17

تیر

1405


اجتماعی

24 تیر 1394 09:25 0 کامنت

صبح ساحل ، اجتماعی - در دوره فتحعلي شاه قاجار اتفاقاتي در هرمزگان قديم افتاد که امروزه نمي توان از آن به عنوان يکي از رويدادهاي تاثيرگذار در سرنوشت استان ياد نکرد.به گزارش مهر، در دوره فتحعلي شاه قاجار، از آنجايي که حکومت ايران مشغول جنگ با روسيه تزاري و رفع تجاوزات آنها از شهرهاي شمالي ايران بزرگ بود، امکان توجه و رسيدگي به نواحي جنوبي کمتر وجود داشت و براي آنکه نواحي خليج فارس همچنان نقش تجاري و بازرگاني خود را ايفا نمايد ، ناچارا اداره امور گمرکي و دريافت ماليات و عوارض از بازرگانان و دريانوردان، از طرف حکومت مرکزي به واليان مسقط که مقيم بندرعباس بودند، بصورت اجاره واگذار شد (مانند قرارداد هاي پيمانکاري امروزه)، بطوريکه درصد خاصي از در آمد به حکومت مرکزي ايران تعلق مي گرفت و اين اجاره داري گمرکات به تدريج و با گذشت زمان تبديل به اجاره امور منطقه شد. يعني امور مربوط به اداره بندرعباس و نواحي اطراف و بلوک سبعه و دريافت ماليات و عوارض از درآمد کشاورزان و صنعتگران و تجار نيز به عهده آنها قرار داشت.والي مسقط شخصي بنام شيخ سيف را حاکم بندرعباس و جزيره هاي قشم، هرمز، ايسين، تازيان، شميل، بيابان و ميناب و بندرخمير کرد، اين اجاره داري ادامه يافت تا دوره ي زمامداري ناصر الدين شاه قاجار که بازهم توجه سران مملکت به شهرهاي شرقي کشور و منطقه هرات و جنگ و پيکار با انگليسي ها که در صدد جدايي هرات از ايران بودند، واقع بود. در اين فاصله زد و خورد هايي ميان قشون ايران و نيروهاي بيگانگان روي داده که در تاريخ آمده است.

تاخير در پرداخت مال الاجاره

از آنجايي که مال الاجاره بندرعباس به تاخير افتاد، به دستور ناصرالدين شاه در مورخ ماه صفر سال 1272 هجري قمري برابر با سال 1234 هجري شمسي، والي فارس يعني طهماسب، ميرزا مويد الدوله را مامور به تصرف بندرعباس نمود و دو فوج سرباز همداني و عرب و چهار عراده توپ ، از مسير داراب و فسا به سمت بندرعباس گسيل کرد و همچنين محمدحسن خان ايرواني، والي کرمان نيز با قشون و سه هزار خروار غله براي سپاه به طرف بندرعباس حرکت کرد و اين دو سپاه در محلي حد فاصل ايسين و تازيان به يکديگر پيوستند. (کتاب ايران و خليج فارس - کتاب فارسنامه ناصري)

بروز نخستين درگيري ميان سپاه ايران و واليان بيگانه

نيما صفا درگيري محقق هرمزگاني در گفتگو با مهر در مورد رويدادهاي تاريخي بيان داشت: سپاهيان ايران پس از طي مسافت طولاني در منطقه اي که بعدها «درگير» نام گرفت، با همياري  «رئيس سبزعـلي درگيري» که بسيج نيروهاي بومي از اطراف و اکناف از جمله سرخون و نانگ و سياهو را به همراه داشت، در همان حوالي و چند فرسخي شمال بندرعباس، سنگربندي نموده و جنگ بزرگي بين نيروهاي ايراني و بيگانگان در گرفت که شرح مفصل و حماسه واري از آن جنگ در نسخ تاريخي آمده است و به واسطه ي همين جنگ، آن منطقه نام «درگير» را به خود گرفت و بعد ها با تمرکز جمعيت، روستايي به همين نام بوجود آمد.صفا عنوان کرد: از آن سو عبدالباقي ميرزا، فرمان کرد «تا روز هشتم ربيع الاول، دو ساعت از آن پيش که آفتاب سر در کشد، لشکريان در برابر سنگرها صف راست کردند و دهان توپ و تفنگ گشاده داشتند، باشد که لشکر اعراب بيرون تازند و جنگي در اندازند ، اما لشکر عرب را دل ميدان و توان حمله مردان نبود، از پس سنگرها سر بر نکردند و روز بي گاه شد» و در ادامه چنين ميگويد: «بالجمله سه هزار کس از مردم عرب ، بعضي با آتش شمشير و گروهي با آب دريا نابود گشت، پس عبدالباقي ميرزا و سران سپاه به قلعه در آمده، قورخانه و توپخانه و آلات حرب و ضرب چندان که بود، مضبوط داشتند...».

