سیاسی
جهان بدون جنگ و عاری از تنش و منازعات شاید تنها یک رویا باشد.رویایی که پیشنه آن به پایان جنگ سرد بر میگردد. دورهای که گمان میرفت پس از جنگ سرد جامعه بینالملل دیگر درگیر جنگ نخواهد بود. اما دیری نپایید که این رویا خاتمه یافت و جهان بار دیگر شاهد جنگها و تنش میان بازیگران برسر قدرت بود.رقابت و تنش ناشی از منازعات، نظام بینالملل را با بحرانهایی روبرو ساخت که اگر چه تضعیف برخی کشورها و اضمحلال قدرتها را در پی داشت اما فرصتی پیش روی برخی دیگر از بازیگران قرار داد تا نظم بینالملل را به نفع خود تغییر دهند.جالب است بدانیم به همان اندازه که برخی از دولتها تلاش میکنند تا از بحرانها دوری کنند در نقطه مقابل بازیگرانی وجود دارند که در جستجوی بحران قدم بر میدارند. در رابطه با چرایی این امر که چه متغییرهایی باعث تمایل بازیگران به عرصه بحرانهای بینالمللی میشود باید به تاثیر مدیریت بحرانها و نقش تعیینکننده آن در جایگاه قدرتها در نظام بینالملل اشاره کرد. بدون تردید مدیریت بحرانهای بینالمللی عرصهای جهت دستیابی به به منافع و اهداف قدرتها محسوب میشود.
ایران تهدید کننده سلطه آمریکا
در نظام بینالملل این امکان وجود دارد که در مقطع زمانی موضوعی که تا پیش از این امری عادی و تهی از ماهیت تهدید زا قلمداد شده است به یکباره به مقولهای امنیتی و تهدید کننده صلح تبدیل شود. موضوع هستهای ایران از مواردی است که از سوی غرب به مسالهای امنیتی و تهدیدکننده ثبات و امنیت بین الملل تبدیل گشت تا آنجا که با اطلاق واژه بحران بر آن به یکی از موضوعات مهم امنیتی در نظام بین الملل تبدیل شد. فعالیت هستهای ایران که با موافقتنامه هستهای غیرنظامی میان ایران و آمریکا در سال 1975 شکل گرفت، همکاری کشورهایی چون فرانسه و آلمان را نیز به دنبال داشت، پس از چندین سال و در مقطع زمانی مشخص به عنوان تهدیدی از جانب همان کشورهایی که تا پیش از آن با ایران همکاری داشتند به عنوان تهدیدی شناخته شد. بحرانسازی موضوع هستهای ایران بستری فراهم نمود تا قدرت های غربی با ورود به این موضوع در جهت کسب منافع و اهداف خود برآیند.
باید به این نکته توجه داشت که ایران به دلیل موقعیت ژئوپلتیکی و ژئواستراتژیکی از اهمیت قابل توجهی در منطقه برخوردار است و همواره تهدیدی جهت هژمونی آمریکا به حساب می آید. از اینرو خطر تهدید کنندهای که از سوی ایران سلطه هژمونی آمریکا را با آن مواجه ساخت باعث شد تا فعالیت صلح آمیز هستهای ایران از سوی آمریکا به عنوان یک بحران قلمداد شود.
بحرانسازی موضوع هستهای ایران
موضوع دیگری که در مساله بحران و تمایل قدرتها به بحرانسازی باید به آن توجه نمود و علت اینکه ایالات متحده موضوع هستهای ایران را به یکباره به عنوان تهدیدکننده صلح و امنیت بینالملل دانست را باید در تلاش قدرتها جهت تغییر در نظم بینالملل به نفع خود دانست. بحران سازی و اتخاذ استراتژیهایی جهت مهار بحران از رویکردهایی است که ایالات متحده آمریکا در طول تاریخ و بویژه توسط شخص دونالد ترامپ اتخاذ شده است.
