03

تیر

1405


19 اردیبهشت 1405 08:59 0 کامنت

در ماه‌های اخیر، مراجعه به ادارات دولتی در استان هرمزگان برای بسیاری از مردم به یک تجربه فرسایشی و طاقت‌فرسا تبدیل شده است. مسئله فقط کندی نیست؛ مسئله این است که انگار بخش مهمی از بدنه اداری کشور عملاً در وضعیت «نیمه‌خاموش» کار می‌کند. مشاهدات مختلف نشان می‌دهد که عمده ادارات با حدود ۵۰ درصد نیرو فعال‌اند، اما همین «پنجاه درصد» هم تضمین‌کننده حضور مؤثر یا پاسخ‌گویی واقعی نیست. بسیاری از کارکنان در شیفت‌های نامنظم قرار دارند، برخی عملاً در دسترس نیستند و در نتیجه فضای اداری به شکلی بی‌سابقه ناکارآمد شده است.این وضعیت تنها یک مشکل اداری نیست؛ یک مسئله اجتماعی، اقتصادی و حتی روانی است. زیرا حالا مردم برای انجام کوچک‌ترین کار اداری چندین روز از زمان، انرژی و سوخت خود را صرف رفت‌وآمدهایی می‌کنند که اغلب به نتیجه نمی‌رسد. این در حالی است که سیستم اداری باید تسهیل‌کننده امور باشد، نه یک مانع بزرگ و روزمره.

رفت‌وآمدهای تکراری، صف‌های خالی از کارشناس

امروز وارد بسیاری از ادارات می‌شوی و نخستین جمله‌ای که می‌شنوی این است: «کارشناس نیست، فردا بیا.» فردا می‌روی، کارشناس اول هست اما کارشناس دوم نیست. روز بعد یکی هست و دیگری در شیفت متفاوت. این چرخه بی‌پایان، مردم را بین اتاق‌ها، راهروها و طبقات مختلف سرگردان می‌کند.

سهمیه محدود بنزین و هزینه بالای رفت‌وآمد برای هر مراجعه‌کننده یک فشار مالی است؛ به‌خصوص برای کسانی که از روستاها یا شهرهای اطراف به مرکز استان می‌آیند. در این میان، بحران قطعی، کندی و اختلال اینترنت نیز مشکلات را شدیدتر کرده است. بسیاری از سامانه‌های اداری بدون اینترنت عملاً از کار می‌افتند و این اختلال‌ها باعث تأخیرهای مضاعف در ثبت درخواست‌ها، تأیید مدارک و پیگیری پرونده‌ها شده‌اند. نتیجه؟ هر کار اداری ساده به یک پروژه چندروزه تبدیل می‌شود.

تناقض بزرگ

در سه ماه اخیر، بخش قابل توجهی از کسب‌وکارهای خصوصی با رکود، تعطیلی ناخواسته و کاهش درآمد شدید روبه‌رو بوده‌اند. اما در سوی دیگر، بسیاری از کارکنان دولت با وجود تعطیلی‌های کم‌سابقه ـ حدود ۴۰ روز تعطیلی یا نیمه‌تعطیلی ـ حقوق خود را به‌موقع و بدون وقفه دریافت کرده‌اند. این مسئله یک دوگانگی روشن ایجاد می‌کند: مردم و بخش خصوصی زیر فشار اقتصادی خم می‌شوند؛ ادارات اما نیمه‌تعطیل می‌مانند و بدون آسیب جدی مالی کار می‌کنند. سؤال مهم اینجاست؛ آیا فقط کارکنان دولت باید در حالت «پناهگاه اداری» قرار بگیرند و با شیفت‌های محدود حاضر شوند، در حالی‌که مردم برای انجام کوچک‌ترین کار، بار اصلی مشکلات را تحمل می‌کنند؟

تجربه تاریخی؛ کشورها با کار زنده ماندند، نه با تعطیلی

نگاهی به تاریخ نشان می‌دهد که در دوران سختی، کشورها نه با توقف بلکه با افزایش کار و تلاش توانستند بمانند. در جنگ جهانی دوم، آلمانی‌ها کارخانه‌ها را به زیرزمین منتقل کردند اما حتی یک ساعت تولید را متوقف نکردند.

