فرهنگی و هنری
در تلاطم ابدی امواج خلیج فارس، آنجا که مرزهای واقعیت و افسانه در هم میآمیزند، نام دکتر «احمد بازماندگانخمیری»، این تاریخنگار و پژوهشگر دانشگاهی، در قامت «راوی زندهی حافظهی جنوب ایران» بر جریدهی ایام ثبت گردیده است. مردی که رسالت خویش را در آن دید که تاریخ را از حصار سرد اسناد و غبار کتابخانهها برهاند و آن را دیگر بار به آب، باد، خاک و بطن تپندهی حیات مردمان بازگرداند؛ گویی برای "جزیرتی ها"، میراثِ پیشینیان نه در ویترین موزهها، بلکه در سبک زندگی اصیل و بومگردیهای خلیج فارس، همچنان نفس میکشد و گوش به زنگِ آینده است.
او نغمهخوانِ «کِشم» بود؛ نام باستانی قشم را نه با زبان خشک و رسمی متون، بلکه با لحنی که عطرِ نمکسودِ دریا و پژواک پاروهای فراموششده را در خود داشت، بازمیگفت. در جهانبینی دکتر بازماندگانخمیری، خلیج فارس صرفاً یک پهنهی جغرافیایی محسوب نمیشد؛ بلکه "موجودیتی زنده" بود که قرنها سیاست، اقتصاد، فرهنگ و رنج مردمانش را در سینه حفظ کرده است. همین نگاه ژرف بود که آثار او را از سطح گزارشهای تاریخی صرف فراتر برد و به روایتهایی ماندگار بدل ساخت.
مرحوم بازماندگانخمیری با نگارش بیش از ۱۰ عنوان کتاب و ۵۰ مقالهی علمی در نشریات معتبری همچون «فصلنامه تاریخ ایران» و «جغرافیا و برنامهریزی منطقهای قشم»، کارنامهای زرین از خود به یادگار گذاشت. تمرکز کانونی پژوهشهای او بر جنوب ایران و بهویژه جزیره قشم بود؛ سرزمینی که به عنوان "بزرگترین جزیره خلیج فارس، میراثدار تمدنی دریای ایران است که با مناطق هند و چین و سواحل تاریخی عمان و افریقای شرقی تعامل میان فرهنگی داشته است." آثاری وزین همچون «تجارت دریایی در تنگههرمز: نقش قشم در قرن هجدهم»، «سیاست و تجارت در فارس» و «بازماندگان خلیج»، تنها بخشی از تالیفات این مورخ برجسته هستند.
در منظومهی روششناختی دکتر بازماندگان، تاریخ هرگز از جغرافیا جدا نبود. او با درکی عمیق از «جامعهشناسی دریا»، توانست تاریخ مکتوب را با تاریخ شفاهیِ سینهبهسینه در هم آمیزد. او باور داشت که صدای واقعی تاریخ را نباید تنها در دربارها جست، بلکه باید آن را در آواهای کارِ جاشوان، در ریتم چکشِ لنجسازان و در سکوتِ پرمعنای بادگیرها شنید. این رویکرد «تاریخنگاری از پایین»، سبب شد تا پژوهشهای او به جای آنکه صرفاً وقایعنگاریِ جنگها و معاهدهها باشند، به آینهای تمامنما از زیستِ فرهنگی و تعاملات انسانی ساکنان کرانههای خلیج فارس بدل شوند؛ رویکردی که به آثارش غنایی انسانشناسانه بخشید.
در ساحت دانشگاهی، او در دانشگاه پیام نور قشم، در کسوت ریاست، استادی و پژوهشگری، فراتر از عناوین اداری ظاهر شد؛ او پلی استوار میان دانش آکادمیک و زیست بومی مردمانی بود که در میانشان میزیست. تألیفات او چنان جایگاه مرجعی یافتند که اثر شاخصش در حوزه «سیاست و تجارت در فارس»، مفتخر به دریافت عنوان «کتاب سال جمهوری اسلامی ایران» در سال ۱۴۰۳ گردید.
فراتر از اوراق و اسناد، کلاسهای درس او برای دانشجویان جنوب، میعادگاهِ «هویتجویی» بود. دکتر بازماندگان «معلمِ عزتنفس» بود. او به نسل جوان آموخت که چگونه «جنوبی بودن» را نه به عنوان یک موقعیت جغرافیاییِ حاشیهای، بلکه به عنوان متنی غنی و سرشار از تعاملات بینالمللی قرائت کنند. حضور او در کلاس درس، با وجود دشواریهای جسمانی، این درس بزرگ را به شاگردانش دیکته میکرد که جویندهی دانش، حتی اگر پاهایش یارای رفتن نداشته باشند، اندیشهاش میتواند مرزهای زمان و مکان را درنوردد و بر قلههای دانایی بایستد.
