جدید به قدیم
…به بحث و تنش در رابطهشان منجر شود. سلامت روان در چنگال نوسانات قیمتنوسانات قیمت طلا و دلار بهطور غیرمستقیم بر سلامت روان افراد اثر میگذارد. ناتوانی در تأمین نیازهای اولیه یا حفظ استاندارد زندگی میتواند به احساس ناکامی و افسردگی منجر شود و نگرانی مداوم درباره آینده مالی به اختلالات اضطرابی، حملات پانیک یا حتی وسواس فکری دامن میزند. کیفیت زندگی در چنین شرایطی کاهش مییابد. در واقع استرس مالی باعث کاهش لذت از زندگی روزمره میشود، زیرا افراد دائماً درگیر مسائل اقتصادی هستند. یک مطالعه روانشناختی نشان میدهد که در دورههای بیثباتی اقتصادی، مراجعات به رواندرمانگران افزایش مییابد و مردم از احساس درماندگی و نگرانیهای مداوم درباره آینده شکایت میکنند. تأثیرات مثبت احتمالیهرچند بیشتر اثرات روانشناختی منفی هستند، اما برخی افراد ممکن است از این نوسانات بهره ببرند، چرا که در برخی مواقع شاهد افزایش خلاقیت مالی هستیم. برخی افراد برای مقابله با بیثباتی، به دنبال راههای خلاقانه برای سرمایهگذاری یا کسب درآمد میروند و موجب رشد خودشان و جامعه میشوند.از طرفی تابآوری افراد افزایش پیدا میکند. تجربه نوسانات ممکن است برخی را مقاومتر کند و مهارتهای مدیریت بحران را در آنها تقویت کند. برای افرادی که دانش مالی دارند، نوسانات میتواند به معنای فرصتهای سودآور باشد…
با ثبت نام ۴۷۶ هزار داوطلب در آزمون کارشناسی ارشد ۱۴۰۳ و تخمین حضور ۳۵ تا ۵۰ هزار نفر در مجموعه روانشناسی، این پرسش اساسی پیش میآید که آیا این اقبال گسترده به روانشناسی، گامی در راستای ارتقای سلامت روان جامعه است یا نشانهای از خطر ظهور روانشناسانی ناکارآمد که میتوانند به جای درمان، بر چالشهای روانی جامعه بیفزایند؟روانشناسی، به عنوان علمی که در پیوند با ژرفای ذهن و نیازهای اجتماعی انسان تعریف می شود، در سالهای اخیر در ایران شاهد اقبالی چشمگیر بوده است. بر اساس گزارش سازمان سنجش آموزش کشور، در آزمون کارشناسی ارشد سال ۱۴۰۳، از مجموع ۴۷۶ هزار داوطلب، تخمین زده میشود که ۳۵ تا ۵۰ هزار نفر به روانشناسی روی آورده باشند. این در حالی است که نیاز واقعی جامعه به این رشته، بسیار کمتر از این اعداد است. البته این اقبال و حرکت تودهای مردم به سمت رشته های مختلف دانشگاهی، چندان بیسابقه هم نیست. در دهه ی هشتاد، از معضلات بزرگی که نظام آموزشی کشور با آن دست و پنجه نرم میکرد، میل روزافزون و افراطی مردم به سوی رشتههای مهندسی بود که باعث اشباع بسیاری از تخصص های آن شد؛ پس از آنکه متقاضیان رشته های مهندسی به بازار کار…
…با این حال، وقتی صحبت از نحوه ارتباط ما با فناوری می شود، سؤال این است که آیا انسانی کردن کامپیوترها کمک کننده است ؟ شاید فکر کنیم اینجا دلیل خوبی است که رنج خود را به دستگاه هایمان بسپاریم. حداقل در این زمینه، ما سرنوشت مشابهی داریم. همه ما تسلیم نیستی خواهیم شد. با این حال این سوال پیش میآید: وقتی به دنبال رواندرمانی هستیم - یا حتی فقط اعتماد به نفس یک دوست - آیا به دنبال این هستیم که به کسی که میتوانیم با او ارتباط برقرار کنیم یا کسی که میتواند با ما ارتباط برقرار کند، اعتماد کنیم؟ اگرچه ممکن است حتی ربات های چت خود را دوست داشته باشیم، باید تردید داشته باشیم که آنها میتوانند ما را دوست داشته باشند یا با ما همدردی کنند.هوش مصنوعی و روانشناسیبسیاری از افراد همدلی را سنگ بنای درمان موثر سلامت روان میدانند. کارل راجرز روانشناس آمریکایی با ادعای خود که همدلی "شرط لازم و کافی" برای تغییر در درمان است به شهرت دست یافت و بسیاری از کارشناسان معتقدند که همدلی باعث ایجاد احساس اعتماد، کاهش احساسات منفی و افزایش عزت نفس میشود . آیا دستگاههای دیجیتال میتوانند همین کار را انجام دهند؟ اپلیکیشنهای دیجیتالی سلامت روان از پیشرفت در…
…ارائه میدهد.این تحقیق که در سل ریپورت منتشر شده است، نشان میدهد که موسیقی کلاسیک غربی میتواند نواحی خاصی از مغز را که مسئول پردازش صدا و احساسات هستند، هماهنگ کند، که به کاهش علائم افسردگی کمک میکند. با استفاده از اندازهگیریهای پیشرفته امواج مغزی و تصویربرداری عصبی، دانشمندان تشخیص دادند که موسیقیمداری را درگیر میکند که قشر شنوایی و بخشهایی از مغز را که درگیر پاداش و پردازش هیجانی هستند، به هم متصل میکند و چیزی را ایجاد میکند که محققان آن را «قفل سهمدت» نوسانات عصبی مینامند. انگیزه محققان نیاز به روشهای جدید برای درمان افسردگی و یک چالش بزرگ بهداشت جهانی بود.درمانهای کنونی، مانند داروهای ضد افسردگی و رواندرمانی، برای همه، بهویژه برای افرادی که از افسردگی مقاوم به درمان رنج میبرند، مؤثر نیستند. بیش از نیمی از افراد مبتلا به اختلال افسردگی اساسی تسکین محدودی از این درمانهای مرسوم را تجربه میکنند. موسیقی درمانی قرنهاست برای بهبود خلق و خو استفاده میشود و علم مدرن نشان داده است که موسیقی میتواند بر فعالیت مغز مرتبط با احساسات تأثیر بگذارد. با این حال، هنوز چیزهای زیادی در مورد چگونگی تأثیر موسیقی بر مغز وجود دارد، به ویژه در افراد مبتلا به انواع شدید افسردگی که…
…دنبال ارزیابی و درمان حرفهای بود. بسیاری از خانوادهها با مشاوره با یک پزشک خانواده یا متخصص اطفال مورد اعتماد، که میتواند آنها را به یک متخصص بهداشت روان ارجاع دهد، راحتتر هستند. درمان شرایطی برای کمک به نوجوانان و والدین ارائه میدهد، برای مثال کمک میکند شرایط، عوامل استرسزا و محرکهایی که باعث ناراحتی میشوند را درک کنید. مهارتهای مقابلهای را برای مدیریت پریشانی و بازگرداندن عملکرد نوجوان بیاموزید. فرایند رواندرمانی به نوجوانان و والدین کمک میکند تا بازتر ارتباط برقرار کنند و ابزارهای مؤثری برای حمایت در خانه و مدرسه بیابند و با توانمندسازی نوجوانان برای برآورده کردن نیازهایشان از راههای سالم به آنان کمک میکند.رفتار صحیح در برخورد با نوجواناناز مهمترین رفتارهایی که ارتباط نوجوان با خانواده و اطرافیان را بهینهسازی میکند، همدلی کردن است. همدلی به این معنا است که بتوانیم خود را جای دیگری قرار دهیم، شرایط او را لمس کنیم و از زاویه دید او به موضوع نگاه کنیم. گاه والدین یا اطرافیان به جای همدلی با نوجوان از روشهای دیگری استفاده میکنند که باعث ایجاد ناراحتی، احساس تنهایی و خشم بیشتر در نوجوان شده و ارتباط او با خانواده و بزرگسالان را فرسوده میکند. رفتارهایی مانند سرزنش کردن، مقایسه کردن، قضاوت کردن…
