08

بهمن

1404


سیاسی

03 دی 1404 09:23 0 کامنت

در روزهای اخیر، شاهد تشدید تهدیدات لفظی و تحرکات سیاسی و رسانه‌ای رژیم غاصب صهیونیستی علیه جمهوری اسلامی ایران بوده‌ایم؛ تهدیداتی که این‌بار نه بر برنامه هسته‌ای، بلکه بر توان موشکی کشور متمرکز شده‌اند. این تغییر تمرکز، خود گواهی روشن بر ناکامی پروژه‌های پیشین غرب و رژیم صهیونیستی در مهار قدرت راهبردی ایران است. سال‌هاست که پرونده هسته‌ای ایران به بهانه‌ای برای فشار، تحریم و حتی تهدید نظامی تبدیل شده، اما اکنون که آن پروژه با شکست‌های جدی مواجه شده، نوبت به بهانه‌ای تازه رسیده است: برنامه موشکی.

نخستین هدف این فضاسازی‌ها را باید در تلاش آشکار برای محدودسازی توان موشکی جمهوری اسلامی ایران جست‌وجو کرد. توان موشکی ایران، به‌عنوان یکی از اصلی‌ترین مؤلفه‌های بازدارندگی دفاعی کشور، همواره موجب نگرانی و هراس رژیم صهیونیستی و حامیان غربی آن بوده است. مقامات رسمی کشور، از جمله سخنگوی وزارت امور خارجه، بارها تأکید کرده‌اند که برنامه موشکی ایران ماهیتی کاملاً دفاعی دارد و صرفاً در راستای صیانت از منافع ملی و امنیت سرزمینی توسعه یافته است. با این حال، همین توان دفاعی، به کابوسی دائمی برای تل‌آویو تبدیل شده است؛ کابوسی که موازنه قدرت در منطقه را به زیان این رژیم تغییر داده و ابتکار عمل نظامی را از آن سلب کرده است.

در مقابل، تجربه جنگ موسوم به «۱۲ روزه» و پیامدهای آن نشان داد که حتی حملات مستقیم و اقدامات خرابکارانه نیز نتوانسته‌اند مسیر پیشرفت علمی و فناورانه ایران را متوقف کنند. بنا بر اذعان بسیاری از مسئولان و کارشناسان، پس از این درگیری‌ها، نه‌تنها روند تولید علم در حوزه هسته‌ای دچار افت نشد، بلکه به دلیل انگیزه مضاعف نخبگان و پژوهشگران، شاهد رشد و پویایی بیشتری در این عرصه بوده‌ایم. این واقعیت، ناکامی راهبرد فشار حداکثری و تهدید نظامی را بیش از پیش آشکار ساخته و رژیم صهیونیستی را به جست‌وجوی بهانه‌های جدید سوق داده است. دومین هدف رژیم صهیونیستی از دامن‌زدن به تنش‌های جدید، تلاش برای کشاندن منطقه به یک درگیری گسترده با هدف تضعیف یا به‌زعم خود، نابودی نظام جمهوری اسلامی ایران است.

با این حال، تجربه‌های گذشته، به‌ویژه وقایع جنگ ۱۲ روزه، نشان داد که چنین محاسباتی تا چه اندازه با واقعیت‌های اجتماعی و سیاسی ایران فاصله دارد. در آن مقطع، وحدت و انسجام ملی به شکلی کم‌سابقه نمایان شد و ملت ایران، فارغ از اختلاف‌نظرهای داخلی، در برابر تهدید خارجی، یکپارچه ایستادند.

شهادت جمعی از فرماندهان نظامی و دانشمندان برجسته هسته‌ای، اگرچه ضایعه‌ای سنگین بود، اما نه‌تنها اراده ملت ایران را تضعیف نکرد، بلکه به عاملی برای تقویت روحیه مقاومت و تداوم مسیر تبدیل شد. جوانان این سرزمین، به‌عنوان وارثان همان راه، امروز در عرصه‌های مختلف علمی، دفاعی و فرهنگی، پرچم‌دار مقاومت در برابر زیاده‌خواهی‌های رژیم صهیونیستی هستند و زیر سایه پرچم سه‌رنگ جمهوری اسلامی ایران، این مسیر را ادامه می‌دهند.

اما سومین و شاید شخصی‌ترین انگیزه این ماجراجویی‌ها، به وضعیت سیاسی بنیامین نتانیاهو بازمی‌گردد. پس از حوادث هفتم اکتبر و پیامدهای سنگین آن برای امنیت داخلی رژیم صهیونیستی، موقعیت سیاسی نتانیاهو بیش از هر زمان دیگری متزلزل شده است. اعتراضات داخلی، شکاف در کابینه، فشار افکار عمومی و پرونده‌های قضایی، همگی آینده سیاسی او را در هاله‌ای از ابهام فرو برده‌اند.

در چنین شرایطی، ایجاد بحران‌های امنیتی و کشاندن پای دشمنان خارجی به میان، به یکی از ابزارهای همیشگی نتانیاهو برای بقا در قدرت تبدیل شده است.

تجربه نشان داده است که نتانیاهو هرگاه در داخل با بن‌بست سیاسی مواجه می‌شود، به سیاست تنش‌آفرینی خارجی روی می‌آورد؛ سیاستی که هدف آن، تغییر دستور کار افکار عمومی و ایجاد نوعی اجماع کاذب در سایه «تهدید خارجی» است. تهدید جمهوری اسلامی ایران و بزرگ‌نمایی خطر برنامه موشکی کشور، در همین چارچوب قابل تحلیل است.

آنچه امروز از سوی رژیم صهیونیستی و حامیان غربی‌اش علیه جمهوری اسلامی ایران شاهد هستیم، نه یک دغدغه واقعی امنیتی، بلکه تداوم پروژه‌ای شکست‌خورده برای مهار قدرت ایران است.

انتقال بهانه‌ها از برنامه هسته‌ای به برنامه موشکی، خود گواه روشنی بر ناکامی سیاست‌های گذشته آنان است. در این میان، وحدت ملی، پیشرفت علمی و توان بازدارندگی دفاعی ایران، مهم‌ترین مؤلفه‌هایی هستند که این سناریوها را بی‌اثر کرده‌اند.

به نظر می‌رسد مادامی که رژیم صهیونیستی بقای سیاسی خود را در گرو بحران‌سازی می‌بیند، این تهدیدات ادامه خواهد داشت؛ اما تجربه نشان داده است که ملت ایران، با اتکا به عقلانیت، مقاومت و انسجام، از این پیچ‌های تاریخی نیز عبور خواهد کرد.

دیدگاه ها (0)
img
خـبر فوری:

آغاز مرحله دوم کالابرگ الکترونیک از ۱۵ بهمن