05

اسفند

1404


03 اسفند 1404 09:12 0 کامنت

رهبر معظم انقلاب اسلامی، طی سال‌های گذشته بارها چارچوب‌های اساسی تعامل با جهان را تبیین کرده‌اند. در نگاه ایشان، مذاکره زمانی می‌تواند به تأمین منافع ملت منجر شود که از موضع عزت، حکمت و اقتدار صورت گیرد. از همین رو، اصل «مذاکره از موضع قدرت» نه یک شعار سیاسی، بلکه بخشی از دکترین سیاست خارجی جمهوری اسلامی محسوب می‌شود؛ دکترینی که تلاش می‌کند میان تعامل فعال با جهان و صیانت از استقلال کشور، توازنی هوشمندانه برقرار کند.

در واقع، تجربه چهار دهه گذشته نشان داده است که در نظام بین‌الملل، گفت‌وگوها بیش از آنکه بر پایه حسن نیت شکل بگیرند، بر محور توازن قدرت پیش می‌روند. کشوری که از پشتوانه اقتصادی، علمی، دفاعی و اجتماعی قوی برخوردار باشد، در میز مذاکره نیز دست برتر را خواهد داشت. بر همین اساس، تأکید رهبر انقلاب بر تقویت قدرت ملی پیش از هر تعامل خارجی، ریشه در واقع‌بینی سیاسی و شناخت دقیق قواعد روابط بین‌الملل دارد. یکی از مهم‌ترین عوامل شکل‌دهنده این نگاه، تجربه تاریخی منطقه و جهان است. ملت ایران به‌خوبی مشاهده کرده که کشورهایی که به وعده‌های امنیتی قدرت‌های غربی اعتماد کرده و در حوزه‌های راهبردی عقب‌نشینی کرده‌اند، نه‌تنها از فشارها رهایی نیافته‌اند، بلکه در مواردی با بحران‌های عمیق‌تری مواجه شده‌اند. سرنوشت پس از جنگ و تحولات بعدی و نیز وضعیت پس از کنار گذاشتن برنامه‌های راهبردی خود، نمونه‌هایی هستند که در حافظه سیاسی منطقه ثبت شده‌اند. این تجربیات برای سیاست‌گذاران ایرانی تنها روایت‌هایی تاریخی نیستند، بلکه هشدارهایی راهبردی‌اند که نشان می‌دهند امنیت پایدار در اتکا به توان داخلی و حفظ عناصر قدرت ملی شکل می‌گیرد، نه در اعتماد یک‌جانبه به قدرت‌های خارجی.عامل دوم، ریشه در ماهیت انقلاب اسلامی و هویت سیاسی جمهوری اسلامی دارد. انقلاب مردم ایران از ابتدا بر اصول استقلال، نفی سلطه‌پذیری و حفظ عزت ملی بنا شد و همین اصول به ستون‌های سیاست خارجی کشور تبدیل گردید. در چنین چارچوبی، مذاکره ابزاری برای پیشبرد منافع ملی است، نه مسیری برای عقب‌نشینی از آرمان‌ها. از همین رو، رهبر معظم انقلاب همواره تصریح کرده‌اند که جمهوری اسلامی با گفت‌وگو مخالف نیست، اما گفت‌وگویی را می‌پذیرد که در آن، زبان احترام جایگزین زبان تهدید باشد.

در سال‌های گذشته، تهدیدات سیاسی و نظامی متعددی از سوی برخی مقامات آمریکایی، از جمله، علیه ایران مطرح شد. خروج آمریکا از توافق هسته‌ای نیز نشان داد که حتی توافقات رسمی نیز زمانی که با ضمانت‌های واقعی و اراده سیاسی همراه نباشند، نمی‌توانند منافع ملت‌ها را تضمین کنند. این تجربه، نگاه جمهوری اسلامی به مذاکرات را بیش از پیش مبتنی بر محاسبه دقیق قدرت و احتیاط راهبردی کرد.

با این حال، سیاست ایران هرگز بر انزوا استوار نبوده است. جمهوری اسلامی طی سال‌های گذشته تلاش کرده در کنار مقاومت در برابر فشارها، دیپلماسی فعال خود را نیز حفظ کند. حضور در سازمان‌های منطقه‌ای، گسترش روابط با کشورهای همسایه، تقویت همکاری‌های اقتصادی با قدرت‌های نوظهور و ایفای نقش در تحولات منطقه‌ای، همگی نشان می‌دهد که ایران به‌دنبال تعامل سازنده با جهان است؛ تعاملی که در آن، استقلال و عزت ملی قربانی مصالح کوتاه‌مدت نشود.

