جدید به قدیم
…توسط عروس و داماد به یکدیگر اهدا شود. بنابراین خرید حلقه ازدواج داماد بهعهده خانواده عروس و خرید حلقه ازدواج عروس خانم بهعهده خانواده داماد است.معمولا حلقه ازدواج داماد سنگینتر و طبیعتا گرانتر است. در اکثر نقاط ایران، معمولا رسم بر این است که حداقل یک سرویس کامل طلا شامل: گردنبند، یک جفت گوشواره و یک دستبند از طرف داماد به عروس خانم اهدا ميشود. زمان اهدای سرویس طلای عروس، در حدفاصل بین عقد و عروسی است و معمولا در مراسم عقدکنان یا در مراسم حنابندان اهدا ميشود. مطابق رسوم ایرانی، عروس و داماد یک عدد ساعت مچی نیز به یکدیگر هدیه ميدهند. هزینههاي فیلمبرداری و عکاسی عروسی موسسههاي عکاسی و فیلمبرداری عروسی، خدمات متنوعی را ارائه ميدهند که با توجه به نوع و کیفیت خدمات، قیمتهاي متفاوت دارد. هزینههاي عکاسی و فیلمبرداری از عروسی شما با توجه به تعداد دوربینهاي فیلمبرداری، تعداد و اندازه عکسهایی که چاپ ميکنید، اندازه و تعداد صفحات آلبوم دیجیتالی (ژورنال) هزینههاي شما متفاوت خواهد بود. هزینه لباس عروس و ملزومات آن لباس عروس به همراه تاج و تور عروس، کفش عروس، شنل و دسته گل عروس حدود 5درصد هزینههاي عروسی را به خود اختصاص ميدهد. شما ميتوانید لباس عروس را به صورت…
…تا اين كه نمي دونم كدام از خدا بي خبري گفت مش رجب چه گناهي كرده كه شوهر تو شده. گیسو شد مثل عقرب زخم خورده واردو جمعيت داشت حساب كار دستش مي آمد كه الان قيامت مي شود كه گیسو دراومد گفت مش رجب تقصير نكرده شوهر من شده من تقصير كردم كه وكيل مملكت رو به چوپوني مثل اين بابامرده ترجيح دادم. مش رجب حركت كرد كه دندان هاي گیسو را توي دهنش بريزد كه جمعيت رجب را گرفتند. رجب كه نمي توانست مرده تو گور در آوردن گیسو را ببيند برگشت و قصد كرد برود سر ده، سر آغل گوسفنداش. اما گیسو دم در حياط وايساده بود. برگشت از راه پله قصد پشت بام كرد تا از پشت بام برود كه سريع تر هم برسد و نخواهد كل كوچه را دور بزند كه گیسو گفت برو عُرضه كه نداري سر و سامان به زندگي بدي فقط بلدي مثل بابات چوپوني مردمُ بكني و بس. مش رجب كه بالاي پشت بام اين كلمات سنگين را شنيد برگشت و رو به گیسو و همه جمعيت حاضر در حياط گفت نامردم اگه همين امشب از ده پايين ملا نيارم طلاقت ندم تا بري زن هر كي كه خواستي بشي…
صبح ساحل، اجتماعی _ زن معلقه، زنی است که هم شوهر دارد و هم ندارد. زنی که شوهرش به امید کسب درآمد به کشور یا شهری دیگری رفته و یا خوشگذرانی و قانون شکنی و... باعث شده که دیگر به خانه بازنگردد. در این میان زن به امید بازگشت شوهرش روزها را شب و شبها را صبح میکند و حاضر به گرفتن طلاق نیست و بار زندگی را به دوش می کشد.سه ماهه باردار بود؛ اما مدتی بود که شوهرش هر شب خانه نمیآمد و هر دفعه هم یک بهانه ای میآورد. یک دفعه میگفت جلسه کاری دارم. یک بار میگفت دوستم تصادف کرده بردمش بیمارستان و... . اما یک روز که از خانه بیرون رفت، دیگر برنگشت. زن با این که باردار بود همه کلانتریها و بیمارستانها را زیر و رو کرد حتی به پزشک قانونی هم سر زد اما از شوهر خبری نبود. نمیدانست با غم بی پناهی و تنهایی سر کند یا دغدغه مشکلات مالی خود و بچه توی راهش را داشته باشد. حیران بود که چرا شوهر ترکش کرده است. الان پسرش دوساله شده و سراغ پدرش را میگیرد اما زن نمیداند چه جوابی باید به او بدهد. فقط به فرزندش میگوید، پدرت برمیگردد.زنان معلقه،…
