جدید به قدیم
… اهمیت راهبردی در پیشبینی سیر فرسودگی دارد. یکی از الگوهای شناختهشده، دنبالکنندهفراری است که در آن فرد اضطرابی با طلب پیوستهی توجه و تضمین مواجه میشود و طرف مقابل، اغلب از شدتگیری تقاضاها عقبنشینی میکند. این تناقض پاسخها زمینه نفوذی برای ایجاد چرخهیمنفی میسازد: هر تلاش برای نزدیکی، واکنش فاصلهگیری را برمیانگیزد و هر عقبنشینی، اضطراب و تلاشهای بیشتر را تقویت میکند. این چرخهها معمولا با صعودی شدن انتظارها، خستگی رفتارهای ترمیمکننده و کاهش احساس کارآمدی رابطه همراهاند؛ اصطلاحا آسیبهای دلبستگی زمانی رخ میدهد که نیازها پیدرپی نادیده گرفته شوند و اعتماد تضعیف گردد. پژوهشهای زوج درمانی نشان میدهد مداخلهای که بر توقف چرخهی منفی، آموزش مهارتهای ترمیم و بازسازی حس ایمنی تمرکز کند، میتواند احتمال فرسودگی را بهطور معنادار کاهش دهد و بازگرداندن صمیمیت کمک میکند.مسیرهای تشدید یا کاهش فرسودگیسبکهای مقابلهای افراد نقش پیشران در تسریع یا مهار فرسودگی عاطفی ایفا میکنند. مقابله میتواند مساله محور باشد، که شامل تشخیص مشکل و اقدام هدفمند برای حل آن است، یا هیجانمحور، که بر تنظیم احساسات در مواجهه با استرس متمرکز است؛ اما وقتی راهبردهای هیجانمحور به شکل افراطی یا ناکارآمد اجرا شوند، مشکل را تشدید میکنند. بهعنوان مثال، اجتناب عاطفی و سرکوب احساسات ممکن است بهصورت کوتاه مدت…
…افراد نه تنها نیازهای متفاوتی دارند، بلکه انتظارات خاصی از رابطه نیز در ذهن دارند. ممکن است یکی به دنبال ازدواجی آرام و بدون فرزند باشد، در حالیکه دیگری رویای ساختن خانوادهای کامل را در سر دارد. این تفاوت در اهداف، اگر پیش از ازدواج شفاف نشود، میتواند به تضادهای جدی منجر شود. همچنین، سبکهای دلبستگی و انتظارات عاطفی نیز با گذر زمان تثبیت میشوند. افرادی که به استقلال شدید عادت کردهاند، ممکن است نیازهای عاطفی شریک را نادیده بگیرند یا بالعکس، کسانی که نیاز به وابستگی دارند، از سوی طرف مقابل طرد شوند. در زوجدرمانی، تاکید بر اهمیت شناخت الگوهای ارتباطی پیش از ازدواج به ویژه در سنین بالا، ضرورتی اجتناب ناپذیر است. مزایای بالقوه ازدواج در سن بالادر کنار چالشها، ازدواج در سنین بالا میتواند زمینهساز روابطی عمیقتر و آگاهانهتر باشد. افراد در این سن معمولا خودشناسی بیشتری دارند، هیجانات آنی و نابالغ کمتر بر تصمیماتشان اثر میگذارد و برای صمیمیت و کیفیت رابطه اهمیت بیشتری قائلاند. همچنین ثبات شغلی، مالی و هویتی، فشارهای جانبی را کاهش میدهد. مطالعات نشان دادهاند که نرخ طلاق در میان ازدواجهای شکلگرفته در دهه ۴۰ زندگی، در صورت انتخاب آگاهانه، کمتر از ازدواجهای زود هنگام است. افرادی که در این سن…
