اجتماعی
دشت سیل زده بخش مرکزی جاسک، یک سکونتگاه معمولی برای مردمان بلوچ نیست بلکه جغرافیایی افسانهای در قلب سواحل مکران است؛ جایی که خورشید هرمزگان پیش از همه در افق این منطقه بیدار میشود، سرزمینی که میان آغوش شور دریای مکران و کوههای سرسخت بشاگرد محصور شده است.
این پهنه زیستی، حکایتی عجیب از همزیستی با «قهر و مهر» طبیعت در خود نهفته دارد. دشتهای وسیع و تخت این جغرافیا، در کنار رودخانههای فصلی که سالها در خوابی عمیق فرو میروند، مسیری هموار برای تاختوتاز سیلابهای ناگهانی فراهم کردهاند. وقتی ابرها در اواخر آذرماه ۱۴۰۴ بر فراز سواحل مکران سنگینی کردند، زمین تشنه بود و عطشناک، اما نه برای فروخوردن آن حجم از باران رگباری جنوب که از کوهستانهای بشاگرد روانه دشتهای ساحلی جاسک شدند. روستاهای این منطقه، بیش از آنکه مجموعهای از خانهها باشند، زنجیرهای از اصالت و پایداری هستند. روستای «نگر پایین» با بیش از ۱۸۰ خانوار، پرجمعیتترین و تپندهترین نقطه سکونتگاهی این دشت است و «نگر بالا» با ۸۰ خانوار و «باغان» با ۵۰ خانوار، در همسایگیاش ایستادهاند. مردمانی که پیشهشان صیادی و دامداری است و قرنهاست که با زبانِ باد و موج آشنا هستند. در این سه روستا با جمعیتی افزون بر ۱۰۰۰ نفر، هر خانه، قصهای دارد که به پیشههایی همچون، شترداری، کشاورزی و دریاورزی گره خورده است؛ اما سیل آذرماه، قصد داشت این قصهها را با خود به اعماق دریای عمان ببرد.
«نُگَر»؛ جایی میان افسانه و صخره
در ۳۲ کیلومتری غرب بندر جاسک به سمت کوه مبارک، جایی که جاده مانند ریسمانی باریک میانِ دریای مکران و کلوتهایِ غولپیکر کشیده شده، زمان ایستاده است. اینجا قلمروی «نگر» است؛ سرزمینی که نامش را از «نُه گَر» (نُه شکافِ عمیقِ کوهستان) وام گرفته تا پاسبانِ کوهپایههای مکران زمین باشد. بر بلندای این کوهپایه، مجسمه ۸۰ متری «سَدولالو» با قامتی از خاک تا افلاک، ایستاده و قرنهاست که قصهی تلخِ «مادر و دختر» نفرین شده را برای بادها روایت میکند. لرد کروزن، سیاستمدار برجسته بریتانیا و از شرقشناسان مطرح قرن نوزدهم و بیستم، وقتی در سال ۱۸۸۶ میلادی از اینجا میگذشت، چنان مسحور این معماریِ جادوییِ طبیعت شد که آن را بینظیرترین اثر ایران نامید. اما سَدولالو تنها یک سنگ نیست؛ او شاهدی است که در سکوت، فروپاشی تدریجی رویاهایِ مردمان پایِ کوه را مینگرد.
هجوم آب به مهرههای شطرنج
اواخر آذرماه ۱۴۰۴، آسمانِ جاسک تصمیم گرفت تمامِ بغضِ سالیانش را یکباره خالی کند. سیلاب، نه همچون آب، که شبیه به هیولایی از گلولای، از میان «نُه گَرِ» کوهستان سرازیر شد. در رئالیسمِ جادوییِ این دشت، گویی مهرههایِ «شطرنج کوهستان مکران» به حرکت درآمدند تا خانههای خشتی را در کیشوماتِ طبیعت غرق کنند. «محمد موسیزاده»، دهیار «نگر پایین»، مردی که چشمانش از خستگیِ یک ماه مطالبهگری سرخ شده، روایتگرِ خزانی است که زمستان را زودتر از موعد به خانهها آورد. او در گفتگو با خبرنگار صبح ساحل چنین روایت میکند: «نگر پایین ۱۸۰ خانوار دارد؛ اما سیل اخیر ۳۷ خانه را دچار آسیب جدی کرد و نیمی از این خانه ها، تنها تلی از خاک هستند که باد خاطراتشان را با خود میبرد.» او میگوید که سیل در مجموع بیش از ۱۵میلیارد تومان به معابر، بوستان، زیرساختهای روستا خسارت وارد کرده است. در این روایت تلخ، خانههای ویران شده روستا دیگر نه سرپناه، که زخمهایی گشوده بر پیکره زمین هستند.
