اجتماعی
نسل جوان امروز در سراسر جهان با پارادوکسی بیسابقه روبهروست: هرگز تا این حد برای ورود به بزرگسالی آماده نبوده و هرگز تا این اندازه از تحقق آن دور نمانده است. تاخیر در گذار به بزرگسالی، که روزگاری پدیدهای حاشیهای و محدود به بسترهای خاص بود اکنون به هنجاری فراگیر و مسئلهای ساختاری تبدیل شده که وجوه گوناگون حیات اجتماعی را درمینوردد. این پدیده، نه صرفا یک تاخیر زمانی، که تعلیقی وجودی است؛ وضعیتی که در آن جوانان در فاصلهای بیحاصل میان آرزوها و امکانات، میان خود آرمانی و خود ممکن، معلق میمانند. پژوهشهای اخیر در بریتانیا نشان میدهد که بیش از یکسوم جوانان ۱۸ تا ۲۴ ساله علائم اختلالات خلقی نظیر افسردگی و اضطراب را تجربه میکنند، رقمی که در دو دهه گذشته تقریبا دو برابر شده است. این آمار هشداردهنده، صرفا بازتاب یک همهگیری روانی نیست، بلکه میتوان آن را به مثابه پیامد انباشت فشارهای ساختاری بر نسلی تفسیر کرد که وعدههای مدرنیته متاخر برای پیشرفت خطی و آیندهای روشن، برایش محقق نشده است. در این وضعیت، بیکاری و بلاتکلیفی شغلی، مهاجرت اجباری، و بحران هویت، دیگر مقولاتی مجزا نیستند و حلقههای به هم پیوسته زنجیری هستند که وجوه روانی و اجتماعی حیات جوانان را قفل کردهاند.
استقلال اقتصادی و سراب بزرگسالی
گذار به بزرگسالی در جوامع پیشاصنعتی و حتی اوایل مدرنیته، مسیری مبتنی بر توالی مشخصی از رویدادها بود: پایان تحصیل، ورود به بازار کار، ازدواج و تشکیل خانواده. اما این الگوی سنتی در مواجهه با دگرگونیهای ساختاری اقتصاد جهانی، فروپاشیده است. امروزه، جوانان در وضعیت انتظار گرفتار آمدهاند. مفهومی که نخستین بار در مطالعات مربوط به جوانان در خاورمیانه و شمال آفریقا صورتبندی شد و به شرایطی اشاره دارد که در آن دستیابی به استقلال اقتصادی و به تبع آن، تکوین هویت بزرگسالی، به تاخیری نامعین دچار میشود. این وضعیت به اقلیمی دائمی تبدیل شده که زیستجهان جوانان را شکل میدهد. داده های پژوهشی در بریتانیا نشان میدهد که ۱۱.۶ درصد از جوانان ۱۸ ساله در زمره کسانی قرار دارند که نه در تحصیلاند نه در کار و نه در حال آموزشدیدگی . اما آنچه این آمار خشک را به تراژدی انسانی پیوند میزند نه صرفا بیکاری، که ناامیدی از آینده و فقدان چشماندازی روشن است.
از عینیت محرومیت تا ذهنیت افسردگی
پیوند میان شرایط عینی محرومیت و پیامدهای ذهنی اختلالات خلقی، از مسیر سازوکارهای روانی-اجتماعی مشخصی عبور میکند. یکی از مهمترین این سازوکارها، مفهوم پایگاه اجتماعی ذهنی است. پژوهشی جدید در ایران نشان میدهد که اثر پایگاه اجتماعی عینی شامل تحصیلات، شغل و ثروت بر اختلالات روانی، تا حد بسیار بالایی در مورد ثروت تا ۷۸.۹ درصد توسط پایگاه اجتماعی ذهنی واسطهگری میشود. به بیان دیگر آنچه مستقیما به افسردگی و اضطراب میانجامد، صرفا میزان درآمد یا مدرک تحصیلی نیست، بلکه ادراک فرد از جایگاه خود در سلسلهمراتب اجتماعی و احساس عقب افتادگی از دیگران است. جوانی که با داشتن مدرک دانشگاهی، در شغلهای کوتاهمدت و ناپایدار دستوپا میزند یا کاملا بیکار است نه از کمبود درآمد، که از احساس حقارت ناشی از مقایسه خود با همسالان و نسلهای پیشین رنج میبرد. این یافته با دادههای مطالعه کوهورت بریتانیا نیز همخوانی دارد که نشان میدهد این جوانان، علیرغم جستجوی فعال کار، نسبت به شانس پیشرفت خود در زندگی عمیقا بدبین هستند. این بدبینی، هسته مرکزی درماندگی آموختهشده است وضعیتی که در آن فرد پس از تجربه مکرر شکستها و ناکامیها در دستیابی به اهداف یافتن شغل مناسب، استقلال اقتصادی به این باور میرسد که تلاشهایش بینتیجه است و بنابراین، انگیزه خود را از دست میدهد. در این چرخه معیوب بیکاری ساختاری به انزوای اجتماعی و کاهش عزتنفس میانجامد و این وضعیت روانی، به نوبه خود، توانایی فرد برای یافتن شغل و خروج از بیکاری را تضعیف میکند. افسردگی در اینجا نه یک بیماری صرفا درونروانی، که واکنشی معنادار به بازنمایی ذهنی یک واقعیت اجتماعی غیرقابل تحمل است.
