جدید به قدیم
در شرایط کنونی که جامعه بیش از هر زمان دیگری نیازمند اطلاعرسانی شفاف، عادلانه و چندوجهی است، رسانه ملی با اتخاذ رویکردی یکسویه، عملاً از رسالت اصلی خود دور شده است. این یکسونگری، که غالباً در قالب جهتگیریهای جناحی و حذفی بروز پیدا میکند، نه تنها به تنوع دیدگاهها و سلایق در جامعه بیتوجهی نشان میدهد، بلکه با دامن زدن به قطببندیهای موجود، مانع از شکلگیری گفتمان سازنده و همگرایی ملی میگردد.رسانه ملی به عنوان تریبون اصلی و پرمخاطبترین رسانه کشور، وظیفه دارد بستری را برای طرح دیدگاههای مختلف، نقد سازنده و ارائه راهحلهای متنوع فراهم آورد. این امر مستلزم پرهیز از جانبداری، بیطرفی در انعکاس اخبار و رویدادها، و توجه به اصول حرفهای روزنامهنگاری است. متأسفانه، آنچه امروز شاهد آن هستیم، فاصله گرفتن از این اصول و گرفتار شدن در دام رویکردی است که به جای پاسخگویی به نیازهای جامعه، منافع جناحی خاصی را تأمین میکند.انتقاد به یکسویه بودن رسانه ملی، نه از سر بدخواهی، بلکه از سر دغدغه برای سلامت جامعه و آینده کشور است. انتظار میرود مدیران و دستاندرکاران رسانه ملی با بازنگری در رویکرد خود، گامهایی عملی در جهت شفافسازی، افزایش تنوع محتوا و فراهم آوردن فضایی برای شنیده شدن صدای همه اقشار جامعه…
…بندر خشک چه مفهومی و چه تعریف عملیاتی از آن ذکر می شود، مقصود این یادداشت نیست! به بهانه اخبار منتشر شده پیرامون بندر خشک پشتیبان و دارای قابلیت لجستیکی و ترانزیت مناسب برای بنادر بندرعباس که در روزهای اخیر مطرح شده؛ به فرا متن این ماجرا خواهم پرداخت. اول: دادههای مرکز ملی آمار در بهار ۱۴۰۴ نشان میدهد که خوزستان، کرمان و هرمزگان در صدر استانهای شاخص فلاکت قرار دارند. آیا استانهای خوزستان، کرمان و هرمزگان استان های فقیری از نظر منابع و ظرفیت های اقتصادی هستند؟ قطعا خیر! پس ریشه در چیست؟ هرمزگان-بندرعباس- به عنوان بزرگترین دروازه تجارت کشور، پشت دروازههای فلاکت گیر افتاده است. مسئله روشن است نگاه به هرمزگان، منبع محور بوده و نه مردم محور. توزیع رفاه به شدت نامتوازن بوده است. حاشیهنشینی به شدت گسترش پیدا کرده است. هیچ کس شهامت ایستادن در برابر پایتختنشینان را نداشته و ندارد. از هرمزگان چه میخواهند؛ برخی انگار در این کشور سهامی خاص دارند! از دشت پلپلک بشاگرد تا جزیره هندورابی، از مصادره فاریاب تا زمزمههای کوه مبارک! تا مادامی که وامداران باندهای قدرت و ثروت در این استان مدیر باشند، این مردم و این استان از فلاکت خارج نخواهند شد؛ چه بومی و چه غیر…
…با اوکراین نیز تأثیر منفی بر نقش روسیه در خاورمیانه داشته است. تمرکز مسکو بر اوکراین به این معنی بود که این کشور فاقد منابع لازم برای ادامه حمایت از بشار اسد، رهبر سوریه، به اندازه قبل از 2022 بود. سقوط اسد تا حدودی به دلیل کاهش نقش روسیه در سوریه بود و ضربه بزرگی به نقش روسیه در خاورمیانه زد. از زمان پرواز اسد به مسکو، کرملین به دنبال حفظ روابط با رژیم جدید دمشق بوده است، به این امید که پایگاههای دریایی و هوایی خود را در آنجا از دست ندهد؛ اما نقش آینده آن در آنجا نامشخص است. تضعیف حزبالله توسط اسرائیل همچنین نفوذ روسیه در منطقه را کاهش داده است.توانایی روسیه در افزایش حضور جهانی خود، علیرغم نقض منشور سازمان ملل و حاکمیت قانون بینالمللی با حمله بیدلیل به یک کشور همسایه، گواهی بر نفوذ و جذابیت پایدار آن برای کشورهایی است که از غرب رنجیده و انتقاد آن از روسیه را ریاکارانه میدانند. پس از وقوع جنگ روسیه و اوکراین، غرب به دنبال منزوی کردن روسیه بود. پوتین در بیشتر کشورهای جنوب جهان از احترام و حمایت برخوردار است. اینها واقعیتهایی هستند که ایالات متحده و متحدانش باید در آینده با آنها کنار بیایند.