صیادانی که در خشکی غرق شدند
جادویِ تلخِ ماجرا اینجاست: ۳۵۰ قایق صیادی در بندرگاه، دور از دستِ صاحبانشان، مانند نهنگهایِ بهگلنشسته به انتظار ایستادهاند. سیل اخیر، جاده ۱۰ کیلومتریِ دسترسی به بندرگاه را چنان بلعیده که ۹۰ درصد آن محو شده است. حالا صیادان «نگر»، دریاورزانی مقاوم و استوار که عمری با امواج دریای عمان و اقیانوس هند جنگیدهاند، دچار رنجی دیگر شدهاند؛ آنها باید این مسیر ۱۰ کیلومتری را پیاده یا با موتور میان کوره راه و سنگلاخها طی کنند تا به نانِ و معیشت خود برسند که در عمقِ دریا پنهان شده است.
در تحلیلِ اقتصادی این فاجعه، با یک «ایست قلبی معیشتی» روبهرو هستیم. زیرسازیِ معابر روستا به طول ۵ کیلومتر، زمین چمن و بوستانی که قرار بود لبخند کودکان باشد، اکنون زیر خروارها شن مدفون شده است.
بویِ نان و سنگشدنِ وعدهها
«افسانه سَدولالو» میگوید یک زنِ چوپان و کودکش به جرمِ ناسپاسی نسبت به «برکتِ نان»، تبدیل به مجسمهای سنگی شدند تا عبرتِ رهگذران باشند. اما امروز، پارادوکسی غریب در پای این مجسمه در جریان است. مسئولانی که در اوجِ بحران، با کفشهای واکس خورده بر لبهی گلولای ایستادند و عکسهای یادگاری گرفتند، گویی خود نیز دچارِ همان سرنوشتِ سَدولالو شدهاند؛ آنها نیز در میان وعدههایشان سنگ شدهاند.
محمد آشوری، استاندار هرمزگان، در همان بازدید آخر آذرماه از این منطقه سیل زده، قولِ اختصاص یک دستگاه لودر را داد تا راههای مسدود «نگر» باز شود، اداره کل امور روستایی استانداری هم مامور شده بود که پیگیر این کار باشد. دهیار میگوید: «از آن روز، نه لودری دیدیم، نه شن و ماسهای برای بازسازی جاده دسترسی بندرگاه صیادی و نه خبری از تسهیلات بانکی و زمین برای ساخت سکونتگاه جدید.» حضور مسئولان تنها به همان روزِ بازدید محدود شد و حالا یک ماه است که سکوت، سنگینتر از وزنِ کلوتهای شطرنجی شکل کوهپایهای، بر روستا سایه انداخته است.
