جدید به قدیم
بسیاری از دستفروشان و بازاریان بومی از حضور و رقابت اتباع بیگانه شکایت دارند، بهخصوص وقتی که میبینند این افراد بهدلیل دریافت دستمزد کمتر و ارائه کار بیشتر، توانستهاند جای کارگران بومی را بگیرند. این امر نه تنها کسبوکار دستفروشان و بازاریان محلی را دچار مشکل کرده، بلکه رقابت ناعادلانهای در بازار ایجاد کرده است که به سود اتباع بیگانه و به زیان کارگران ایرانی تمام میشود. از طرفی، برخی از بازاریان و مردم بهدلیل هزینههای کمتر، ترجیح میدهند با اتباع بیگانه کار کنند؛ موضوعی که نشان میدهد مسئله صرفاً حضور اتباع بیگانه نیست، بلکه به مسائل ساختاریتر اقتصادی و نیاز به نظارت و مدیریت جامع نیز مرتبط است.بسیاری معتقدند که باید راهکاری مؤثر برای مدیریت بهتر این وضعیت یافت. از جمله، برخی پیشنهاد میدهند به جای تمرکز صرف بر جمعآوری دستفروشان اتباع، تمرکز اصلی بر روی جلوگیری از فعالیتهای غیرقانونی مانند قاچاق سوخت باشد که در مناطق مرزی، توسط برخی اتباع صورت میگیرد.علی نوروزی، مدیر تخلفات شهرداری بندرعباس، در مورد برنامههای شهرداری برای جمعآوری اتباع بیگانه از بازار بندرعباس توضیحاتی به صبح ساحل ارائه داد. او اعلام کرد تاکنون حدود 250 نفر از اتباع از بازار جمعآوری شدهاند و این اقدامات با مجوز قضایی، همکاری اردوگاه پلیس…
…جای داد. طبقهای که به یکباره خود را در حال غرق شدن در دریای تورم دید و حالا به هر دستاویزی متوسل میشود تا از فقیر شدن فرار کند. خانوادههایی که فرزندان دانشآموز خود را از خواب نه برای مدرسه رفتن بلکه برای کار بیدار میکنند. دوم: یک بعد این مسئله، کودکانی هستند که یکباره مرد میشوند و در انبوه چالشهای معیشتی میخواهند یار خانواده شوند و نه بار آن. وقتی ادراک اجتماعی پیدا میکنند، سعی دارند از کوره ناملایمات، پخته خارج شوند. حالا اگر دلشان ps4 هم خواست ، آنقدر بزرگ شدهاند که خود به دنبال به دست آوردن آن باشند. رویاهای کودکانهای که باید در دستفروشی به خواب بروند. بازیهای گروهی در هجوم دسته جمعی به سطلهای زباله شهر، ماشین بازی در پشت چراغ قرمز با رایحه اسپند و دستمالکشی ماشینها، آقا بیا خودت را وزن کن و تحمل وزن نابرابری اجتماعی با ترازویی که وزن عدالت آموزشی را نمیتواند بسنجد. هر چند که « بچههای آسمان» یک فیلم بود، که خانواده دو فرزند محصل داشت ولی یک جفت کفش در منزل بود! حالا روزانه تراژدیهایی ناراحتکنندهتر جلوی چشم ما رخ میدهد. بچههایمان چه بزرگ شدهاند؛ شادمانه به مادر میگوید: «باشه زهرا با سرویس بره، من کنار خیابون میایستم». شنیده…
…5 تومن پول بدی»؟ عبور میکنم. جنب بانک سپه دو دعانویس آقا را میبینم، یک نفرشان مراجعهکننده دارد. یادم میآید تا چند وقت پیش فقط یک دعانویس بود. کمی جلوتر پیرمرد نشستهای را میبینم که سرش تا شانه خم شده به هیچ کس نگاه نمیکند. دو دستش را دور پلاستیکی که در آن چند اسکناس است، قرار داده. اگر در شب این مسیر را بروید، نرسیده به مغازههای طلافروشی حداقل دو تا سه کودک را با ترازویی در مقابلشان میبینید. تردد پسربچههایی با کیسههای زباله بر دوش هم روال است. دستفروشان نیز در هر گوشه و کناری مجازاند بساطشان را پهن کنند؛ از فروش غذا، شال، ظرف، لباس، گردو و گل گرفته تا کفش و باقلوا و غیره. در فصل رونق گردشگری هم کسب و کار افرادی با پلاکاردهای اجاره سوئیت رونق میگیرد. قسمت جذاب ماجرا مانده، آن هم دوبل پارک کردن خودروهای شخصی و توقف خودروها در هر جای خیابان برای پیاده یا سوار کردن مسافر بدون در نظر گرفتن و اهمیت دادن به ایجاد ترافیک است؛ ترافیک این محدوده در اکثر زمانهای روز صرفا به خاطر عدم رعایت نظم و قانون است. عابرین هم مختارند از هر سمت خیابان به سمت دیگری بروند. پلیس راهنمایی و رانندگی بعداز…
