تنگه هرمز، آبراهی کمعرض اما عمیق و استراتژیک، در نقطهای حساس از جغرافیای سیاسی جهان واقع شدهاست. این گذرگاه آبی که خلیج فارس را به دریای عمان و از آنجا به اقیانوسهای آزاد متصل میسازد، فراتر از یک مسیر کشتیرانی معمولی، بهعنوان یکی از حساسترین و حیاتیترین شریانهای ترانزیت انرژی در کره زمین شناخته میشود. اهمیت این تنگه نه تنها از تراکم و حجم ترافیک عبوری از آن، که از جایگاه منحصربهفرد آن در معادلات امنیتی، اقتصادی و ژئوپلیتیکی منطقه خلیج فارس و جهان نشأت میگیرد.
از دیدگاه اقتصاد انرژی، نقش تنگه هرمز بیبدیل و غیرقابل جایگزین در کوتاهمدت و میانمدت است.
بر اساس آخرین آمارهای منتشرشده، این آبراه شاهرگ اصلی صادرات نفت خام کشورهای حاشیه خلیج فارس، از جمله عربستان سعودی، عراق، امارات متحده عربی، کویت و قطر به شمار میرود. با عبور حدود یکسوم کل نفت حملشده از دریاها (معادل حدود ۲۱ میلیون بشکه در روز) و بیش از یکچهارم تجارت جهانی گاز طبیعی مایعشده (الانجی) از این گذرگاه، هرگونه وقفه یا اختلال در تردد امن و روان کشتیها، میتواند شوکهایی آنی و عمیق به بازارهای جهانی انرژی وارد کند. این حساسیت تا بدانجاست که قیمت نفت خام در بورسهای بینالمللی به طور مستقیم تحت تأثیر اخبار و تحولات مربوط به امنیت این تنگه قرار دارد. حتی یک تهدید یا مانور
نظامی میتواند موجی از نگرانی در بازار ایجاد کرده و به افزایش قیمتها بیانجامد.
با این حال، اهمیت تنگه هرمز منحصر به حوزه نفت و گاز نمیشود. همانطور که در دادههای ارائهشده نیز مشهود است، این آبراه شریانی مهم برای تجارت سایر کالاهای اساسی و راهبردی است. سهم قابل توجه این گذرگاه در تجارت جهانی محصولاتی چون سیمان و کلینکر (با سهمی حدود ۲.۹۴ درصد)، کودهای شیمیایی (با سهمی حدود ۱.۹۶ درصد) و سایر محصولات شیمیایی (با سهمی حدود ۱.۱۵ درصد)، نشان از نقش آن در زنجیره تأمین صنایع سنگین و کشاورزی جهان دارد.
همچنین، با عبور حدود ۱.۱۴ درصد از واردات اقلام غذایی جهان از این مسیر، امنیت غذایی بسیاری از کشورهای وابسته به واردات، به ویژه در منطقه غرب آسیا و آفریقا، به طور غیرمستقیم به جریان پایدار ترافیک در تنگه هرمز گره خورده است.
این تنوع در کالاهای عبوری، از تنگه هرمز نه فقط یک مسیر انرژیبر، بلکه یک کریدور تجاری جامع و چندمنظوره ساخته است.
ابعاد ژئوپلیتیک و امنیتی تنگه هرمز، لایه دیگری بر پیچیدگی و اهمیت آن میافزاید. موقعیت این آبراه در منطقهای که کانون تنشهای تاریخی، رقابت قدرتهای بزرگ و اختلافات مرزی و سیاسی است، آن را به یک کانون بحران بالقوه تبدیل کرده است.
حاکمیت مشترک ایران و عمان بر تنگه و نیز مجاورت آن با آبهای سرزمینی کشورهایی مانند امارات متحده عربی، بر اهمیت مدیریت مسالمتآمیز و مبتنی بر قوانین بینالمللی دریاها تأکید دارد. کنوانسیون ملل متحد در مورد حقوق دریاها (UNCLOS) و مقررات مربوط به عبور ترانزیت، چارچوب حقوقی حاکم بر تردد در این آبراه بینالمللی را تعریف میکند. با این حال، در دورههایی از تنش، امکان به کارگیری این تنگه به عنوان یک اهرم فشار سیاسی یا حتی نظامی از سوی ذینفعان مختلف، همواره به عنوان یک ریسک جدی در تحلیلهای استراتژیک مطرح بوده است. این وضعیت، لزوم گفتوگو، اعتمادسازی و ایجاد مکانیزمهای امنیت جمعی برای تضمین عبور آزاد و بیخطر کلیه کشتیها را دوچندان میسازد.
