06

تیر

1405


سیاسی

06 تیر 1405 09:15 0 کامنت

با توجه به تجربه مذاکرات پیشین و مسئله اعتمادسازی میان طرف‌ها، چه سازوکارهایی می‌تواند تضمین‌کننده اجرای تعهدات باشد و مانع از تکرار بدعهدی‌ها یا استفاده ابزاری از مذاکرات برای اعمال فشار سیاسی شود؟

پایان این دور از مذاکرات را می‌توان یک گام رو به جلو ارزیابی کرد، اما همچنان باید با احتیاط نسبت به آینده آن قضاوت کرد. آنچه اهمیت دارد نه صرفاً دستیابی به تفاهمات اولیه، بلکه پایبندی طرف‌های مقابل به تعهدات و اجرای عملی توافقات است. تجربه سال‌های گذشته نشان داده که یکی از مهم‌ترین موانع در مسیر موفقیت مذاکرات، بدعهدی طرف‌های آمریکایی و غربی و همچنین تلاش برای استفاده ابزاری از مذاکرات در جهت اعمال فشار سیاسی بوده است. در بحث چالش‌ها نیز مهم‌ترین چالش‌های پیش‌رو را می‌توان در تداوم فشارهای سیاسی آمریکا، مخالفت و کارشکنی رژیم صهیونیستی و برخی بازیگران منطقه‌ای با روند تنش‌زدایی، تحولات امنیتی منطقه و همچنین اختلاف در نحوه اجرای تعهدات دانست. در واقع، طرفداران جنگ و مخالفان ثبات در منطقه همچون اسرائیل همواره تلاش کرده‌اند از طریق ایجاد بحران‌های امنیتی، مسیر دیپلماسی را با اخلال مواجه کنند. در مقابل، مهم‌ترین دستاورد این مذاکرات، پیروزی برای ایران در میدان و دیپلماسی است، در صورت پایبندی طرف مقابل، تثبیت حقانیت رویکرد دیپلماسی فعال جمهوری اسلامی، کاهش بخشی از فشارهای اقتصادی، تسهیل دسترسی به منابع مالی کشور و ایجاد فرصت برای گسترش همکاری‌های اقتصادی و منطقه‌ای است. نکته مهم این است که جمهوری اسلامی ایران نشان داده در عین حفظ اصول و خطوط قرمز خود، از مسیر گفت‌وگو و راهکارهای سیاسی به پشتوانه قدرت نظامی برای تأمین منافع ملی استقبال می‌کند و این خود یک دستاورد راهبردی محسوب می‌شود.

با توجه به اظهارات آقای عراقچی درباره آزادسازی بخشی از دارایی‌های ایران و تعلیق برخی تحریم‌های نفتی و پتروشیمی، ارزیابی شما از اهمیت این تحول چیست؟ آیا می‌توان آن را نقطه عطفی در سیاست منطقه‌ای و دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران دانست، یا قضاوت در این زمینه منوط به اجرای عملی و پایداری تعهدات طرف مقابل است؟

اگر آزادسازی دارایی‌های ایران و کاهش محدودیت‌های نفتی و پتروشیمی به صورت واقعی و پایدار اجرایی شود، می‌توان آن را یکی از مهم‌ترین دستاوردهای دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران در سال‌های اخیر دانست.

این موضوع نشان می‌دهد که سیاست مقاومت در کنار دیپلماسی فعال توانسته بخشی از مطالبات اقتصادی و سیاسی کشور را محقق کند.

از سوی دیگر، این اتفاق می‌تواند پیام مهمی برای منطقه داشته باشد؛ اینکه جمهوری اسلامی ایران علی‌رغم سال‌ها فشار و تحریم، توانسته جایگاه خود را به عنوان یک بازیگر تأثیرگذار منطقه‌ای حفظ کند و طرف‌های مقابل را به پذیرش واقعیت‌های میدانی و سیاسی وادار سازد.البته از نگاه رسمی ایران، نقطه عطف واقعی زمانی شکل می‌گیرد که این روند به رفع مؤثر محدودیت‌ها، افزایش تعاملات اقتصادی، تقویت همکاری‌های منطقه‌ای و پذیرش نقش سازنده ایران در معادلات منطقه‌ای منجر شود. بنابراین قضاوت نهایی درباره این توافق را باید به نتایج عملی آن و میزان پایبندی طرف‌های مقابل موکول کرد.

نقش کشورهایی مانند قطر و پاکستان را در روند این مذاکرات چگونه ارزیابی می‌کنید؟ آیا این دو کشور صرفاً نقش میانجی و تسهیل‌کننده در ایجاد کانال‌های ارتباطی و کاهش سوءتفاهم‌ها داشته‌اند، یا می‌توان برای آن‌ها نقشی فراتر و اثرگذارتر در شکل‌دهی به مسیر و نتایج مذاکرات قائل شد؟

قطر و پاکستان در این روند نقش تسهیل‌کننده و میانجی را ایفا کرده‌اند. قطر طی سال‌های اخیر نشان داده که توانایی ایجاد کانال‌های ارتباطی میان بازیگران مختلف منطقه‌ای و بین‌المللی را دارد و در بسیاری از پرونده‌های منطقه‌ای نقش مثبتی ایفا کرده است. پاکستان نیز به دلیل جایگاه مهم خود در جهان اسلام و روابط مناسب با کشورهای مختلف منطقه، در کاهش سوءتفاهم‌ها و تسهیل گفت‌وگوها نقش مؤثری داشته است.با این حال باید تأکید کرد که تصمیم‌گیری نهایی درباره توافقات توسط طرف‌های اصلی انجام می‌شود و نقش کشورهایی مانند قطر و پاکستان بیشتر در فراهم کردن بستر گفت‌وگو و کمک به نزدیک شدن دیدگاه‌ها قابل ارزیابی است.

