09

بهمن

1404


اقتصادی

22 آذر 1404 08:51 0 کامنت

وضعیت مطالعات پایه و آینده‌پژوهانه در حوزه‌های عمرانی، اقتصادی، اجتماعی و سیاسی برای توسعه سواحل مکران چگونه است؟ آیا مطالعات انجام‌شده تاکنون قابلیت استفاده در یک برنامه جامع توسعه را دارند؟

اول باید مشخص کنیم منظور از توسعه سواحل مکران چیست؟ نکته‌ای که شاید در مطالعات مرتبط با مکران کمتر در مورد آن اجماع وجود دارد، این است که توسعه چه هدفی دارد و باید به چه شکل محقق شود. در حال حاضر، آنچه سازمان توسعه سواحل مکران دنبال می‌کند، روی کاغذ توسعه‌ای همه‌جانبه است. اما اگر مقدمات و چشم‌انداز را بررسی کنید، توسعه‌ای آمرانه، از بالا به پایین و مبتنی بر ضرورت‌های ملی به چشم می‌خورد، نه توسعه‌ای متوازن و جامعه‌محور.

هرکدام از مدل‌های توسعه، چه جامعه‌محور و چه آمرانه، روش و مطالعات خاص خود را نیاز دارد. بر این اساس، اگر تنها توسعه ملی و دولتی مدنظر باشد، مطالعاتی در این راستا صورت گرفته که هم در طرح توسعه سازمان سواحل مکران لحاظ شده و هم در طرح آمایش استان‌های هرمزگان و سیستان و بلوچستان. گروه‌های مختلفی از جمله در دانشگاه هرمزگان، پروژه آمایش توسعه هرمزگان را انجام دادند و جوانب مختلف موضوع در نظر گرفتند. اما چالش اصلی بسیاری از طرح‌ها از جمله طرح مطالعاتی ویژه برای توسعه سواحل مکران با هدف سرمایه‌گذاری و جذب جمعیت که به کارفرمایی دولت تدوین شده، نگاه آنها به توسعه، مدیریت فرایند توسعه و به طور کلی توسعه‌ای آمرانه است و با وجود توجه به ضرورت مشارکت جوامع محلی در آنها، عملاً شرایط چنین مشارکتی را فراهم نمی‌کند.

باید دید در نهایت هدف از توسعه سواحل مکران چیست؟ آیا می‌خواهیم مکران یا قطب‌هایی مانند جاسک، چابهار، کوهستک و کنارک در آینده شبیه عسلویه شوند؟ مثلاً در جاسک و بخش کوه مبارک یک پایانه نفتی تأسیس شده و قرار است از آنجا نفت صادر شود و همزمان مجتمع‌های پتروشیمی نیز در آنجا راه‌اندازی شود. آیا این مدل توسعه را برای مکران دنبال می‌کنیم یا مدلی دیگر، مشابه آنچه برای آبادان در نظر بوده است؟ مدلی که توسعه‌ای متوازن و متناسب با ظرفیت‌ها و چارچوب‌های محیطی باشد و همسو با ارزش‌ها و آرزوهای جامعه محلی.

مشارکت جامعه محلی و ضرورت تجمیع مطالعات

وقتی وجه دوم توسعه، یعنی توسعه با مشارکت جامعه و در خدمت جامعه، مطرح می‌شود، به نظر من مطالعات باید با مشارکت مؤثر جامعه محلی انجام شود. یعنی آنها باید وارد شوند و دیدگاه‌ها، نظرات و علایقشان در این توسعه لحاظ گردد. من خروجی طرح‌های توسعه مکران را دیده‌ام. خود ما نیز پنل‌هایی را در بخش غربی ساحل مکران، از جاسک تا میناب، با جوامع محلی برگزار کردیم؛ اما این به تنهایی کافی نیست. تعداد این پنل‌ها باید افزایش یابد و صاحب‌نظران این مناطق در کار مشارکت داده شوند و نتایج طرح‌ها و مطالعات به آنان ارائه شود تا اگر نیازی به اصلاح بود، در آن نیز مشارکت داشته باشند. آن زمان است که توسعه، مردمی‌تر و جامعه‌بنیادتر خواهد بود. این مدل توسعه، جامعه‌محور و متوازن می‌شود و طبیعتاً پایداری بیشتری نیز خواهد داشت. اما جای تعمیق این مطالعات هنوز خالی است. مطالعات پراکنده‌ای نیز به شکل علمی توسط مجامع دانشگاهی، شامل محققان، اساتید، دانشجویان و نویسندگان مستقل انجام شده که به دلیل نداشتن هدفی مشخص، به نتیجه نرسیده است. این مطالعات باید تجمیع شود و در خدمت طرح‌های توسعه سواحل مکران قرار گیرد. با این حال شاید در مجموع بتوان گفت آنچه انجام شده، نتوانسته پاسخگوی یک طرح توسعه هماهنگ، متوازن و جامعه محور باشد.