چشماندازِ یک اعتمادسوزی؛ فروریزش وعدهها
«نگر» در زبانِشناسی فرهنگ معین یعنی «ببین و آگاه باش». اما امروز چه کسی میبیند؟ خیرین و گروههای جهادی، تکاتاقهایی را برای سرپناه سیلزدگان ساختهاند، اما بازسازیِ یک روستا، فراتر از توانِ دستانِ خالیِ مردم است. اگر وعدهها از حالتِ «سنگی» خارج نشوند و شریانِ اقتصادیِ جاده بندرگاه باز نشود، دور نیست زمانی که تمام ۱۸۰ خانوارِ «نُگَر پایین» و ۵۰ خانوارِ «باغان»، به افسانهها بپیوندند. سَدولالو همچنان از آن بالا به جاده خیره شده است؛ شاید او منتظرِ لودری است که استاندار قول داده بود، یا شاید در انتظارِ بیداریِ وجدانی که اجازه ندهد «نانِ» صیادانِ مکران بیش از این در گلولایِ بیتوجهی فرو برود. در انتهای این جاده، جایی که کلوتهای شبیه مهرههای شطرنج، زیر تابشِ بیرحمِ آفتابِ در هیاهوی باد نعشی زمستان سوزناک این روزها میدرخشند، سَدولالو گویی پیامی برای «نگر» دارد. او که خود قربانیِ یک لحظه غفلت از حرمتِ برکت بود، حالا شاهد است که برکتِ سفرههای صیادان، نه از سوی آسمان، که در پیچوخمِ بوروکراسیِ اداری و وعدههایِ بایگانیشده، به بند کشیده شده است. دهیار و اهالی «نگر پایین» همچنان هفتهای چندبار مسیرِ طولانی از روستایشان تا عمارت فرمانداری جاسک و بخشداری مرکزی را گز میکنند؛ گویی در یک «تکرارِ ابدی» گرفتار شدهاند؛ تکراری که در آن نامهها نوشته میشوند، قولها داده میشوند، اما در نهایت، این صیاد است که باید با پاهای برهنه بر جاده ویران قدم بگذارد و این مادرِ «نگری» است که باید در تکاتاقِ اهداییِ خیرین، نان را با طعمِ اضطرابِ سقفهایِ لرزان بپزد. اگر معنای فارسی «نگر» را به معنای دیدبان بدانیم، امروز چشمانِ این دیدبانِ پیرِ مکران، بیش از هر زمان دیگری به جاده سیریک-جاسک دوخته شده؛ نه برای تماشایِ عظمتِ لرد کروزنها و توریستهایِ گذری، بلکه برای دیدنِ غبارِ لودری که قرار بود بیاید و نیامد و برای شنیدنِ صدایِ چرخهای ماشین آلات سنگین که قرار بود با ساخت دیوار حفاظتی در کرانههای رودخانه سیلابی، امنیت و زندگی را دوباره به کوهپایههای «نُه گَر» بازگردانند.
جغرافیای بحران؛ وقتی زمین تسلیم میشود
در ادبیات حکمرانی مسئولان کشوری و استانی، سواحل مکران به عنوان «دروازه توسعه» شناخته میشود؛ اما در لایههای زیرین این بلندپروازی، واقعیتی خشن نهفته است. بخش مرکزی شهرستان جاسک، محصور میان بلندیهای زمینشناختی بشاگرد و پهنه آبی دریای عمان، عملاً در یک «حوضه آبریز پرخطر» واقع شده است. دشتهای تخت این منطقه، فاقد شیب کافی برای تخلیه زهکشهای طبیعی هستند؛ امری که باعث میشود با هر بارش تندفصلی، روانآبها نه به سوی دریا، بلکه به سوی کانونهای جمعیتی سرازیر شوند. سیل اواخر آذرماه ۱۴۰۴، بار دیگر نشان داد که زیرساختهای مهندسی منطقه فرسنگها با استانداردهای مدیریت بحران فاصله دارند.
چالشِ بازسازی در برابر منطقِ امدادرسانی
مشاهدات میدانی خبرنگار صبح ساحل در نخستین روزهای بهمنماه ۱۴۰۴، یعنی یک ماه پس از فروکش کردن سیلاب، در روستاهایی نظیر «نگر پایین» و «باغان»، الگوی تکراری مدیریت بحران در مناطق محروم را آشکار میکند. دولت محلی و نهادهای امدادی در فاز «تسکین اضطراری» عملکرد قابل قبولی داشتهاند؛ توزیع اقلام زیستی و معیشتی تا حدودی از شوک اولیه کاسته است. اما مشکل اصلی در فاز «بازسازی» نهفته است که شواهد نشان می دهد این مرحله به فراموشی سپرده شده است. در روستای «نگر پایین» و «باغان»، آنچه اکنون دیده میشود، شکاف عمیق میان امداد کوتاهمدت و تاب آوری پایدار است. برای این روستانشینان بحران زده، مسئله اصلی دیگر تأمین نان شب نیست؛ بلکه «امنیت سازهای» منازلی است که پیریزی آنها در اثر نفوذ آب سست شده است. تورم قیمت مصالح ساختمانی و هزینههای گزاف حملونقل محمولهها به این نقاط دورافتاده، بازسازی را برای ساکنانی که معیشتشان در سیل فلج شده، به امری ناممکن بدل کرده است.
