در سالهای اخیر، نوعی گفتمان تازه در فضای مجازی و رسانهای ما شکل گرفته که در آن، «رنج» نه بهعنوان مسئلهای انسانی و اجتماعی، بلکه بهعنوان یک تجربهی شاعرانه و مقدس بازنمایی میشود.در صفحات اینستاگرامی، پادکستهای شبهروانشناسی و برنامههای گفتوگومحور فرهنگی، میبینیم که سخن گفتن از درد و زخم زندگی به یک فرم زیباشناسانه و احساسی بدل شده است.
روایت غالب چنین است:
«رنج، معلم رشد است»،
«زخم، راهی به سوی درون است»،
«درد، تو را کامل میکند».
جملاتی که در ظاهر آرامشبخش و فلسفیاند، اما در واقع درد را از معنای واقعیاش تهی میکنند و آن را به کالایی برای مصرف فرهنگی تبدیل میسازند.
شبهروانشناسان و آرامشهای پوشالی
کافی است نگاهی بیندازید به صفحات پرمخاطب افرادی که خود را «کوچ ذهن»، «درمانگر روح»، یا «مشاور رشد فردی» معرفی میکنند. اکثر آنها تحصیلات دانشگاهی در روانشناسی ندارند، اما با چهرهای آرام، لحن مراقبهای و ویدیوهایی با موسیقی ملایم، نسخههایی برای «آشتی با رنج» میپیچند. به شما میگویند که اگر فقیر هستید، ذهنتان ثروت را نپذیرفته است. اگر در زندگی شکست خوردهاید، «کائنات» خواسته درسی به شما بدهد. در واقع، این افراد با برگرداندن مسئولیت اجتماعی به دوش فرد، نهتنها ساختارهای تبعیض و ناکارآمدی را پنهان میکنند، بلکه نوعی احساس گناه را هم به قربانی تزریق میکنند: تو اگر رنج میکشی، مقصر خودت هستی! در پس این گفتارهای زرد، تجارتی بزرگ جریان دارد؛ فروش دورههای چندمیلیونی «شفای درون»، «رهایی از رنج» یا «افزایش فرکانس مثبت». اما واقعیت این است که رنج اجتماعی با تغییر فرکانس ذهن حل نمیشود، بلکه با اصلاح ساختارها، عدالت، آموزش و سیاستگذاری درست درمان میشود.
رنج، محتوا میشود
در بسیاری از برنامههای گفتوگومحور تلویزیونی یا پادکستهای تصویری، گفتوگو با چهرههای شناختهشده معمولاً به لحظهای احساسی درباره «زخمهای زندگی» میرسد.
مجری با لحن آهسته میپرسد: «چطور از آن دوران تاریک عبور کردی؟»
مهمان پاسخ میدهد: «با فلسفه، با شعر، با عشق به زندگی.»دوربین آهسته زوم میکند، موسیقی غمگین پخش میشود و میلیونها نفر در شبکههای اجتماعی این لحظه را با کپشنهایی مثل «چقدر زیبا از رنج گفت» بازنشر میکنند.
اما واقعیت آن است که بیشتر این روایتها، رنج را نمایش میدهند، نه تحلیل. هیچ سخنی از چرایی آن رنج، از ساختارهای فشرده، بیکاری، فقر، تبعیض یا سیاستهای غلط نیست. در عوض، همهچیز در قاب احساس خلاصه میشود.رنج، تبدیل میشود به محتوایی پر بازدید؛ زخم، به فرصتی برای لایک و اشک و احساس.
وقتی رنج را مقدس میکنیم
مشکل اینجاست که وقتی رنج را تقدیس کنیم، دیگر نمیخواهیم آن را رفع کنیم. وقتی فقر را «سادهزیستی زیبا» بنامیم، عدالت به مطالبهای لوکس بدل میشود. وقتی از زخم بهعنوان «هدیهی هستی» یاد کنیم، مسئولیت اجتماعی و سیاسی را از دوش خود برمیداریم.جامعهای که یاد گرفته زیبا رنج بکشد، دیگر برای تغییر نمیجنگد؛ تنها میخواهد در رنجش آرام باشد.
بازی با کلمات یا درمان درد؟
در جهانی که شبکههای اجتماعی به صحنهی نمایش خودِ آرمانی تبدیل شدهاند، رنج نیز باید شیک، شاعرانه و فلسفی باشد تا پذیرفتنی شود.
اما واقعیت جامعه امروز ما پر از دردهایی است که نیازی به زیباشدن ندارند، بلکه نیاز به درک و درمان واقعی دارند. رنج کودک کار، زخم مهاجر، اضطراب جوان بیکار یا بیپناهی زنان سرپرست خانواده، با جملات شاعرانه حل نمیشود. این دردها، نه مقدساند و نه لازم برای رشد؛ آنها فریاد عدالتخواهیاند که زیر لایههای «خودشناسی زرد» دفن شدهاند. اگر قرار است از رنج سخن بگوییم، باید آن را به سیاست، اخلاق و مسئولیت اجتماعی پیوند بزنیم، نه به عرفانهای بیریشه و روانشناسیهای فانتزی. رنج، تا وقتی که تفسیر نشود و اصلاح نطلبد، تنها ابزاری است در دست بازاریان احساس. و شاید زمان آن رسیده که بهجای تقدیس رنج، آن را به رسمیت بشناسیم و رفعش کنیم.
جدیدترین اخبار
توافق بر سر پرونده هستهای ایران مهم است
دیدار دیپلمات ایرانی با رئیس آژانس دولتی امور ادیان گرجستان
غیبت احتمالی دانشجویان در امتحانات «موجه» تلقی می شود
کشورهای خلیج فارس مسیری برای حمله به ایران نخواهند بود
۱۵۰ نفر از مصدومان وقایع اخیر در آیسییو بستری هستند
تیم فرهاد مجیدی متوقف شد
تقدیر از مدالآوران دختر رشته کیکبوکسینگ
بازدید از امکانات و ظرفیتهای هیئت ورزشهای روستایی و بومی بندرلنگه
با قدرت در جامجهانی شرکت میکنیم
شاهکار بندرعباسیها در خانه حریف
رئیس کمیته مسابقات بانوان، آی تی و مشاور هیئت منصوب شدند
فولاد هرمزگان بیرون از خانه سه امتیاز کسب کرد
خدمات رایگان پزشکی به اهالی روستای سرجوئیه رودان
مجوزهای گمرکی سیستمی میشود
مصاف تیم ملی فوتسال ایران با عربستان
رکورد عجیب، قیمت دلار از ۱۵۱ هزار تومان گذشت