…را تضمین کند. در ادامه، راهکارهای عملی و علمی برای تقویت صمیمیت و اعتماد در روابط عاشقانه ارائه میشود. تعیین مرزهای دیجیتال زوجین باید قوانین مشخصی برای استفاده از فناوری تنظیم کنند. برای مثال، اختصاص زمانهای «بدون گوشی» در طول روز، مانند هنگام صرف غذا یا قبل از خواب، میتواند تعاملات حضوری را تقویت کند. پژوهشهای روانشناسی نشان میدهند که کاهش حواسپرتی دیجیتال، توجه مشترک را افزایش داده و صمیمیت عاطفی را بهبود میبخشد. تقویت مهارتهای ارتباطیفقدان نشانههای غیرکلامی در ارتباطات متنی میتواند سوءتفاهم ایجاد کند. زوجین باید مهارتهای گفتوگوی مؤثر را تمرین کنند، مانند بیان واضح احساسات و پرسوجو درباره منظور پیامهای متنی. کارگاههای زوجدرمانی یا مطالعه کتابهایی مانند «چگونه ارتباط کلامی موثری داشته باشیم» از پاتریک کینگ، که به اصول ارتباط مؤثر اشاره دارد، میتواند به بهبود این مهارتها کمک کند. همچنین، اولویت دادن به گفتوگوهای رو در رو بهجای پیامرسانها، پیوند عاطفی را عمیقتر میکند. مدیریت مقایسه اجتماعیشبکههای اجتماعی با نمایش روابط ایدهآلشده، انتظارات غیرواقعی ایجاد میکنند. زوجین میتوانند با محدود کردن زمان استفاده از پلتفرمهایی مانند اینستاگرام و تمرکز بر نقاط قوت رابطه خود، تأثیر مقایسه اجتماعی را کاهش دهند. تمرین قدردانی روزانه، مانند یادآوری ویژگیهای مثبت شریک، رضایت رابطهای را افزایش میدهد. این راهکار با…
بسیاری از روابط پس از سالها رنجش و مشکلات حل نشده به نقطه اوج میرسند. مانند مرگ جسمانی، مرگ یک رابطه نیز از چندین مرحله عبور میکند و بسیاری از زوجهایی که برای زوجدرمانی حاضر میشوند در انتهای راه قرار دارند و سالهاست که مشکلات و رنجشها در حال انباشته شدن است. شریکی که بیش از همه مضطرب است شکایات و دلتنگی شدیدی دارد، در مقابل، طرف دیگر رابطه ممکن است بداند که اوضاع خوب نیست یا حتی در جریان این مساله نباشد، اما اغلب از عصبانیت و شکایت شریک زندگی خود غافلگیر می شود: چرا حالا مسائل سالها پیش را عنوان میکنی؟ چرا باید برای این مسائل پیش پا افتاده رابطه را خراب کنی؟ چرا قبلا مساله را مطرح نکرده بودی؟ "چرا اکنون به جای قبل" سوال خوبی است و بیانگر این مساله است که نقطه اوج مرگ ارتباط ناگهانی اتفاق نمیافتد، بلکه معمولاً پس از سالها ناامیدی، استراتژیهای مخرب و زخم زبانهای گزنده رخ میدهد. معمولا ارتباط قبل از اینکه به مرگ و مرحلهی آخر برسد، چند مرحله را طی میکند، مراحل هشدار دهندهیی که عموم ما از بروز آنها غافل هستیم. گذار به سمت تخریب ارتباط زمانی که در نخستین روزهای آشنایی هستید، عموما رفتارهایی که برایتان…
…در مورد گذشته یا مسائل عاطفی خود صادق باشید. آیا حقیقت سخت این است که شما همیشه در روابط حسود و ناامن هستید؟ ممکن است نقطه ضعفی در مورد صمیمیت وجود داشته باشد که شما را به یک فرد وحشت زده یا حساس تبدیل کند، فردی که همیشه احساس خطر میکند. صداقت با خودتان باعث میشود که کمتر به دلیل حسادت روابط خود را تخریب کنید. هنگامی که میدانید ترس از طرد شدن یا از دست دادن در شما ریشهی عمیقی دارد که ربط چندانی به عملکرد طرف مقابل ندارد، راحتتر میتوانید جلوی کنشهای آسیبزای ناشی از حسادت را بگیرید. در نهایت زوج درمانی را در نظر داشته باشید . گاهی اوقات هیچ چیز بهتر از یک شخص ثالث نیست که به شما و شریک زندگیتان کمک کند تا احساسات واقعی خود را با هم در میان بگذارید. زوجدرمانی به شما کمک میکند تا آنچه را که واقعاً در حال وقوع است مرتب کنید، در مقابله با نگرانیها و ترسهای خود در مورد آنچه که دیگری فکر میکند یا احساس میکند، قوی باشید و سعی کنید راه زندگی خود را از میان احساساتی که اصیل نیست و مانعی برای احساس رضایت و شادکامی به حساب میآید پیدا کنید. روزنامه صبح ساحل