آیا ایجاد یک گرایش میان‌رشته‌ای یا فرصت مطالعاتی منسجم در حوزه مکران‌پژوهی می‌تواند خلأهای علمی را برطرف کند؟

طرح‌های مطالعاتی مختلفی برای توسعه مناطق مختلف کشور وجود دارد که هم اکنون نیز در حال پیگیری هستند. باید گفت لزوماً برای تحقیق و مطالعه درباره توسعه این مناطق، ایجاد رشته دانشگاهی جدید ضرورت ندارد.

توسعه به‌مثابه پدیده‌ای چندوجهی و نیازمند کار تخصصی جمعی

اگر ما دانشگاهیان خود را در یک فیلد و حوزه خاص محدود کنیم، شاید بتوانیم در آن عمیق شویم، اما توسعه و شناخت، ماهیتی چندوجهی، چندبعدی و شبکه‌ای دارد. جامعه در عصر متاورس کاملاً شبکه‌ای است و با رشته‌ها و تخصص‌های گوناگونی مرتبط است. در نهایت، ما می‌توانیم در یک حوزه خاص فعالیت کنیم. برای مثال، در رشته علوم سیاسی ممکن است بتوان ضرورت توسعه را از منظر سیاسی و امنیتی شکافت و سیاستگذاران و مدیران اجرایی را متقاعد کرد که توسعه مکران ضرورت دارد. اما اینکه بیاییم و کل منطقه را بشناسیم و در همه ابعاد آن متخصص شویم، امکان‌پذیر نیست.

در طرح‌های توسعه، هنگامی که قصد سرمایه‌گذاری وجود دارد و وارد فاز عملیاتی می‌شویم، با جغرافیای طبیعی و فیزیکی روبه‌رو می‌شویم. مثلاً می‌پرسیم کجا و در کدام مکان کارخانه تأسیس کنیم. همین مکان‌یابی مناسب به حداقل ۵۰ متغیر نیاز دارد. متغیرهایی مانند آب، خاک، شیب، لرزه خیزی و غیره یا متغیرهای اقتصادی مثل دسترسی به مواد اولیه شبکه ارتباطات جادی‌ای، ریلی و بندری که باید بررسی شوند تا مکان‌یابی برای تأسیس یک کارخانه به درستی انجام شود. پس در فاز عملیاتی، به مطالعه متغیرهای مختلفی نیازمندیم.

راه‌حل عملی و علمی؛ کار تیمی در پژوهشکده‌ها و اندیشکده‌های تخصصی

به همین منظور، بهتر است پژوهشگران با تخصص‌های متفاوت در قالب کار تیمی، مطالعات را انجام دهند. بنابراین، مطالعات مکران در قالب یک رشته دانشگاهی سودمند نخواهد بود. اما وجود مؤسسات، مراکز و کارگروه‌های پژوهشی برای توسعه مناطق ضرورت دارد. در دانشگاه هرمزگان نیز پژوهشکده مطالعات مکران وجود دارد. اساتید و پژوهشگرانی که در این مرکز فعال هستند، با توجه به تخصص خود، مطالعاتشان را بر حوزه جغرافیایی مکران متمرکز کرده‌اند. این اتفاق می‌تواند به پوشش نیازهای پژوهشی و جنبه‌های شناخت آن مناطق کمک کند. همچنین، تأسیس اندیشکده‌هایی برای سیاستگذاری و تدوین راهبردهای توسعه می‌تواند، مؤثر باشد. با توجه به تنوع محیط جغرافیایی و فرهنگی مکران، تأسیس یک رشته دانشگاهی کارآمد نخواهد بود. پیشنهاد من راه‌اندازی پژوهشکده‌ها و اندیشکده‌هایی متناسب با نیازهای منطقه و ضرورت‌ها و راهبردهایی است که دولت در آنجا به آنها احتیاج دارد. مکران یک کرانه دارد و یک پس‌کرانه. بخشی از جمعیت مصرف‌کننده، ذی‌نفع و کنشگر در منطقه مکران، جمعیتی است که در پس‌کرانه قرار دارد؛ مثلاً در شهرهای میناب ، بشاگرد یا جنوب کرمان. فرهنگ مردم این پس‌کرانه‌ها به هم شبیه است.

