10

بهمن

1404


16 دی 1404 09:11 0 کامنت

هرمزگان، استانی که در سیاست‌های کلی «توسعه‌ دریامحور» به‌ صراحت از آن به‌عنوان یکی از محورهای راهبردی پیشرفت کشور یاد شده، نمی‌تواند با الگوهای حداقلی و محافظه‌کارانه‌ مدیریت اداره شود؛ الگوهایی که بیش از آنکه توسعه‌ساز باشند، وضع موجود را بازتولید می‌کنند. در این چارچوب، ظهور و تداوم صداهای مدیران هرمزگانی مطالبه‌گر در رسانه‌ رسمی اهمیتی فراتر از یک کنش فردی یا گلایه مدیریتی دارد. این صداهای انتقادی، نشانه‌ خلأ در نظام تصمیم‌سازی و گفت‌وگوی توسعه در استان هستند. برخی مدیران بومی و حتی نخبگان استانی، همچنان بر عبور از گفتمان «حفظ وضع موجود» تأکید دارند؛ گفتمانی که طی سال‌ها، به مانع پنهان اما مؤثر توسعه‌ هرمزگان، به‌ویژه در حوزه‌ اقتصاد دریاپایه، بدل شده است. مسئله‌ اصلی اما متوجه ساختار و رأس مدیریت اجرایی استان است.

طی یک سال گذشته، نشانه‌ روشنی از تغییر ریل مدیریتی متناسب با الزامات توسعه‌ دریامحور مشاهده نمی‌شود. جناب دکتر آشوری، با سابقه‌ تقنینی و تجربه‌ سیاسی قابل توجه در هرم حکمرانی ملی و محلی، در مقام استاندار نیز همان منطق آهسته، خسته، کم‌ریسک و ملاحظه‌محور دوران نمایندگی مجلس را بر فضای مدیریتی استان حاکم کرده است. این سبک، اگرچه ممکن است در کوتاه‌مدت هزینه‌ سیاسی کمتری برای برند شخصی جناب آشوری داشته باشد، اما در عمل توان تحرک‌بخشی به پروژه‌های پیشران، جذب سرمایه و فعال‌سازی ظرفیت‌های ژئو‌اکونومیک استان را تضعیف می‌کند. از منظر سیاست‌گذاری، هرمزگان نه با کمبود سند بالادستی مواجه است و نه فقدان مزیت نسبی. مسئله، شکاف میان «سیاست اعلامی» و «تصمیم اجرایی» است. تا زمانی که انرژی مدیریتی استان صرف تنظیم مناسبات بده‌بستانی، ملاحظات انتخاباتی و حفظ تعادل‌های کوتاه‌مدت شود، تحقق سیاست‌های کلی توسعه‌ دریامحور که نیازمند تصمیم‌های جسورانه، مدیریت تعارض منافع و پذیرش ریسک هوشمندانه است، دور از دسترس خواهد ماند.

یک) در دل طوفان، ریسک باید پذیرفته شود: در دنیای امروز، هرمزگان نه در آرامش دریای سرشار از ثروت‌های طبیعی‌اش، بلکه در دریای طوفانی از بحران‌ها شناور است. همان‌طور که در دل طوفان‌های خلیج فارس، هیچ کشتی‌ای نمی‌تواند بدون دلاوری و تدبیر به سمت مقصد خود حرکت کند، در هرمزگان نیز هیچ‌گونه رشد و توسعه‌ای بدون پذیرش ریسک‌های هوشمندانه ممکن نیست. در این آب‌های پر از موج‌های ویرانگر اقتصادی و سیاسی، فقط ناخداهایی که آماده‌اند کشتی‌هایشان را در برابر طوفان‌ها هدایت کنند، قادر به رسیدن به مقصد خواهند بود. آیا استاندار هرمزگان، با همه تجربه و پیشینه خود، حاضر است در دل این طوفان‌ها ناخدای کشتی توسعه باشد؟ یا همچنان در بند آب‌های آرام، با بادبان‌های محافظه‌کارانه، از حرکت بازخواهد ایستاد؟

دو) حفظ وضع موجود؛ پارو زدن در دل طوفان: تصور کنید یک کشتی‌ بادبانی در دل طوفان را که ناخدای آن به‌جای آنکه راهی برای عبور از بحران‌ها پیدا کند، تنها به پارو زدن در همان جهت باد شرطه، در تلاش است که تا خود و سرنشینان همراه خویش را از خطر مهیب غرق شدن نجات دهد. در شرایط بحران‌زده‌ای که هرمزگان در آن قرار دارد، تکیه بر رویکرد «حفظ وضع موجود»، چیزی جز حرکت در جهت باد مخالف درون یک گرداب تندری نیست. در حالی که دریاهای بیکران اقتصاد هرمزگان از فرصت‌های بی‌شماری برای توسعه برخوردار است، همچنان شاهد رفتارهایی هستیم که از ترس غرق شدن در طوفان‌های اقتصادی و اجتماعی، به جای حرکت به سمت افق‌های روشن، در دل طوفان‌ها همچنان به همان مسیری که همیشه رفته‌ایم، ادامه می‌دهیم. این وضعیت، همانند تلاش یک ناخدای شجاع در طوفانی است که به جای استفاده از قدرت بادبان‌های نوین، فقط به پارو زدن اکتفا می‌کند. هرچقدر که این حرکت در لحظه می‌تواند کشتی را از غرق شدن نجات دهد، اما در بلندمدت، کشتی‌ای که در دل طوفان حرکت نمی‌کند، به تدریج از مسیر دور می‌شود و حتی در آرامش نیز به مقصد نخواهد رسید.