شکاف تحصیلی و نابرابری در مواجهه با بحران
بحران سلامت روان در نسل جوان، پدیدهای یکسان و همگن نیست که خطوط شکاف اجتماعی، عمیقا آن را ساختدهی میکنند. مهمترین این خطوط، سطح تحصیلات است. تحلیل دادههای پیمایش درک جامعه در نقاط مختلف جهان نشان میدهد که اگرچه نگرانیها درباره سلامت روان دانشجویان افزایش یافته، اما بار اصلی پیامدهای اقتصادی این بحران بر دوش جوانان فاقد مدرک دانشگاهی است. این گزارش تاکید میکند که از هر سه جوان غیردانش آموخته که اختلال خلقی دارند، یک نفر بدون کار است، در حالی که این نسبت در میان دانشآموختگان دانشگاهی کمتر از نصف (۱۷ درصد) است. این آمارها تصویر روشنی از دو قطبی شدن مسیرهای گذار به بزرگسالی ارائه میدهند: در یک سو اقلیتی از جوانان برخوردار از سرمایه فرهنگی و اجتماعی (تحصیلات دانشگاهی) قرار دارند که حتی در مواجهه با اختلالات خلقی، تحصیلات آنها به مثابه سپر عمل میکند و آنها را از سقوط به ورطه بیکاری دائمی محفوظ میدارد. در سوی دیگر، اکثریتی از جوانان با سرمایه فرهنگی پایینتر، در برابر طوفانهای اقتصادی و روانی، آسیبپذیری بیاندازه بیشتری نشان میدهند.
این یافته، پارادایم رایجی را که بحران هویت و اختلالات خلقی را پدیدهای عمدتا دانشجویی یا روشنفکرانه تلقی میکند، به چالش میکشد. در واقع، آنچه برای جوانان کمبرخوردار از تحصیلات عالی رخ میدهد، "تعلیقی مضاعف" است: هم از مزایای مادی و نمادین مدرک دانشگاهی بیبهرهاند و هم شبکههای حمایتی و فرصتهای انعطافپذیری که دانشگاه تا حدودی فراهم میکند را در اختیار ندارند. بنابراین سیاستگذاری اجتماعی اگر خواهان مداخله موثر در بحران سلامت روان جوانان است، باید تمرکز خود را از حاشیههای دانشگاهی به مراکز آموزش فنی و حرفهای و مدارس متوسطه معطوف کند، جایی که آینده آسیبپذیرترین اقشار نسل جوان رقم میخورد.
افسردگی به مثابه کنش انطباقی
روایتهای فردی از تجربه بیکاری و بلاتکلیفی، عمیقترین لایههای این تعلیق اجتماعی را آشکار میسازند. زنی ۳۰ ساله در یکی از کلان شهرهای ایران، با وجود داشتن مدرک معماری، بیکار است و بیشتر وقت خود را در خانه و شبکههای اجتماعی میگذراند. او میگوید: «تحصیلاتم به کار خوبی نرسید... احساس میکنم گیر افتادهام و بدبینم... هیچ انگیزهای ندارم. فقط میخواهم هیچ کاری نکنم». این خواستن هیچ کاری نکردن را نباید با تنبلی یا فقدان مسئولیتپذیری اشتباه گرفت. این گزاره، صورتبندی دقیق یک کنش انطباقی با وضعیتی است که در آن هر کنشی بینتیجه مینماید. در جامعهشناسی آسیبهای اجتماعی، این پدیده را "درونگذاری فشار ساختاری" مینامند. فرآیندی که طی آن تناقضها و انسدادهای سطح کلان مثل بازار کار اشباعشده، تورم، ناامنی شغلی به درون روان فرد راه مییابند و به صورت نشانگان فردی مانند بیانگیزگی، افسردگی و انزواطلبی بروز میکنند. افسردگی در این بستر، نه یک نقص زیستشناختی محض، که واکنشی هوشمندانه هرچند ناخودآگاه به واقعیتی است که فرصتهای چندانی برای سرمایهگذاری عاطفی و عملی در آینده ارائه نمیدهد.