وضعیت فعالیت‌های پژوهشکده مکران در دانشگاه هرمزگان را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

کاهش بودجه‌ پژوهشی و رکود پژوهشکده‌ها

پژوهشکده مطالعات مکران نیز مانند سایر پژوهشکده‌های کشور عمل می‌کند. علت این است که با کاهش بودجه‌های پژوهشی و کم شدن تقاضا برای پژوهش، رکودی بر فعالیت پژوهشکده‌ها حاکم می‌شود. پژوهشکده‌ها یا کار تئوریک در حوزه‌های علمی انجام می‌دهند یا پروژه‌های کاربردی را به سفارش دستگاه‌های اجرایی، صنایع یا جامعه محلی اجرا می‌کنند. بودجه این پژوهش‌ها عموماً از منابع دولتی تأمین می‌شود و با کاهش بودجه‌های پژوهشی، طبیعی است که فعالیت پژوهشکده‌ها نیز راکد شود. ما در دانشگاه هرمزگان دو پژوهشکده داریم که حتی با یکدیگر همپوشانی موضوعی دارند: یکی پژوهشکده «هرمز» که تقریباً همه بخش‌های مطالعات توسعه از جمله مسائل مربوط به حوزه مکران را پوشش می‌دهد، دو پژوهشکده دیگر که خود از درون همین پژوهشکده شکل گرفته، شامل پژوهشکده «بیابان‌های ساحلی» یا «مکران» و نیز پژوهشکده «حرا» است. این پژوهشکده‌ها در حوزه فعالیت با یکدیگر همپوشانی دارند، اما با این حال پژوهشکده مطالعات مکران نیمه فعال است. تعطیل نیست، اما رونق چندانی ندارد. البته پروژه‌هایی در آن انجام می‌شود و همکاری‌های بین‌المللی میان پژوهشگران با کشورهایی مانند عمان و حتی آلمان وجود دارد، اما در کل این فعالیت‌ها محدود است.

اولویت اهداف ملی بر مطالعات محلی

در اغلب پروژه‌ها، مطالعات محلی مغفول می‌مانند. این مسئله دو علت اصلی دارد: یکی اینکه کارفرما عموماً دولت است و کارکرد طرح‌ها و پروژه‌ها ملی است. برای مثال، اگر دولت قصد توسعه مکران را دارد، هدف اصلی ممکن است لزوماً ارتقای سطح زندگی شهروندان محلی نباشد، بلکه برآوردن یکسری نیازهای ملی از طریق مکران است. مثلاً اگر روزی تنگه هرمز بسته شود، وجود خط لوله گوره-جاسک این امکان را فراهم می‌کند که نفت ما از این مسیر صادر شود. یا مکران می‌تواند به قطب تأمین آب کشور از طریق آب‌شیرین‌کن‌ها تبدیل شود. بنابراین توسعه مکران عمدتاً در خدمت اهداف ملی است یا ناشی از ضرورت‌های کلان کشور است، نه اینکه لزوماً پاسخی به تقاضاهای محلی باشد.

آیا تضاد میان منافع ملی و محلی قابل رفع نیست و امکان هم‌پوشانی میان آنها وجود ندارد؟

تضاد منافع ملی و محلی؛ فقدان اراده برای هم‌پوشانی بله، رفع این تضاد امکان‌پذیر است؛ اما با الگویی که در نظر سیاست‌گذاران فعلی وجود دارد، خیر. در سال‌های گذشته، نماینده‌ای از استان اصفهان پیشنهاد داد بخشی از سواحل مکران جدا شود و به استان اصفهان ملحق گردد، حتی عنوان «استان اصفهان ساحلی» برای آن پیشنهاد شد، تا متقاضیان فعالیت بتوانند مجوزها و امور اداری خود را از طریق استان اصفهان انجام دهند و سرمایه‌گذاران اصفهانی بیایند و منطقه را آباد کنند. این شکل از توسعه به وضوح نشان می‌دهد که چه نگاهی به محیط و جامعه محلی وجود دارد و عملاً گشاینده گره‌های محلی نخواهد بود. با این حال، تضاد میان منافع ملی و محلی قابل حل است، اما اراده‌ای عملیاتی برای آن وجود ندارد و سیاست مدیران ما در این مسیر مشخص نیست و بعضاً پروژه‌های ملی به سطح منافع گروهی و فردی تنزل پیدا می‌کنند. رفع این تضادها منوط به آن است که نوع توسعه از بالا روشن باشد و منافع جامعه محلی قربانی اهداف ملی نشود. برای مثال، این حجم از بارگذاری صنعتی در غرب هرمزگان با اصول توسعه پایدار همخوانی ندارد. همه امکانات در آنجا متمرکز شده تا هزینه‌های مالی کاهش یابد، اما ملاحظات زیست‌محیطی مانند آلودگی بندرعباس و نابودی زیست‌بوم سواحل غربی نادیده گرفته شده است. اگر آلودگی و ملاحظات زیست‌محیطی مدنظر بود، صنایع بیشتری در سواحل مکران بار‌گذاری می‌شد. اما چون صنایع به دنبال سود بیشتر هستند، این کار انجام نمی‌شود و این مسئله در مورد صنایع و شرکت‌های دولتی نیز صادق است.