این همان مسیری است که هرمزگان در حال پیمودن آن است؛ در حالی که باید در دل طوفان، به سمت امواج نوین توسعه حرکت کند.

سه) کشتی توسعه، نیازمند ناخدای جسور: این سؤال که آیا هرمزگان به ناخدای جسور و شجاعی نیاز دارد یا خیر، سوالی است که در دل طوفان‌های اخیر اقتصادی، اجتماعی و سیاسی این استان، بیشتر از هر زمان دیگری خود را نمایان کرده است. در شرایط کنونی، کشتی هرمزگان باید ناخدایی داشته باشد که قادر به مقابله با طوفان‌های اقتصادی ناشی از تحریم‌ها، بحران‌های زیست‌محیطی و مشکلات زیرساختی باشد. در این مسیر، مدیران و مسئولان استان باید گام‌های جسورانه‌ای بردارند و از ظرفیت‌های دریامحور استفاده کنند. نگاه محافظه‌کارانه‌ای که به بهانه «حفظ وضع موجود» همچنان بر سر کشتی هرمزگان سایه افکنده، در حقیقت همان پارو زدن در دل طوفان است. باید پذیرفت که تنها با حرکت جسورانه در برابر طوفان‌ها، کشتی هرمزگان از خطر غرق شدن نجات خواهد یافت. در دنیای توسعه و پیشرفت، آرامش و سکون چیزی جز توقف است. بنابراین، راه رسیدن به مقصد، از دل طوفان‌های ریسک‌پذیرانه و جسورانه می‌گذرد.

چهار) دریای طوفانی، ناخدای قهرمان می‌سازد: در تاریخ پر از پرچم‌های افتخار هرمزگان به ویژه دوران طلایی ملوک هرموز و سلحشوری خواجه کمال الدین عطا [ ۵۰۰ سال پیش]، هیچ ناخدایی در آب‌های آرام به قهرمان تبدیل نشده است. فقط در طوفان‌های بزرگ است که ناخدای واقعی نمایان می‌شود. اکنون هرمزگان در شرایطی قرار دارد که اگر فقط منتظر شرایط آرام باشد، هرگز از بن‌بست توسعه بیرون نخواهد آمد. در این زمانه که تمام جنبه‌های اقتصادی، اجتماعی و حتی سیاسی تحت فشار است، نیاز به ناخدایی داریم که برای عبور از این طوفان‌ها، استراتژی‌های نوین و جسورانه را اتخاذ کند. به‌ویژه در زمینه توسعه دریامحور، استان هرمزگان باید به دریا برای برون رفت از بحران نگاه کند نه به عنوان یک خطر و چراغ قرمز تحول، بلکه به عنوان یک فرصت بی‌پایان. باید از این دریا برای به حرکت درآوردن کشتی‌های رونق اقتصادی و پروژه‌های پیشران توسعه‌ای خود استفاده کند و در این مسیر از آنچه به عنوان «خطر» شناخته می‌شود، نه مایه توقف و سکون باشد، از آن به عنوان یک نیروی محرکه استفاده کند.

پنج) راه‌حل‌ چیست؛ به سوی کشتی‌هایی با بادبان‌های نوین: راه خروج هرمزگان از این رکود و بحران، تنها با پذیرفتن ریسک‌های هوشمندانه و جسورانه ممکن است. استان هرمزگان باید کشتی‌های خود را با بادبان‌های نوین، در دل طوفان‌های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی برافراشته کند. برای این کار نیاز به سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های دریایی، توسعه فناوری‌های نوین و برقراری روابط بین‌المللی جدید وجود دارد. باید به جای نگرانی از طوفان‌ها، از آن‌ها به‌عنوان فرصت‌هایی برای رشد استفاده کرد. خلاصه بحث اینکه هرمزگان نیاز به ناخدایی دارد که قادر به عبور از طوفان‌های این دوران باشد. به‌جای پناه بردن به ساحل‌های امن، باید به دریا زد، با ریسک‌های نوین همراه شد و کشتی توسعه را به سوی آینده‌ای روشن هدایت کرد. دریای طوفانی، ناخدای قهرمان می‌سازد.

img
دیدگاه ها (0)
img
خـبر فوری:

سایت ایران‌خودرو بسته شد