جدید به قدیم
نویسنده : راشد شرفحضور رئیس جمهوری و هیات همراه بیتردید فرصتی طلایی برای تعیین تکلیف پروژههایی است که اجرا و بهره برداری از آنها در هالهای از ابهام بوده و زیانهای ناشی از توقف عملیات اجرایی آنها متوجه استان و البته کشور میشود؛ «پل خلیج فارس» نمونهای از این دست پروژههایی است که اتمام و بهرهبرداری از آن میتواند در زمینههای تجاری، گردشگری و حمل و نقل اثرگذار باشد. هرمزگان، این استان استراتژیک کشور همواره با القاب مختلف و پر طمطراقی شناخته شده و میشود دروازه طلایی تجارت، پل ترانزیت بین المللی، قطب فولاد، قطب بازرگانی و ... اما با همه اینها و با وجود توانمندیهای بالقوه خود همچنان از برخی محرومیتها در رنج است و نیازمند توجهی ویژه است؛ توجهی که میتواند زمینهساز بروز توانمندیهای آن شده و اثرات مطلوب آن قادر خواهد بود دیگر نقاط کشور را نیز منتفع و بهرهمند سازد. تردیدی نیست که برخی از معضلات امروز هرمزگان و به طور خاص جزایر قشم و کیش نظیر مسکن، بهداشت و درمان، اشتغال و ... ریشه در معضلات عمومی اقتصادی کشور داشته و اقدامات دولت در بهبود و ارتقاء وضعیت اقتصادی کشور در وضعیت استان نیز اثرگذار خواهد بود با این حال به نظر میرسد که اتخاذ…
…از این سمت فرستاده می شود ورود سرمایه را به بازارهای مختلف هموار کند. مثلا در صورت افزایش ریسکها و استمرار نااطمینانیها تمایل سرمایهگذاران به بازارهای زود نقدشونده مثل طلا و دلار افزایش می یابد و در صورت کاهش آنها ضمن کم کردن انتظارات تورمی مسیر سرمایهگذاری مولد را هموارتر خواهد کرد. «بورس» و «تولید مسکن» از اولین گزینههای سرمایه گذاری در این صورت خواهند بود.در مورد تورم تولید نیز هم باید گفت کاهش قیمت ارز به کاهش هزینههای تمام شدهی تولید میانجامد و مصالح ساختمانی هم که یکی از تولیدات مهم کارخانههای داخل است از این قانون تبعیت میکند. البته در این مورد نباید از اشکالات مزمن اقتصاد کشور چون تورم ذاتیاش که محصول بیماری آن است غفلت کرد، زیرا این مشکل ساختاری ناشی از ناترازیهای بزرگ بودجهای و پولی است که بیش از نیم قرن است که گلوی اقتصاد مارا می فشارد.اما این به معنای آن نیست که از نقطه نظر کاهش نرخ ارز نمی توان امید وار بود چون هر کدام وزن خود را در این تورم دارند. همچنین با کاهش قیمت ارز و تقویت قدرت برابری ریال در مقابل ارزهای خارجی، توان خرید مصرفکنندهی داخلی که به شدت آسیب دیده است به تدریج…
…بدون مدیریت علمی، نبود آبشیرینکنهای کافی با وجودی که در کنار خلیجفارس و دریای عمان قرار داریم، توسعه بیبرنامه شهرنشینی، کشاورزیسنتی و غیر مدرن و کاشت محصولات آببَر مانند هندوانه نیز مزید بر علت بوده است. به گفته کارشناسان کمبود آب و خشکسالی متوالی و پیدرپی میتواند پیامدهای ناگواری مانند بحران در تامین آب شرب روستاها و شهرها و کشاندن روستائیان به حاشیه شهرها و افت کشاورزی و از بین رفتن زمینهای زراعی، درگیرهای محلی و شهری بر سر منابع آب در برخی مناطق را به همراه داشته باشد امّا میتوان با به کاربستن راهکارهای متنوع تا حدودی از مصائب قابل پيشبينی و حتی درگیر بحران، پیشگیری کردو اختلال امنیتروانی ناشی از خشکسالی را تا حدودی رفع نمود.راهکارهایی مانند توسعه سیستمهای نوین آبیاری مانند آبياری قطرهای، سرمایهگذاری به منظور تأسیس آبشیرین کنها و تصفیه آب خاکستری، مدیریت یکپارچه منابع آب و جلوگیری از حفر و دادن مجوز چاههای غیرمجاز و مانعشدن از فعالیت آنها، فرهنگسازی برای مصرف بهینه آب در بخش خانگی و اجرای پروژههای انتقال آب در صورت وجود امکانات فنی و حفظ مسائل زیستمحیطی.امیدواریم مسئولین مربوطه زنگ خطر بیآبی را قبل از اینکه امنیت ملی آسیب ببیند، بشنوند و اقدامات مقتضی و لازم را انجام دهند.