دکتر احمد بازماندگانخمیری، به واسطهی شرایط جسمانی و میراث دوران کودکی، سالیان عمر را بر صندلی چرخدار سپری کرد. او تاریخ را ایستاده روایت نمیکرد؛ بلکه «نشسته بر ویلچر، اما ایستاده در میان امواج اراده» سخن میگفت. در قاموس او، محدودیتهای جسمی نه مانع، که آستانههایی برای عبور بودند تا اثبات کند دانش، پیش از نیاز به حرکتِ تن، به استقامتِ ذهن و جسارتِ روح محتاج است. ویلچر او نه نشانهی ناتوانی، که «کشتی کوچکی» بود برای درنوردیدن اقیانوسهای بیکران دانش.
زیستجهانِ دکتر بازماندگان، تجسم عینیِ استعارهی «درخت لور» (انجیر معابد) بود؛ ریشهدوانده در اعماق خاکِ شورِ جزیره، اما سایهگستر و بخشنده. همانگونه که این درختان اساطیری با شرایط سختِ اقلیمی سازگار شده و بیومسی منحصربهفرد میآفرینند، او نیز با وجود طوفانهای جسمانی، اکوسیستمی از دانش و پژوهش را در پیرامون خود خلق کرد. او نشان داد که چگونه میتوان در جزیرهای محصور در آب، اندیشهای به وسعت اقیانوس داشت و چگونه میتوان از محدودیت، پلی به سوی بینهایت ساخت.
در روزی که خبر رحلتش پس از ۱۸ روز اغما در فضای رسانهای ایران طنینانداز شد (۱۱ آذر ۱۴۰۴)، جامعهی علمی دریافت که یکی از شاهدان امین تاریخ، به تاریخ پیوسته است. اما برای پاسداشت او، راهی فراتر از سوگواری نیاز است. از آنجا که آن فقید، عضو شبکه همیاران ژئوپارک جهانی یونسکو قشم بود، پیشنهاد میگردد در موزه ژئوپارک، پاویونی اختصاصی تحت عنوان «مسیر روایت تاریخی کِشم» طراحی گردد. در این فضا، میتوان با بهرهگیری از میراث مکتوب او، روایتی فرهنگی-تفسیری ایجاد نمود تا تاریخ خلیج فارس و تجارت دریایی، برای بازدیدکنندگان بازگو شود.
همچنین در دانشگاه پیام نور قشم، تأسیس «مرکز مطالعات تاریخی خلیج فارس - دکتر احمد بازماندگانخمیری» و برگزاری سالانهی «سخنرانی یادبود»، گامی بلند در جهت نهادینهسازی میراث علمی اوست. افزون بر این، بنیانگذاری جایزهی سالانهی «اراده و تاریخ» به نام ایشان، ویژه پژوهشگران جوان و دانشجویان دارای معلولیت، پیوندی معنادار میان زیست شخصی و میراث فکری او برقرار میسازد؛ جایزهای که عدالت آموزشی را به ارزشهای علمی گره میزند.
یادمان فیزیکی او نیز بایسته است که مفهومی باشد؛ ترکیبی از سنگهای ژئوسایتها و خطوطِ موجدار، تا «حرکت» را تداعی کند. اگر بخواهیم او را در قابی یگانه به یاد آوریم، باید گفت: «دکتر احمد بازماندگانخمیری تاریخنگاری بود که گرچه جسمش در حصار محدودیت ماند، اما نگاهش بیکرانه بود.» او رفت، اما «راه و اندیشهاش» نرفت؛ «روایت کِشم» باقی ماند. درست همچون خلیج فارس، که هر موجش بازگشتی است به خاطرهای کهن و امیدی تازه برای روایت کردن.

جدیدترین اخبار
بانک مرکزی: عرضه اسکناس ارزی در شعب منتخب تقویت میشود
سوء استفاده کلاهبرداران از خانواده بازداشتیها
معاون ارزی بانک مرکزی منصوب شد
حواشی هفته؛
تشریح آخرین پیشبینی آب و هوایی هرمزگان
پاداش پایان خدمت فرهنگیان بازنشسته ۱۴۰۴ کامل پرداخت شد
سایت ایرانخودرو بسته شد
واکنش امباپه به شکست رئال برابر بنفیکا؛ غلفت کردیم اما جبران میکنیم
انتخابات فدراسیون تکواندو؛ کرمی ثبت نام کرد
ثبت ۶۰۰ شکایت رسمی از دولت ترامپ طی یک سال
راهی برای کاهش هزینه سوخت خودرو
پایه و جهتدهنده انقلاب اسلامی، اندیشه مهدویت است
لغو پروازهای شبانه لوفتهانزا به تل آویو تمدید شد
کاهش ۲۵ درصدی منابع سازمان انتقال خون
اعلام شرایط و زمان ثبتنام المپیاد علمی دانشجویان علوم پزشکی