…بازيکنمان وارد زمين شود بايد سريعتر او را تعويض ميکردم بازيکنم گريه ميکرد وارد زمين شود. موضوع خاصي هم نبود شايد چون با تيم علي دايي بازي داشتيم اين کار را کردم و سخت گيرانه براي ما قضاوت کردند. وي افزود: شما لب عسگري را ببينيد متوجه ميشويد چيزي نيست که بخواهند مدت زيادي او را بيرون نگه دارند. البته بايد زودتر او را تعويض ميکردم اما چون بازيکن گرم نکرده بود نتوانستيم چنين کاري کنم.سرمربي تيم آلومينيوم در خصوص جر و بحثي که با علي دايي در خصوص صحنهاي داشت، گفت: من نسبت به کارت زرد داور معترض بودم و اعلام کردم که بايد اخراج ميشد اما دايي گفت قبل از آن توپ به اوت رفته بود. وي در خصوص ميداودي تصريح کرد: او شرايطش در آينده بهتر خواهد شد. دايي: ميتوانستيم 5گل بزنيم سرمربي تيم راهآهن گفت: نه با رقاص نه با هيچ خوانندهاي ارتباط دارم اگر ارتباطي هم باشد به احدي ربطي ندارد. علي دايي پس از پيروزي سه بر صفر راهآهن برابر آلومينيوم عنوان کرد: فکر ميکنم راه آهن در هر دو نيمه برتر بود. آلومينيوم فقط دو شوت در اين بازي به ثمر رساند در حالي که ما موقعيتهاي بسيار…
…در تست پزشکی یکی از تیم های اماراتی چه نظری داری؟ این صحبت ها به هیچ وجه صحت نداشته و من تنها مذاکراتی را با یکی از تیم های اماراتی داشتم که به هیچ وجه تیم بن یاس نبوده و این گفته تنها شایعه بوده و دلیل انصرافم از حضور در لیگ امارات سطح پایین فنی مسابقات فوتبال در این کشور بود. چی شد تیم آلومینیوم را برای ادامه فعالیتت انتخاب کردی؟ پس از حضور در دبی علاوه بر تیم های اماراتی با پیشنهاد تیم آلومینیوم مواجه شدم که پس از گفت و گو با جباری زاده مدیرعامل باشگاه آلومینیوم و توافق بر سر مسائل گوناگون، به بندرعباس آمدم تا در تیم آلومینیوم توپ بزنم. از تیم آلومینیوم شناختی داشتی؟ بسیار کم اما زمانی که در نیم فصل نخست در مقطعی تیم آلومینیوم رتبه اش از تیم پرسپولیس بالاتر بود آن موقع نام تیم آلومینیوم برایم جالب شد و پس از دنبال کردن فیلم های این تیم دریافتم که به این تیم می توانم برای ماندن در لیگ برتر کمک کنم. چه هدفی را در پیوستن به تیم آلومینیوم دنبال می کنی؟ هدف نخستم در تیم آلومینیوم تلاش برای ماندن در…
…نیمه دوم داشتیم و میتوانستیم بازی را در این نیمه ببریم.وی در ادامه گفت: فکر میکنم یکی از صحنههای بازی خطایی رخ داد و داور باید به نفع ما پنالتی اعلام میکرد و شاید داور فکر کرده به دلیل این که فوروارد ما 25 کیلوگرم است و وزن کمی دارد، لگد خورده و با سر به زمین آمده است.وی ادامه داد: اگر کمی شانس داشتیم و شوت میداوودی گل میشد، میتوانستیم نتیجه را تغییر دهیم، البته گلر فولاد هم خوب بازی کرد و دو، سه توپ خوب را گرفت. به هر حال خوشحالم که به اهواز آمدهام و مردم این شهر به من محبت کردند و من را تشویق کردند. من احساس غرور کردم که در این شهر من و مردم همدیگر را دوست داریم.وی در پاسخ به سوال یکی از خبرنگاران که کیفیت زمین را چطور ارزیابی میکنید، گفت: زمین ناهموار و مانند میدان اسبسواری بود و به نظر میرسید در آن قبلا مسابقه اسبسواری برگزار شده است.سرمربی تیم فوتبال آلومینیوم ادامه داد: این زمین حفره حفره بود و به نظر من حیف است که بازیکنانی خوزستانی که در آسیا تک هستند روی چنین زمینی بازی کنند. استعدادهای بسیاری در این استان است…
…زده بود به خیابان و راست رفته بود توی جوی آب و راننده های کنار خیابان هِرهِر به او خندیده بودند. همان روزی که فردایش سیما لنگان لنگان آمد و ایمان هری دلش ریخت که چه به سرش آمده. آره همان روز بود که کف دست سیما و خودش را کنار هم احساس کرد. دستانی که انگار می خواستند به قلب هم چنگ بزنند، چرا که دستان خودش رو به سیما بود و دستان او رو به خودش، با این تفاوت که سیما شده بود عین زنان فالگیر و دستان ایمان را گرفته بود توی دستش. همان روز برای اولین بار ایمان قطره های اشک را بدون این که جرات جاری شدن پیدا کنند توی چشم های قهوه ای سیما دید. همان لحظه که آروم و بی صدا گفت؛ وای ایمان. خط عمر کف دستت از مال من کوتاه تره و سریع بلند شد و رفت با یک خودکار آنقدر این خط کذایی را ادامه داد تا از خط کف دست خودش بلندتر شود. چشمانش را باز کرد، سیگار برای خودش دود شده بود، بدون اینکه گرمی به نفس ایمان ببخشد. مثل همین خط عمر کذایی کف دستش که سیما تا روز طلاق که با هم بودند مثل یک عادت…
