مرداد
1405
بین عکسهای پرتعدادی که از دوران کودکی ام به جا مانده عکسی هست که در آن منی که 4 یا 5 ساله بود با دست زیر چانه زده، به امواج دریا خیره شده و مبهوت نگاهش میکند، آن عکس تا مدت ها برایم یک عکس معمولی از یک سفر معمولی به شمال کشور بود
بین عکسهای پرتعدادی که از دوران کودکی ام به جا مانده عکسی هست که در آن منی که 4 یا 5 ساله بود با دست زیر چانه زده، به امواج دریا خیره شده و مبهوت نگاهش میکند، آن عکس تا مدت ها برایم یک عکس معمولی از یک سفر معمولی به شمال کشور بود حتی وقتی پدرم در نیروی دریایی ارتش مشغول به کار شد، آن عکس برایم همان عکس معمولی باقی ماند تا اینکه چند سال بعد از شروع به کار پدر مهاجرت من و خانواده ام از تهران به جنوب اتفاق افتاد و ارتباط عاطفی شگفت انگیزم با دریا عکس را برایم دوباره تعریف کرد، مدت هاست آن عکس را براعت استهلالی می بینم بر گره خوردن زندگی ام با دریا، دریایی که سخاوتمندانه در کنارم بود و هست و سالهاست صمیمی ترین آغوش را برایم گشوده است. دوستی صمیمی که بودنش و امکان نفس کشیدن در کنارش را مدیون پدرم و همرزمانش در نیروی دریایی ارتش هستم. در سالهایی که به عنوان فرزند کارمند نیروی دریایی ارتش گذراندم بیشتر کارکنان این سازمان را شریف،صبور،زحمتکش و کم توقع دیدم، آنقدر کم توقع که حتی حقوق طبیعیشان را از یاد برده اند. خالصانه زحمت میکشند و بیریا لبخند می زنند طوری که حتی کسانی که باید به فکرآنها باشند و بدانند آنها هم زنده اند و حق زندگی دارند، رنجی که می کشند را نمی بینند. غربت،شرایط کاری سخت و تنگناهای معیشتی را به جان می خرند و کمترین سهم را از گنجینه ای که محافظتش میکنند برمیدارند و بغضشان را پنهان می کنند مبادا دل اعضای خانواده شان بلرزد، خانواده ای که کوه بودن را از نان آورش آموخته است. بغض،دلتنگی و خستگیشان را به موج ها گره میزنند تا صخره شوند برای حفاظت از موج هایی که تنها قدردانشان هستند. کاش این لبخند،این صبوری و کم توقعی لحظه ای از زندگیشان کنار میرفت تا آنهایی که باید ببیند، ببینند خستگی شان را نیازهایشان را و بزرگیاز دریا آموخته شان را و بدانند وظیفه دارند بزدایند این غبار تلخ را از چهره های صبورشان. من اما برای دیدن آنچه در عمق جانشان است نیازی به کنار رفتن هیچ غباری ندارم برای من هر روز هفت آذر است و میتوانم بگویم:پدرم قهرمان همیشه زندگیم، پدرهای ندیده چون کوه استوارم، برادرهای ندیده مهربان و مقاومم ! من و صمیمی ترین دوستم دریا، قدرتان را می دانیم، دوستتان داریم و به شما میبالیم لبخندتان از ته دل،هفت آذرتان مبارک ،جایگاه همرزمان سفرکرده تان بهشت
تگ ها:
جدیدترین اخبار
پشت صف طولانی بنزین محله ششصد دستگاه چه میگذرد؟!
خبر قطع کالابرگ به دلیل نقص اطلاعات فراجا صحت ندارد
شکست رکوردهای جهانی توسط وزنهبردار ایرانی
افزایش قیمت بنزین منتفی شد
رئیس پیشین دیوان عالی، رئیسجمهور مجارستان شد
ابای و جهان شرق: پیوند اندیشههای متفکر قزاق با ادبیات فارسی
شرایط سپرده ارزی برای سرمایهگذاری اعلام شد
مخبر و فروزنده عضو هیئت عالی نظارت مجمع تشخیص شدند
تأکید وزرای دفاع ایران و مالزی بر توسعه همکاریهای دفاعی و نظامی
مهلت ثبتنام آزمونهای خارج از کشور علوم پزشکی تمدید شد
۱۷ خودروی متخلف در بندرعباس توقیف شد
شمار قربانیان زلزله کلمبیا به ۲۲۴ نفر رسید
افزایش سقف وام زنان دهکهای یک تا پنج
یک پرسپولیسی سرمربی تیم فوتبال مس رفسنجان شد
وزیر دفاع پاکستان: تهران و واشنگتن به تفاهم نزدیک شدهاند