جدید به قدیم
…شخصیت اصلی - یک مرد میانسال روانپریش - بهظاهر بیمار است، اما در واقع حامل صدای وجدان و نیکیِ سرکوبشده در جامعهایست که شر با چهرهای آشنا و مشروع بر آن سلطه دارد. مادر مستبد، پدر فراری از حقیقت و اعضای دیگر خانواده، هریک بخشی از شبکهی تاریک دروغ، انکار، خشونت و تحقیر را تشکیل میدهند؛ ساختاری که بیش از آنکه خانواده باشد، تمثیلیست از نظم کلان سیاسی-اجتماعی.در این فیلم، شر قدرت دارد، چون سازمانیافته است؛ چون روایت را در اختیار دارد و گذشته را تحریف میکند. در برابر آن، خیر تنها، ساکت، منزوی و ناتوان است؛ نه به دلیل ضعف جوهری، بلکه بهخاطر بیپناهی و انزوای ساختاری.اکتای براهنی، با زبانی نمادین و گاه تکاندهنده، وضعیت نسلی را به تصویر میکشد که نه آینده دارد، نه گذشتهای برای اتکا؛ نسلی که در چنبرهی حافظهی تحریفشده، خانوادهای بیمار و ساختاری سلطهگر، از درون تهی شده است.در جهانِ «پیرپسر»، همانطور که در جهان امروز، صدای شر بلندتر، رساتر و مسلطتر است. در مقابل، خیر در سکوت فریاد میزند؛ اما آیا کسی میشنود؟ این فیلم بهدرستی هشدار میدهد که اگر جهانیان به فریادهای خاموش و تنهاییهای بیصدا بیاعتنا باشند، در نهایت قربانی همان شری میشوند که روزی در برابرش سکوت کردند.
… ایتالیا، هلند و حتی سوئد، میتوان نشانههایی از این بازگشت دید. بازگشتی که نه فقط سیاسی، بلکه اجتماعی، فرهنگی و روانی است.چرا مردم جهان، در عصر ارتباطات و جهانیسازی، به سمت افکار و جریانهایی بازمیگردند که پیشتر موجب بحرانها و حتی جنگها شدهاند؟ برای پاسخ به این سؤال، میتوان سه دلیل اصلی را مطرح کرد که هر یک ریشهای عمیق در جامعه دارند:۱. بحران هویت در برابر یکپارچگی جهانیجهانیسازی با حذف مرزها، پول مشترک، قانونگذاری فرا ملی و شبکههای بینالمللی سعی کرد انسانها را در یک نظم جهانی واحد قرار دهد. اما در عمل، بسیاری از مردم در دل این پروژه، احساس کردند هویت ملی، فرهنگی و تاریخیشان در حال محو شدن است. مردم در کشورهای اروپایی دیگر نه فرانسوی یا آلمانی، بلکه صرفاً «شهروند اتحادیه اروپا» خطاب میشدند. این احساس گمگشتگی، خلأ هویتی بهوجود آورد که راستگرایی افراطی با وعده بازگرداندن هویت بومی، سنتها، دین، زبان و مرزهای ملی به آن پاسخ داد.۲. واکنش به افراط فرهنگی و اجتماعی نویندر دو دهه اخیر، رشد جنبشهای فرهنگی رادیکال مانند فمینیسم افراطی، نظریههای جنسیتی نو، جنبشهای پستمدرن و تغییرات شدید در ساختار خانواده و اخلاق اجتماعی، موجب احساس تهدید در بخشی از جامعه شد. رسانهها، دانشگاهها و…
در شرایط کنونی که جامعه بیش از هر زمان دیگری نیازمند اطلاعرسانی شفاف، عادلانه و چندوجهی است، رسانه ملی با اتخاذ رویکردی یکسویه، عملاً از رسالت اصلی خود دور شده است. این یکسونگری، که غالباً در قالب جهتگیریهای جناحی و حذفی بروز پیدا میکند، نه تنها به تنوع دیدگاهها و سلایق در جامعه بیتوجهی نشان میدهد، بلکه با دامن زدن به قطببندیهای موجود، مانع از شکلگیری گفتمان سازنده و همگرایی ملی میگردد.