جدید به قدیم
اگر به اصرار به پارک ببریمش هم، زود خسته میشود و میخواهد برگردد خانه.» این تصویر، برای بسیاری از خانوادههای شهری در ایران امروز آشناست. کودکانی که در خانههای کوچک، اغلب بدون پنجرهی رو به حیاط یا فضای باز و در محاصرهی دیوارها رشد میکنند خانههایی که بهجای صدای بازی در کوچه، پر از صدای وسایل برقی و نوتیفیکیشن گوشیهاست. رشد در چنین فضاهایی دیگر صرفا یک انتخاب شخصی یا سبک زندگی نیست. بلکه بازتاب ساختارهای شهری، فشار اقتصادی و تغییرات فرهنگی گستردهتر است. آپارتمان نشینی در کلانشهرها و حتی شهرهای متوسط به الگوی غالب بدل شده و کودکان، نخستین نسلهایی هستند که زندگیشان از همان سالهای ابتدایی در چارچوبی بسته تعریف میشود. آنها برخلاف نسلهای پیشین، کمتر تجربهی بازی در کوچه، تماس با خاک، یا حتی تماشای آسمان از پنجرهی بزرگ خانههای حیاطدار را دارند. این محدودیت محیطی میتواند پیامدهایی جدی بر رشد هیجانی، شناختی و خلاقیت کودکان داشته باشد. پژوهشها نشان دادهاند که مواجههی کم با طبیعت و نبود فضای آزاد بازی، با افزایش اضطراب، مشکلات توجه و حتی افت خلاقیت در ارتباط است. کودکانی که بیشتر وقت خود را در محیطهای بسته و دیجیتالی میگذرانند، احتمالا در مهارتهای اجتماعی و تنظیم هیجان نیز با چالش مواجه…
یکی از این خصوصیات، رفتارهای تکانشی در کودکان است که اغلب به اقداماتی گفته میشود که بدون فکر و ارزیابی پیامدهای آن انجام میشوند. این رفتارها معمولاً سریع، ناگهانی و بدون در نظر گرفتن عواقب هستند. کودکانی که رفتارهای تکانشی دارند ممکن است در موقعیتهای مختلف، بهجای صبر و اندیشیدن، فوراً واکنش نشان دهند. برای مثال، زدن همکلاسی، پارهکردن دفتر، داد زدن، یا حتی فرار از کلاس از جمله رفتارهای رایج در این زمینهاند. علت اصلی این رفتارها، نارسایی در مهارتهای خودکنترلی و ضعف در عملکرد اجرایی مغز (مانند برنامهریزی، پیشبینی پیامدها و کنترل هیجانات) است. گاهی نیز این رفتارها با اختلالاتی مثل بیشفعالی (ADHD)، اضطراب، یا مشکلات هیجانی همراه هستند. همچنین سبک فرزندپروری والدین، شرایط محیطی، فشارهای روانی یا حتی کمبود خواب و تغذیه ناسالم نیز میتواند در افزایش این نوع رفتارها مؤثر باشد.رفتارهای تکانشی در صورت تداوم، ممکن است منجر به مشکلات جدی در روابط اجتماعی، تحصیل و عزتنفس کودک شوند. از سوی دیگر، اگر این رفتارها به موقع شناسایی و اصلاح نشوند، میتوانند در بزرگسالی به صورت عادتهای ناسالم رفتاری ادامه یابند. کمااینکه برخی اوقات شاهد دعواهای لفظی یا حتی فیزیکی در خیابان هستیم که بر سر کوچکترین مساله ای رخ می دهند. پس بهتر است…
…به دنبال معناست. در عین حال، این رمان نقدی ظریف بر طبقه اشرافی، روابط جنسیتی و فاصله میان زنان و مردان در جامعه بریتانیاست. وولف در قالب یک روز عادی، تجربهی یک قرن پرآشوب را فشرده کرده و نشان داده است که تاریخ بزرگ را میتوان در لحظههای کوچک زندگی یافت. به سوی فانوس دریایی؛ خاطره، هنر و گذر زمان اگر خانم دلوی تصویرگر لحظههای زودگذر زندگی است، به سوی فانوس دریایی شاهکار وولف در بازنمایی پیوند میان خاطره، خانواده و زمان