمرانی نیستند؛ بلکه بخشی از راهحل برون رفت از بحران هستند». هر جا که روایت خبرنگار بهجای حذفشدن و مورد تهدید قرار گرفتن، شنیده شده است، بحرانها سریعتر مدیریت شده و فاصله میان مردم و حکمرانی نیز کاهش یافته است. این درسی است که بحران قشم نیز بار دیگر آن را یادآوری کرد.
روزنامه صبح ساحل
تگ ها:
جدیدترین اخبار
بانک مرکزی: عرضه اسکناس ارزی در شعب منتخب تقویت میشود
سوء استفاده کلاهبرداران از خانواده بازداشتیها
معاون ارزی بانک مرکزی منصوب شد
حواشی هفته؛
تشریح آخرین پیشبینی آب و هوایی هرمزگان
پاداش پایان خدمت فرهنگیان بازنشسته ۱۴۰۴ کامل پرداخت شد
سایت ایرانخودرو بسته شد
واکنش امباپه به شکست رئال برابر بنفیکا؛ غلفت کردیم اما جبران میکنیم
انتخابات فدراسیون تکواندو؛ کرمی ثبت نام کرد
ثبت ۶۰۰ شکایت رسمی از دولت ترامپ طی یک سال
راهی برای کاهش هزینه سوخت خودرو
پایه و جهتدهنده انقلاب اسلامی، اندیشه مهدویت است
لغو پروازهای شبانه لوفتهانزا به تل آویو تمدید شد
کاهش ۲۵ درصدی منابع سازمان انتقال خون
اعلام شرایط و زمان ثبتنام المپیاد علمی دانشجویان علوم پزشکی
رکورد عجیب، قیمت دلار از ۱۵۱ هزار تومان گذشت