در واقع اهمیت این کشورها در کمک به شکل‌گیری فضای اعتماد و جلوگیری از تشدید تنش‌ها بوده است، نه تعیین سرنوشت نهایی مذاکرات.

در اظهارات آقای عراقچی از لبنان به عنوان «اولین آزمون واقعی» سازوکار رفع درگیری‌ها یاد شده است. به نظر شما منظور از این تعبیر چیست و چرا پرونده لبنان می‌تواند به شاخصی برای سنجش میزان جدیت طرف‌ها در اجرای توافقات و کاهش تنش‌های منطقه‌ای تبدیل شود؟

منظور از این اظهارنظر آن است که هر توافق سیاسی زمانی ارزش و اعتبار واقعی پیدا می‌کند که آثار آن در میدان عمل قابل مشاهده باشد.

لبنان امروز یکی از مهم‌ترین نقاط اتصال تحولات منطقه‌ای است و به همین دلیل موفقیت یا شکست هر سازوکار کاهش تنش در این کشور می‌تواند معیار مهمی برای سنجش میزان جدیت طرف‌ها در اجرای تعهداتشان باشد. در واقع، اگر سازوکار رفع درگیری در لبنان به نتیجه برسد، این موضوع نشان خواهد داد که آمریکا اراده و توانایی لازم برای مهار رفتارهای تنش‌آفرین رژیم صهیونیستی و جلوگیری از گسترش بحران در منطقه را دارد. سال‌هاست که یکی از مطالبات اصلی کشورهای منطقه، پایان دادن به سیاست‌های بی‌ثبات‌کننده و جنگ‌افروزانه اسرائیل بوده و لبنان نخستین صحنه‌ای است که می‌تواند میزان صداقت طرف‌های غربی در این زمینه را محک بزند. لبنان به عنوان اولین آزمون واقعی معرفی شده، زیرا این کشور صرفاً یک پرونده مستقل نیست، بلکه بخشی از معادله امنیت جمعی منطقه به شمار می‌رود. اگر طرف‌های مدعی دیپلماسی بتوانند از تشدید درگیری‌ها جلوگیری کرده و رژیم صهیونیستی را به پایبندی به توافقات وادار کنند، این امر می‌تواند زمینه‌ساز افزایش اعتماد و پیشرفت سایر بخش‌های توافق باشد. از نگاه ایران، ثبات در لبنان تنها زمانی پایدار خواهد بود که ریشه‌های اصلی بحران، یعنی تجاوزگری و سیاست‌های توسعه‌طلبانه رژیم صهیونیستی، مهار شود. بنابراین لبنان امروز نه فقط آزمون یک توافق، بلکه آزمون میزان تعهد آمریکا و متحدانش به صلح، ثبات و امنیت واقعی در منطقه است.

در صورتی که سازوکار رفع درگیری‌ها در لبنان با شکست مواجه شود، این مسئله چه تأثیری بر روند کلی توافق و سطح اعتماد میان طرف‌ها خواهد داشت؟ آیا ناکامی در پرونده لبنان می‌تواند اجرای سایر بخش‌های توافق را نیز با چالش جدی روبه‌رو کند؟

بدون تردید شکست سازوکار رفع درگیری در لبنان می‌تواند بر فضای کلی توافق تأثیر منفی بگذارد و سطح اعتماد میان طرف‌ها را کاهش دهد. همچنین این مسئله ممکن است به مخالفان روند دیپلماسی و ثبات منطقه فرصت بیشتری برای ایجاد اخلال و تشدید تنش‌ها بدهد. با این حال باید توجه داشت که جمهوری اسلامی ایران بارها تأکید کرده است که امنیت منطقه یک موضوع به‌هم‌پیوسته است و نمی‌توان میان جبهه‌های مختلف تفکیک مصنوعی ایجاد کرد. از ابتدای بحران نیز موضع ایران روشن بوده است؛ توقف جنگ باید در همه جبهه‌ها صورت گیرد و نمی‌توان تنها یک پرونده را از سایر تحولات منطقه جدا کرد.

در همین چارچوب، یکی از اهداف اصلی رژیم صهیونیستی تلاش برای جدا کردن پرونده لبنان از سایر تحولات منطقه و تضعیف جایگاه مقاومت بوده است، اما واقعیت‌های میدانی نشان داده که چنین راهبردی با چالش‌های جدی مواجه است. جمهوری اسلامی ایران نیز همواره اعلام کرده که لبنان را بخشی از معادله امنیت منطقه می‌داند و اجازه نخواهد داد فشارهای سیاسی یا نظامی منجر به انزوای نیروهای مقاومت شود.

بنابراین اگر سازوکار رفع درگیری در لبنان به نتیجه نرسد، احتمالاً تنش‌ها در منطقه ادامه خواهد یافت و اجرای سایر بخش‌های توافق نیز با دشواری بیشتری روبه‌رو خواهد شد. با این حال، مسئولیت اصلی چنین وضعیتی متوجه طرف‌هایی خواهد بود که به جای حرکت به سمت راه‌حل‌های سیاسی و پایدار، همچنان بر رویکردهای تقابلی و نظامی اصرار دارند.

دیدگاه ها (0)
img
خـبر فوری:

قطع ۴۸ ساعته آب شرب در سردشت و ۸ روستای بخش بشاگرد به دلیل شکستگی خط انتقال