جدید به قدیم
یک جوان ۲۶ ساله اهل رودان بر اثر ابتلا به آنفلوآنزای H3N2 جان خود را از دست داد.این مرد جوان با درگیری دوطرفه و ۷۰ درصدی ریه، روز شنبه ۸ آذرماه به بیمارستان شهرستان رودان مراجعه کرد و متأسفانه یک روز بعد فوت شد.
گزارش جدید سازمان جهانی بهداشت (WHO) نشان می دهد بین سالهای ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۴ میلادی، مرگ و میر ناشی از سرخک در جهان ۸۸ درصد کاهش داشته و حدود ۵۸ میلیون نفر از مرگ بر اثر این ویروس نجات یافته اند.
کشف یک خودروی ۲۰۶ گلولهخورده در کوی پلیس بندرعباس، ظهر امروز مأموران پلیس آگاهی استان را در برابر معمایی پیچیده قرار داد. معمایی که با ناپدید شدن مرموز راننده و نشانههای واضح تیراندازی، احتمال وقوع یک پرونده جنایی جدی را تقویت کرده است.
چهار ماه است لولههای خانهشان رنگ آب را ندیده. خیلی از خانوادهها پول خرید تانکر آب را ندارند و با دبههای ۲۰ لیتری، از آبِ آبانبار، مخزن خانهشان را پر میکنند. هر کس در حیاط خانهاش حفرهای ایجاد کرده و از آن به عنوان منبع نگهداری آب استفاده میکند. منبعی که عموما جلبک بسته است و حشرات و ذرات گرد و غبار را روی آب میشود، دید. در این فضا صحبت از اصول بهداشتی محلی از اعراب ندارد زیرا تنها آب شرب اهالی همین است. مدتی پیش عرصه بر اهالی تنگ آمده و درگیری در محلی که لوله مرکزی آب روستا قرار دارد، رخ داده است. برخی به خاطر وضعیت آب، روستا را ترک کردهاند. آنهایی هم که ماندهاند وسعشان نمیرسد. اینها روایتی از وضعیت اهالی دو روستای «باغبالا» و «کُنار سیاه» در غرب جزیره قشم است که بیآبی زندگیشان را خاکستری کرده. مردمانی که هر 120 روز یکبار آب شهری سهمشان است.
"فقط قصاص میخواهم ، پسرم نه اهل دعوا بود و نه درگیری، او با دوستش در مسیر روستای مغ احمد پایین در حال تردد بود که شبانه، توسط جوانی با اسلحه به قتل رسید". به گزارش صبح ساحل، علی سالاری پدر مقتول به نام محمد حسین بابیان این مطلب میگوید:"پنجشنبه بود، پسرم بعد از شام بهقصد رفتن به آرایشگاه از خانه خارج شد، ساعت 2 و نیم بامداد با زنگ تلفن از خواب بیدار شدم و بدترین خبر عمرم را شنیدم ،دنیا روی سرم خرابشد...".
فقط قصاص میخواهم ، پسرم نه اهل دعوا بود و نه درگیری، او با دوستش در مسیر روستای مغ احمد پایین در حال تردد بود که شبانه، توسط جوانی با اسلحه به قتل رسید. به گزارش صبح ساحل، علی سالاری پدر مقتول به نام محمد حسین بابیان این مطلب میگوید:"پنجشنبه بود، پسرم بعد از شام بهقصد رفتن به آرایشگاه از خانه خارج شد، ساعت 2 و نیم بامداد با زنگ تلفن از خواب بیدار شدم و بدترین خبر عمرم را شنیدم ،دنیا روی سرم خرابشد...".
نتیجه اعتراض صیادان به صیدهای شبانه پرساین، بین صیادان صید سنتی و صیادان صید پرساین یا شب چراغی در روستاهای بریزگ و گز سیریک درگیری رخ داد. یکی از صیادان معترض میگوید: «مدتی است که عده ای به روش پرساین، شبانه گلههای ماهی را صید میکنند که این مسئله موجب اعتراض صیادان سنتی شده است». او میگوید: «چندین بار صیادان محلی از مراجع ذی ربط خواستهاند که نسبت به این موضوع واکنش نشان داده و برخورد قاطعی داشته باشند اما اقدام موثری انجام نشده است». این صیاد معترض میگوید: «بالاخره صیادان محلی خودشان دست به کار شدند و برای حفظ ذخایر آبزیان و جلوگیری از صید بیرویه آبزیان به مقابله با این قایقهای غیرمجاز برخاستند. در نتیجه درگیری بین این صیادان رخ داد». در صید پرساین، نورافکن های پر قدرت به عمق آب تابانده می شود که نور شدید منعکس شده، باعث تجمع ماهیان ریز و درشت در اطراف شناور می گردد. پس از آن شناور دومی با بهره گیری از تور پرساین محاصره ای تمامی ماهی های تجمع کرده در زیر نور را جمع آوری میکند. گاهی برای هر بار تور ریزی بالغ بر چند تن از انواع شیر ماهی های ریز و یا دیگر انواع ماهیان در دام صیاد متخلف افتاده و حتی ممکن است تور اندازی در طول یک شب چندین بار تکرار شود. در نبود نظارت و یا نیروی بازدارنده کافی، صدها فروند شناور پرساینر هر روزه پس از غروب و تاریکی آفتاب تا بر آمدن صبح به اینکار مشغول هستند!
سال 1400 پر بود از مشکلات و سختیهایی که از هرسو همه ما را احاطه کردهبودند. مشکلاتی به سختی سنگها و صخرههایی استورا که امید را ربودهاند. سالی که گذشت سال درگیری با سیل بود و زلزله و کرونا. سالی که هرمزگان چه مصیبتهایی که نکشید و چه غم دلها که نخورد. حالا اما که عید نوروز از راه رسیدهاست، بهار با آن سبزی و طراوت خود انگار ناجی ما در میان همه این صخرهها و سنگهاست. احساس یاسی که یک سال تمام کنارمان و همراه با تک تک مان زندگی کردهاست حالا با فرارسیدن بهار کمرنگ و کمرنگتر میشود. تنها امیدمان در آغاز سال جدید این است که این «ناامیدی» منحوس، عمری بیش از همین یک سال نداشته باشد؛ امید به اینکه مگر با پایان این سال سخت، بار دیگر شور زندگی و سرخوشی از راه برسد همانطور که در قرآن آمدهاست: و ان مع العسر یسرا
گفتگو با خانواده کارمند پالایشگاه آبادان در مورد درگیری پیش آمده + باز سازی صحنه به محض اینکه زنگ در خانه را زد با چاقو زیر گلوی بچه ها گذاشت و دست پسرم را زخمی کرد با شوکر در خانه می چرخید و طلب پول و دلار طلا می کرد. اسید و تینر و چاقو همراهش بود و می گفت انتخاب کنید چطور شما را بزنم. من مادرم و نمی توانستم شاهد به خطر افتادن جان بچه هایم باشم/دانا