جدید به قدیم
… سینما و تلویزیون ضمن تسلیت به خانواده ماهچهره خلیلی و جامعه هنری ایران گفت: خداوند ایشان را رحمت کند؛ فوقالعاده باشخصیت و دوستداشتنی و در بازیگری توانمند بودند. افتخار آشنایی با ایشان را داشتم و در فیلم سینمایی رنج و سرمستی به کارگردانی جهانگیر الماسی و تهیهکنندگی محمد نشاط محصول سال ۱۳۹۲ همکاری داشتیم؛ فیلمی که البته متأسفانه پخش نشد. خیلی ناراحت و متأثرم از این واقعه و بهعنوان یک همکار از مشکل ایشان خبر نداشتم؛ دیروز که این خبر را شنیدم لحظهای شوکه شدم؛ آن هم در این روزها که مشکل کرونا باعث سوگواری ما و فقدان بسیاری از آدمهایی است که میشناسیم.وی افزود: من در حال حاضر در خرمآباد هستم و در بیابان کار میکنیم؛ سرکار بودم که یک پیامک برایم آمد و ابتدا تصور کردم یک شوخی مسخرهای است که برخی از آدمها انجام میدهند؛ چون دسترسی به اینترنت نداشتم و تا چند ساعت نمیتوانستم از صحت ماجرا خبردار شوم، با خودم میگفتم خدا کند که شوخی باشد؛ اما وقتی ماجرا را فهمیدم، بسیار ناراحت شدم. صبایی در ادامه و در اشاره به شخصیت و رفتار زنده یاد خلیلی یادآور شد: ایشان خانمی کاربلد و توانمند و بیحاشیه بودند که دنبال هیچچیز دیگری جز…
با تلاش شبانه روزی کارآگاهان پلیس آگاهی شهرستان چابهار، 2 جوان 20 و 23 ساله که در خرداد ماه سال جاری توسط چند فرد مسلح ناشناس، در شهرستان میناب استان هرمزگان ربوده و به مکانی نامعلوم در شهرستان چابهار منتقل شده بودند، از چنگال آدم ربایان رها و صحیح و سالم به آغوش خانواده بازگشتند. به گزارش صبح ساحل، با تلاش شبانه روزی کارآگاهان پلیس آگاهی شهرستان چابهار، یک پرونده پیچیده آدم ربایی کشف شد. دو مرد جوان 20 و 23 ساله که در خرداد ماه سال جاری توسط چند فرد مسلح ناشناس، در شهرستان میناب استان هرمزگان ربوده و به مکانی نامعلوم در شهرستان چابهار منتقل شده بودند، پس از 50 روز اسارت از چنگال آدم ربایان رها و صحیح و سالم به آغوش خانواده بازگشتند. در این زمینه یکی از عاملان آدم ربایی دستگیر و تلاش برای دستگیری متهمان فراری پرونده ادامه دارد. منبع:فارس
…مدرکی مبنی بر محل وقوع جرم، کارآگاهان با بهرهگیری از تجارب ارزنده خود نهایتاً پس از چندین روز تعقیب و مراقبت و گشت زنیهای پنهان، متهمان که دارای سوابق متعدد سرقت مسلحانه، تجاوز به عنف و فرار از زندان بودند را شناسایی و ضمن هماهنگی با مقام قضائی با تشکیل اکیپی به منزل و مخفیگاه آنان اعزام و در یک عملیات ضربتی و غافلگیرانه متهمان را دستگیر کردند. کشف اموال و وسایل مسروقه این مقام انتظامی از کشف در بازرسی تعدادی از اموال و وسایل مسروقه از مخفیگاه سارقان خبر داد و یادآور شد: متهمان به پلیس آگاهی انتقال که ابتدا منکر هرگونه بزه انتسابی شده و پس از مواجهشدن با اسناد و مدارک جرم بهناچار لب به اعتراف گشوده و به آدمربایی و سرقت به عنف طلاجات (3 فقره سرقت در استان هرمزگان و 2 فقره دریکی از استانهای همجوار) اعتراف کردند. فرمانده انتظامی استان هرمزگان با اشاره به اینکه متهمان با تشکیل پرونده به مرجع قضائی معرفی و با قرار وثیقه روانه زندان شدند. استفاده از وسایل نقلیه عمومی «شهروندان بهویژه بانوان با حفظ پروتکلهای بهداشتی برای تردد در سطح شهر بهخصوص در ساعات پایانی شب از وسایل نقلیه عمومی مانند تاکسی، اتوبوس، مترو و آژانسهای معتبر استفاده…
