05

اسفند

1404


سیاسی

18 بهمن 1404 08:40 0 کامنت

نخستین و شاید مهم‌ترین عامل، مسئله امنیت ارتباطات و صیانت از اطلاعات است. مذاکرات حساس، به‌ویژه زمانی که ابعاد راهبردی، فنی یا امنیتی دارند، نیازمند فضایی هستند که در آن تبادل پیام‌ها با کمترین سطح ریسک همراه باشد. این موضوع تنها به جلسات رسمی محدود نمی‌شود، بلکه شامل دیدارهای غیررسمی، تماس‌های حاشیه‌ای و کانال‌های ارتباطی پشت‌پرده نیز است. مسقط از نگاه تهران محیطی کم‌حاشیه‌تر برای چنین تعاملاتی فراهم می‌کند. عمان کشوری با سیاست خارجی کم‌تنش و ساختار سیاسی نسبتاً متمرکز است که در آن سطح رقابت‌های اطلاعاتی و رسانه‌ای به‌مراتب پایین‌تر از بسیاری از مراکز دیپلماتیک پرتردد است. در چنین فضایی، کنترل محیط پیرامونی مذاکرات آسان‌تر است و احتمال نفوذ بازیگران ثالث یا درز هدفمند اطلاعات کاهش می‌یابد. در مقابل، استانبول یکی از پرترددترین مراکز دیپلماتیک و رسانه‌ای منطقه به شمار می‌رود. حضور گسترده نهادهای بین‌المللی، رسانه‌های جهانی، شبکه‌های سیاسی متنوع و رقابت‌های اطلاعاتی فعال، محیطی پیچیده‌تر ایجاد می‌کند. در چنین شرایطی، هر دیدار یا تحرک دیپلماتیک به‌سرعت در معرض تحلیل‌ها، گمانه‌زنی‌ها و گاه عملیات روانی قرار می‌گیرد. از نگاه یک تیم مذاکره‌کننده که به دنبال مدیریت دقیق پیام‌ها و زمان‌بندی اعلام مواضع است، این وضعیت می‌تواند هزینه‌ساز باشد.بنابراین، انتخاب مسقط را می‌توان تلاشی برای کاهش «ریسک محیطی» مذاکرات دانست؛ ریسکی که نه در متن توافق، بلکه در پیرامون آن شکل می‌گیرد اما می‌تواند بر سرنوشت گفت‌وگوها اثر بگذارد.

دومین عامل کلیدی، جایگاه خاص عمان در دیپلماسی منطقه‌ای است. مسقط طی دهه‌های گذشته کوشیده سیاست خارجی متوازنی را دنبال کند؛ سیاستی که بر پرهیز از تنش، حفظ روابط با بازیگران متعارض و ایفای نقش میانجی در بحران‌ها استوار بوده است. این رویکرد، به عمان اعتبار ویژه‌ای در حوزه میانجی‌گری بخشیده است. برای ایران، وجود یک میزبان که روابط کاری با همه طرف‌ها داشته باشد، یک مزیت مهم محسوب می‌شود. در مذاکرات پیچیده، بسیاری از پیام‌ها به‌طور مستقیم و علنی رد و بدل نمی‌شوند. گاه لازم است پیام‌ها از طریق کانال‌های غیررسمی یا با واسطه منتقل شوند تا حساسیت‌های سیاسی کاهش یابد. دستگاه دیپلماسی عمان، به دلیل اعتماد نسبی طرف‌های مختلف، می‌تواند چنین نقشی را ایفا کند. این میانجی‌گری لزوماً به معنای دخالت در متن مذاکرات نیست، بلکه بیشتر به مدیریت فضا، کاهش سوءتفاهم‌ها و جلوگیری از تشدید تنش‌ها مربوط می‌شود. در مقاطع بن‌بست، میزبان می‌تواند پیشنهادهای میانی را منتقل کند یا زمینه دیدارهای محدودتر و غیرعلنی را فراهم آورد. چنین ظرفیتی در همه پایتخت‌ها به یک اندازه وجود ندارد. استانبول اگرچه شهری مهم در دیپلماسی منطقه‌ای است، اما ترکیه خود بازیگری فعال با منافع و مواضع مشخص در بسیاری از پرونده‌ها است. این جایگاه فعال، ممکن است از نگاه برخی طرف‌ها، بی‌طرفی کامل میزبان را زیر سؤال ببرد. در مقابل، عمان توانسته تصویر کشوری کم‌حاشیه و متعادل را حفظ کند؛ تصویری که به کارآمدی آن در نقش تسهیل‌گر کمک کرده است.