به شمار میرود. داستان در سه بخش روایت میشود و مرکزیت آن خانواده رمزی است که تعطیلات تابستانی خود را در جزیره اسکای در اسکاتلند میگذرانند. فانوس دریایی در دوردست نماد مقصدی است که کودکان خانواده آرزو دارند به آن برسند، اما طوفانها و گذر زمان آن را به سفری به تعویقافتاده بدل میکنند. شخصیت خانم رمزی، مادر خانواده، تجسم مهربانی، زیبایی و مرکزیت عاطفی خانواده است. او میکوشد اعضای خانواده و مهمانان را گرد هم آورد، اما در نهایت، مرگ او در بخش دوم کتاب شکافی بزرگ در خانواده و روایت ایجاد میکند. بخش دوم، که تنها چند صفحه دارد و عنوان «زمان میگذرد» بر خود دارد، یکی از درخشانترین نمونههای مدرنیستی در ادبیات است. در این…
…dots)، به کشف حیرتانگیزی درباره یک نمونه بسیار عجیب دست یافتند. آنچه در ابتدا به نظر میرسید کهکشانی مملو از ستارههاست که هر ماه یک بار با هم برخورد میکنند، داستانی کاملاً متفاوت از آب درآمد. ستارهشناسان دریافتند که آن یک ستاره سیاهچالهای است. این یک استتار کیهانی کمیاب است.به نقل از اساف، این جرم موسوم به «کلیف»(The Cliff) آن قدر دور است که نور آن ۱۲ میلیارد سال در سفر بوده تا به ما برسد. این بدان معناست که ما آن را در زمانی میبینیم که جهان در دوران کودکی خود بوده است. دانشمندان پس از ماهها تحلیل و با استفاده از «تلسکوپ فضایی جیمز وب»(JWST)، به این نتیجه رسیدند که کلیف در واقع اصلاً کهکشانی پر از ستاره نیست. مطالعه آنها نوعی کاملاً جدید از جرم کیهانی را نشان میدهد که با تقلید از ردپای نوری یک کهکشان باستانی، آنها را فریب داده است.جرم قانونشکن«آنا دی گراف»(Anna de Graaff) سرپرست این گروه پژوهشی در «موسسه ماکس پلانک»(Max Planck) آلمان، اولین بار هنگام مطالعه نقاط قرمز کوچک با با کلیف مواجه شد که در هیچ یک از دستهبندیهای قبلی ستارهشناسان قرار نمیگرفتند. این نقاط در سراسر تصاویر جهان اولیه پراکنده شدهاند…
نسل زد کیست و چرا مسئلهاش متفاوت است؟این نسل نخستین نسل «تماما دیجیتال» به شمار می آید. بسیاری از آنان از کودکی گوشی هوشمند داشتهاند و حضور در فضای آنلاین برایشان نه یک انتخاب، بلکه واقعیت طبیعی زندگی است. پژوهشهای بین المللی نشان میدهد که این نسل بیش از هر نسل دیگری زمان خود را در فضای مجازی میگذراند و بخش قابل توجهی از روابط اجتماعیاش را در همین بستر تجربه میکند. این زیست دیجیتال با فرصتها و چالشهای خاصی همراه است. از یک سو، نسل زِد دسترسی بیسابقهای به اطلاعات، آموزش و شبکههای حمایتی دارد. اما از سوی دیگر، در معرض فشارهای شدیدی نیز قرار گرفته است: مقایسه دائمی با دیگران در شبکههای اجتماعی، که میتواند احساس ناکافی بودن و خودکمبینی را تشدید کند. سرعت بالای تبادل اطلاعات، که تمرکز و تحمل فرایندهای طولانیمدت را کاهش داده است. مرز باریک میان «خود واقعی» و «خود نمایشی» در فضای مجازی، که هویت شخصی را متزلزل میکند. افزایش شیوع افسردگی، اضطراب و افکار خودکشی در بازه زمانی همزمان با گسترش تلفنهای هوشمند. به همین دلیل، بحرانهای روانی در این نسل صرفا بازتاب مشکلات فردی نیستند بلکه نتیجه ساختارهایی هستند که زندگی دیجیتال روزمره آنان را شکل میدهد. چرا زبان سنتی…