رسانه ملی به عنوان تریبون اصلی و پرمخاطبترین رسانه کشور، وظیفه دارد بستری را برای طرح دیدگاههای مختلف، نقد سازنده و ارائه راهحلهای متنوع فراهم آورد. این امر مستلزم پرهیز از جانبداری، بیطرفی در انعکاس اخبار و رویدادها، و توجه به اصول حرفهای روزنامهنگاری است. متأسفانه، آنچه امروز شاهد آن هستیم، فاصله گرفتن از این اصول و گرفتار شدن در دام رویکردی است که به جای پاسخگویی به نیازهای جامعه، منافع جناحی خاصی را تأمین میکند.انتقاد به یکسویه بودن رسانه ملی، نه از سر بدخواهی، بلکه از سر دغدغه برای سلامت جامعه و آینده کشور است. انتظار میرود مدیران و دستاندرکاران رسانه ملی با بازنگری در رویکرد خود، گامهایی عملی در جهت شفافسازی، افزایش تنوع محتوا و فراهم آوردن فضایی برای شنیده شدن صدای همه اقشار جامعه…
اینکه بندر خشک چه مفهومی و چه تعریف عملیاتی از آن ذکر می شود، مقصود این یادداشت نیست! به بهانه اخبار منتشر شده پیرامون بندر خشک پشتیبان و دارای قابلیت لجستیکی و ترانزیت مناسب برای بنادر بندرعباس که در روزهای اخیر مطرح شده؛ به فرا متن این ماجرا خواهم پرداخت. اول: دادههای مرکز ملی آمار در بهار ۱۴۰۴ نشان میدهد که خوزستان، کرمان و هرمزگان در صدر استانهای شاخص فلاکت قرار دارند. آیا استانهای خوزستان، کرمان و هرمزگان استان های فقیری از نظر منابع و ظرفیت های اقتصادی هستند؟ قطعا خیر! پس ریشه در چیست؟ هرمزگان-بندرعباس- به عنوان بزرگترین دروازه تجارت کشور، پشت دروازههای فلاکت گیر افتاده است. مسئله روشن است نگاه به هرمزگان، منبع محور بوده و نه مردم محور. توزیع رفاه به شدت نامتوازن بوده است. حاشیهنشینی به شدت گسترش پیدا کرده است. هیچ کس شهامت ایستادن در برابر پایتختنشینان را نداشته و ندارد. از هرمزگان چه میخواهند؛ برخی انگار در این کشور سهامی خاص دارند! از دشت پلپلک بشاگرد تا جزیره هندورابی، از مصادره فاریاب تا زمزمههای کوه مبارک! تا مادامی که وامداران باندهای قدرت و ثروت در این استان مدیر باشند، این مردم و این استان از فلاکت خارج نخواهند شد؛ چه بومی و چه…
…با اوکراین نیز تأثیر منفی بر نقش روسیه در خاورمیانه داشته است. تمرکز مسکو بر اوکراین به این معنی بود که این کشور فاقد منابع لازم برای ادامه حمایت از بشار اسد، رهبر سوریه، به اندازه قبل از 2022 بود. سقوط اسد تا حدودی به دلیل کاهش نقش روسیه در سوریه بود و ضربه بزرگی به نقش روسیه در خاورمیانه زد. از زمان پرواز اسد به مسکو، کرملین به دنبال حفظ روابط با رژیم جدید دمشق بوده است، به این امید که پایگاههای دریایی و هوایی خود را در آنجا از دست ندهد؛ اما نقش آینده آن در آنجا نامشخص است. تضعیف حزبالله توسط اسرائیل همچنین نفوذ روسیه در منطقه را کاهش داده است.توانایی روسیه در افزایش حضور جهانی خود، علیرغم نقض منشور سازمان ملل و حاکمیت قانون بینالمللی با حمله بیدلیل به یک کشور همسایه، گواهی بر نفوذ و جذابیت پایدار آن برای کشورهایی است که از غرب رنجیده و انتقاد آن از روسیه را ریاکارانه میدانند. پس از وقوع جنگ روسیه و اوکراین، غرب به دنبال منزوی کردن روسیه بود. پوتین در بیشتر کشورهای جنوب جهان از احترام و حمایت برخوردار است. اینها واقعیتهایی هستند که ایالات متحده و متحدانش باید در آینده با آنها کنار بیایند.
