جدید به قدیم
…هوش مصنوعی (AI psychosis)» مینامند.وضعیت روانی فرد پیش از تعامل نقش مهمی دارد. کسانی که پیشینهٔ اختلال روانی یا دورههای افسردگی شدید دارند، ممکن است در تعامل با چتباتها بیشتر دچار نوسانات هیجانی شوند. بنابراین گفتوگو با ChatGPT میتواند هم فرصتی برای تخلیهٔ احساسات باشد و هم زمینهساز خطر، بسته به شرایط روانی کاربر.۳- اقدامهای ایمنسازی و پاسخ شرکت OpenAIبا توجه به حساسیت موضوع، شرکت OpenAI اعلام کرده که مجموعهای از اقدامات برای ایمنسازی گفتوگوهای حساس انجام داده است. این شرکت با بیش از ۱۷۰ روانپزشک، روانشناس و پزشک عمومی از ۶۰ کشور همکاری کرده تا پاسخهای ازپیشطراحیشده برای موقعیتهای بحرانی تدوین شود.در نسخههای جدید، ChatGPT به گونهای آموزش دیده است که بتواند نشانههای احتمالی روانپریشی، شیدایی یا قصد خودکشی را شناسایی کرده و بهجای ادامه گفتوگو در مسیر خطرناک، کاربر را به منابع واقعی خارج از پلتفرم هدایت کند. همچنین در صورت شناسایی الگوهای نگرانکننده، گفتوگو به «مدلهای ایمنتر» منتقل میشود تا پاسخها دقیقتر و کنترلشدهتر باشند.OpenAI مدعی است با این روش توانسته است درصد پاسخهای نامناسب یا تشدیدکننده را به شکل چشمگیری کاهش دهد. با این حال، شرکت تأکید کرده که این ایمنسازی در گفتوگوهای طولانیتر ممکن است کارایی کمتری داشته باشد…
…رابطهی میان استرس دوران کودکی و مشکلات روانی و جسمی بزرگسالی به زبان ساده و همراه با یافتههای علمی تشریح میشود. بخش دوم کتاب عملی تر است و مجموعهای از تمرینها و راهکارها برای تنظیم هیجان، کاهش استرس، بازسازی باورهای منفی و افزایش خود مهربانی ارائه میدهد. این تمرینها به خواننده کمک میکنند تا از طریق آرامسازی بدن، گفتگوی درونی و بازنگری در خاطرات گذشته، مسیر بازسازی روانی خود را آغاز کند. در پایان، نویسنده به مرحلهی « ساختن آینده» میرسد جایی که بر معنا، ارتباط انسانی و رشد تأکید میکند. ساختار کتاب به گونهای طراحی شده که هم برای متخصصان قابل استفاده باشد و هم برای خوانندگانی که بدون دانش روانشناسی، میخواهند با گامهایی ساده اما مؤثر به سمت بهبود حرکت کنند.تجربههای کودکیای که فراموش نمیشوندآرشیرالدی بر پایهی دههها پژوهش علمی توضیح میدهد که «تجارب نامطلوب دوران کودکی» فقط شامل کودک آزاری یا خشونت فیزیکی نیست. بی توجهی عاطفی، زندگی با والد افسرده یا معتاد، شاهد خشونت بودن، طلاق والدین یا احساس طردشدگی مداوم نیز در همین دسته قرار میگیرند. پژوهشها نشان میدهد افرادی که در کودکی در معرض چنین وضعیتهایی بودهاند، در بزرگسالی بیشتر در معرض افسردگی، اضطراب، اختلالات خواب، دردهای مزمن و حتی بیماریهای قلبی قرار میگیرند…
…محوطه مچاله شدند، از دفتر خارج شدم و همهچیز بههم ریخته بود، صحنهای شبیه روز قیامت. بعد از دقایقی متوجه شدم انفجار در شرکت سینا رخ داده است.» این مرد جوان می افزاید:«هرچه به تلفن همراه همسرم تماس گرفتم، پاسخگو نبود، با نگرانی خودم را به محل رساندم، اما نیروهای امنیتی اجازه ورود نمیدادند و گفتند تعدادی مجروح به بیمارستان منتقل شدهاند. از همان ساعت تا شب، به همراه خانواده، در میان بیمارستانهای مختلف شهر بهدنبال همسرم میگشتیم تا سرانجام روز دوشنبه از پزشکی قانونی اطلاع دادند که پیکر او شناسایی شده است، تنها چند قطعه استخوان تحویل دادند » نوریزاده با صدایی آرامتر از فرزند ۱۳ سالهاش، نریمان، یاد میکند:«با مشورت روانشناس، مجبور شدیم حقیقت را به او بگوییم،هنوز هم از نظر روحی درگیر است و نبود مادرش را باور نکرده است. هر بار که در مدرسه مادران دیگر را میبیند، جای خالی مادر برایش زنده میشود.»