09

بهمن

1404


اجتماعی

27 آذر 1404 12:00 0 کامنت

نخستین جرقه اضطراب اجتماعی

در مقابل آمیگدال بیش‌فعال، قشر پیش‌پیشانی ناحیه‌ای که مسئول عقلانی‌سازی ترس، کنترل تکانه و ارزیابی واقع‌بینانه موقعیت‌هاست هنوز در نوجوان به بلوغ کامل نرسیده است. این عدم‌توازن زیستی، یعنی موتور هیجان با تمام توان کار می‌کند در حالی که سیستم ترمز هنوز کامل نشده. به‌همین دلیل ترس از قضاوت در نوجوان نه‌تنها قوی‌تر احساس می‌شود بلکه کنترل‌ناپذیرتر هم هست. وقتی همسالان او چیزی می‌گویند یا نگاهی می‌کنند، نوجوان ده‌ها بار آن را در ذهن خود بازپخش می‌کند و احتمالا به بدترین تفسیر ممکن می‌ رسد. همین نارسایی در مهار شناختی، باعث می‌شود تصویر ذهنی نوجوان از خودش شکننده و ناپایدار باشد. او برای دریافت تایید، به سرعت به سوی جهان‌هایی می‌رود که بازخورد فوری می‌دهند و کجا بهتر از شبکه‌های اجتماعی؟ اینجاست که تاخیر رشد پیش ‌پیشانی، با تمایل سیستم‌های پاداش به لذت فوری، دست به دست هم می‌دهند و نوجوان را آماده می‌کنند تا به جای مواجهه واقعی با اضطراب، اجتناب دیجیتالی را برگزیند اجتنابی که آرامش موقت می‌دهد اما ترس را تثبیت می‌کند.

حساسیت به نگاه همسالان

یکی از ویژگی‌های برجسته دوران نوجوانی، افزایش شدید حساسیت نسبت به نگاه و داوری گروه همسالان است. این حساسیت نه محصول تربیت، بلکه بخشی از تکامل اجتماعی انسان است: نوجوان باید گروه مناسب خود را پیدا کند تا احساس تعلق و امنیت کند. اما در عصر امروز، این نیاز تکاملی با ساختارهای پیچیده و گاه خشن فضای مجازی ترکیب شده است. نوجوانی که با یک اشتباه کوچک در جمع دوستانش روزها خجالت می‌کشید، حالا در محیطی قرار می‌گیرد که هر حرکت او می‌تواند دیده، قضاوت و حتی ثبت شود. این افراط در دیده‌شدن، اضطراب اجتماعی را تشدید می‌کند. از سوی دیگر، نوجوان در تلاش برای هماهنگی با معیارهای گروه، مدام خود را بررسی و بازنگری می‌کند؛ فرآیندی که او را نسبت به ظاهر، رفتار و حتی سکوتش حساس‌تر می‌سازد. حساسیت طبیعی به نگاه همسالان، وقتی با فشار شبکه‌های اجتماعی همراه می‌شود، در نهایت ممکن است نوجوان را به سمت کم‌کردن حضور اجتماعی واقعی سوق دهد. هرچه کمتر در جمع حاضر شود، کمتر در معرض قضاوت است؛ و همین منطق محافظه‌کارانه، مسیر خانه‌‌نشینی و انزوای تدریجی را هموار می‌کند.

