10

بهمن

1404


به گزارش صبح ساحل، با به کارگیری اصول صحیح معماری و شهرسازی، می‌توانیم محیطی بیافرینیم که نه تنها ایمن و آسوده‌بخش باشد، بلکه زمینه‌ساز پرورش نسلی خلاق و سالم گردد. این نوشتار با بررسی دو اصل کلیدی، چارچوبی عملی برای تحقق این هدف پیشنهاد می‌دهد.

پیوستگی ایمن از خانه تا شهر

ایمنی کودکان در شهر تنها با ایجاد یک زنجیره پیوسته و بدون گسست از درب خانه تا مقصد اعم از مدرسه، پارک، کتابخانه یا فضاهای عمومی محقق می‌شود. این امر مستلزم آن است که معماران و شهرسازان، «فضاهای بی‌دفاع» را به طور سیستماتیک شناسایی و حذف کنند. منظور از فضاهای بی‌دفاع، نقاط کور بصری، تقاطع‌های پرخطر، پیاده‌روهای تنگ و تاریک، زیرگذرهای غیرایمن و به طور کلی هر مکانی است که امکان نظارت طبیعی را از بین می‌برد.

ضابطه‌مندسازی ایمنی: نقش مقررات ملی ساختمان

پشتوانه‌ی اجرایی تحقق پیوستگی ایمن، توجه به ضوابط مدون در مبحث ۴ مقررات ملی ساختمان (الزامات عمومی ساختمان) است. این مقررات با تشریح جزئیات فنی از الزامات دست‌اندازها و پلکان‌ها تا استانداردهای روشنایی و تهویه چارچوبی قانونی و ایمن برای "مسیر کودک از خانه تا فضاهای شهری" فراهم می‌آورد. رعایت این مباحث، تضمین می‌کند که ایمنی کودکان نه‌تنها در سطح شعار، بلکه در کالبد فیزیکی ساختمان‌ها و فضاهای عمومی نهادینه شود.

از راهکار تحقق این امر میتواند استفاده از مصالح کاهنده سرعت در تقاطع‌های مجاور مدارس و پارک‌ها که سرعت وسایل نقلیه را به طور طبیعی کاهش می‌دهد، نورپردازی یکنواخت و مناسب در تمام مسیرهای تردد کودکان که احساس امنیت روانی ایجاد می‌کند، نصب علائم شهری خوانا و در سطح چشم کودک که امکان درک محیط را برای او فراهم می‌سازد و در نهایت تعبیه سایه‌بان، نیمکت و پناهگاه‌های ایمن در فواصل منطقی که استراحت و آرامش را در مسیر ممکن می‌سازد. هدف نهایی این است که کودک و والدینش احساس کنند که شهر همچون حیاط گسترده خانه، کاملاً امن و قابل کنترل است.

سازگار پذیری و انعطاف‌پذیری

یک شهرِ واقعاً ایمن برای کودکان، هرگز به حذف خطرات بسنده نمی‌کند بلکه همواره زمینه‌ساز رشد، کشف و شکوفایی استعدادهای آنان نیز هست. اینجاست که مفهوم سازگارپذیری به عنوان یک اصل مکمل وارد عمل می‌شود. سازگارپذیری در این زمینه به معنای طراحی فضاهایی است که نه تنها در برابر تغییرات مقاوم باشند، بلکه امکان پویایی و تحول را نیز فراهم آورند.

نمونه‌های عینی این اصل عبارتند از: ایجاد فضاهای چندعملکردی که هم برای بازی، هم آموزش و هم تعامل اجتماعی مناسب باشند: استفاده هوشمندانه از عناصر طبیعی مانند آب، گیاهان، خاک و باغ‌های آموزشی که نه تنها از نظر فیزیکی ایمن هستند، بلکه خلاقیت و کنجکاوی ذاتی کودک را برمی‌انگیزند، طراحی مبلمان شهری منعطف مانند سکوهای چندسطحی، دیوارهای قابل نقاشی، یا قطعات مدولاری که کودک بتواند آن‌ها را در چارچوبی کاملاً امن دستکاری، ترکیب و بازآرایی کند. چنین محیطی به کودک می‌آموزد که با دنیای اطرافش تعامل پویا و خلاقانه داشته باشد، نه اینکه از آن بترسد یا در برابر آن منفعل باشد.

نتیجه‌گیری

تحقق شهری امن برای کودکان، در گرو تعهد عملی به دو اصل کلیدی است: پیوستگی ایمن که خانه را به فضای شهری پیوند می‌زند، و سازگارپذیری که فضا را به محیطی پویا برای رشد و کشف تبدیل می‌کند. این دو اصل، نه‌تنها یک الزام فنی، که مسئولیتی اخلاقی در قبال نسل آینده است. معماری و شهرسازی متعهد، باید خشت‌های این آینده‌ی روشن را امروز بنا نهد. آنگاه می‌توانیم با افتخار ادعا کنیم که شهری ساخته‌ایم که نه تنها برای کودکانمان ایمن است، بلکه برای رویاهایشان نیز جا دارد

img
دیدگاه ها (0)
img
خـبر فوری:

تعطیلی مدارس نوبت صبح برخی شهرستان‌های هرمزگان ۶ بهمن