طرح جامع ایمنسازی؛ تابآوری اقتصادی
بازدید میدانی خبرنگار صبح ساحل از بافت جمعیتی روستاهای سیل زده بخش مرکزی جاسک، نشاندهنده وجود یک اقتصاد دریاپایه کوچک مقیاس و معیشت خردِ شکننده وابسته به کشاورزی و دامداری است. وقتی بخش قابل توجهی از ساکنان این دشت ساحلی با تخریب بخشی از داراییهای فیزیکی خود مواجه میشوند، کل چرخه اقتصادی روستا از کار میافتد. بازگشت به وضعیت پیش از بحران در این مناطق، نیازمند چیزی بیش از تسهیلات بانکی کمبهره یا اعطای زمین برای ساخت منازل مقاوم تر است؛ این مناطق به یک «طرح جامع ایمنسازی» نیاز دارند که شامل جابهجایی نقاط حادثهخیز یا احداث سیلبندهای مهندسیشده باشد.
پروندهای که همچنان باز است!
مقامات محلی شهرستان جاسک و مسئولان استان هرمزگان ممکن است با استناد به آمارهای توزیع کالا و امدادرسانی اضطراری، پرونده سیل جاسک را «بسته شده» تلقی کنند؛ اما شواهد و واقعیتِ موجود در روستاهای نگر و باغان نشان میدهد که بحران تازه وارد فاز فرسایشی خود شده است. اگر «دغدغههای بازسازی» با فوریتِ تخصیص منابع مالی، مصالح ساختمانی و نظارت فنی گره نخورد، این روستاها در برابر سیلابهای احتمالی اواخر زمستان امسال و بهار سال آینده، بیدفاعتر از گذشته خواهند بود. توسعه مکران نمیتواند تنها در بندرگاهها و ایجاد شهرهای جدید خلاصه شود؛ امنیتِ «نگر» و «باغان»، آزمونی سخت برای سنجش کارآمدی و اراده دولت چهارم در توسعه متوازن این منطقه است. پرونده سیلِ جاسک برای مسئولان شاید با یک گزارشِ اداری بسته شده باشد، اما در جغرافیایِ رئالیسم جادوییِ این منطقه، فاجعه تازه آغاز شده است؛ جایی که مرز میان «مجسمههای سنگی» و «انسانهایِ فراموششده» روزبهروز باریکتر میشود؛ افسانه سَدولالو میگوید آن زن و کودک به جرم یک اهمال و ترک فعل، به سنگ تبدیل شدند؛ اما امروز، اگر زیرساختهای «نگر» ترمیم نشود و جاده دسترسی بندرگاه صیادی بازگشایی نگردد، نه به دلیل قهر طبیعت، بلکه به دلیل «فراموشی مدیریتی»، زندگی در پای این کوههای شطرنجی سنگ خواهد شد. مسئولان استانی و محلی باید بدانند که «نگر» تنها یک نقطه در نقشه گردشگری مکران نیست؛ اینجا قلب تپنده اقتصاد ساحلی و پسکرانهای شهرستان جاسک است که فعلاً زیر بار وعدههای توخالی، از تپش افتاده است.
روزنامه صبح ساحل
جدیدترین اخبار
محدوده بافت مسکونی شهرستان پارسیان بخش ۲۱ پارسیان
دعوت به جلسه مجمع عمومی فوق العاده
پاسخ به اقدام نظامی آمریکا بیسابقه خواهد بود
ترکیه: ثبات ایران برای امنیت منطقه حیاتی است
اظهارات صدراعظم آلمان علیه ایران
برد پر گل تیم ملی فوتسال ایران مقابل مالزی
زمین لرزه ۴.۱ ریشتری حوالی بندر مقام هرمزگان
صدرنشینی شباب الاهلی با پاس گل سعید عزتاللهی
هرمزگان قلب تپنده اقتصاد دریایی ایران است
مقام امنیتی هند با لاریجانی دیدار کرد
نامزدهای جشنواره شعر فجر معرفی شدند
سپاهان و گل گهر به تساوی رضایت دادند
افزایش جدید قیمت خودرو قانونی نیست
اینترنت به حالت عادی بازگشت
گفتگوی وزرای خارجه ایران و عربستان درباره تحولات منطقه