…گفت: من اصلاً تلخ نیستم، در خانواده و با دوستان بسیار خوب و قابل تحملم، شاید در نقد آدم قابل تحملی نباشم اما در زندگی خوش اخلاقم. او درباره دوران تحصیل در ایتالیا و فرانسه و شروع کار نقد در مجله فردوسی، صحبت کرد و توضیح داد: من مرض نقد را از 17 سالگی شروع کردم و در مجله فردوسی نوشتم. زمانی هم که به ایتالیا و فرانسه رفتم، عاشق فیلم دیدن بودم و مینوشتم. من جزو معدود آدمهایی در ایرانم که با نقد زندگی میکنم. نقد برای من یک جور دلیل اجتماعی زنده بودنم و پروژه ام است، نقد اصلا حاشیه و کسب و کار نیست چراکه میتوان کسب و کار بهتری داشت. فراستی با اشاره به اینکه در سینمای ایران شرایط بدتر است، افزود: من در سینمای جهان سالی چند فیلم خوب نمیبینم اما در سینمای ایران شرایط بدتر است. در طول این سالها از فیلمهای خوب تعریف کردم و از تعریف نکردن فیلم بد اذیت میشوم. من خیلی دوست دارم مدیوم رشد کند و خیلیها فکر میکنند من خوشحالم که نقد میکنم در صورتی که من خیلی از فیلمها را نقد نمیکنم چرا که 5 دقیقه از آنها را نمیتوان تحمل کرد. من کار را نقد میکنم…
…مان، توی چشم میزند. روز تعطیل رسمی در این کشور، تمام کسبوکارها تعطیلند و صاحبان کسبوکارها بدون این که به فکر سود بیشتر باشند، قانون نانوشته را نمیشکنند. در اتوبوس یا مترو کسی بلیت شما را چک نمیکند اما اگر متصدی حملونقل، از شما بلیت بخواهد و نداشته باشید تا ۳۰ برابر مبلغ بلیت جریمه میشوید. بسیار فردگرا هستند و از چیزی که در فرهنگ ما به عنوان «روبوسی» وجود دارد، سردرنمیآورند. در عین حال، آدمهایی مودب، وقتشناس و دقیق و مبادی آداب هم هستند. اینها ویژگیهای مردمی است که کشور ویران شده از جنگ جهانی دوم را بازسازی و ترمیم کرده و رشد دادهاند. سیاستمداران آلمانی از همان ابتدای شیوع کرونا و اعمال محدودیتها با صداقت با مردم خود صحبت کردند. بر خلاف ایران که پزشک مسئول یک بیمارستان دولتی جلوی دوربین تلویزیون از این که «خوشبختانه، کووید۱۹، تلفات بیشتری در سالخوردگان دارد ... » سخنی نگفت، در عوض، صدراعظم آلمان در تلویزیون ظاهر شد و از جوانهایی که موضوع را جدی نمیگرفتند خواست «تا خطیر بودنِ شرایط را درک کنند.» چون «وضعیت کنونی جدیترین بحرانی است که کشور آلمان پس از پایان جنگ جهانی دوم با آن مواجه شده» و از این گفت که «پیر و جوان…