…اقدام آنها، اهمیت بهمکانی است که در آن عمر میگذرانند نه نداشتن کار و برنامه. در پیگیری سوژههایم بهدفعات برایم پیش آمده-حتی زمانی که مسئله سلامت مردم بوده است-مسئول موردنظر بهجای اینکه پاسخگوی عملکرد خود باشد با جملاتی مثل «مردم عادت کردهاند»، «هرمزگانیها سازگارند»، «هرمزگانیها قانعاند»، «هرمزگانیها نجیباند» و جملاتی ازایندست، راه را بر مطالبه گری ببندد. این نقطه جایی است که به نظر میرسد ماندن در آن دیگر فضیلتی ندارد. اینکه اصفهان، تبریز، شیراز، تهران، مشهد حداقل در گام نخست- ازنظر شهری شهرهایی هستند که حرفی برای گفتن دارند، شاید دلیلش نه شهردارها -که همهجا ناکارآمدی هست- بلکه دلیلش مردم هستند. آیا سواحل همه دنیا از موشها و سوسکها و دستفروشان قلیان در امان نیست؟ آیا در همه شهرها وانتبارهای میوهفروش و دورهگرد، خیابان را مسدود و عامل ترافیک میشوند؟ آیا دستفروشان ماهی و میگو در همه شهرها، زبالههایشان را روی زمین رها میکنند؟ آیا در همه شهرها موتورسیکلت در پیاده رو و هرجا که علاقهمند بود و با هر سرعت و صدایی که پسندش بود عبور میکند؟ همه اینها ما هستیم افرادی که در این شهر و در این محلات زندگی میکنیم و برای داشتن شهری بهتر از همه انتظار داریم جز خودمان. روزنامه صبح ساحل
…تا یک کتاب، کتاب شود. به مناسبت روز قلم با یکی از فروشندگان باسابقه کتاب در بندرعباس گفتوگویی داشتیم و عوامل دخیل بر فروش و دلایل کاهش میل مردم به خرید کتاب را بررسی میکنیم: «محمد باشکان» یکی از فروشندگان باسابقه کتاب در گفتوگو با روزنامه صبح ساحل از بیرمقی بازار کتاب در بندرعباس خبر میدهد و میگوید: وضعیت کتابخوانی در شهر بندرعباس بد و فروش بسیار پایین آمده است. افزایش چشمگیر قیمت کتاب کاهش توان مردم برای خرید کتاب یکی از مهمترین علت کاهش فروش آن است. قیمت بالای آن در چند ماه گذشته بهطور چشمگیر افزایشیافته، شاید یکی از عواملی آن نیز وجود مکانهایی در سطح شهر است که اقدام به فروش کتاب و بهنوعی دستفروشی کتاب میکنند؛ این افراد بدون داشتن مجوز فعالیت میکنند، آنها کتابهایی با چاپهای ناشناس همراه با تخفیفهای بالا میفروشند و عملاً هیچ ارگان نظارتی جلوی کار این افراد را نمیگیرند یا مانع از فروش این کتابها در سطح شهر نمیشوند. ما از طریق صنف خود این شکایات را مطرح کردهایم وصنف این موضوع را بافرهنگ و ارشاد استان در میان گذاشته است و چندین بار خواستهشده که با این موضوع برخورد شود، اما هیچ اقدام قابلتوجهی صورت نگرفته است. چندین سال است…