در لندن، زنان و حتی کودکان برای پشتیبانی امور وارد چرخه کار شدند تا چرخ جامعه نخوابد. این‌ها در زمانی بود که جنگ واقعی در قلب شهرها جریان داشت؛ انفجارها، آوار، دود و خرابه‌ها هر روز دیده می‌شد. در همین دوران، جنبش‌های گسترده حضور زنان در ادارات و سازمان‌ها نیز شکل گرفت. بسیاری از دولت‌ها برای جبران کمبود نیروی انسانی، زنان را وارد ساختار اداری کردند و همین حضور گسترده بعدها به یکی از پایه‌های اصلی مشارکت زنان در بازار کار تبدیل شد. این حرکت‌ها در عمل به دولت‌ها کمک کرد تا حتی در شرایط جنگی، خدمات عمومی و اداری را متوقف نکنند.

اما امروز در جنگ اخیر میهن، با وجود آن‌که شهرها کمترین آسیب فیزیکی را دیده‌اند، شاهد تعطیلی یا نیمه‌تعطیلی گسترده‌ای هستیم که توجیه منطقی ندارد. گویی بخشی از بدنه دولتی تصور می‌کند در شرایط سخت، اولین گروهی که باید از کار معاف شوند، خود ادارات هستند. این تصور نه تنها نادرست بلکه برای آینده کشور خطرناک است.

اقتصاد فرسوده؛ نیازمند حرکت قوی، نه خواب اداری

اقتصاد شکننده فعلی ایران در شرایطی قرار دارد که کوچک‌ترین توقف می‌تواند بزرگ‌ترین آسیب را ایجاد کند. در چنین وضعیتی، هر ساعت کار مفید نوعی تلاش ملی برای حفظ زندگی مردم و آینده اقتصادی میهن است. اما وقتی ادارات ـ که باید ستون خدمات عمومی باشند ـ نیمه‌فعال‌اند، چگونه می‌توان از بخش خصوصی انتظار داشت اقتصاد را زنده نگه دارد؟ بخش خصوصی بدون صدور مجوز، بدون طی شدن مراحل اداری، بدون تأییدیه‌ها و مدارک، بدون خدمات دولتی نمی‌تواند فعالیت کند. وقتی این چرخه مختل شود، اقتصاد نیز مختل می‌شود. و این دقیقاً همان اتفاقی است که امروز در هرمزگان و بسیاری از استان‌ها رخ می‌دهد.

امروز مردم معطل‌اند؛ فردا کشور معطل خواهد شد

پیش از این هم بوروکراسی اداری یکی از نقاط ضعف بزرگ کشور بود. سیستم اداری نه سریع بود، نه چابک، نه پاسخ‌گو. اکنون اما همین سیستم، با نصف نیروی نصفه‌حاضر، دوچندان ناکارآمد شده است. مردم ساعت‌ها پشت در اتاق‌هایی انتظار می‌کشند که مسئولانش حضور ندارند. پرونده‌ها نیمه‌تمام می‌مانند، امضاها عقب می‌افتند، پیگیری‌ها از روزی به روز دیگر منتقل می‌شود. این یادداشت برای سرزنش کارمندان دولت که خود نیز قربانی همین سیستم اقتصادی هستند، نوشته نشده، بلکه برای هشدار درباره روندی است که اگر ادامه یابد، به «ابر بحران» تبدیل خواهد شد. بحرانی که ریشه‌اش نه فقط اقتصادی، بلکه ناشی از رابطه دشوار مردم با ادارات است. هرچه این رابطه پرتنش‌تر شود، اعتماد عمومی کمتر و کارآمدی کمتر خواهد شد.

راه‌حل ساده اما ضروری: بازگشت کامل به کار

کشور در این شرایط بیش از هر زمان نیازمند بازگشت ادارات به کار کامل است. انرژی، امید و حرکت اجتماعی زمانی ایجاد می‌شود که مردم احساس کنند سیستم اداری همراه آن‌هاست، نه مانعی در مسیر آن‌ها. ادارات باید از حالت نیمه‌تعطیل خارج شوند، برنامه شیفت‌ها باید شفاف باشد، مسئولیت‌پذیری باید افزایش یابد و مهم‌تر از همه، نباید اجازه داد مردم برای کارهای ساده گرفتار چند روز دوندگی شوند. در پایان، چرخ اقتصاد با «برو فردا بیا» نمی‌چرخد.

img
دیدگاه ها (0)
img
img img
خـبر فوری:

زمان رفع مشکل همچنان نامشخص است