تسليم بيگانگان و انعقاد قرارداد مجدد با فشار سفير کبير بريتانيا

اين محقق هرمزگاني با اشاره به روايت کتاب ناسخ التواريخ از اين موضوع اظهارداشت: پس از آن شکست مفتضحانه و هلاکت نيروهاي انساني بيگانه و ورود ضرر سخت مالي هم به لحاظ از دست دادن موقعيت بسيار حساس و پر درآمد بندر عباسي و همچنين از دست دادن تجهيزات رزمي، والي مسقط متوجه شد که با توسل به زور نمي تواند با مردم غيور بندرعباس در بيفتند و از آن سو سفير بريتانيا در تهران که منافع پشت پرده خود در جنوب ايران و منطقه خليج فارس را در معرض خطر مي ديد، با اعمال فشار به دربار ايران، موجباتي را در مرکز بوجود آورد که نهايتا والي مسقط را بر آن داشت که از در مسالمت در آيد و با فرستادن جواهرات و اسب هاي تازي و تفنگ زرنشان به دربار ناصرالدين شاه ، سعي کند اعتماد تهران را به خود جلب کند.

مفاد قرارداد جديد

وي گفت: نهايتا قراردادي جديد تحت شرايط سخت شانزده بندي، اعم از اين که حاکم بندرعباس تبعه دولت ايران است و مثل ساير حکام فارس، در اطاعت فرمانفرماي فارس است و همچنين همه ساله مبلغ 16 هزار تومان از بابت ماليات به تهران پرداخت کند و نيز پرچم ايران در شرايط احترام به اهتزاز درآيد و به هيچ عنوان اجازه تاسيس پايگاه و پياده کردن سرباز به دولتهاي بيگانه داده نشود و از همه مهمتر اينکه تحت هيچ عنواني به اهالي منطقه ظلم روا نشود و اذيت و آزار نرسد، مجددا اداره بندر عباس و شهرها و بلوک اطراف به عهده والياني که اکنون تبعه ايران خوانده مي شدند، گذارده شد.

خلف وعده !

اين وضعيت ادامه داشت تا سال 1284 هجري قمري برابر با سال 1246 هجري شمسي که سيد ثويني والي مسقط درگذشت و پسرش سيد سالم جانشين او شد، وي تعهدات قبلي را زير پا گذاشت و به فشار بر مردم منطقه و اخذ مبالغ هنگفت ماليات و عوارض کشاورزي و گمرکات و عبور و مرور مردم بندرعباس و ميناب و ايسين و ساير توابع اضافه کرد و اين فشار باعث بروز تنش هاي شديد و گاه درگيري هاي گروههاي مختلف مردمي به سرکردگي بزرگان مناطق مي شد که گزارش هاي مفصلي از اين قيامهاي مردمي وجود دارد.مثلا در ميناب که از شهرهاي مهم بود، يکي از بزرگان منطقه بنام «معلم محمد علي خان»، بعلت قيامي که عليه آن زورگويان داشتند و تشويق مردم به مقاومت، توسط عمال مسقطي حدود 10 سال محبوس بود؛ وضع مالياتهاي سنگين طاقت فرسا، مردم را نيز به مقاوت جدي وا داشته بود، بطوريکه عمال بيگانگان، گاها با عنف و اجبار ماليات هاي بسيار سنگين را با جرائم و دير کرد و يا به عنوان تخلف از مردم مي گرفتند (کتاب تاريخ جهانگيريه)

