02

تیر

1405


09 اردیبهشت 1405 09:06 0 کامنت

به گزارش صبح ساحل، نقش محمدباقر قالیباف در مذاکرات اخیر میان ایران و آمریکا، نه تنها هیچ ارتباط و سنخیتی با جایگاه حقوقی او، یعنی ریاست مجلس شورای اسلامی ندارد؛ بلکه حتی به تحلیل برخی، او در مذاکرات پاکستان «نماینده ویژه» هم نیست، بلکه «تصمیم‌ساز» در موضوع مذاکرات است. یعنی عملاً تصمیم‌گیری در این حوزه به او تفویض شده است. مسیری که او در دوران سیاسی پس از حضورش در میان فرماندهان جنگ هشت سال دفاع مقدس طی کرد، مسیر پر فراز و نشیبی بود. او در طی این سال‌ها در هیچ یک از جناح‌بندی‌های مرسوم قرار نگرفت؛ نه به جناح رادیکال اصولگرایان تعلق داشت، نه به راست‌های سنتی و نه اصلاح‌طلبان و چپ‌های سابق. شاید همین عدم پایگاه مشخصی که قالیباف از دل آن برآمده باشد، باعث شد تا در چهار انتخابات ریاست‌جمهوری، ناکام بماند.

یک فرمانده جوان و یک دیپلمات باتجربه

بسیاری، شرایط فعلی جنگ را به جنگ تحمیلی هشت‌ساله، تشبیه می‌کنند. به این معنا که اگر ایران پس از فتح خرمشهر، یا حداکثر تصرف شهر کلیدی فاو، صلح را می‌پذیرفت نه تنها در موقعیت قدرتمندتری بود که از هزینه‌های انسانی و اقتصادی سنگین، پیشگیری می‌کرد؛ یعنی در میانه سال‌های ۶۱ تا ۶۴، امکان پایان جنگ در شرایطی وجود داشت که ایران کاملاً از موضع قدرت می‌توانست به آن پایان دهد.

در آن زمان، قالیباف جوان، فرمانده‌ای با بیست و چند سال سن، درسی بزرگ از شرایط جنگی آموخت؛ اینکه واقعیت جنگ با مفاهیم شهادت‌طلبی، «جنگ جنگ تا پیروزی» و شعارهایی از این قبیل -که همگی بدون شک ارزشمند هستند- رقم نمی‌خورد. واقعیت جنگ در استفاده از کارت‌هایی است که باید به موقع استفاده شود تا بهترین امتیازات گرفته شود. چنانکه «ندیم کوتیچ»، روزنامه‌نگار مشهور لبنانی‌، تحلیل واقع‌بینانه و موضع‌گیری روشنگرانه‌ی «محمد باقر قالیباف»- رئیس گروه مذاکره‌کننده- را تحسین کرده است؛ او با ستایش نگرش انعطاف‌پذیر قالیباف، مذاکره‌ی امروز را از موضع قدرت، بهتر از مذاکره‌ی آینده از موضع ضعف می‌داند؛ چرا که آمار، اعداد و منابع دو کشور، گویای همه چیز هستند. این البته به این معنا نیست که تا زمانی که حداکثر امتیاز برای فردای پس از جنگ گرفته نشده، توافق امری عقلانی و منطقی است؛ بلکه به این معناست که عقلانیت و واقع‌گرایی حکم می‌کند در زمانی مذاکره شکل بگیرد و به نتیحه برسد که ایران در بهترین موضع خود قرار گرفته باشد. قالیباف نیز به این موضوع به خوبی آگاه و واقف است. اشراف او بر مسائل نظامی باعث می‌شود او از کارت‌های میدان به خوبی در میز مذاکره استفاده کند و به خوبی بداند در کدام مسائل امکان امتیازگیری وجود دارد و در کدام مسائل باید به ضعف‌ها هوشمندانه نگاه کرد.

مسیری که طی شد و پرچمی که به او رسید!

پیش از او، نقش کلیدی «تصمیم‌سازی» در مذاکرات برعهده «شهید علی لاریجانی» بود؛ و پیش از آن، شاید چنین نقشی برای کسی قابل تصور نبود. شاید موضوع حل مسائل مربوط به جنگ را بتوان باری دانست که رهبر شهید در اواخر دوره زندگی خود، به ناچار باید آن را به دیگری واگذار می‌کردند.

چنانکه خاطره‌ای در کتاب «امنیت ملی و دیپلماسی هسته‌ای» نقل است که رهبر شهید انقلاب، از «حسن روحانی»، دیپلمات و رئیس‌جمهور اسبق می‌خواهد بار این موضوع [هسته‌ای] را از روی دوش ایشان بردارد. قالیباف با درک جایگاه فعلی خود و با علم به اینکه او «نماینده ویژه» نیست و بلکه «تصمیم‌ساز» مذاکرات پاکستان است، به این مذاکرات قدم گذاشته است.انبوهی از تجربه‌های پشت سر قالیباف، اعتمادی که نظام، رهبری و نیروهای مسلح به او دارند، حمایتی که از گروه‌های مختلف سیاسی -گرچه با وجود مخالفت‌های سابق- به او می‌شود و تصویر او در جهان به عنوان یک سیاستمدار معتدل و یک تکنوکرات اقتدارگرا؛ همگی دست به دست هم می‌دهد تا او با تمام قدرت و بدون فشارهایی که احیاناً پشت مذاکره‌کنندگان پیشین بود، در اسلام‌آباد حاضر شود.

img
دیدگاه ها (0)
img
خـبر فوری:

آخرین وضعیت اختلال خدمات در ۴ بانک