نوروز امسال نیز متأسفانه مانند سالهای گذشته بوی خون داد. روزها و شبهایی که میبایست با شادی و جشن و لذت بردن از مسافرت و تفریح همراه و سپری میشد، برای بسیاری از هموطنانمان به رنگ مرگ، بلا و مصیبت تبدیل شد و برای بسیاری از هموطنان، این روزهای آغازین سال به جای اینکه با خوشی و تندرستی با خانوادهها، سفر خوش، امن و آسودهای را داشته باشند با تصادفات و آمار بالای فوتی و زخمیهای فراوان همراه بود.بسیاری از خانوادهها متأسفانه در عزای عزیزانش نشستند و در روزهای سبز بهار، جامهی سیاه بر تن و دل پوشاندند؛ اگر چه حرکت مبارکی با نام پویش نه به تصادف آغاز شد و بسیاری به آن پیوستند و همین عامل سبب شد که مرگ و میر ناشی از تصادفات جادهای نسبت به سالهای گذشته کاهش ۸ درصدی داشته باشد ولی باز هم بر طبق گزارش پلیس راهنمایی و رانندگی در طی سه هفته گذشته یعنی از ۲۵ اسفندماه ۱۴۰۳ تا پانزدهم فروردینماه ۱۴۰۴ از تردد ۴۸۰میلیون خودرو در جادههای کشور ۷۳۸ فقره تصادف رخ داده که ۸۸۰ نفر از هموطنانمان جان خود را از دست داده و عدّه کثیری نیز مجروح شدهاند.متأسفانه بعد از انقلاب تاکنون نزدیک به ۱ میلیون…
…تختههای بزرگ جل که در دو طرف عقب قایق قرار گرفتهاند، جای هیچگونه شک و گمان و عذر و بهانهای در غیر ترالر بودن این گونه قایقها باقی نگذاشت. جالب این که خودرو یادشده، قایق را درست در سر بلوار (رو بهروی ایستگاه آتشنشانی بلوار خواجه عطا) و در کنار دیگر قایقهای مشابهی که پارک بودند پارک کرد!. پرسش اینجاست که مگر ترال کف از ممنوعیت خارج شده که شاهد قدرتنمایی بیمحابای چنین شناورهایی و مشاهده همگانی ادامه نابودی دریا باشیم؟و اگر ممنوع است، وجود این پارکینگ در فاصله کمتر از چهار کیلومتری شیلات استان و فرماندهی نیروی انتظامی استان به چه معناست؟با توجه به کفروبی و بالطبع جاروکشی و تخریب کامل دریا با این شناوران، سرازیر کردن پسابهای شهری و صنعتی به دریا، صید بیرویه و بیحساب و کتاب شناورهای صنعتی، تخلیه آبهای توازن کشتیها، شورابههای آبشیرینکنها، سرازیر کردن عمدی و غیرعمدی گازوئیل، تورها و کلگرهای سرگردان و ...، نه تنها با تورهای هر چه خالیتر و فقر بیشتر صیادانمان، گسترش بیکاری و روی آوری آنان از این حرفه شریف و مفید، به سوختفروشی و سوختکشی رو به رو خواهیم شد، بلکه شاهد نابودی کامل زیست دریا و پیامدهای بسیار سنگین و جبرانناپذیر آن برای آیندگان خواهیم بود.
به گفته سرپرست بیمارستان کیش، با وجود اینکه مصدوم در لحظات اولیه نیز نبض نداشته و دچار مرگ مغزی شده بود بازهم تیم اورژانس و اتاق عمل بیمارستان کیش همه تلاش خود را برای حفظ جان این جوان به کار بستند. جاودان سیرت افزود: با وجود همه تلاشهای انجام شده به دلیل شدت جراحات وارده به سر، مصدوم دچار مرگ مغزی شد. در پی این حادثه ناگوار، خانواده ریحانه مهدآرا که باوجود شرایط سخت و دشواری که به دلیل ازدست دادن تنها فرزندشان با آن مواجه بودند برای زندگی بخشیدن به انسانهای دیگر، موافقت خود را برای پیوند اعضا اعلام کردند و ریحانه 28 ساله ناجی چند انسان دیگر شد. با هماهنگیهای انجام شده توسط بیمارستان کیش و حضور پزشک اهدای عضو از مرکز اهدای عضو شیراز، کبد و کلیههای ریحانه، برای اهدا به بیماران نیازمند پیوند اعضا به شیراز منتقل شد تا نام ریحانه مهدآرا به عنوان جان آفرین، ماندگار شود.
