وقتی درباره توسعه در جزیره قشم صحبت میکنیم، نباید فقط به زمین و سواحل فکر کنیم. قشم فقط یک مکان نیست، یک فرهنگ زنده است؛ فرهنگی که قرنها در گفتوگو با دنیا زیسته، از هند تا چین و شرق آفریقا و امروز در پیوند مداوم با دبی و عمان.
این گفتوگو با جهان، از مردم قشم انسانهایی مداراگر ساخته؛ اما این مدارا به معنای بیمرزی فرهنگی نیست. اتفاقاً برعکس: مردم قشم برای ارزشهای درونی خود، حرمت قائلاند. سبک زندگی، نوع پوشش، روابط اجتماعی و حتی سکوتشان، ریشه در باورها و حافظهای دارند که باید با احترام وارد آن شد. وقتی سرمایهگذار یا مهمانی وارد یک روستا میشود، اغلب به طبیعت و زمین توجه میکند، اما فراموش میشود که آن زمین، بخشی از یک بافت زنده انسانی است.
در این روستاها، حتی سکوت، معنا دارد.حتی فرم خانهها، بازتابیست از فهم اقلیم، ساختار خانواده و سبک زیستن.
در این میان، مفهومی بهنام «توسعه پایدار» بسیار حیاتیست؛ اما اغلب سطحی درک میشود.
پایداری یعنی توسعهای که هم به انسان سود برساند، هم به جامعه آسیب نزند، و هم برای طبیعت فرصت بازسازی باقی بگذارد. یعنی ساختوسازی که در آن همسایگان احساس بیگانگی نکنند، فرهنگ محلی حفظ شود و الگوهای بومی زندگی در دل آن خانه جاری بماند.
پایداری یعنی ساختوسازی که نهتنها از نظر اقتصادی ماندگار باشد، بلکه در دل مردم نیز بماند. توسعهای که رابطه ایجاد کند، نه فاصله.
و این رابطه بدون احترام فرهنگی متقابل ممکن نیست. احترام تنها در لبخند و برخورد ظاهری نیست. رفتارهای ما، حتی اگر بیقصد باشند، میتوانند تأثیرات عمیقی روی کودکان و نوجوانان جامعه میزبان بگذارند.
وقتی مهمان از بافت فرهنگی میزبان شناختی ندارد و الگوهای رفتاریاش را بدون درک فضا وارد میکند، این میزبان است که بهمرور از مهمان تأثیر میپذیرد، نه برعکس. شاید در کوتاهمدت، چیز زیادی دیده نشود، اما در بلندمدت، همین تأثیرپذیری میتواند باعث تضعیف ارزشهای بومی شود و در پی آن، نوعی خشم پنهان در دل جامعه شکل بگیرد؛ خشمی که بیان نمیشود، اما در بیاعتمادی، دلسردی، یا مقاومت اجتماعی خودش را نشان میدهد و گاها بر سر کسی که مقصر نیست سرازیر شود.
خشمی که نه بر سر فرد خاص، بلکه بر سر تجربه توسعه ناعادلانه آوار میشود.
البته روشن است که توسعهی سالم، همواره در بستر همزیستی مسالمتآمیز رخ میدهد.
انسانها در تعامل با هم یاد میگیرند، میسازند و رشد میکنند.
هیچ برتری ذاتی میان میزبان و مهمان، یا میان محلی و غیربومی وجود ندارد و به قول بزرگی:«ارض ارضالله و عباد عبادالله». اما این همزیستی، نیازمند درک و احترام متقابل است و سرمایهگذار اگر میخواهد پذیرفته شود، باید با بافتی که به آن وارد میشود، گفتوگو کند، نه فقط معامله.
در تجربهی من، بارها دیدهام که مشاوره قبل از خرید، وقتی با شناخت فرهنگی همراه باشد، به خلق رابطهای انسانی و سالم منجر میشود. گاهی لازم است بنشینیم، بشنویم، گپ بزنیم و فضا را بفهمیم، نه فقط مکان را.
معماری نیز فقط ساخت دیوار و سقف نیست. معماری، زبان بیصدای احترام است. سازندگان قدیم گذشته را تکرار نمیکردند، بلکه با شناخت سنت و خلاقیت، یک پله به جلو میرفتند.
ما هم اگر گذشته را بفهمیم، میتوانیم معماری معاصر خود را ریشهدار و در عین حال رو به آینده بسازیم.
اگر ریشهها را فراموش کنیم، با اولین باد خواهیم افتاد. اما اگر به جامعه، زبان، باورها و حافظه محلی احترام بگذاریم، توسعهمان نهفقط «پروژهای موفق»، بلکه بخشی از روایتی ماندگار خواهد شد.
جدیدترین اخبار
توافق بر سر پرونده هستهای ایران مهم است
دیدار دیپلمات ایرانی با رئیس آژانس دولتی امور ادیان گرجستان
غیبت احتمالی دانشجویان در امتحانات «موجه» تلقی می شود
کشورهای خلیج فارس مسیری برای حمله به ایران نخواهند بود
۱۵۰ نفر از مصدومان وقایع اخیر در آیسییو بستری هستند
تیم فرهاد مجیدی متوقف شد
تقدیر از مدالآوران دختر رشته کیکبوکسینگ
بازدید از امکانات و ظرفیتهای هیئت ورزشهای روستایی و بومی بندرلنگه
با قدرت در جامجهانی شرکت میکنیم
شاهکار بندرعباسیها در خانه حریف
رئیس کمیته مسابقات بانوان، آی تی و مشاور هیئت منصوب شدند
فولاد هرمزگان بیرون از خانه سه امتیاز کسب کرد
خدمات رایگان پزشکی به اهالی روستای سرجوئیه رودان
مجوزهای گمرکی سیستمی میشود
مصاف تیم ملی فوتسال ایران با عربستان