مسئله فقط توسعه نیست؛ متغیرهای دیگری نیز وارد می‌شوند که توسعه را از مسیر نرمال، متوازن و جامعه‌محور خارج می‌کنند.

آیا چشم‌اندازی برای توسعه سواحل مکران وجود دارد؟

چشم‌انداز توسعه مکران؛ از محدودیت‌ها تا اجبارهای محیطی

محدودیت‌های زیادی وجود دارد. منطقه بسیار وسیع و البته با ظرفیت‌هایی گسترده است. اما برای آنکه تحولی رخ دهد، حجم فعالیت‌های اقتصادی و بارگذاری صنعتی باید بالا باشد تا باعث جذب جمعیت شود. این امر نیازمند بودجه‌ای هنگفت است که باید از طریق بخش خصوصی یا سرمایه‌گذاری خارجی تأمین شود. این منطقه در حال حاضر برای شرکت‌های خصوصی جذابیت و مزیت نسبی بالایی ندارد و سرمایه‌گذاری خارجی نیز در شرایط تحریمی منتفی است. نزدیک‌ترین متحد ما، روسیه، قرار بود در سیریک نیروگاه حرارتی تأسیس کند، اما در هفته‌های گذشته مشخص شد عملاً نمی‌توانند این کار را انجام دهند. بنابراین دو عامل سرمایه‌گذاری خصوصی و خارجی ضعیف هستند.

اما متغیرهای تسهیل‌کننده‌ای نیز وجود دارند. نگاه عقلایی به آینده کشور، ما را خوشبین می‌کند که با تغییرات آب‌وهوایی، کمبود منابع آب و فشار بر زیرساخت‌ها و عرصه‌های زیست‌محیطی، چاره‌ای جز حرکت به سمت سواحل نداریم. توسعه در بسیاری از کشورها نیز سال‌هاست به سواحل رفته است. لذا ما ناگزیریم برای توسعه به سمت سواحل مکران برویم. اما آیا این توسعه در کوتاه‌مدت محقق خواهد شد؟ اینکه آیا موفق می‌شویم صنایع را به آنجا ببریم و توسعه‌ای متوازن شکل دهیم، به رویکرد ما در جذب سرمایه بستگی دارد. احتمالاً توسعه‌ای کج‌دار و مریز در آنجا رخ خواهد داد. اگر از من بپرسید آینده منطقه چطور خواهد بود باید بگویم اگر بخواهم با ثباتِ متغیرهای فعلی، آینده منطقه مکران را تصور کنیم، به نظر من به دلیل آلایندگی زیست‌محیطی و کمبود آب شیرین و تعارض منافع جوامع محلی و توسعه برونزا در ۲۰ تا ۴۰ سال آینده شاهد آلودگی شدید، بزه‌ها و شکاف‌های گسترده اجتماعی در آن منطقه خواهیم بود. حتی اگر زیرساخت‌های منطقه را متناسب با رشد جمعیت و فعالیت‌ها توسعه ندهی ممکن است با وجود همجواری با اقیانوس هچنان چالش کم آبی در منطقه وجود داشته باشد. به قول شاعر بر لب کوثرم ای دوست ولی تشنه لبم. منتهی اگر نوع نگاه ما تغییر یابد و گفتمان جدیدی در توسعه منطقه متناسب با ضرورت‌های ملی و در پیوند با حساسیت‌های محیطی- اکولوژیکی و منافع و ظرفیت‌های جامعه محلی شکل بگیرد، می‌توان خوشبین بود. اما سه پیش نیاز دارد نخست اهتمام دولت و تغییر گفتمان دولت در توسعه مکران و همچنین تغییر مدیریت توسعه در سواحل مکران. دوم بسترسازی برای سرمایه گذاری بخش خصوصی و ارائه تسهیلات و تضمین‌ها و مشوق‌های لازم برای بخش خصوصی واقعی نه صوری و خصولتی و مهمتر از همه بسترسازی برای جذب سرمایه گذاری خارجی و رفع موثر تحریم‏های بین المللی. اگر این شرایط فراهم شود به نظرم مکران در آینده قطب توسعه صنعتی و اقتصادی کشور و یکی از قطب‌های مهم جمعتی خواهد بود و خود به خود برخی مشکلات ما در سایر مناطق هم حل خواهد شد.

روزنامه صبح ساحل

دیدگاه ها (0)
img
خـبر فوری:

رکورد عجیب، قیمت دلار از ۱۵۱ هزار تومان گذشت