…در نتیجه، هر دو شریک ممکن است نتوانند در زمانی که احساس میکنند مورد حمله قرار گرفتهاند، متمرکز و شفاف مانده و رفتار عاقلانهیی از خود نشان دهند. بسیار مهم است زوجینی که میخواهند عشقی ایمن و عمیقتر ایجاد کنند، حملات بد، مخرب و توهینآمیز را از دایرهی کلامی خود برای همیشه پاک کند، حتی استفاده گاه به گاه، تاثیرات منفی ماندگار و انباشته ای را بر جای میگذارد. دکتر رندی گانتر، زوجدرمانگر و خانودهدرمانگر امریکایی خرابکاران کلامی خطرناک که تیشه به ریشهی ارتباط عاطفی میزنند را به هفت دسته تقسیم کردهاست و توصیه میکند از این عبارات به هیچعنوان استفاده نشود. هفت رفتار نابودکنندهی ارتباط در اولین گام دکتر گانتر توضیح میدهد که "دیده شدن، شنیده شدن، تصدیق شدن و جدی گرفته شدن نیازهایی هستند که در اوایل زندگی شروع شده و در ایجاد احساس اهمیت در افراد موثر هستند. هنگامی که شخصی در مقابل شریکی قرار میگیرد که نه تنها گوش نمی دهد، بلکه هر تلاشی را که شخص برای شناخته شدن انجام می دهد بی اعتبار میکند، در نهایت دچار ترس و تردید خواهد شد. به این عبارات دقت کنید: تو اصلا نمیفهمی در مورد چه چیزی صحبت میکنی، تو عادت داری همهچیز را خراب کنی، چرا…
…به نفس آنها و ناتوان بودن در همدلی با دیگران میباشد. تمام این نگرشها و رفتارها میتواند تا مدتها پنهان مانده و خود را در لفافهیی از مهر، اعتماد به نفس و قوی بودن مخفی کنند. اما به هر حال رگههای واضحی ازاین صفت از همان ابتدا قابل درک است و فهم انها تا حد زیادی به صداقت شما با خودتان و استفاده از منطق و آگاهی بستگی دارد. بسیاری از او اوقات این نیمهی تاریک شخصیتی اشتباها در ظاهر به عنوان مقبولیت، اعتماد به نفس بالا و عزت نفس مناسب در نظر گرفته میشود، اما رفتارها و نگرشهای چنین افرادی تنها ناشی از عزت نفس بسیار مخدوش، نیاز به تایید مداوم دیگران و احساس خاری و حقارت تشدید شدهاست. تمام ویژگیهای گفته شده، میتواند احتمال خیانت و روابط خارج از عرف را افزایش دهد، بنابراین اگر در ارتباط عاطفی با چنین افرادی قرار گرفتید، اکیدا برای تغییر آنها تلاش نکنید. در مقابل سعی کنید ارتباط خود را با آنان محدود کرده و ثبات قدم خود را حفظ کنید. وادادن در مقابل این افراد باعث تخریب سلامت روان و آسیبهای فراوانی خواهد شد، اگر ارتباط شما جدی است، بهتر است از یک متخصص یا زوجدرمانگر کمک بگیرید. روزنامه صبح ساحل
بسیاری از زوجها هنگامی که میخواهند از مسائل و مشکلات خود در زندگی مشترک صحبت کنند، نمیدانند باید از کجا شروع کنند. آنها با حجمی از مشاجرهها، اختلافنظرها و کاستیها مواجه هستند و انتخاب اینکه مشکل اساسی چه میتواند باشد برایشان بسیار مشکل است. دکتر رومانلی زوجدرمانگر معتقد است، بسیاری از مشکلات حیطهی ارتباط عاطفی از یک مثلث دردسرساز شروع میشود. مثلثی که سه گوشهی آن را نقش قربانی، ناجی و سلطهگر تشکیل دادهاند. این زوج درمانگر توضیح میدهد که این مثلث زمانی به وجود میآید که زوجین در بیان هیجانات خود