17

تیر

1405


سیاسی

17 تیر 1405 08:52 0 کامنت

بازخوانی رویکردهای دیپلماتیک؛ از «اتکای مطلق» تا «مدیریت تنش»

در بررسی کلی تحرکات دیپلماتیک کشورهای حاشیه خلیج فارس پس از حوادث مارس، تغییری محسوس در اولویت‌های کلامی این دولت‌ها رصد شده است. رویکردی که پیش‌تر بر محوریت «حمایت از متحدان خارجی» استوار بود، جای خود را به تأکید بر «ثبات منطقه‌ای» داده است. آثار این تغییر رویکرد در ابعاد مختلف به چشم می‌خورد؛ به طوری که در مواضع مربوط به امارات، اولویت بر «حفظ زنجیره تأمین انرژی»، در مواضع عمان و قطر بر نقش دیپلماسی در مهار بحران و در رویکرد جدید ریاض بر بازنگری در چارچوب‌های امنیتی برای ثبات پایدار متمرکز شده است. این تنوع در عبارات، در مجموع به یک نقطه مشترک اشاره دارد؛ پذیرش ضرورت تغییر در مدل‌های امنیتی پیشین.تغییر لحن اخیر را نباید لزوماً تغییر بنیادین در دیدگاه‌ها دانست؛ این وضعیت بیشتر نشان‌دهنده «تردید استراتژیک» این دولت‌هاست. وقتی اولویت‌های کلامی از پاسخ سخت به تفاهمات حداقلی تغییر می‌کند، در واقع پذیرفته‌اند که مدل امنیتی تک‌محوری (اتکای کامل به آمریکا) در برابر واقعیت‌ها، به‌ویژه انسداد تنگه هرمز، کارآمد نیست. به نظر می‌رسد این کشورها با درک این واقعیت، تلاش می‌کنند با اتخاذ ادبیاتی متوازن، فضای لازم برای رایزنی‌های محرمانه را فراهم کنند تا بتوانند بدون تحریک طرف مقابل، راهکارهایی برای بقای اقتصادی و امنیتی خود در معادلات جدید منطقه بیابند.

گذار از «پارادوکس امنیتی» به «ثبات شکننده»

امضای تفاهم‌نامه اخیر، در واقع نقطه پایان یک بن‌بست عملیاتی در مدل‌های امنیتی منطقه بود. پیش از این، تضاد شدیدی میان وعده‌های امنیتی واشنگتن و اهرم‌های نامتقارن تهران (به‌ویژه در منطقه تنگه هرمز) وجود داشت که ثبات منطقه را به مخاطره می‌انداخت. حضور نظامی گسترده آمریکا اگرچه به عنوان «چتر امنیتی» برای متحدانش معرفی می‌شد، اما در عمل نتوانست مانع از تداوم تنش‌ها یا مهار ابزارهای فشار متقابل شود. همین شکاف میان ادعای امنیت آمریکا و واقعیت‌های عینی، اعتماد دولت‌های منطقه به تضمین‌های تک‌محوری خارجی را سلب کرد و در نهایت، راه را برای رسیدن به تفاهمات جدید هموار ساخت.این وضعیت، بازتابی از یک «پارادوکس امنیتی» است؛ جایی که نمایش قدرت واشنگتن، به جای ایجاد آرامش، اضطراب منطقه را بیشتر می‌کرد. وقتی کشورهای حاشیه خلیج فارس دیدند که حضور نظامی آمریکا حتی در برابر اهرم‌های فشار تهران، پاسخی قطعی و بدون هزینه ندارد، متوجه شدند که تضمین‌های واشنگتن بیشتر جنبه نمادین دارند تا عملیاتی. در واقع، همین شکاف میان وعده و واقعیت بود که دولت‌های منطقه را به سمت تفاهمات مستقیم با تهران سوق داد. آن‌ها دریافته‌اند که برای خروج از این بن‌بست، به جای تکیه بر یک چتر امنیتی ناکارآمد، باید راهکارهای عملی و مستقیم با منشأ تهدید پیدا کنند تا ثبات واقعی را تجربه کنند.

بازگشت به «پراگماتیسم اقتصادی»؛ اولویت‌بندی منافع بر تنش‌ها

با تثبیت فضای پس از تفاهم‌نامه، محور گفتگوها از امنیت نظامی به همکاری‌های اقتصادی و انرژی تغییر جهت داده است. اکنون اولویت دولت‌های منطقه، تبدیل فضای آرامش به فرصت‌های تجاری و تضمین جریان پایدار انرژی است. این رویکرد جدید باعث شده تا پروژه‌های زیرساختی و مسیرهای ترانزیتی که سال‌ها به دلیل تنش‌ها متوقف بودند، دوباره در دستور کار قرار بگیرند. در واقع، تفاهمات اخیر، فضای لازم برای عبور از مدیریت ریسک به تسهیل اقتصادی را فراهم کرده است.این روند، در واقع بازتابی از این واقعیت است که «واقع‌گرایی اقتصادی» (پراگماتیسم) بر «تنش‌های سیاسی» غلبه کرده است. کشورهای حاشیه خلیج فارس دریافته‌اند که تفاهم‌نامه‌های کاغذی به تنهایی کافی نیستند و ثبات واقعی، تنها از دل گره زدن منافع اقتصادی متقابل بیرون می‌آید. آن‌ها با درک این نکته که رشد اقتصادی و تحقق چشم‌اندازهای داخلی‌شان (مانند چشم‌انداز ۲۰۳۰ عربستان یا طرح‌های توسعه امارات) در گروی آرامش منطقه است، تلاش می‌کنند تا روابط با تهران را به یک «سرمایه‌گذاری استراتژیک» تبدیل کنند. به زبان ساده، آن‌ها حالا به دنبال آن هستند که از این آرامش شکننده، یک منفعت اقتصادی پایدار استخراج کنند.

از هم‌راستایی اجباری به هم‌زیستی رقابتی

امضای این تفاهم‌نامه و تغییر رفتار دولت‌های منطقه، نشان‌دهنده شکل‌گیری یک «تعادل جدید» است. دوران تکیه مطلق بر یک محور خارجی برای تامین امنیت یا اقتصاد را پشت سر گذاشته‌ایم و اکنون منطقه به سمت مدلی حرکت می‌کند که در آن، رقابت‌ها همچنان پابرجاست، اما دیگر به دنبال تخریب متقابل نیستند. در واقع، ما از فضای یا من می‌برم یا تو، به فضایی رسیده‌ایم که در آن «هم‌زیستی» به یک ضرورت استراتژیک تبدیل شده است.نظم جدید منطقه دیگر بر پایه حذف یک طرف پیش نمی‌رود و مسیرش به سمت پذیرش واقعیت‌های متقابل است. برای کشورهای حاشیه خلیج فارس، این تفاهم‌نامه فرصتی است تا از نقش سربازهای یک جبهه خارج شوند و به عنوان بازیگران مستقل عمل کنند. در واقع، تفاهم‌نامه‌های کاغذی فقط یک شروع هستند و آنچه واقعاً آینده منطقه را تعیین می‌کند، توانایی طرفین در مدیریت این رقابت‌های آرام است. به زبان ساده، منطقه به سمتی می‌رود که در آن رقابت بر سر نفوذ همچنان هست، اما این رقابت در چارچوب یک «آتش‌بس عملیاتی» و بر اساس منافع مشترک پیش می‌رود.

دیدگاه ها (0)
img
خـبر فوری:

مهلت بهره‌مندی از معافیت ۳ فرزندی و بیشتر تا پایان سال ۱۴۰۷ تمدید شد