سومین تفاوت، به «فضای روانی» مذاکرات بازمی‌گردد. گفت‌وگوهای دیپلماتیک تنها تبادل واژه‌ها نیستند؛ آن‌ها در بستری از نمادها، پیام‌های غیرکلامی و برداشت‌های سیاسی شکل می‌گیرند. شهر میزبان، بخشی از این بستر است.

مسقط به‌عنوان پایتخت کشوری با سیاست خارجی آرام و کم‌تنش، فضایی نسبتاً دور از هیاهوی رقابت‌های ژئوپلیتیکی ایجاد می‌کند. این ویژگی می‌تواند به کاهش فشارهای نمایشی و رسانه‌ای کمک کند. وقتی مذاکرات در محیطی کم‌تنش‌تر برگزار می‌شود، طرف‌ها فرصت بیشتری برای تمرکز بر جزئیات فنی و راه‌حل‌های میانی پیدا می‌کنند. همچنین، سطح انتظارات عمومی و رسانه‌ای از «نتیجه فوری» کاهش می‌یابد و فضا برای روندهای تدریجی‌تر فراهم می‌شود. در مقابل، استانبول شهری با بار نمادین بالا است؛ نقطه تلاقی شرق و غرب و یکی از کانون‌های اصلی تحولات سیاسی منطقه. هر مذاکره‌ای در چنین شهری، ناخواسته در چارچوب رقابت‌های گسترده‌تر تفسیر می‌شود. این بار سیاسی می‌تواند انعطاف‌پذیری طرف‌ها را کاهش دهد، زیرا هر عقب‌نشینی یا تغییر موضع، سریع‌تر در قالب برد و باخت ژئوپلیتیکی بازنمایی می‌شود. از این رو، انتخاب مسقط را می‌توان تلاشی برای «کاهش بار نمادین» مذاکرات دانست؛ اقدامی که هدف آن انتقال تمرکز از صحنه سیاسی و رسانه‌ای به میز فنی و محتوایی گفت‌وگوهاست. مجموع عوامل فوق به یک هدف مشترک می‌رسند: مدیریت بهتر روند مذاکرات. وقتی محیط از نظر امنیتی قابل‌کنترل‌تر، از نظر سیاسی کم‌تنش‌تر و از نظر دیپلماتیک دارای یک میزبان تسهیل‌گر باشد، احتمال حفظ تداوم گفت‌وگوها افزایش می‌یابد و سازوکار گفت‌وگو کمتر در معرض فروپاشی ناگهانی قرار می‌گیرد. برای ایران، که در بسیاری از پرونده‌ها با بی‌اعتمادی عمیق و فضای رسانه‌ای پرتنش مواجه است، چنین محیطی به کاهش فشارهای جانبی کمک کند. در این چارچوب، مسقط نه به‌عنوان یک «مکان بی‌طرف مطلق»، بلکه به‌عنوان محیطی «قابل مدیریت‌تر» تعریف می‌شود. تفاوت میان استانبول و مسقط برای ایران، صرفاً تفاوت میان دو شهر نیست؛ بلکه تفاوت میان دو نوع محیط دیپلماتیک است. مسقط با سطح پایین‌تر تنش‌های سیاسی و رسانه‌ای، ظرفیت میانجی‌گری شناخته‌شده و شرایط مناسب‌تر برای حفاظت از ارتباطات حساس، بستری فراهم می‌کند که از نگاه تهران با نیازهای مذاکرات پیچیده سازگارتر است. در مقابل، استانبول با وجود جایگاه مهم خود در دیپلماسی منطقه‌ای، به دلیل وزن ژئوپلیتیکی و فضای پررقابتش، بار سیاسی بیشتری بر گفت‌وگوها تحمیل می‌کند.انتخاب محل مذاکره را باید بخشی از راهبرد کلان دیپلماسی دانست؛ راهبردی که نشان می‌دهد در سیاست خارجی، «کجا مذاکره کردن» گاه به اندازه «درباره چه مذاکره کردن» اهمیت دارد.

روزنامه صبح ساحل

دیدگاه ها (0)
img
خـبر فوری:

جایگاه ۷۲ اینترنت موبایل در ایران؛ پایین‌تر از گواتمالا و مولداوی