02

تیر

1405


24 خرداد 1405 08:20 0 کامنت

در روزهای اخیر، اخبار متعددی از نزدیک شدن تهران و واشنگتن به یک چارچوب توافق منتشر شده است. از یک سو مقام‌های ایرانی از پیشرفت مذاکرات و نزدیک بودن رسیدن به نتیجه سخن گفته‌اند و از سوی دیگر مقام‌های آمریکایی نیز نشانه‌هایی از امکان دستیابی به توافق را مطرح کرده‌اند؛ اما نکته جالب اینجاست که هر دو طرف تقریباً از دو توافق متفاوت حرف می‌زنند.

در روایت آمریکایی، آنچه در حال شکل‌گیری است توافقی است که اهداف اصلی واشنگتن را تأمین می‌کند؛ محدود شدن برنامه هسته‌ای ایران، ایجاد سازوکارهای نظارتی، بازگشت ثبات به مسیرهای انرژی و شکل‌گیری ترتیبات امنیتی جدید در منطقه. در این روایت، فشار نظامی و اقتصادی در نهایت تهران را به سمت مذاکره سوق داده و آمریکا توانسته از موضع قدرت وارد گفت‌وگو شود. اما در روایت ایرانی، تصویر کاملاً متفاوت است. تهران تلاش کرده این پیام را منتقل کند که اگر توافقی شکل بگیرد، نتیجه مقاومت، حفظ خطوط قرمز و جلوگیری از تحمیل کامل خواسته‌های طرف مقابل بوده است. در برخی روایت‌های منتشرشده از سوی رسانه‌های نزدیک به ایران، بر موضوعاتی مانند کاهش فشارهای اقتصادی، رفع محدودیت‌ها، آزادسازی منابع مالی و حفظ برخی ظرفیت‌های راهبردی تأکید شده است. هم‌زمان مقام‌های رسمی نیز تأکید کرده‌اند هنوز تصمیم نهایی اتخاذ نشده و هیچ توافق قطعی اعلام نشده است.

این اختلاف روایت اتفاق تازه‌ای نیست. تقریباً در همه مذاکرات بزرگ تاریخ معاصر، از پایان جنگ‌ها تا توافق‌های هسته‌ای و امنیتی، طرف‌ها تلاش می‌کنند نتیجه را برای مخاطب داخلی به شکل «پیروزی» بازتعریف کنند. زیرا در سیاست، امضای توافق پایان کار نیست؛ آغاز مرحله دشوارتر یعنی اقناع افکار عمومی است. آمریکا امروز با چند مسئله داخلی روبه‌روست. دولت این کشور باید به افکار عمومی و منتقدان داخلی توضیح دهد چرا پس از ماه‌ها تنش و هزینه‌های سیاسی و امنیتی، مسیر دیپلماسی دوباره فعال شده است. به همین دلیل روایت رسمی واشنگتن تلاش می‌کند هر توافق احتمالی را نه عقب‌نشینی، بلکه نتیجه اعمال فشار و مدیریت بحران معرفی کند.

در سوی دیگر، ایران نیز با شرایط خاص خود مواجه است. پس از ماه‌ها تنش، فشار اقتصادی و فضای حساس منطقه‌ای، هرگونه توافق نیازمند آن است که در داخل کشور به عنوان نتیجه ایستادگی و حفظ منافع ملی تفسیر شود؛ نه به عنوان پذیرش فشار خارجی. به همین دلیل است که در کنار خبرهای مثبت از مذاکرات، همچنان بر «عدم نهایی شدن تصمیم» و «پایبندی به خطوط قرمز» تأکید می‌شود.اما شاید مهم‌تر از متن توافق، اثرات روانی و رسانه‌ای آن باشد. بازارها معمولاً زودتر از سیاستمداران واکنش نشان می‌دهند. انتشار خبرهای نزدیک شدن به توافق، حتی پیش از امضای رسمی، باعث تغییر انتظارات در بازار انرژی و کاهش بخشی از نگرانی‌ها شده است. معامله‌گران معمولاً روی برداشت خود از آینده معامله می‌کنند، نه صرفاً واقعیت امروز.

در چنین شرایطی رسانه‌ها نیز به بازیگران اصلی تبدیل می‌شوند. هر خبر، هر نقل قول و هر متن غیررسمی می‌تواند بخشی از پازل جنگ روایت‌ها باشد. انتشار نسخه‌های مختلف از مفاد احتمالی توافق، تکذیب‌ها، اصلاح مواضع و اظهارنظرهای متناقض همگی نشانه آن هستند که هنوز مذاکره فقط پشت درهای بسته جریان ندارد؛ بلکه در فضای عمومی نیز ادامه دارد.با این حال، تجربه نشان داده فاصله میان «نزدیک بودن توافق» و «رسیدن به توافق» گاهی بسیار طولانی‌تر از انتظار است.

سیاست خارجی فقط معادله منافع نیست؛ مسئله اعتبار، تصویر و حفظ موقعیت داخلی نیز هست. بنابراین حتی اگر توافقی در روزها یا هفته‌های آینده حاصل شود، احتمالاً هر دو طرف آن را به زبان خودشان روایت خواهند کرد.

شاید سؤال اصلی این نباشد که کدام روایت درست است؛ بلکه این باشد که کدام روایت پایدارتر خواهد بود.در نهایت، اگر توافقی شکل بگیرد، موفقیت واقعی نه در تیترهای اولیه و نه در اعلام پیروزی سیاسی، بلکه در نتایج عملی آن سنجیده خواهد شد؛ اینکه آیا تنش کاهش پیدا می‌کند، آیا اقتصاد منطقه نفسی تازه می‌کشد و آیا مردم عادی اثر آن را در زندگی روزمره خود احساس می‌کنند یا نه.تا آن زمان، جنگ روایت‌ها ادامه دارد؛ جنگی که گاهی حتی از خودِ مذاکره تعیین‌کننده‌تر است.

روزنامه صبح ساحل

img
دیدگاه ها (0)
img
خـبر فوری:

قطع ۴۸ ساعته آب شرب در سردشت و ۸ روستای بخش بشاگرد به دلیل شکستگی خط انتقال