وی در ادامه از شرایط ناایمن محل کار و ضعف مدیریت بحران میگوید: «کانکسی که همسرم و همکارانش در آن مستقر بودند، بدون رعایت اصول ایمنی نصب شده بود. هشت نفر از کارکنان، شامل پنج زن و سه مرد (حکیمه بختو، افسانه تیما، فاطمه حاتمینژاد، سحر خاور، سمیه رییسی، فرزاد…
…این پدیده که در روانشناسی از آن به عنوان "ضدیت همکاری" یاد میشود، زنان را در موقعیتی دشوار قرار میدهد: اگر مطیع باشند، نادیده گرفته میشوند و اگر قاطع باشند، مجازات میشوند. راهکارهایی برای تحولتغییر این پویایی ریشهدار نیازمند تحولی چندسطحی است که شامل تغییر نگرشهای فردی تا اصلاح ساختارهای سازمانی میشود. بازتعریف آموزش حرفهای برنامههای درسی دانشکدههای پزشکی و پرستاری باید از همان ابتدا بر کار تیمی و احترام متقابل تأکید کنند. آموزشهای بینحرفهای میتواند کلیشهها را از بین برده و درک متقابل را از دوران دانشجویی نهادینه کند. ایجاد ساختارهای نهادی برای شنیدنبیمارستانها باید فضاهای امن و سیستماتیکی برای گفتگوی بالینی ایجاد کنند. حضور پرستاران در جلسات کلینیکی مهم، کمیتههای اخلاق پزشکی و هیئتهای مدیره نه یک امتیاز، که یک ضرورت است. سیستمهای "گزارشدهی بدون مجازات" برای نگرانیهای بالینی میتواند پرستاران را بدون ترس از تلافی تشویق به صحبت کند. ارزشگذاری رسمی دانش ضمنیسیستمهای ارزیابی عملکرد باید شاخصهایی برای شناسایی و پاداش دادن به مواردی که دانش ضمنی پرستاران منجر به پیشگیری از خطا یا بهبود بیمار شده است، در نظر بگیرند. توانمندسازی از طریق رهبریایجاد نقشهای رهبری بالینی برای پرستاران مجرب مانند پرستاران متخصص بالینی یا پرستاران محقق میتواند یک مسیر شغلی جایگزین ایجاد کند و ال…
به گزارش صبح ساحل، به مناسبت هفته تربیت بدنی و ورزش و به همت هیئت والیبال شهرستان بستک سمینار دو روزه استعدادیابی، پرورش استعدادها، روانشناسی و بدنسازی وبا حضور ۸۵ کارآموز از استانهای بوشهر، فارس، کرمان و هرمزگان برگزار شد.مدرسی این سمینار جواد مهرگان، از اساتید برجسته کشور در حوزه والیبال و بدنسازی، بر عهده داشت و در طول این دو روز، شرکتکنندگان با مباحث علمی روز در زمینه شناسایی استعدادهای ورزشی، اصول روانشناسی ورزشی و تمرینات بدنسازی تخصصی آشنا شدند.مراسم اختتامیه این دوره با حضور یوسف برلس رئیس اداره ورزش و جوانان شهرستان ، اعضای شورای اسلامی شهر بستک و طیب بنایی رئیس هیئت والیبال شهرستان از جواد مهرگان به پاس حضور و برگزاری کارگاههای آموزشی تقدیر شد.همچنین اداره ورزش و جوانان شهرستان بستک ضمن قدردانی از هیئت والیبال شهرستان به دلیل برنامهریزی و برگزاری شایسته این سمینار، بر تداوم برگزاری چنین رویدادهای آموزشی و توسعهای در راستای رشد والیبال منطقه تأکید کرد.