به گزارش صبح ساحل؛ امید جهان خواننده موسیقی پاپ و بوشهری در شهر کرمان دچار سکته شده و هم اکنون در بخش مراقبتهای ویژه در بیمارستان بستری است.خواننده محبوب پاپ، امید جهان، طی ساعتهای گذشته دچار عارضه سکته شده و وضعیت جسمانی بسیار سختی را سپری میکند. بنا به گفته پزشکان، وی تاکنون دو بار احیا شده و شانس بازگشت او تنها ۵ درصد است. این خبرنگار در ادامه افزود: «خدایا خودت رحم کن...»نگاهی به زندگی امید جهانامید پولادی جهان که بیشتر با نام امید جهان شناخته میشود، در بهمن ماه سال 1360 در آبادان به دنیا آمد. این هنرمند معروف، پسر محمود جهان، خواننده برجسته موسیقی جنوب کشور، است. خانواده او پس از تولد امید، از شهرستان آبادان به بوشهر و سپس تهران نقل مکان کردند. او از دوران کودکی تحت تأثیر پدرش وارد دنیای موسیقی شد و نوازندگی و خوانندگی را آغاز کرد.امید جهان از سال 1383 فعالیت حرفهای خود را آغاز کرد و با انتشار آلبوم غیررسمی «پسر جنوبی»، توانست توجهها را به سمت خود جلب کند. او در سال 1385 نیز آلبوم «پاپتی» را روانه بازار موسیقی کرد و جایگاهش را به عنوان یک خواننده شناختهشده تثبیت کرد.
حبیبالله احمدی، تاجر سرشناس بندرلنگه و بندرعباس و نماینده مردم بندرعباس در دوره بیستوسوم مجلس شورای ملی، از چهرههایی بود که زندگیاش میان تجارت، سیاست و مهاجرت رقم خورد. او بازرگانی نوگرا، تحصیلکرده و مسلط به زبان انگلیسی بود که علاوه بر فعالیتهای تجاری، با تأسیس دفتر هواپیمایی پانامریکن در ایران گامی مهم در عرصه حملونقل هوایی برداشت و بعدها به ریاست کل رزرواسیون هواپیمایی ملی ایران رسید.آشنایی با یکی از تجار و بازرگانان قدیم هرمزگانحبیبالله احمدی در سال ۱۳۰۹ خورشیدی چشم به جهان گشود. او فرزند محمد شریف احمدی بود و در سالهای کودکی به همراه خانواده به کشور بحرین مهاجرت کرد. بحرین در آن روزگار مقصد بسیاری از خانوادههای ایرانی جنوب بود که برای کار و زندگی بهتر به آنجا میرفتند. احمدی سالهای نخستین عمر خود را در آن کشور سپری کرد و پس از مدتی به وطن بازگشت.بازگشت به ایران برای او سرآغازی تازه بود. در بندرعباس با خانوادهای نامدار پیوند خورد و با خدیجه کلهداری، دختر آقااحمد کلهداری، از تجار معروف این بندر ازدواج کرد. همین وصلت تجاری و خانوادگی، جایگاه او را در میان بزرگان و بازرگانان جنوب بیش از پیش مستحکم ساخت.موسس دفتر پانامریکن در ایرانحبیبالله احمدی تنها یک تاجر محلی…
…زن جوان، روی بلوک سیمانی وسط حیاط نشسته بود. ناگهان متوجه سایهای شد که از پشت درخت بیرون آمد، ترسیده، با عجله از جا بلند شد. همان لحظه دست مرد لرزید، ماشه کشیده و گلوله شلیک شد. همهچیز در چند ثانیه اتفاق افتاد. گلوله مستقیم به سر زن برخورد. فریاد کوتاهی در حیاط پیچید و بعد، سکوتی مرگبار. زن جوان همانجا روی زمین افتاد، مادر سه کودکی که دیگر هرگز به خانه باز نمیگشت. در یکچشم به هم زدن، زندگی دو خانواده فروریخت، یکی داغدار شد و دیگری پشت میلههای زندان در انتظار مرگ گرفتار آمد. جوانی که میگفت تنها میخواسته پولش را پس بگیرد، ناخواسته به قاتل بدل شده بود.