از سوي ديگر گزارشهايي از سوء استفاده بريتانيا از نابساماني اوضاع در جنوب کشور و دخالت در امور مهم به دربار مخابره مي شد، نهايتا خبر اعتراضات گسترده به دربار «ناصرالدين شاه» رسيد و او طي نامه اي خطاب به صدر اعظم ، ضمن دستور به اخراج بيگانگان ، از دخالت بريتانيا در اين خصوص نيز پرده بر مي دارد: نبايد انگليسي ها بفهمند!«البته بندرِ عباسي را تصرف کند و بايست از دست اين خارجيها بگيرد و ساخلو و توپ معتبر از دولت، آنجا بگذارد، بسيار واجب و لازم است»، شاه در ادامه تاکيد مي کند: «اما اين تلگراف را نبايد انگليسي ها بفهمند، بايد طوري تلگراف کرد که آنها نفهمند يا به رمز يا بطور ديگر .» (کتاب اسناد بندرعباس)

صفا عنوان کرد: اين دستور حاکي از آن است که دست استعمارگر پير يعني دولت بريتاتيا پشت اين قضايا بوده و آنها منافعي داشته اند که موجب شده از عمال مسقطي در بندرعباس حمايت کنند و اسناد بسيار زياد و مهمي در مرکز اسناد وزارت خارجه وجود دارد که کارپرداز ايران در بمبئي گزارشهاي محرمانه اي خطاب به وزارت خارجه ارسال نموده که همگي حاکي از دخالت مستقيم انگليس در امور بندعباس است.

اخراج بيگانگان با شيوه اي بديع !

اين محقق هرمزگاني با بيان اينکه در کتاب فارسنامه ناصري اشاره اي ديگر هم شده افزود: از آنجايي که تهيه و تجهيز قشون مشروط به صرف وقت و گذر زمان طولاني مي شد و با توجه به بعد مسافت و گرمي هوا ، امکان هزينه بر دار بودن چنين ماموريتي زياد بود و با عنايت به تجربه هاي قبلي ، حاکم ايالت فارس يعني حسام السلطنه، ماموريت مي يابد که با کمک کدخدايان و بزرگان بندرعباس و بلوک سبعه، کار متجاوزان را يکسره کند، لذا  «مهدي قلي ميرزا « والي لارستان با کمک متنفذين منطقه که داراي امکانات مختلف من جمله تفنگچي بودند و توان بسيج مردم را داشتند و فرمانشان نافذ بود ، نقشه اي طراحي کردند که در نوع خود بي نظير است تا ازين طريق بدون کمترين آسيبي و کمترين هزينه ي ممکن ، آنهم بدست نيروهاي بومي و بسيج مردم ، بندرعباس و بلوک سبعه و کلا منطقه را از ظلم آن بيگانگان خارج کند.

«اسب تِروايي « از بزرگان و متنفذين

نهايتا برنامه اين بود که تعدادي از خوانين ميناب و بلوک ايسين، از جمله  «رئيس سبزعلي درگيري» به همراه تفنگچي ها و مستحفظين خود، به مقر حکومت در عمارت کلاه فرنگي بندرعباس رفته و بسط بنشينند و بطور صوري از عملکرد والي لارستان شکايت کنند و از آن سو نيز والي لارستان به همراه چندين نفر تفنگچي، به عنوان دلجويي و طلب بخشش، وارد بندرعباس و مقر حکومت شوند.

چنين بود که اسب تِروا که از نيروهاي مردمي منطقه شکل گرفته بود، در اواخر ماه رمضان سال 1284 هجري قمري که اين روزها مصادف با يکصد و پنجاه و دومين سالگرد اين واقعه افتخار آميز است، بدون آنکه کسي کمترين شک و شبهه اي به نيت واقعي اين افراد کند، وارد عمارت ولنديزي يا همان کلاه فرنگي شد و پس از زد و خوردي کوتاه ، نهايتا مقر حکومت سقوط و بيگانگان تسليم شدند و اين گونه بود که شيرازه اصلي متجاوزين و ابهت آنها شکسته شد و از آن تاريخ کم کم نفوذ حکام مسقطي در منطقه کم شد و حکومت بندرعباس و نواحي به حکام ايراني واگذار گرديد .

دیدگاه ها (0)
img
خـبر فوری:

همه زیرساخت‌ها سالم است، اما یک پرواز لغو شد