…با تصاویر فیلترشده، سطوح بالاتری از اضطراب و افسردگی گزارش کردند، به ویژه در میان زنان جوان. در دوران "فیتنس"، جایی که هشتگهای لاغری، ورزش بی وقفه و بدن لاغر غالب هستند، چاقی به عنوان یک "مشکل" اجتماعی تصویر میشود. فرهنگ فیتنس آنلاین، که اغلب توسط اینفلوئنسرها تبلیغ میشود، بدن را به یک پروژه مداوم تبدیل میکند: "اگر سخت کار کنی، میتوانی تغییر کنی." اما این پیام، افراد چاق را به حاشیه میراند و آنها را مسئول مشکلات خود میداند. روانشناسی انتقادی رسانه این را به عنوان "تبعیض وزنی" تحلیل میکند، که در رسانههای اجتماعی شایع است. بیش از ۹۱ درصد تعاملات مرتبط با چاقی در توئیتر منفی هستند، و این تعاملات منجر به افسردگی و اضطراب بیشتر در افراد چاق میشوند. اضطراب اجتماعی ناشی از این فضا، افراد را از فعالیتهای اجتماعی دور میکند. فردی که از بدن خود شرم دارد، ممکن است از رفتن به باشگاه یا حتی پست کردن عکس واقعی خود اجتناب کند. این چرخه معیوب است: رسانههای اجتماعی اضطراب ایجاد میکنند و اضطراب منجر به انزوا میشود، که خود میتواند به افزایش وزن کمک کند. آمار نشان میدهد که بیش از نیمی از افراد چاق در کشورهای غربی، تبعیض وزنی را از پزشکان، خانواده و…
فراتر از یک رفتار خاموشسکوت در سازمانها، در نگاه اول ممکن است صرفا نوعی استراتژی فردی برای پرهیز از درگیری یا حفظ موقعیت شغلی به نظر برسد، اما در روانشناسی سازمانی، سکوت بهعنوان پدیدهای ساختاری و فرهنگی شناخته میشود. سکوت سازمانی زمانی شکل میگیرد که کارکنان به صورت جمعی احساس کنند بیان مشکلات یا انتقادها نهتنها بیفایده است، بلکه میتواند پیامدهای منفی برای جایگاهشان به همراه داشته باشد. در چنین فضایی، فرد در برابر هر نشانهای از ضعف روانی یا فشار هیجانی نیز سکوت اختیار میکند. کسی که از استرس مزمن یا اضطراب رنج میبرد، میداند که اعتراف به این وضعیت میتواند به معنای برچسب کم توانی، ناکارآمدی یا حتی تهدیدی برای آینده شغلیاش باشد. سکوت بهتدریج به عادت بدل می شود و این عادت، به بخشی از فرهنگ سازمان درمیآید. از منظر روانشناختی، سکوت نوعی دفاع روانی است راهی برای اجتناب از مواجهه با خطر. اما تفاوت مهمی میان سکوت فردی و سکوت سازمانی وجود دارد. در حالت اول، فرد آگاهانه انتخاب میکند که در شرایطی خاص چیزی نگوید در حالت دوم، کل ساختار سازمانی، مستقیم یا غیرمستقیم، کارکنان را به خاموشی سوق میدهد. این سکوت جمعی، بستر مناسبی برای انباشت هیجانات منفی و تشدید مشکلات روانی فراهم میکند…
پیوندی قدیمی در روان انسانخواب و رویا از دیرباز یکی از شگفتانگیزترین موضوعات در روانشناسی بوده است. زیگموند فروید، رویا را شاهراهی به ناخودآگاه میدانست و کارل یونگ آن را عرصهای برای آشکار شدن کهنالگوها و تصاویر جمعی. حتی در سنتهای بومی و مذهبی نیز خواب همواره نقش پیامآور یا الهامبخش داشته است. از منظر علوم اعصاب، رویا عمدتا در مرحلهی رِم خواب رخ میدهد زمانی که مغز فعال است اما بدن در حالت فلج موقتی قرار دارد. این مرحله برای پردازش هیجانها، تثبیت حافظه و تنظیم احساسات حیاتی است. بنابراین کم شدن رویا یا کاهش کیفیت آن تنها به معنای از دست دادن یک تجربهی شاعرانه نیست، بلکه میتواند سلامت