…استراتژیهای بلند مدت آن کشور را برآورده خواهد ساخت و در مقابل دستمزد این خوش خدمتی هم در تضمین بقا و برتری نظامیاش با باز گذاشتن دستش به هر جنایتی دریافت میکند و در آن آرزوهای بلند پروازانهی کشوری مانند ترکیه هیچ جایگاهی ندارد و هرگونه برتری طلبی تورانی-عثمانی ترکیه به شدت مهار خواهد شد. هر چند اردوغان نشان داده زمانی که عرصه را تنگ میبیند ضمن تغییر تاکتیک، اهدافش را با ترفند دیگری دنبال میکند. اما به نظر میآید این عوض کردن تاکتیک هم کارایی آنچنانی برایش نخواهد داشت. البته آنچه به عنوان سناریوی امنیتی جدید خاورمیانه در حال اجراست چیدن پازلهاییست که سالها قبل توسط اندیشهکدههای قدرتمند آمریکایی طراحی شده بود و استراتژیستهای این اندیشه کدهها با مطالعات و طراحی بسیار دقیقی آن را پیش بردهاند که بی شک مرزهای کنونی خاورمیانه عربی که بر ویرانههای حکومت عثمانی توسط موافقتنامه سایکس-پیکو در آغازین دهههای قرن گذشتهی میلادی ایجاد شدهاند بستر خوبی برای آن است. مرزهایی که نه مبتنی بر واقعیتهای تاریخی، مذهبی و قومی بلکه چون استخوانی لای زخم در خدمت اهداف آیندهی غرب ایجاد شدند.در این چارچوب اسرائیل میکوشد نقش پدر دلسوز اقلیتهای قومی منطقه را بازی کند حال آنکه در منطق صهیونیزم…
… یمن، سوریه، عراق و حتی ایران، نشان داده که قصد دارد با بیثباتسازی منطقه، تسلط خود را گسترش دهد. متأسفانه، برخورد منفعلانه دولت سوریه در برابر این تجاوزات، به گستاختر شدن اسرائیل انجامیده و خطر تشدید درگیریهای داخلی و تجزیه این کشور را افزایش داده است.برای درک بهتر شرایط امروز، باید نگاهی به ریشههای تاریخی و عقیدتی جامعه دروزی داشت. دروزیها در حدود هزار سال پیش از جریان شیعه اسماعیلی منشعب شدند و بهمرور با تلفیق آموزههای اسماعیلی، فلسفه یونان و عناصر مسیحیت، مکتبی مستقل با گرایش عقلگرایانه ایجاد کردند. با اینکه دروزیها در بسیاری از منابع اسلامی بهعنوان فرقهای مستقل شناخته نمیشوند، در ساختار مذهبی-اجتماعی منطقه جایگاهی خاص یافتهاند. استان سویدا، مرکز اصلی دروزیها در سوریه، در نزدیکی مرزهای جولان اشغالی قرار دارد. این موقعیت جغرافیایی باعث شده است تا رژیم صهیونیستی، که همواره در پی ایجاد مناطق حائل و جداییطلب برای تضعیف دولتهای منطقهای بوده، توجه ویژهای به این منطقه داشته باشد. دروزیهای ساکن اسرائیل نیز بهعنوان یک اقلیت عرب، حتی دارای نماینده در پارلمان هستند و ارتباطاتی تجاری و سیاسی بین آنها و رژیم صهیونیستی طی سالهای اخیر افزایش یافته است.نکته قابل تأمل، تفاوت آشکار در واکنشهای بینالمللی نسبت به برخورد دولت سوریه با…
…جلوههای شکوه و عظمت مردم شرافتمند ایران بزرگ اسلامی بود.ایرانیان پاکنهاد با وجود تنوع علایق و اختلاف نظرهای درونی و حتی اختلاف نظرهای عمیق سیاسی و اعتقادی، در مقابل دشمن کینهتوز قد برافراشتند و با کنار گذاشتن اختلافات، بلاگردان ایران شدند؛ جوانههای شاداب پیوند دلهای مهربان و قوی مردم ایران حول تمامیت ارضی کشور در کمتر از آنی گل داد و به ثمر نشست. ثمره شیرین این نبرد نابرابر، زانو زدن دشمنان غدار در برابر ملتی بود که با میهندوستی و اتحادش اغیار را انگشت به دهان کرد.