از نیاز به محافظت تا چرخه اجتناب

خجالت در نوجوانی، برخلاف آنچه گمان می‌شود، یک ویژگی منفی نیست بلکه سازوکاری زیستی است برای جلوگیری از طردشدگی. خجالت کمک می‌کند نوجوان رفتارش را تنظیم کند تا مورد پذیرش گروه قرار گیرد؛ اما در شرایط فشار بیش ‌از حد، همین سازوکار می‌تواند به اضطراب اجتماعی تبدیل شود. وقتی آمیگدال تهدید را بزرگ‌ نمایی می‌کند و قشر پیش‌پیشانی نمی‌تواند آن را آرام کند، نوجوان از موقعیت‌های اجتماعی کناره‌گیری می‌کند. این اجتناب باعث کاهش اضطراب لحظه‌ای می‌شود و همین کاهش، مانند پاداش عمل می‌کند. در نتیجه مغز یاد می‌گیرد که بهترین راه کاهش ترس، دوری از جمع است. اینجاست که یک چرخه قدرتمند شکل می‌گیرد: مواجهه کمتر فرصت کمتر برای اصلاح ترس تقویت بیشتر اجتناب. خجالت طبیعی به جای اینکه پل ارتباطی باشد، تبدیل به دیواری محافظ می‌شود؛ دیواری که هر روز بلندتر و ضخیم‌تر می‌گردد. بسیاری از خانواده‌ها عقب‌نشینی نوجوان را “تنهایی ‌دوستی” یا “درون‌گرایی” می‌پندارند، درحالی‌که اغلب این رفتار نوعی دفاع عصبی ‌شناختی در برابر ترس از قضاوت است؛ دفاعی که اگر طولانی شود، او را وارد مرحله‌ای می‌کند که در پاراگراف‌های بعدی از آن با عنوان خانه‌نشینی خاموش یاد می‌کنیم.

خانه‌نشینی خاموش

خانه ‌نشینی یا کاهش شدید تعامل اجتماعی حضوری، در بسیاری از نوجوانان معاصر پدیده‌ای پنهان اما رو به رشد است. نوجوانی که از قضاوت حضوری می‌ترسد، خانه را امن‌ترین قلمرو می‌بیند جایی که از نگاه‌های ارزیابانه در امان است و می‌تواند تصویر کنترل‌شده‌تری از خود بسازد. اما این خانه‌نشینی یک پناه موقتی نیست اغلب به یک سبک زندگی تبدیل می‌شود. نوجوان ساعت‌های طولانی را در اتاق خود سپری می‌کند، ریتم خوابش به‌هم می‌ریزد، روابط خانوادگی سطحی می‌شود و ارتباط با همسالان فقط از طریق صفحه موبایل ادامه می‌یابد. این وضعیت به آرامی الگوی مغز او را تغییر می‌دهد زیرا هرچه کمتر در جهان واقعی مواجهه رخ دهد، بیشتر اجتناب تقویت می‌شود. خانه‌نشینی خاموش، خستگی اجتماعی را تسکین می‌دهد، اما هم‌ زمان توان مواجهه اجتماعی را کاهش می‌دهد. نتیجه آن، نوعی انزوای تدریجی است که برای بیرون‌آمدن از آن نیاز به حمایت، آموزش و گاهی مداخله حرفه‌ای وجود دارد. این پدیده اگرچه در کشورهای شرق آسیا با نام‌هایی چون هیکی‌کوموری شناخته شده است، اما اکنون مرز جغرافیا نمی‌شناسد و در بین نوجوانان ایرانی نیز قابل مشاهده است.

تسکین اضطراب یا بازتولید ترس؟

وقتی اضطراب اجتماعی مزمن شود، نوجوان برای فرار از ناراحتی به سمت مصرف شدید اینترنت می‌رود. فضای آنلاین هم پناهگاه است و هم محرک؛ نوجوان می‌تواند نسخه ایدئال خود را بسازد، مکالمه را هر زمان خواست قطع کند و از مواجهه چهره ‌به ‌چهره پرهیز کند.

اما این پناهگاه، صورت دیگر همان تهدید است زیرا پلتفرم‌های دیجیتال با سرعت و شدت، مقایسه اجتماعی تولید می‌کنند. نوجوانی که از قضاوت می‌ترسد، در نهایت بیشتر در معرض قضاوت بی‌رحمانه فضای مجازی قرار می‌گیرد. چرخه معروف «اجتناب انزوا مصرف اینترنت» همین‌جا شکل می‌گیرد: نوجوان از جمع واقعی پرهیز می‌کند، در خانه می‌ماند، اینترنت مصرف می‌کند تا اضطرابش کم شود، سپس با دیدن تصاویر و زندگی‌های ایدئال دیگران احساس ناکافی ‌بودن می‌کند، و این ناکافی‌بودن اضطراب اجتماعی‌اش را تشدید می‌کند. مصرف اینترنت برای او هم تسکین‌ دهنده است و هم آسیب‌زا. این دور باطل اگر ادامه یابد می‌تواند به شکل‌گیری نوعی وابستگی رفتاری منجر شود که در آن، نوجوان دیگر نه برای لذت بلکه برای فرار از رنج آنلاین می‌ماند. به بیان ساده، اینترنت تبدیل به افیونی می‌شود که خودش درد را افزایش می‌دهد.