…جهت دهد. پس چنانچه شما هم درگیر اضطراب مرگ هستید، لحظهای توقف کنید و از خود بپرسید چه چیزی به زندگی شما معنا میبخشد؟ پاسخ به این سوال ممکن است با حرکت رو به جلو در زندگی و با گذر زمان تغییر کند، ممکن است معنای زندگی از نیاز به مفید بودن به دوست داشتن و دوست داشته شدن، یا یکی شدن با طبیعت و اتصال به روح جمعی تغییر کند. اگر مرگ را به عنوان بخشی از انسان بودن بپذیریم و احساسات و سوالاتی را که به همراه دارد درک کنیم، خود را برای زندگی کاملتر آماده میکنیم. اروین یالوم روانشناس و رواندرمانگر وجودی به ما توصیه میکند که زندگیمان را مانند سنگی ببینیم که به یک حوض پرتاب میشود، امواجی را در حوض ایجاد میکند و بر کلیت فضا تاثیر میگذارد. ما نمیتوانیم مقابل مرگ بایستیم اما میتوانیم زندگی کنیم، با آگاهی کامل از اینکه این زندگی متناهی است. اگر با اضطراب مرگ دست و پنجه نرم میکنید و به نظر میرسد هیچ کدام از راهبردها کمککننده نیست، بهتر است در رابطه با کسی که میتواند به شما کمک کند با احساسات و ترسهای خود مواجه شوید؛ دوستی قابل اعتماد، اقوام یا درمانگران متخصص در این حیطه. گاهی…
… 43 عکس در این روزنامه وجود دارد". اکثر کسانی که احساس میکردند بدشانس هستند پیام را از دست دادند و به شمارش ادامه دادند. در مرحله بعدی یک پیام بزرگ دوم در اواسط روزنامه وجود داشت که میگفت: «شمارش را متوقف کنید، به آزمایشکننده بگویید که این را دیدهاید و 250 دلار برنده شوید». ذهن کسانی که خود را بدشانس تلقی میکردند تمایل داشت هر دو پیام را نادیده بگیرد، یا به آن اعتماد نکند. ویکتور فرانکل رواندرمانگری بود که از بدترین جنایاتی که بشر به خود دیده است، رنج میبرد. او در اردوگاه کار اجباری نازیها زنده ماند و کتاب معروفی به نام « انسان در جستجوی معنا » نوشت که در آن اشاره میکند: «ما که در اردوگاههای کار اجباری زندگی میکردیم، میتوانیم مردانی را به یاد بیاوریم که در کلبهها قدم میزدند و دیگران را دلداری میدادند و آخرین تکه نان خود را میدادند. ممکن است تعداد آنها کم بوده باشد، اما شواهد کافی ارائه میدهند که همه چیز را میتوان از یک انسان گرفت جز یک چیز: آخرین آزادی انسان یعنی انتخاب نگرش در هر مجموعهای از شرایط و انتخاب راه خود». بدشانسی اعتیاد آور است اگر کسی به شما بگوید که معتاد رنج هستید و از شادی…
…بیماری آلزایمر درمانی ندارد و به تدریج بدتر میشود، تشخیص آن برای عزیزان یا خود فرد میتواند عمیقاً ناراحت کننده باشد و باعث شود که شما و عزیزانتان شوک، خشم، انکار، ترس و اندوه را تجربه کنید. از آنجایی که کارهایی که زمانی میتوانستید به راحتی انجام دهید دشوارتر می شوند، ممکن است متوجه شوید که اشتباهات یا مشکلات خود را از نزدیکانتان پنهان میکنید یا از درخواست کمک از اطرافیان اجتناب میکنید. این مساله میتواند استرس قابل توجهی ایجاد کند و بر مشکلات پیش رو بیفزاید. پذیرش کمک باعث میشود احساس کنید که استقلال