با فروکش کردن آتش جنگ که هنوز شعلههای آن از زیر خاکسترش نمایان است، متأسفانه دو قطبیسازیهای مخرب در برخی فضاهای رسانهای و سیاسی کشور روند فزایندهای به خود گرفته و مردم را نسبت به پیامدهای بنیانکن این دو قطبیسازیها در خدشه زدن به انسجام ملی و آرامش عمومی بیمناک کرده است. در حالی که سایه تهدیدات سهمگین هنوز از کشور عزیزمان کنار نرفته، شکلگیری دوگانههای کاذب و دامنزدن به شکافهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی بیتردید به تضعیف همبستگی ملی و بیاعتمادی عمومی منجر میشود و نتیجه تلخ آن بهرهبرداری دشمن بیرونی و سوء استفاده جریانهای افراطی داخلی است. از اینرو مماشات با جریانهای دو قطبیساز از هر شیوه و مسلکی…
…این بحران بررسی میشود؛ از جنگ فیزیکی و سایبری گرفته تا بازیهای دیپلماتیک و رسانهای. هدف، ارائه تصویری روشن از شرایطی است که نه فقط برای ایران و اسرائیل، بلکه برای کل منطقه سرنوشتساز است. وقتی موشک، هواپیما و هکرها با هم میجنگندالف) قدرت پدافندی اسرائیل؛ افسانه یا واقعیت؟در حملات اخیر، مشخص شد سامانههای دفاع هوایی اسرائیل در برابر حجم گسترده موشکها و پهپادهای ایرانی دچار اختلال میشوند. سامانه «گنبد آهنین» در برابر حملات همزمان و پرشمار، واکنش کندتری داشت و در برخی موارد، موشکها از لایههای دفاعی عبور کردند. حتی گزارشهایی از شلیک اشتباه به اهداف خودی منتشر شد. این تجربه نشان داد که هیچ سیستم دفاعی در برابر «حمله اشباع» ایمن نیست و ترکیب حملات فیزیکی و سایبری میتواند کارایی سامانههای پیشرفته را کاهش دهد.ب) نیروی هوایی ایران؛ ضعف قدیمی، نیاز فوریبا وجود موفقیت در حوزه موشکی، نیروی هوایی همچنان یکی از نقاط ضعف ایران است. جنگندههای موجود مثل اف-۱۴ یا میگ-۲۹ قدمت زیادی دارند. در جنگهای مدرن، نیروی هوایی به معنای توان مانور، عملیات دقیق و ایجاد بازدارندگی مؤثر است. نوسازی ناوگان هوایی با پروژههای بومی یا خرید از کشورهای همپیمان، برای حفظ تعادل نظامی منطقه ضروری است.پ) نبرد سایبری؛ جنگی که…
یکی از جنبههای قابل مداقه و بررسی در این نبرد ۱۲ روزه، نقش بسیار سرنوشتساز مردم آگاه و استوار کشورمان بود که یک برند هویتی جدیدی از سیادت منطقهای برای ایران به رخ کشورهای آسیای غربی و جهان کشیدند. چند سطر در این باره خواهم نگاشت.تابوت کوچولوهایی که هنوز برایشان زود بود تختخواب نوباوگان این وطن شوند، قابی از تبلور عشق در عروجهای خانوادگی که هنوز در این وطن مردهایی هستند فرهادگونه برای شیرینهای وجودشان بیستون هم جابجا کنند، کراوات پوشها و بوتاکس کردههایی که اتمسفر نماز جمعه و تشییع شهید را تنفس نکرده؛ ولی این بار برای سربازان وطن بغض کردند و باریدند و خلیج ابدی فارسی هم از آبی دامنش؛ خون سرخ جوانان وطن چکید تا ایران، سراسر گلگون شود و این جنگ هم گنج بود.«چسب اجتماعی» محکمتر؛ شاید یکی از چند پیامد مثبت این تجاوز تحمیلی بر مردم ایران بود. آنچه که شاید دشمن خونخوار ما متوهمانه ادراک میکرد این گزاره بود که بر بستر گسستهای اجتماعی و شکاف حاکمیت و جامعه میتواند خنجر کینآلود خود را بر پیکره این کشور فرو کند و با چندپارگی اجتماعی به مقصود شوم خود نائل گردد؛ هرگز چنین نخواهد شد تا مادامی که مردمی با اصالت در این…
موجهای گرما تا 20 مرداد ادامه دارد