نگاهی به اقدامات دونالد ترامپ در دور اول ریاست جمهوری تا روی کار آمدن مجدد او پس از جرج بایدن در رابطه با پرونده هستهای ایران، همگی نشان دهنده تلاش ترامپ جهت پیروز جلوه دادن آمریکا و شروعی جدید از یکجانبهگرایی آمریکا در خاورمیانه است. دونالد ترامپ در تلاش است تا جهت تاثیرگذاری بر معادلات بینالمللی و ارتقاء جایگاه خود با تضعیف نظم مبتنی بر چندجانبه گرایی، نظم مبتنی بر یک جانبه گرایی را از سوی آمریکا پیروز جلوه دهد. در واقع دونالد ترامپ به دنبال این است تا با پررنگ جلوه دادن نقش خود، جایگاه آمریکا را در معادلات بین المللی برجسته سازد. خروج ترامپ در سال 2018 از برجام و در نهایت حمله نظامی به ایران در دورهای که دو کشور در میانهی مذاکرات بودند خود گویای این امر است.
فروپاشی دیپلماسی توسط ایالات متحده
برنامه جامع اقدام مشترک موسوم به برجام که در سال 2015 میان ایران و گروه موسوم به 5+1 شکل گرفت در نهایت با خروج آمریکا توسط دونالد ترامپ در سال 2018 روبرو شد. اما در مارس 2025 ترامپ در ادعایی مبنی بر فرستادن نامهای به رهبر ایران خواستار ازسرگیری مذاکرات شد و در نهایت در آوریل 2025 مصادف با 23 فروردین 1404 نخستین دور مذاکرات میان ایران و آمریکا آغاز شد. مساله حائز اهمیت این است، شخصی که در دور ابتدایی ریاست جمهوری از برجام خارج شد و به دیپلماسی پایبند نماند و زیر آنچه بر مبنای مذاکره شکل گرفته است، زد؛ اکنون به دنبال چه چیزی است؟ آیا میشود انتظار داشت با شیوهای مبتنی بر دیپلماسی با این شخص به نتیجهای مطلوب رسید؟
ترامپ با نقض برجام در سال 2018 باردیگر در جنگ 12 روزه با ایران و اقدام نظامی نشان داد که نمی توان به دیپلماسی او امیدوار بود. اگر چه او در تلاش است تا خود را قهرمان و ناجی صلح جلوه دهد و تصویری متفاوت از ایالات متحده در دوره ریاست جمهوری خود برجای بگذارد اما عملکرد واقعی و اقدامات او هرگز این تصویر را نشان نمیدهد.
ایالات متحده اگر چه تلاش نموده است تا با بحرانسازی پرونده هستهای ایران و مدیریت آن نقش قابل توجهی درعرصه معادلات بینالمللی از خود برجای بگذارد اما این نقش را حداقل در مقطع کنونی نمیتوان برای آمریکا در نظر گرفت.
برجام نشانی از دیپلماسی و نقش نهادگرایی درمعادلات بین المللی بود که توسط دونالد ترامپ نقض شد و جنگ دوازده روزه اسرائیل با ایران که بدون تردید با چراغ سبز آمریکا و آنهم در میانه مذاکرات شکل گرفت، خود فروپاشی دیپلماسی و عدم اعتقاد به مذاکره را از سوی آمریکا به تصویر کشانده است.
جدیدترین اخبار
معاون ارزی بانک مرکزی منصوب شد
حواشی هفته؛
تشریح آخرین پیشبینی آب و هوایی هرمزگان
پاداش پایان خدمت فرهنگیان بازنشسته ۱۴۰۴ کامل پرداخت شد
سایت ایرانخودرو بسته شد
واکنش امباپه به شکست رئال برابر بنفیکا؛ غلفت کردیم اما جبران میکنیم
انتخابات فدراسیون تکواندو؛ کرمی ثبت نام کرد
ثبت ۶۰۰ شکایت رسمی از دولت ترامپ طی یک سال
راهی برای کاهش هزینه سوخت خودرو
پایه و جهتدهنده انقلاب اسلامی، اندیشه مهدویت است
لغو پروازهای شبانه لوفتهانزا به تل آویو تمدید شد
کاهش ۲۵ درصدی منابع سازمان انتقال خون
اعلام شرایط و زمان ثبتنام المپیاد علمی دانشجویان علوم پزشکی
کاهش سن ورود به پیشدبستانی هنوز مصوب نشده است
استقلال به پرداخت ۵ میلیارد تومان محکوم شد