…انجام مي دهد آنها را پشت سر گذاشت و ركورد دار دريافت توپ طلاي دنياي مستطيل سبز شد. اعجوبه كاتالان ها در سال گذشته مجموع گل هاي زده ي خود را براي تيم بارسا به رقم 79 رساند و با 12 گلي كه براي تيم ملي آرژانتين به ثمر رسانده بود مجموع گلهايش در يك سال به عدد 91 رسيد تا ركوردي كه چهل سال توسط گرد مولر آلماني به يدك كشيده مي شد را به خود اختصاص دهد. هرچند از رقباي قدرتمند مسي نيز نمي توان چشم پوشي كرد.كريس رونالدو كه مهمترين علت قهرماني كهكشاني هاي پايتخت در لاليگا محسوب مي شود ديگر رقيب ليونل آندرس مسي بود كه نتوانست با مرد خوش اخلاق كاتالان ها رقابت كند.رونالدو توانسته بود در سال 2008 اين عنوان را به خود اختصاص دهد.آندرس اينيستا را يكي از بازيكنان تاثير گذار ماتادورها مي نامند كه در يورو 2012 نيز خوش در خشيد و با گلي كه در فينال جام جهاني به ثمر رساند خودش را بيش از پيش بر سر زبان ها انداخت. ولي بد شانسي اين دو بازيكن بزرگ اين است كه در عصري دارند توپ مي زنند كه فوتبال جهان فوق ستاره اي را در خود مي…
…خودش را در آن دید. این پایان برنامه ریزی شده او بود. حامد توی این بازی هم مثل زندگی شکست خورده بود.هزاران بار التماس کرده بود تا نزدیکان دو طرف کمک کنند که آنها طلاق بگیرند، اما کسی این زنگ خطر را نشنیده بود. همه گفته بودند؛ این چیزها عادی است. شاید می شد نیلوفر را نجات داد، باید به اورژانس زنگ می زد. یا نه باید فرار می کرد و شاید بهتر بود این بازی را که نیلوفر آغاز کرده مثل یک مرد به پایان می رساند. دستان نیلوفر در دستان حامد لغزید، چشم هایش باز شد و خنده ای دخترانه روی لب های نیلوفر شکل گرفت. برای لحظه ای چشمانش را بست و باز دوباره باز کرد.نیلوفر با طعنه گفت؛ چرا نشسته ای بلند شو برو زنگ بزن تا کمکت کنند طلاق بگیری. بعد خندید و بین خنده هایش گفت نمی توانی. یعنی جربزه اش را نداری. وقتی تو من را می زنی لذت می برم. بزن. بکش. بیا چرا می ترسی. حامد لال مونی گرفته بود. نیلوفر به سختی از روی زمین بلند شد، نگاهی به وسایل خورد شده توی خانه کرد و بعد با لحنی تمسخرآمیز گفت؛ خوب اشکال ندارد، از اول می…
…جویی 72 )، امیر خدا مرادی ، مهدی آقا محمدی ( مصطفی عاقلی 63 )، شاهین مجیدی ( محمد احمدی 87 )، نصیری ، علی خداوردی و مکی شریفی استفاده کرد. شهرداری در این مسابقه خیلی زود به گل دست پیدا کرد و در دقیقه بیست شاه پری توپ برگشتی از سوی غلامعلی زاد را که در حال دفع یک ضربه بلند بود ، با ضربه روی پا تبدیل به گل کرد. هنوز پنج دقیقه مانده بود که بازی درنیمه اول با برتری شهرداری به پایان برسد که مقداد قباخلو در دقیقه چهل روی ارسال زیبای پورحاجی از جناح راست دروازه شهرداری بندر عباس را باز کردتا نیمه اول دوتیم با تساوی به رختکن بروند. در نیمه دوم هنوز ده دقیقه نگذشته بود که لفته حمیدی در دقیقه 56 با حرکت پا به توپ خود در نزدیک محوطه جریمه شهرداری پس از دریبل چند بازیکن با یک ضربه چیپ بلند و زیبا دروازه تیم شهرداری را باز کرد . در ادامه این مسابقه شهرداری که نمی خواست بازنده این دیدارباشد به تلاش خودادامه دادتا این که در دقیقه 81 امير خدامرادي گل مساوي را براي شهرداري بندرعباس به ثمر رساند. شهرداری با این تساوی بیست امتیازی شد ودرمکان نهم جدول رده بندی گروه ب قرار گرفت. در این مسابقه…