زندگی در انتظار مرگ دقایقی بعد، مأموران او را دستگیرکردند و سکوت روستا جای خود را به همهمهای سنگین داد. خبر در کوتاهترین زمانپیچید و ماجرا به یک پرونده جنایی سنگین بدل شد.دادگاه پس از بررسیها، حکم قصاص را صادر کرد و همهچیز برای جوان ۲۵ساله رنگ دیگری گرفت. از آن روز به بعد، روزگارش در پشت میلههای زندان بندرعباس خلاصه شد. هر شب با کابوس همان صحنه به خواب میرفت و هر صبح با ترس طناب دار بیدار میشد. خودش بارها گفته بود که آن شلیک ناخواسته…
وضعیت آماری و ابعاد مسئلهدادههای دقیق دربارهی خودکشی در کودکان در ایران همچنان پراکنده و ناقص است. بر اساس گزارشهای سازمان پزشکی قانونی، در سال ۱۴۰۱ بیش از ۵۰۰۰ مورد مرگ ناشی از خودکشی در کشور ثبت شده است. اگرچه سهم کودکان بهصورت مستقل منتشر نمیشود، پژوهشهای منطقهای نشان میدهند که بخش قابل توجهی از این مرگها به افراد زیر ۱۸ سال مربوط است. برای نمونه، تحقیقی در دانشگاه علوم پزشکی کرمانشاه (۱۴۰۰) نشان داد که حدود ۷ درصد موارد ثبتشده در استانهای غربی مربوط به گروه سنی کودک و نوجوان بوده است. اگر این نسبت را به کل کشور تعمیم دهیم، میتوان حدس زد که هر سال دهها تا صدها کودک در ایران بر اثر خودکشی جان خود را از دست میدهند. گزارشهای رسانهای نیز این آمار را ملموستر میکنند.درسیستان، ایلام، کرمانشاه، خوزستان و حتی حاشیههای تهران، بارها خبر خودکشی کودکان ۹ تا ۱۳ ساله منتشر شده است؛ اخباری که اغلب با توضیحاتی مانند «به دلیل فقر خانواده»، «به دلیل ناتوانی در خرید گوشی برای آموزش مجازی» یا «به خاطر فشار شدید خانوادگی» همراه بودهاند. این واقعیت نشان میدهد که برخلاف تصور عمومی، خودکشی کودک استثنا نیست، بلکه یک روند رو به رشد است که ریشه در ساختارهای…
…در زیست روزمرهی ایرانیان شکل گرفته است؛ پدیدهای که میتوان آن را «سندرم کافه» نامید. کافی است گشتی در خیابانهای شهر بزنید: کافهها، مملو از جوانانیاند که ساعتها در فضایی دلنشین، با موسیقی و قهوه، وقت میگذرانند. اما این حضور انبوه، فقط نشانهی ذوق فرهنگی یا سبک زندگی مدرن نیست؛ بیش از هر چیز، آینهای از فرسودگی و گریز است.کافه به پناهگاه فرسودگان بدل شده است. جایی که آدمها از سنگینی مسائل حلنشدهی اقتصادی، از فروبستگی و بیاعتمادی به آینده و حتی از شکست رؤیاهای شخصی، به آن پناه میآورند. کافهنشینی در ظاهر نشانهی مدرنیته است، اما در واقع، شبیه جزیرههای کوچک فراموشی در دریای ناامیدی است. گفتگوها اغلب تکراریاند: کمی سیاست، اندکی فلسفه، چند خاطره عاشقانه و نهایتاً سلفیهای رنگارنگ برای شبکههای اجتماعی. همه چیز به سطح آمده و عمق تهی شده است.از دل همین وضعیت است که میتوان به «بحران خوشباشی» رسید. جامعهای که در ظاهر پر از شادیهای کوچک است، اما این شادیها بیشتر شبیه «ماسک» است تا «معنا». مهمانیها، پارتیها، گردشهای کوتاه، موسیقی زنده در رستورانها، خریدهای لوکس و عکسهای اینستاگرامی، همه و همه نشانههای جامعهای هستند که شادیاش از فراموشی امروز میآید. وقتی لذت، فقط مُسکن اضطراب باشد، خود به بحران بدل میشود…
موجهای گرما تا 20 مرداد ادامه دارد