در این میان، مفهوم «قدرت ملی» نقشی کلیدی در موفقیت دیپلماسی ایفا می‌کند. قدرت ملی تنها به توان نظامی محدود نمی‌شود، بلکه مجموعه‌ای از مؤلفه‌ها از جمله انسجام اجتماعی، پیشرفت علمی، تاب‌آوری اقتصادی و اعتماد عمومی را در بر می‌گیرد. هر اندازه این مؤلفه‌ها تقویت شوند، قدرت چانه‌زنی کشور در عرصه بین‌المللی نیز افزایش می‌یابد. تأکید رهبر انقلاب بر اتکا به ظرفیت‌های داخلی و تقویت زیرساخت‌های کشور نیز در همین راستا قابل تحلیل است.

از این منظر، مذاکرات ژنو را باید بخشی از یک راهبرد کلان دانست؛ راهبردی که تلاش می‌کند دیپلماسی را در کنار قدرت ملی تعریف کند، نه در تقابل با آن. حضور ایران در میز مذاکره به معنای چشم‌پوشی از اصول نیست، بلکه نشان‌دهنده اعتماد به نفس ملی و باور به توان کشور برای دفاع از منافع خود در هر عرصه‌ای است؛ چه میدان سیاست، چه اقتصاد و چه امنیت.این رویکرد پیام مهمی برای افکار عمومی داخلی نیز دارد. ملت ایران طی دهه‌های گذشته هزینه‌های سنگینی برای حفظ استقلال خود پرداخت کرده و طبیعی است که انتظار داشته باشد سیاست خارجی کشور نیز بر همین مبنا پیش رود. مذاکره‌ای که از موضع قدرت انجام شود، می‌تواند امید اجتماعی به تحقق منافع ملی را افزایش دهد و اعتماد عمومی را تقویت کند؛ اما گفت‌وگویی که از موضع ضعف صورت گیرد، ممکن است به تضعیف سرمایه اجتماعی بینجامد. از همین رو، تأکید بر عزت ملی در کنار تعامل بین‌المللی، در واقع پاسخی به همین مطالبه عمومی است.

در سطح منطقه‌ای نیز این سیاست می‌تواند پیامدهای مهمی داشته باشد. بسیاری از کشورهای منطقه با دقت روند مذاکرات ایران را دنبال می‌کنند، زیرا نتیجه آن می‌تواند بر موازنه قدرت و امنیت جمعی اثر بگذارد. اگر ایران بتواند نشان دهد که می‌توان همزمان با حفظ استقلال و اقتدار، در گفت‌وگوهای بین‌المللی نیز نقش‌آفرین بود، این الگو می‌تواند برای سایر کشورهایی که به دنبال حفظ حاکمیت ملی خود هستند، الهام‌بخش باشد.در نهایت، آنچه از رهنمودهای رهبر معظم انقلاب درباره اصول مذاکره برمی‌آید، ترکیبی از واقع‌بینی سیاسی و پایبندی به آرمان‌های انقلاب اسلامی است. در این نگاه، نه تعامل با جهان نفی می‌شود و نه مقاومت در برابر فشارها کنار گذاشته می‌شود؛ بلکه تلاش می‌شود میان این دو، تعادلی حکیمانه برقرار گردد که نتیجه آن حفظ منافع ملی، تقویت جایگاه بین‌المللی ایران و صیانت از هویت انقلابی کشور باشد.بر همین اساس، حضور ایران در مذاکرات ژنو را می‌توان جلوه‌ای از دیپلماسی عزتمند دانست؛ دیپلماسی‌ای که بر پایه تجربه تاریخی، قدرت ملی و اعتماد به نفس سیاسی شکل گرفته است. چنین رویکردی می‌تواند به تثبیت موقعیت جمهوری اسلامی به‌عنوان کشوری مستقل، مقتدر و اثرگذار در معادلات جهانی کمک کند. در این چارچوب، مذاکره نه نشانه عقب‌نشینی، بلکه ابزار تثبیت اقتدار ملی است و هرچه این اقتدار تقویت شود، دستاوردهای دیپلماتیک کشور نیز پایدارتر خواهد بود.

روزنامه صبح ساحل

img
دیدگاه ها (0)
img
خـبر فوری:

محکومیت ۲۸ میلیاردی قاچاقچی سوخت در هرمزگان