09

بهمن

1404


اجتماعی

04 بهمن 1404 11:11 0 کامنت

در واپسین روزهای دی‌ماه ۱۴۰۴، با انتصاب «محمدرضا کلائی» به عنوان سکاندار جدیدسازمان منطقه آزاد قشم و در کنار او ظهور چهره ای جدید از نخبگان مدیریتی استان هرمزگان به نام «علی کمالی» در کسوت قائم مقام مدیرعامل و عضو موظف هیات مدیره، این جزیره بی‌همتای خلیج فارس بار دیگر در آستانه یک جراحی بزرگ قرار گرفته است؛ جراحی در مسیری که چشم‌اندازش افق مه‌آلود زمستانی دریای پارس است، مرز میان «واقعیت‌های سرسخت اقتصادی» و «افسانه‌های توسعه» را در هم می‌آمیزد.

پایان پارادوکس «پژواکِ واژه»، خروج از بن‌بست تئوری‌پردازی

دوره پیشین مدیریت سازمان منطقه آزاد قشم، فصل غلبه «پژواک واژه بر پیشرفت پروژه» بود. آنجایی که تئوری‌های آکادمیک در تالارهای همایش‌ها و رویدادهای مرتبط با گفتمان «جزیره جهانی قشم» طنین‌انداز می‌شد، اما در رئالیسم جادویی کوچه پسکوچه‌های روستاها و شهرهای مرکز و غرب جزیره این نظریات شبیه به اشباحی بودند که توانی برای تغییر واقعیت نداشتند. [یعنی مناطقی از جزیره که آب شرب به قیمت طلا در تانکرها جابجا می‌شود، جغرافیایی خارج از محدوده ماموریتی منطقه آزاد قشم و در گستره ناکارآمدی دستگاه‌های اجرایی استانی قرار دارد ]

منطق تحلیل های اقتصادی حکم می‌کند که «تورم کلمات، قیمت توسعه را بالا می‌برد.» کلائی که از دنیایِ ساخت و ساز و مدیریت شهری و سرمایه‌گذاری و برآورد بودجه پروژه‌های سنگین عمرانی کلانشهر مشهد می‌آید و چندسالی نیز در منطقه ویژه اقتصادی سرخس مشق توسعه منطقه‌ای کرده است، حالا وارث این گسست بزرگ اجتماعی است. او باید ثابت کند که می‌تواند «سفر در حضرِ» نظریات را به «سفر در میدانِ» اجرا تبدیل کند و توسعه را از لابلای کتاب‌های دانشگاهی به لایه‌های زندگی ۲۰۰ هزار نفر قشموند و میلیون ها نفر گردشگر و مسافر بکشاند.

پل خلیج‌فارس؛ آزمونِ سنجشِ اعتبارِ حکمرانی

در جزیره قشم، ارزش زمان به گونه‌ای دیگر محاسبه می‌شود؛ هر ثانیه تعلل برای ساخت «پل خلیج‌فارس»، هزینه‌فرصتی است که بر اساس نرخ دلار آزاد از جیب اقتصاد ملی پرداخته می شود. این پل پس از ۱۴ سال کلنگ‌زنی[ از سال ۹۰ و ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد که بیش از چهار دولت را با وعده بهره برداری از این مگاپروژه تجربه کرده ایم] ، اکنون به یک «ترومای اجتماعی» و نمادی از وعده‌های ناتمام دولت و حاکمیت، تبدیل شده است. بندهای ۴ و ۵ سیاست‌های کلی توسعه دریامحور بر «حمل‌ونقل ترکیبی» تأکید دارند، اما پایه‌های نیمه‌کاره پل، سیگنالی از ناتوانی دیوان سالاری ایران، به بازارهای جهانی مخابره می‌کنند. تعهد جدید برای تأمین مالی از طریق «صندوق-پروژه»، «شرکت‌-پروژه» و دیگر فناوری‌های مالی نوین، تلاشی است برای تبدیل این رویای دیرین به یک برنامه اقدام دارای قابلیت اجرایی شدن. کلائی باید بداند که در قشم، اعتبار او نه با مصوبات و ابلاغیه‌های سازمانی و نه در قاموس سخنرانی‌های حکیمانه، بلکه با مترهای پیشرفت فیزیکی این پل یا ساخت جاده ها و مسکن جوانان و مدرسه و بیمارستان و زیرساخت های مدیریت آب، سنجیده خواهد شد.

قشم در هندسه هاب انرژی؛ شکار سهم از همسایگان در غبار تحریم ها

استراتژی تخصصی‌سازی قشم به عنوان «قطب انرژی» که از سوی رضا مسرور دبیر شورای‌عالی مناطق آزاد کشور اعلام شد، پاسخی دیرهنگام به ضرورت خلق ارزش افزوده در سواحل خلیج فارس است. رؤیای تبدیل قشم به کانون اصلی صنعت «بانکرینگ» ایران، یعنی تلاشی مستمر با تاخیر تاریخی بسیار برای شکار سهم از بازار بندر فجیره امارات در کرانه دریای عمان. با این حال، حقیقت سرد اقتصادی این است: تا زمانی که زنجیرهای تحریم و بن‌بست‌های بانکی باقی باشند، تبدیل شدن به «هاب جهانی» بیشتر به فصلی از رئالیسم جادویی شباهت دارد تا واقعیت ترازنامه‌های مالی.

اما رویکرد «حکمرانی یکپارچه» که در مراسم تکریم و معارفه مدیران قدیم و جدید سازمان منطقه آزاد قشم در تالار وحدت این شهر بر آن تأکید شد، نشان از درکی واقعیت گرایانه دارد که می‌گوید: مشکل اصلی قشم نه در «کمبود منابع»، بلکه در «مدیریت غیریکپارچه و حکمرانی ملوک‌الطوایفی» است.