خود و یا کنترل خود در زندگی را از دست میدهید. جستجوی کمک روانی حرفهای، مانند رواندرمانی، به شما کمک میکند تا احساسات خود را در مورد تشخیص پردازش کنید، شرایط خود و تغییراتی را که به ارمغان میآورد بپذیرید، و مهارتهای مقابله ای را توسعه دهید که به شما کمک کند تا بر چالشهایی که با آن روبرو هستید غلبه کنید. با گذشت زمان، این بیماری میتواند تغییرات قابل توجهی در خلق و خو و رفتار شما ایجاد کند. سردرگمی، عصبانیت، بی تفاوتی ، افسردگی و پارانویا برخی از علائمی هستند که ممکن است تجربه کنید. ماروتولی میگوید: مهم است که به دنبال علائم…
…طریق کمکهای بدون چشم داشت و نوع دوستانه انرژی اجتماعی خود را بازتولید کنید، فعالیتهای اجتماعی و کمک دادن به دیگران میتواند راهی عالی برای بیرون آمدن از ذهن خود و یافتن معنی باشد. همانطور که عادات قدیمی برای رها شدن از افکار خودکشی باید از بین بروند، ایدههای جدید نیز باید جای خود را باز کنند. علایق شخصی و حرفه ای خود را توسعه دهید. کارهای سرگرمکننده، فعالیتهای داوطلبانه یا کاری که به شما احساس هدف میدهد، پیدا کنید. زمانی که کارهایی را انجام میدهید که به نظرتان رضایتبخش است، احساس بهتری نسبت به خودتان خواهید داشت و احتمال بازگشت احساس استیصال کمتر است. راه های شخصی برای کاهش سطح استرس پیدا کنید. علاوه بر ورزش، میتوانید مدیتیشن کنید ، از استراتژیهای حسی برای استراحت استفاده کنید، تمرینهای تنفسی ساده را امتحان کنید و افکار خود را به چالش بکشید تا به شما در غلبه بر افکار خودکشی کمک کند. در نهایت هنگام بروز افکار خودکشی فعال یا منفعل، هیچ چیز اندازهی دریافت کمک حرفهای موثر نیست. مشاوره، رواندرمانی و حتی دریافت دارو میتواند تضمین کند که شما به سلامت این روزها را از سر خواهید گذراند، بنابراین نسبت به دریافت حمایتهای بهداشت روان سریعتر اقدام کنید. روزنامه صبح ساحل
… مسئولیت، زندگی، آزادی و معنا میپردازد. درمان شوپنهاور آرتور شوپنهاور فیلسوف آلمانی که با اندیشههای بدبینانهاش نسبت به انسان و زندگی شناخته میشود، در زندگی خود هرگز دوستی نداشت و آثارش چندان به حوزهی آکادمیک راه نیافت. او پیرو کانت بود و با هگل، فیشه و سایر فیلسوفان ایدهآلیسم آلمان سخت به مخالفت میپرداخت. سبک تفکری شوپنهاور و زندگی منزوی و تاریک او برای اروین یالوم به منبع الهامی برای نگاشتن کتاب "درمان شوپنهاور" تبدیل شد. در این کتاب یالوم به طور موازی داستان زندگی کنونی جولیس و زندگی شوپنهاور را پیش میبرد. داستان از جایی شروع میشود که فیلیپ که یک رواندرمانگر موفق است به بیماری کشنده و وخیم خود پی میبرد، با مواجهه با مرگ او باید با شکستها، نحوهی زندگی خود و مسیری که از سر گذرانده مواجه شود، از همین روی تصمیم میگیرد گروه درمانی خود را مجددا برگزار کند اما این بار برای کمک به خودش. یکی از مراجعینی که او هرگز موفق به درمانش نشد، جولیس بود. مردی دانا، آگاه، بدبین و منزوی که شیوهی زندگیاش شبیه آرتور شوپنهاور بود و خودش هم معتقد بود که گرچه این رواندرمانگر هرگز نتوانسته به او کمک کند، اما او موفق شده خودش را…