وابستگی شدید اقتصاد جهانی، به ویژه اقتصادهای پیشرفته و در حال توسعه آسیایی مانند چین، هند، ژاپن و کره جنوبی، به انرژی وارداتی خلیج فارس، عامل دیگری است که بر اهمیت راهبردی تنگه هرمز میافزاید. برای این کشورها که مصرفکنندگان اصلی نفت و گاز جهان هستند، امنیت و پایداری این مسیر دریایی معادل با امنیت انرژی و در نتیجه، ثبات اقتصادی داخلی است.
این وابستگی متقابل بین تولیدکنندگان انرژی در خلیج فارس و مصرفکنندگان در شرق و غرب جهان، تنگه هرمز را به یک نقطه کانونی در شبکه پیچیده جهانیشدن تبدیل کرده است. هرگونه بحران در این منطقه میتواند زنجیرهای از پیامدهای اقتصادی از افزایش تورم گرفته تا رکود را در کشورهای دور و نزدیک ایجاد کند.
در مواجهه با این حساسیت فوقالعاده، جامعه بینالمللی و کشورهای ذینفع همواره به دنبال راهکارهایی برای کاهش ریسکهای مرتبط با تنگه هرمز بودهاند.
سرمایهگذاری در توسعه خطوط لوله جایگزین (مانند خط لوله شرق-غرب عربستان یا خط لوله کوره-جیهان ترکیه)، گسترش ظرفیت پالایشگاهی در کشورهای تولیدکننده، تنوع بخشیدن به سبد منابع انرژی وارداتی و توسعه فناوریهای انرژیهای تجدیدپذیر، از جمله این راهبردها هستند. با وجود این، ظرفیت این پروژهها برای جایگزینی کامل حجم عظیم نفت و گاز عبوری از تنگه هرمز در کوتاهمدت و حتی میانمدت محدود است.
بنابراین، این آبراه همچنان برای دهههای آینده در کانون معادلات انرژی و امنیت بینالمللی باقی خواهد ماند. در نگاهی کلی، تنگه هرمز تنها یک عارضه جغرافیایی نیست، بلکه یک نماد و یک واقعیت ژئوپلیتیک و ژئواکونومیک است. این تنگه محل تلاقی منافع اقتصادی کلان، امنیت ملی کشورها، قوانین بینالمللی و رقابتهای منطقهای و فرامنطقهای است.
اهمیت آن به قدری است که ثبات یا بیثباتی در آن، مستقیم بر رفاه، امنیت و آرامش جهانی تأثیر میگذارد. امنیت این گذرگاه حیاتی، نه یک مسئله صرفاً منطقهای، که یک نگرانی و مسئولیت مشترک جهانی است که نیازمند همکاری، درایت و پایبندی تمامی طرفهای درگیر به اصول حقوق بینالملل و منافع مشترک بشریت میباشد.
آینده ثبات بازار انرژی و رشد پایدار اقتصاد جهانی، به طور جدی به مدیریت مسالمتآمیز و عقلانی این شریان حیاتی جهان گره خورده است.
روزنامه صبح ساحل
جدیدترین اخبار
افتتاح گلخانه تولید فلفل دلمهای رنگی در زرتوجی میناب با حضور استاندار هرمزگان
فوتسال ایران بر بام آسیا ایستاد/ چهاردهمین جام از قلب فینال نفسگیر
ابلاغ ضوابط جدید اصلاح نام و مشخصات مسافران در پروازهای داخلی و خارجی
جرایم مالیاتی مودیان خوشحساب تا پایان بهمن ۱۴۰۴ بخشیده میشود
ناسا به فضانوردان اجازه میدهد گوشی خود را به فضا ببرند
اعلام تیم داوری بازی استقلال و الحسین
نرخ مصوب گوشت قرمز برای عرضه در شهر بندرعباس اعلام شد
استقلال فردا به امارات میرود
درس «استعداد تحصیلی» از آزمون دکتری ۱۴۰۵ حذف شد
«حق اعتراض» داوطلبان شوراها تعیینتکلیف شد
نقره و برنز دوندگان ایران در قهرمانی داخل سالن آسیا
لایحه تغییر ساعت رسمی کشور در دستور کمیسیون اجتماعی قرار گرفت
تعویق سه دیدار هفته بیستویکم لیگ برتر فوتبال
اعلام حضور داوطلبان در فرآیند ارزیابی نهایی «استخدام سرایداران» از امروز
افتتاح ۱۰۷ کیلومتر راه روستایی و سه پل بزرگ در هرمزگان به مناسبت دهه فجر