…به دلیل نشر اطلاعاتی درباره پرونده زن آدم ربا در شهر بندری الدمام یکی از مشهورترین نامهای مرتبط به این پرونده است. گفته میشود برخی از این اطلاعات شایعه بوده و برخی دیگر صحتشان ثابت شده است. وی در نخستین واکنش به تصمیم مذکور عربستان توییت کرد، به قانون عربستان احترام گذاشته و به آن پایبند است و لازم باشد از آن پیروی میکند. پاسخ به اتهامات شخصی که نماینده طرف دولتی است راههای قانونی دارد و از طریق رسانههای دولتی به آن پرداخته نمیشود. وی در ادامه نوشت، نماینده حقوقی دارد که این موضوع را پیگیری خواهد کرد. فهد انور الحداد، نماینده حقوقی الحمرانی نیز توییت کرد، تمامی توییتهای توهین آمیز علیه موکلش رصد خواهد شد و کلیه اقدامات قانونی علیه کسانی که به انتشار اظهارات توهینآمیز علیه الحمرانی پرداخته یا در انتشار آن دست داشتند چه داخل کویت چه خارج از آن اتخاذ خواهد شد و در این زمینه به هیچ وجه چشمپوشی نمیشود. دادستانی عربستان ماه آوریل ابهامات معروفترین پرونده آدمربایی در تاریخ این کشور را فاش و اعلام کرد، بیشتر از ۲۰ سال پیش سه جوانی که در آن زمان شیرخواره بودند توسط زنی به نام مریم ربوده شدند. منبع: ایسنا
…اصلی معرفی کردند. با توجه به اعترافات متهمان، مخفیگاه متهم اصلی دریکی از محلات حاشیهای بندرعباس شناسایی و در یک اقدام غافلگیرانه، نامبرده را دستگیر کردند. وی در بازجوییهای مقدماتی منکر ارتکاب جنایت شده اما در مواجهه با دلایل و مستندات موجود و در مواجهه حضوری با سایر متهمان لب به اعتراف گشوده و به قتل معترف شد پایان روزهای تلخ علیرضا 15 ساله بیقرار است و بیتاب و چشمانتظار. نمیداند چه روزها و شبهای سختی به امید دیدن جگرگوشهاش گذرانده است، حالا انتظار به سر آمده است میداند تا دقایقی دیگر پسر 15 سالهاش را میبیند گویا این دقایق برایش یکعمر میگذرد، پسری که دو هفته به دست آدمربایان اسیر بود... این داستان پسری به نام علیرضا است که در شماره 3920، 11 آذرماه صبح ساحل به چاپ رسید. علیرضا عصر یکی از روزهای اواخر آبان ماه که برای خرید نان از خانه خارج شد اما برنگشت، مادرش همهجا را دنبالش گشت ولی اثری از او نیافت، پلیس در جریان ماجرا قرار گرفتند و در تحقیقات از اهالی محله و بازبینی از دوربینهای مداربسته در اطراف منزل همچنین پرسوجو از کاسبان محل، ردی از این پسر نیافتند و احتمال آدمربایی را میدادند تا اینکه چند روز بعد، افرادی ناشناس…
…گوشمان میرسد... زن جوان آرام و قرار ندارد هرچند ساعت یکبار نگاهی به اتاق پسر میاندازد و اشک میریزد، عکس همسرش را برمیدارد آرام با خود حرف میزند، «بهت قول دادم که مواظب بچههایت باشم اما...، بعد از تو مرد خانواده شده نمیگذارد سختی بکشم، کمک دستم هست...پس کجاست علیرضای من؟ ...». خبر آدمربایی خانواده در برزخ هستند نمیدانند این پسر کجاست تا آنکه افرادی ناشناس از طریق تلفن به خانواده اطلاع میدهند اشخاصی ادعای طلب از پدر درگذشت این نوجوان رادارند و اعلام کردهاند که وی را ربودند و به کشورهای همسایه منتقلشده است. خانواده شوکه میشوند که بدهکار کسی نیستند... نوجوان ربودهشده در کوهستانهای میناب فرمانده انتظامی هرمزگان در این مورد میگوید: در پی وقوع یک فقره گزارش آدمربایی نوجوان 15 ساله اهل لارستان ساکن بندرعباس، رسیدگی به موضوع در دستور کار کارآگاهان پلیس آگاهی قرار گرفت و از همان ابتدا احتمال ربایش باانگیزه اخاذی، تسویهحساب یا ارتکاب سایر جرائم دیگر متصور گردید. سردار «غلامرضا جعفری» میافزاید: پس از انجام تحقیقات میدانی از شهود و کسبه محل مشخص شد فقدانی پس از خرید از سوپرمارکت خارج و هیچکس هم شاهد صحنهای مبنی بر ربایش وی نشده است. وی بابیان اینکه بافاصله زمانی چندروزه از فقدان، از ناحیه افراد…
…در ادامه گفتوگوی من را با سنچهایها دنبال کنید. جایی برای احیای هویت خمیر سنچه یک خانه قدیمی در خمیر است که بعد از مرمت به سوغاتسرا و مرکزی برای عرضه بخشی از هویت خمیر به گردشگران تبدیل شدهاست. یک بادگیر و دو اتاق دارد که در بادگیرش از اشیا هویتمند خمیر نگهداری میشود. دورتادور یکی از اتاقها قفسههایی چیده شده که تکتکشان با هنر دست خانمهای خمیر پر شدهاند. دستسازههایی از چند تکه سنگ، پارچه و صدف یا خوراکیهای محلی. مهشید میگوید: «یکی از خانمها میگفت هیچوقت فکر نمیکردم از تکه پارچهها بتوانم درآمدی داشتهباشم». برایم جالب است بدانم این مکان با چه هدفی راهاندازی شدهاست و آدمهایی که در آن رفتوآمد میکنند چه دغدغهای دارند. «یکی از بزرگترین دغدغههای من همیشه معرفی و تهیه سوغاتی مختص خمیر بود. تا پیش از این وقتی سفر میرفتم مجبور بودم چای، شربت و نسکافه خارجی سوغات ببرم. این شد که بهفکر افتادم تا با کمک هنرمندان خودمان یک محصول بومی ارائه کنیم که هم معرف فرهنگ ما هم نوعی اشتغالزایی باشد. اولین سوغات را برای آقای لاریجانی در سفری که به خمیر داشتند، آماده کردیم و خیلی از آن استقبال شد. بعد این جرقه در ذهنمان خورد که میتوانیم جایی مثل…
…بود مدتها، بیکار یک گوشه افتادهاند. کمی آنطرفتر یک مرد جوان و پدرش مشغول تعمیر قایقشان بودند. فهمیدن آنکه مرد مسنتر کلی حرف از دریا برای گفتن دارد، سخت نبود. گپ و گفت من با «حاج احمد» صیاد هفتاد و چندساله خمیر، بیشتر از دقیقه طول نکشید. سخن کوتاه و واضح بود: «حال دریا و صیاد بومی خوب نیست». حاج احمد از بچگی دریا رفتهاست. دشداشه سر تا پا سفید پوشیدهاست و آنقدر لهجه دارد که بعضی از کلمهها و جملههایش را درست متوجه نمیشوم. دل پُری از آدمهایی دارد که تا به حال برای شنیدن حرفهایش از دریا، پیشش آمدهاند. فقط به شرطی راضی به گفتوگو میشود که کلمه به کلمه حرفهایش را بنویسم. حساسیتش آنقدر جدی و قابل درک است که حسابی گوش تیز میکنم و هرجایی جملههایش برایم مفهوم نیست، دوباره میپرسم. بدون حاشیه میروم سر اصل مطلب و میخواهم بگوید چه چیزی آنقدر دلش را به درد آوردهاست. خبر دارد که قرار است مسئولان شهر را ملاقات کنم و میگوید: «حالا میروید پیش فرماندار و مسئول شیلات، بگویید آقا درد اینها این است که جلوی جلکشها را بگیرید. این چه کاری است که میآیند میگو را بیرویه صید میکنند. اینطوری که نسل آن گم میشود». حاج…