…هست؟ بعد هم مگر یک روز و 2روز و یک هفته و یکماه است که تعطیل کنیم، شاید چند سالی این مریضی طول بکشد.» مغازهدار دیگری هم پی حرفش را میگیرد و میگوید: «بانک باز است. قسط ما عقب میافتد و چکمان برگشت میخورد. تا آنها تعطیل نشود، ما هم نمیتوانیم تعطیل کنیم.» گاهی که خبر از سر رسیدن مأموران میرسد، در مغازهها سریع بسته میشود و صاحب مغازه و مشتریها با هم برای مدتی حبس میشوند تا مأموران بروند.بازارچههای محلی هم در این روزهای سیاه سیستان و بلوچستان بهکار خود ادامه میدهند که اتفاقا خطرناکتر از بازار اصلی هستند. «بازار مشترک» یکی از همین بازارچههاست که بهخصوص عصرها ازدحام جمعیت در آن مشهود است. بازار پر از دستفروشانی است که ماسک ندارند و با صدایی بلند قیمتهایشان را به رخ رهگذران میکشند. زنی در این ازدحام پلاستیکهای سیبزمینی و گوجهای را که در دست دارد، زمین میگذارد. ماسکش را پایین میآورد و نفس عمیقی میکشد و دوباره ماسک را روی صورتش میگذارد. میگوید، اینجا آمده چون وسعش به قیمت مغازهها نمیرسد و اینجا ارزانتر است. دستفروشها هم میگویند هیچجا نمیروند و تعطیل نمیکنند. آوار مشکلات گذشته در روزهای کرونایی۴۴ درصد مردم زاهدان حاشیهنشین هستند و درآمدی که دارند…
…خنده حضار شد. هرچند این جمله در آن زمان دستمایه انتقاد و طنزپردازیهای زیادی شد اما به زعم من بهترین عبارت برای توصیف وضعیت بهداشت و درمان کشور ما و خصوصا استان هرمزگان است. در شرایطی که روزانه افراد زیادی بر اثر ابتلا به کووید-19 جانشان را از دست میدهند، مسئولان به جای کنترل و ساماندهی اصولی، بازارها را تعطیل میکنند و به مردم توصیه میکنند که در خانه بمانند. این اقدام معادل همان خودت بمالِ وزیر بهداشت است. ستاد استانی کرونا و دانشگاه علومپزشکی در حالی تمام پاساژها و بازارها را تعطیل کردند که ازدحام دستفروشان در شهر همچنان به قوت خود باقی بود. پیش از این هم ستاد استانی کرونا آنقدر در کنترل مبادی ورودی استان در عید نوروز کوتاهی کرد که موجب شیوع بیشتر کرونا در استان شد. حالا هم این پاسخ یا بهتر بگویم توجیه روابط عمومی دانشگاه علوم پزشکی هرمزگان هم بیشباهت به عبارت خودت بمال نیست. ایشان در همان کامنت مذکور توضیح میدهد: «درباره صحت گرما پیگیری کردیم؛ تهویه و سیستم سرمایشی بیمارستان به گفته مسئولان بیمارستان و پزشک معالج بیمار هیچ مشکلی ندارد». نوروزیان معتقد است که برخی افراد ممکن است گرمایی باشند و نمیشود به دلیل حضور این افراد، دمای اتاق…
…شود. فاصله طبقاتی محصول تصمیم گیری های غلطی است که برخی را برخوردار از حقوق نجومی می کند و برخی حقوق ناچیز. ۲- رضایی: یک بار دیگر لبخند پیروزی بر لبان شما می نشیندمحسن رضایی در دومین مناظره تلویزیونی سیزدهمین انتخابات ریاست جمهوری که روز سه شنبه برگزار شد، در پاسخ به این که اصلی ترین مانع امید بر سر راه جوانان و راهکارهای عملیتان چیست؟ اظهار کرد: ملت ایران مشکلات شما با شعار و وعده و شعبده بازی و حرف های مفت حل نمی شود، بلکه مشکلات ریشه اقتصادی دارد و با حرف درمانی به نتیجه نمی رسد. یک دانشجوی شیمی در حال دستفروشی می گفت، ما از گرسنگی، امید می خوریم چون امید دیدنی است نه شنیدنی. دولت ما امید را به شما برمی گرداند و یک بار دیگر لبخند پیروزی بر لبان شما می نشیند. وی در ادامه گفت: در مناظره قبلی از امید به ایران و آینده صحبت کردم و در اینجا از همه اقوام با معرفت و تمدن ساز ایرانی از آذربایجانی ها و آقا مهدی باکری، از تهرانی مقدم و همه قهرمانان اقوام ایرانی که با هم جنگ و انقلاب را به نتیجه رساندیم قدردانی می کنم و همچنین از اهل تسنن و تشیع…