پژوهشهای کلاسیک در باب بیکاری جوانان، همواره بر ابعاد روانی-اجتماعی این پدیده تاکید داشته و آن را نه صرفا فقدان درآمد، که عاملی برای مختل شدن منابع نهفته سلامت روان نظیر ساختاردهی زمان، تماسهای اجتماعی خارج از خانواده و هویت جمعی معرفی کردهاند. وقتی این منابع برای مدت طولانی از دست بروند فرد به تدریج ظرفیت روانی خود برای خواستن و تلاش کردن را از دست میدهد. در اینجا، بیانگیزگی نه علت بیکاری، که نتیجه طبیعی و منطقی آن است. این نگاه، مسئله را از سطح سرزنش فردی به سطح درک ساختاری ارتقا میدهد و نشان میدهد که درمان فردی بدون تغییر ساختاری، نه تنها ناکارآمد که گاهی به تشدید سرزنشپذیری فرد میانجامد.
به سوی صورتبندی جدیدی از هویت و کنشگری
در شرایطی که نشانگان سنتی بزرگسالی مانند استقلال اقتصادی، ازدواج، صاحبخانه شدن برای قشر عظیمی از جوانان دستنیافتنی شده، پرسش از چیستی بزرگسالی و امکان صورتبندیهای بدیل آن، ضرورتی نظری و عملی مییابد. جامعهشناسی و روانشناسی معاصر دیگر نمیتوانند بر الگوی خطی و هنجارمند نسلهای پیشین پای بفشرند، بلکه باید امکان بزرگسالیهای چندگانه و مسیرهای غیرخطی تکوین هویت را به رسمیت بشناسند.
تعلیق در گذار، اگرچه سرشار از رنج و اضطراب است، اما میتواند زمینهساز خلاقیتهای وجودی و صورت جدیدی از کنشگری نیز باشد. جوانانی که در وضعیت "نه-نه" (نه دانشجو، نه کارگر، نه همسر) گرفتار آمدهاند، ممکن است به خلق خردهفرهنگهای جدید، اشکال نوینی از معیشت اقتصاد غیررسمی، کار اشتراکی، کارآفرینیهای کوچک دیجیتال و شبکههای همبستگی بدیل دست یابند. این را میتوان در فعالیتهای داوطلبانه جوانان بیکار، در ایجاد کسب و کارهای اینترنتی توسط زنان خانهدار، یا در راهاندازی مدارس غیررسمی توسط پناهندگان تحصیلکرده مشاهده کرد.
در این فضاهای بینابینی، تعریف موفقیت و پیشرفت ممکن است دگرگون شود و ارزشهایی چون خودشکوفایی، کیفیت روابط، یا کنشگری اجتماعی-سیاسی، جایگزین معیارهای صرفا اقتصادی شوند.
این دگردیسی ارزشی، اگرچه نافی رنج ناشی از ناامنی و بلاتکلیفی نیست، اما افقهای جدیدی را برای فهم زیستمومنانه جوانان در وضعیت تعلیق میگشاید. مداخلات روانشناختی و اجتماعی نیز باید به جای تلاش برای بازگرداندن فرد به مسیر عادی که دیگر وجود خارجی ندارد، او را در یافتن روایت منسجم و اصیل خود در دل این پیچیدگی و ابهام یاری رسانند. به رسمیت شناختن این که بزرگسالی در قرن بیست و یکم، پروژهای دائما در حال بازتعریف است، نخستین گام برای رهایی از بنبست نظری و عملیای است که نسل جوان را صرفا بازنده یک بازی از پیش باخته معرفی میکند.
روزنامه صبح ساحل
جدیدترین اخبار
سامانه آنلاین برگزاری تجمعات و اعتراضات راهاندازی میشود
اعلام نتایج دوازدهمین قرعهکشی طرح فرسوده ایرانخودرو
قیمت جدید تایر ایرانی در بازار اعلام شد
واردات خودروی کارکرده توسط مردم منتفی شد
بخشودگی ۱۰۰ درصدی جریمه بیمه شخص ثالث وسایل نقلیه ریلی
رکورد حمل و نقل بینالمللی ریلی کشور شکسته شد
وزیر علوم: با آشوبگران دانشگاه در شوراهای انضباطی برخورد جدی میشود
باشگاه پرسپولیس درباره درگیری در تمرین امروز بیانیه داد
اینترنت دوباره گران شد
گزینههای احتمالی مربیگری تیم ملی والیبال ایران معرفی شدند
زمان احتمالی پرداخت «عیدی» بازنشستگان اعلام شد
شمشیربازان جوان ایران به مدال آسیا نرسیدند
رویترز: ایران در آستانه خرید موشک کروز ضدکشتی
دعای روز ششم ماه مبارک رمضان با تفسیر
مردم اهدای خون را در ماه رمضان فراموش نکنند
قیمت جدید تایر ایرانی در بازار اعلام شد