…افزایش نرخ مواد اولیه، مالیات صعودی و نظایر آنها، توفیقی در این زمینه حاصل نشد و مردم روزهای پرخرج و کم درآمدی را در سالی که گذشت پیش رو گذاشتند. در این بین و در زمستان داغ امسال، گروهها وجناحهای سیاسی علیرغم شعارهای وفاق گونه، آن را در عمل برنیامدند و چه در رقابتهای درون حزبی و چه بینا حزبی، با هدف قراردادن برخی چهرهها و سوژهها اقدام به تسویه حسابهای سیاسی کردند. پر واضح است که چنین اقداماتی علاجی بر پیکر بیمار اقتصاد ایران نکرد و دردی از مردم رنج دیده نکاست و شاید جناحها بیشتر درصدد بودند با ضربات اینچنینی شکست های چند ماه اخیرشان را جبران کرده و جان تازه ای به حیات سیاسی خود بدمند.اما اگر همه چیز امسال را سیاه و تاریک نبینیم، عضویت ایران در دو سازمان مهم شانگهای و بریکس، زنده بودن امید و حضور مردم در پای صندوقهای رای و برخورد با مسئولینِ مفسد اقتصادی و رانتی شاید خوشبینیهایی را برای برخی ناظران پدید آورد. در این بین یادمان نرود که در لابلای اخبار داخلی و خارجی رویدادهای مهمی نظیر؛ ترور فرماندهان مقاومت همچون یحیی سنوار، آتش بس میان اسرائیل و حماس و حزب الله، پیروزی ترامپ، تبادل گروگان های…
…است و اغلب مسافران ترجیح میدهند در پارکها، کنار سواحل و حتی پیادهروها اقامت کنند. نتیجه این وضع، اشغال کامل فضاهای عمومی، استحمام و آشپزی در هر گوشه و کنار، تولید حجم عظیمی از زباله و آسیب جدی به زیرساختهای شهری است.مسئله فقط تخریب پارکها و امکانات عمومی نیست. شهروندان بندرعباسی عملاً از فضای شهری خود محروم شدهاند. دیگر جایی برای تفریح و استراحت آنها باقی نمانده و زندگی روزمرهشان با ازدحام و بینظمی مختل شده است. مغازهداران و کسبه نیز که شاید در نگاه اول تصور شود از این شلوغی سود میبرند، در واقع ناراضیاند. بسیاری از مسافران با کمترین هزینه ممکن سفر میکنند، اقلام مصرفی خود را از شهرهای مبدأ میآورند و حتی حاضر به استفاده از خدمات شهری با تعرفههای واقعی نیستند. در نتیجه، تنها چیزی که برای شهر باقی میماند، آلودگی، استهلاک و هزینههای سنگین مدیریت بحران است.نکته عجیب اینجاست که نهتنها نظارت و ساماندهی درستی بر این حجم از سفرها وجود ندارد، بلکه حتی برخی تصمیمات سیاستگذاران، مانند ثابت نگه داشتن تعرفه اسکان در اماکن عمومی، این وضعیت را تشدید کرده است. درحالیکه انتظار میرود هزینههای ناشی از این حجم مسافرت بر عهده خود گردشگران باشد، این فشار به دوش شهروندان بومی…
…زیر ساخت های استاندارد. زمینه ساز موفقیت ورزشکاران این استان در سطوح ملی و بین المللی خواهد متاسفانه در چند سال اخیر از نظر زیر ساختهای ورزشی اقدامات خوبی از سوی مدیران ورزش هرمزگان صورت نگرفته است و برای پروژه های نیمه تمام ورزشی هم جوانان هرمزگانی فقط وعده شنیده اند. خیلی از این پروژه ها سالهاست که راکد مانده اند و در دهه های فجر، هفته های دولت و هفته های تربیت بدنی و ورزش طی این سالها، مسوولان پشت تریبون می روند و قول بهره برداری را می دهند اما هیچ اتفاقی نمی افتد. اگر بخواهیم به چند پروژه اشاره داشته باشیم می توانیم به ورزشگاه سام و زال قشم اشاره کرد. این طرح مهم ورزشی سال ۱۳۸۶ در شهرکی به نام سام و زال جانمایی شد که اکنون بعد از گذشت ۱۷ سال همچنان در کش و قوس وعده هاست و ورزشکاران جزیره قشم چشم انتظار افتتاح تنها ورزشگاه استاندارد این شهرستان هستند. ورزشگاه ۱۰ هزار نفری میناب یکی دیگر از پروژه های به جامانده از دولت نهم است که با گذشت چند دولت و مجلس و حضور مسئولان بر محل ساخت این پروژه با گذشت بیش از ۱۵ سال همچنان بلاتکلیف است. سال ۸۴ بود…
..