روانی و شناختی افراد را تحت تاثیر قرار دهد. نور مصنوعی و مختل شدن ریتم شبانهروزییکی از دلایل اصلی کاهش رویا در قرن بیستویکم، حضور فراگیر نور مصنوعی است. نور الکتریکی از قرن نوزدهم آغازگر تغییرات اساسی در خواب شد. پیش از آن انسانها با غروب خورشید به بستر میرفتند و چرخهی خواب همسو با ریتم طبیعی شبانهروز بود. نور الایدی و صفحهنمایشها در قرن حاضر این روند را شدیدتر کرده است. نور آبی گوشیهای هوشمند، لپتاپها و تلویزیونها سطح هورمون ملاتونین که تنظیمکنندهی اصلی خواب…
…پرسش درباره چرایی، ساختار و چگونگی فقر، به تحسین موقعیت و شکلگیری گزارهی «چقدر فقر زیباست» منحرف می شود. بدینسان، رنج واقعی از سطح نقد اجتماعی به سطح زیبایی بصری تنزل میکند. در فرهنگی که تصویر از واقعیت پیشی گرفته، این نوع نگاه خطرناک است. فقرِ زیباشده، ذهن جمعی را از خشم به همدردی مصرفی و از مطالبه به تامل شاعرانه سوق میدهد. این مقاله میکوشد نشان دهد چگونه رسانهها، تبلیغات و شبکههای اجتماعی با بازنمایی زیباشدهی فقر، نابرابری را در ناخودآگاه جمعی تثبیت میکنند و چرا نقد این زیباییشناسی برای روان جمعی جامعه ضروری است. روانشناسی تصویر و قدرت بازنماییاز دید روانشناسی اجتماعی، تصویر فقط بازتاب واقعیت نیست بلکه ابزاری است برای ساختن واقعیت ذهنی. در نظریه چارچوبسازی گفته میشود رسانهها با انتخاب زاویه، نور و زبان توصیف، نه فقط آنچه دیده می شود، بلکه آنچه فکر میشود را تعیین میکنند. وقتی تصویر فقر با ترکیبی شاعرانه و انسانی منتشر میشود، مغز مخاطب احساس همدردی میکند، اما همزمان مکانیسم دفاعی فاصلهگذاری اخلاقی فعال میشود: همدلی بدون مسئولیت. پژوهشهای روانشناسی شناختی نشان دادهاند که تصاویر احساسی اگر با زمینه تحلیلی همراه نباشند، احساس همدردی را به رفتار اجتماعی تبدیل نمیکنند. مخاطب ممکن است برای چند لحظه متاثر شود، اما چون…
…میبینیم . بحرانهای اقتصادی، مهاجرتها، فشارهای اجتماعی، فرسودگی و ناامیدی، همه این زخمها شاید دیده نشوند اما در عمق جان جامعه نشستهاند . شما فراتر از درمانگر هستید، شما نگاهبانان امیدید . هر جلسه درمانی، هر گفتوگوی موثر میتواند چون نوازش مادری باشد بر پیشانی کودکی خسته از دل تاریکی که به سوی نور باز میگردد .» قائمپناه در ادامه صحبتهایش به چالشهای جدی در مسیر درمان اختلالات روانی اشاره داشت و گفت: « ما در شرایطی کار میکنیم که حوزه سلامت روان با چالشهای جدی روبهرو است . هنوز بسیاری از هموطنان ما به خدمات روانشناختی دسترسی ندارند. در مناطق محروم کمبود روانشناس، مشاور و روانپزشک به وضوح احساس میشود . بسیاری از خانوادهها حتی اگر بخواهند درمان را آغاز کنند در برابر هزینهها ناتوان میمانند . سلامت روان بر خلاف سلامت جسم هنوز در نظام بیمهای کشور جایگاهی درخور نیافته است . از این رو دولت، وزارت بهداشت و سازمان تامین اجتماعی، وظیفه اخلاقی و ملی دارند که حمایت بیمهای از خدمات روانشناختی را بسیج و اجرایی کنند و سلامت روان را نه امری لوکس، بلکه حقی همگانی بدانند، چرا که هیچ جامعهای بدون آرامش روان توسعه پایدار نخواهد داشت . ما نیازمند سیاستهایی هستیم که دسترسی به رواندرمانی، مشاوره و آموزشهای سلامت روان را در سراسر کشور…