ناپخته عملکرده و سعی میکنند مسئولیت احساسات و تصمیمات خود را به گردن دیگری بیاندازند. در واقع که قرار گرفتن زوجها در این سه نقش میتواند زندگی مشترک آنان را با مشکلات و ناهمواریهای بسیاری روبهرو کند. کسانی که در ارتباط خود همیشه احساس دیده نشدن، مورد بدرفتاری قرار گرفتن، درماندگی و گرفتاری دارند، عموما در نقش قربانی گیر افتادهاند. این افراد دارای حجم زیادی از پرخاشگری هستند، اما پرخاشگری خود را به صورت منفعلانه بروز میدهند، طرف مقابل را سرزنش کرده و مقصر نشان میدهند و در مقابل هر گونه سهمی از جانب خود در مشکلات را انکار میکنند. در مقابل کسانی وجود دارند که سلطهگر هستند…
…دیگر فکر کردن بیش از حد و بررسی جوانب رابطه به صورت افراطی است. افرادی که بیش از حد فکر میکنند، عموما عادت به وارسی و پیشبینی بدترین اتفاقات دارند. آنها مدام کوچکترین جزئیات رفتار همسرشان را بررسی میکنند و از ریزترین رفتارها، بدترین نتیجهها را میگیرند. این حالت منجر به شکلگیری و پرورش شک در رابطه زناشویی میشود. افرادی که در این چرخه گیر کردهاند مدام طرف مقابل را چک میکنند، روی رفتار آنان به شکل وسواسگونهای حساس میشوند و کم کم به سمت بیاعتمادی پیش میروند. اضطراب شدید در چنین حالتی منجر به مشاجرههای پیدرپی و آسیبهای شدید به فرد و رابطه میشود. به طور کلی اولین قدم برای حل کردن تعارضات، پذیرش ریشهی آن در وجود خویشتن است. کسانی که مدام از رفتار طرف مقابل شاکی هستند و فکر میکنند برای بهبود اوضاع این همسرشان است که باید رفتار خود را تغییر دهد، در گذار از اضطراب و ناامنی عموما ناموفق خواهند بود. زوجینی که در ارتباط خود حجم زیادی از استرس را متحمل میشوند، بهتر است برای بهبود اوضاع از زوجدرمانی استفاده کنند، اما به هر حال فکر کردن به ریشهی احساسات و بهرهگرفتن از جلسات فردی مشاوره هم میتواند به حل شدن مسائل کمک کند.
…را چند روز بعد از فروکش کردن هیجانات اولیه بگیرند. فایف و همکارانش توصیه میکنند، چنانچه زوجین تصمیم به ادامه دادن دارند، باید بر اهمیت اولویتبندی روابط و افزایش زمان مشترک با هم آگاه باشند و تمرکز خودد را بر بازسازی اعتماد و صمیمیت بگذارند. بسیاری از زوجهایی که بعد از خیانت، توانستند ارتباط خود را بهبود بخشند، کسانی بودند که پس از این اتفاق دوباره مانند اوایل ارتباطشان شروع به قرار گذاشتن، ابراز علاقه به یکدیگر، شناخت دوباره و درک خواستههای هم کردند. این زوجها اذعان داشتند که بیان احساساتشان در مورد خیانت و همچنین بررسی نیازهای ارتباط، به آنها در بخشش و افزایش اعتماد کمک کرده است. زوجهایی که فایف و همکارانش تحقیقات خود را روی ارتباط آنها انجام داده بودند، بیان کردند که بازگرداندن اعتماد تقریبا سختترین مرحله در گذار از خیانت بوده است. اما با تصمیم بر بخشش و احیای رابطه و به کمک گفتگو توانستند اعتماد خود را بازیابی کنند. اما زوجینی که توانایی گفتگو با یکدیگر را نداشته و نمیتوانند نسبت به این اتفاق بخششی نشان دهند و مداوما تصویر خیانت طرف مقابل را برای خود تداعی میکنند، بهتر است پیش از اتخاذ هر تصمیمی با یک متخصص زوجدرمانی مشورت کنند. روزنامه صبح ساحل