انزوای جهانی نسل زِد

پدیده هیکی‌کوموری که ابتدا در ژاپن شناسایی شد، شامل نوجوانان و جوانانی است که ماه‌ها یا سال‌ها از جامعه کناره می‌گیرند و عمدتا در اتاق خود می‌مانند. اگرچه زمینه‌های فرهنگی و خانوادگی در شرق آسیا متفاوت است، اما شباهت‌های عمیقی میان این پدیده و خانه‌‌نشینی نوجوانان ایرانی وجود دارد: ترس از شکست در رقابت‌های تحصیلی، حساسیت شدید به داوری جمع، فشار برای کامل‌بودن، و اتکای بیش ‌از حد به اینترنت. با این تفاوت که در ایران، فشار اقتصادی و کمبود فضاهای امن نوجوان‌محور نیز به این چرخه دامن می‌زند. نوجوانی که فضای عمومی برای بروز خود ندارد، بیشتر در اتاق پناه می‌گیرد. این الگوی رفتاری جهانی شده است و نسل زِد در بسیاری از کشورها با شکل‌های مختلفی از همین انزوا زندگی می‌کند. آنچه این پدیده را نگران‌کننده می‌کند، اثرات بلند مدت آن بر رشد مهارت‌های اجتماعی، سلامت روان و شکل‌گیری هویت است. نوجوانی که باید از طریق تجربه‌های حضوری هویت بسازد، در نهایت هویت خود را در اتاقی تک ‌نفره و در سایه اتصال دائم می‌سازد؛ هویتی که اغلب شکننده، ناپایدار و وابسته به بازخوردهای لحظه‌ای است.

مواجهه تدریجی و بازآموزی مغز نوجوان

راه‌حل این چرخه پیچیده، نه قطع ناگهانی اینترنت است و نه فشار برای اجتماعی‌تر شدن. تنها راه موثر، مواجهه تدریجی و بازآموزی مغز است.

مغز نوجوان باید دوباره یاد بگیرد که اجتماع همیشه تهدید نیست. مواجهه کم‌خطر، قدم‌ به‌ قدم و همراه با حمایت خانواده و متخصص، ابزار مؤثری برای کاهش حساسیت آمیگدال است. از سوی دیگر، آموزش مهارت‌های تنظیم هیجان می‌تواند قشر پیش ‌پیشانی را تقویت کند تا در برابر طوفان‌های هیجانی دوران نوجوانی تاب‌آوری بیشتری پیدا کند. مهم‌تر از همه، خانواده‌ها باید نشانه‌های خانه‌نشینی خاموش را جدی بگیرند: تغییر ریتم خواب، کاهش شدید خروج از خانه، حذف ارتباطات حضوری، و وابستگی افراطی به اینترنت. ایجاد فضاهای کوچک اما امن از تعاملات دو نفره گرفته تا گروه‌های کوچک فعالیتی می‌تواند نخستین گام برای بازگرداندن نوجوان به جهان واقعی باشد. نوجوانی دوره‌ای گذراست، اما اثرات اضطر اب اجتماعی و انزوای دیجیتال اگر جدی گرفته نشود، می‌تواند به بزرگسالی منتقل شود. مواجهه درست، حمایت، و گفت‌وگو، همان ابزارهایی هستند که می‌توانند این چرخه را بشکنند و نوجوان را از بین دو قطب ترس از قضاوت و پناه اینترنتی به مسیر رشد سالم بازگردانند.

روزنامه صبح ساحل

دیدگاه ها (0)
img
خـبر فوری:

سکه ۲۰۲ میلیون تومان؛ طلا به مرز ۲۰ میلیون تومان رسید