حکمرانی مطلوب و جراحی کالبد زنگ‌زده‌ بروکراسی

محمد آشوری، استاندار هرمزگان در آیین معارفه مدیرعامل جدید منطقه آزاد قشم از «برچیدن تمرکزگرایی» و «ظهور دولت تسهیل‌گر نه مداخله‌گر» به عنوان کلیدواژه‌های ماموریت دولت وفاق یاد کرد؛ او خواستار بازطراحی مدل‌های حکمرانی به ویژه در مناطق آزاد شد که در همین رابطه، ایده پیشنهادی واگذاری مسئولیت مدیریت آب کل جزیره از وزارت نیرو به منطقه آزاد[ که آمادگی پذیرش آن از سوی دبیر شورای‌عالی مناطق آزاد کشور به استاندار اعلام شد]، اولین آزمایشگاه واقعی سنجش کارآمدی دولت چهاردهم در عرصه وفاق حکمرانی محلی و حل مسأله معیشت و نیازهای اساسی مردم خواهد بود. دهه‌هاست که «حاکمیت دوگانه» [و حتی حکمرانی چندگانه]، گلوی توسعه قشم را فشرده‌ است. کلائی در نخستین سخنرانی خود از چاره جویی برای کاهش «آزار مردم توسط فرآیندهای غلط» گفت؛ اعترافی شجاعانه که نشان می‌دهد او می‌داند «زمان»، کمیاب‌ترین کالای اوست. برای نجات قشم، سرمایه انسانی درون سازمان منطقه آزاد و نخبگان جامعه محلی جزیره نباید صرفاً تماشاگر ویترین توسعه در بزرگترین جزیره خلیج فارس باشند؛ بلکه باید بسان سهامداران اصلی حکمرانی جزیره قشم، در بیداری از این نهنگ خفته، نقش آفرینی جدی داشته باشند.

قشم، بیدارباش می‌خواهد نه لالایی!

با توجه به شرایط فعلی حاکم بر داخل کشور، گسست‌های اجتماعی ناشی از شرایط سخت معیشتی و تهدیدات بیرونی که تداوم گفتمان همیشگی «مقطع حساس کنونی» بوده است، «زمان طلایی» و ‌«ماه عسل کلائی» هم بسیار کوتاه خواهد بود. در چنین فضایی، جزیره قشم در تلاقی میان «سیاست‌های ابلاغی توسعه دریامحور» و «واقعیت‌های زمخت میدانی»، به آزمایشگاه سنجش عیارِ کارآمدی یا ناکارآمدی دولت وفاق تبدیل شده است. اگر کلائی، این مدیر تحولگرای ۴۵ ساله و باانگیزه «عشق و خدمت» [ آنگونه که خود در آیین معارفه اش گفت و غزلی عاشقانه از سیمین بهبهانی را به عنوان پایان بندی سخنرانی ش خوانش کرد که «دلم صراحی لبریز آرزومندی است/ مرا هزار امید است و هر هزار تویی»] با طبع لطیف خراسانی خود بتواند «عقلانیت توسعه‌گرایانه» را با « ابتکار عمل» یک اقتصاددان تکنوکرات و «سرعتِ عمل» یک مدیر جهادی در گستره «آرزومندی»، ترکیب کند و در هم آمیزد، قشم از یک منطقه آزاد سنتی به پیشانی افتخارآفرین توسعه دریامحور و «موتور محرک ایران دریایی» بدل خواهد شد.

در غیر این صورت، مراسم معارفه کلائی و گفتمان توسعه‌گرایی او نیز بسان سیزده مدیرعامل پیش از او، تنها فصلی دیگر از کتاب تاریخ شفاهی جزیره‌ای خواهد بود که در آن، فردای امیدواری قشموندان، همواره در پسِ مِـه غلیظ پنهان می‌ماند؛ جایی که مدیران می‌آیند و می‌روند، اما آب کماکان در لوله‌های شبکه‌های آبرسانی روستایی، جریان نمی یابد و پل خلیج‌فارس همچون کشتی افسانه‌ای «غراب شیطان»، بر افق غبارآلود پهنه بی‌کرانه دریای پارس، شبح گونه و سرگردان، معلق می‌ماند.

توسعه دریامحور در قشم همچون متن یک «انشا» نیست که زیبا نوشته شود؛ بلکه یک «عملیات جراحی» سخت و اضطراری است که باید با جسارتِ یک جراح حاذق و دقت یک ریاضی‌دان ریزبین، پیاده سازی و اجرا شود. قشم امروز معجزه می‌خواهد، اما معجزه‌ای از جنس «حکمرانی مطلوب»، نه جادوی باطل گفتار درمانی و بازی با کلمات. در غیر اینصورت، نهنگ اساطیری خفته در زیر کالبد باستانی این جزیره، همچنان به خوابِ عمیقِ ناکارآمدی خود ادامه خواهد داد. تجربه تاریخی هزاران سال تاریخ و تمدن دریایی قشم و ۳۵ سال کنشگری سازمانی نوظهور با عنوان «منطقه آزاد» این است که این جزیره فقط با کلمات آباد نمی‌شود؛ این نهنگ بیدارباش می‌خواهد، نه لالایی!

روزنامه صبح ساحل

دیدگاه ها (0)
img
خـبر فوری:

ثبت بیشترین بارندگی هرمزگان در رودان، هشتبندی و میناب