…به نظر میآید این عوض کردن تاکتیک هم کارایی آنچنانی برایش نخواهد داشت. البته آنچه به عنوان سناریوی امنیتی جدید خاورمیانه در حال اجراست چیدن پازلهاییست که سالها قبل توسط اندیشهکدههای قدرتمند آمریکایی طراحی شده بود و استراتژیستهای این اندیشه کدهها با مطالعات و طراحی بسیار دقیقی آن را پیش بردهاند که بی شک مرزهای کنونی خاورمیانه عربی که بر ویرانههای حکومت عثمانی توسط موافقتنامه سایکس-پیکو در آغازین دهههای قرن گذشتهی میلادی ایجاد شدهاند بستر خوبی برای آن است. مرزهایی که نه مبتنی بر واقعیتهای تاریخی، مذهبی و قومی بلکه چون استخوانی لای زخم در خدمت اهداف آیندهی غرب ایجاد شدند.در این چارچوب اسرائیل میکوشد نقش پدر دلسوز اقلیتهای قومی منطقه را بازی کند حال آنکه در منطق صهیونیزم، نژادپرستی و برتری قومیت یهود بر نوع بشر بر همه چیز ارجح است و حمایت از اقلیتهای قومی منطقه بهانهای بیش نیست.به هر روی این سناریوی امنیتی جدید هر روز دارد ابعاد وسیعتری به خود میگیرد و غفلت از آن برای کشور تبعات سنگینی خواهد داشت.اما این هشدار به معنای نفی توانمندیهای کشورمان نیست چه آنکه ایران و ایرانی نشان داده نه تنها در مقاطع اخیر بلکه طی حیات دراز مدتش در مواجه با هر تهاجم…
…رژیم صهیونیستی در سالهای اخیر با افزایش حملات خود به کشورهای محور مقاومت از جمله لبنان، یمن، سوریه، عراق و حتی ایران، نشان داده که قصد دارد با بیثباتسازی منطقه، تسلط خود را گسترش دهد. متأسفانه، برخورد منفعلانه دولت سوریه در برابر این تجاوزات، به گستاختر شدن اسرائیل انجامیده و خطر تشدید درگیریهای داخلی و تجزیه این کشور را افزایش داده است.برای درک بهتر شرایط امروز، باید نگاهی به ریشههای تاریخی و عقیدتی جامعه دروزی داشت. دروزیها در حدود هزار سال پیش از جریان شیعه اسماعیلی منشعب شدند و بهمرور با تلفیق آموزههای اسماعیلی، فلسفه یونان و عناصر مسیحیت، مکتبی مستقل با گرایش عقلگرایانه ایجاد کردند. با اینکه دروزیها در بسیاری از منابع اسلامی بهعنوان فرقهای مستقل شناخته نمیشوند، در ساختار مذهبی-اجتماعی منطقه جایگاهی خاص یافتهاند. استان سویدا، مرکز اصلی دروزیها در سوریه، در نزدیکی مرزهای جولان اشغالی قرار دارد. این موقعیت جغرافیایی باعث شده است تا رژیم صهیونیستی، که همواره در پی ایجاد مناطق حائل و جداییطلب برای تضعیف دولتهای منطقهای بوده، توجه ویژهای به این منطقه داشته باشد. دروزیهای ساکن اسرائیل نیز بهعنوان یک اقلیت عرب، حتی دارای نماینده در پارلمان هستند و ارتباطاتی تجاری و سیاسی بین آنها و رژیم صهیونیستی طی سالهای اخیر افزایش…
…در مقابل دشمن کینهتوز قد برافراشتند و با کنار گذاشتن اختلافات، بلاگردان ایران شدند؛ جوانههای شاداب پیوند دلهای مهربان و قوی مردم ایران حول تمامیت ارضی کشور در کمتر از آنی گل داد و به ثمر نشست. ثمره شیرین این نبرد نابرابر، زانو زدن دشمنان غدار در برابر ملتی بود که با میهندوستی و اتحادش اغیار را انگشت به دهان کرد.با فروکش کردن آتش جنگ که هنوز شعلههای آن از زیر خاکسترش نمایان است، متأسفانه دو قطبیسازیهای مخرب در برخی فضاهای رسانهای و سیاسی کشور روند فزایندهای به خود گرفته و مردم را نسبت به پیامدهای بنیانکن این دو قطبیسازیها در خدشه زدن به انسجام ملی و آرامش عمومی بیمناک کرده است. در حالی که سایه تهدیدات سهمگین هنوز از کشور عزیزمان کنار نرفته، شکلگیری دوگانههای کاذب و دامنزدن به شکافهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی بیتردید به تضعیف همبستگی ملی و بیاعتمادی عمومی منجر میشود و نتیجه تلخ آن بهرهبرداری دشمن بیرونی و سوء استفاده جریانهای افراطی داخلی است. از اینرو مماشات با جریانهای دو قطبیساز از هر شیوه و مسلکی، آب ریختن به آسیاب دشمن و زمینهساز تعمیق شکافهای موجود و ریزش سریع سرمایههای اجتماعی خواهد بود.مردم ایران برای صیانت از ثمره شیرین اتحاد و همدلی در…
…در غزه ممکن است برای منحرف کردن نگاه جهانی از حملات احتمالی به ایران باشد.این تاکتیکها نیازمند هوشیاری بیشتر ایران در حوزه رسانه و سیاست خارجی است.ب) دیپلماسی فعال ایران؛ فرصتها و چالشهادر پاسخ به تنشها، دستگاه دیپلماسی ایران فعال شد. دیدار وزیر خارجه با مقامات بریکس، گفتوگو با کشورهای عربی و تلاش برای جلب حمایت جهانی، از جمله اقدامات مؤثر بودهاند. با این حال، چالش اصلی همچنان بیتفاوتی بسیاری از کشورهای منطقه است. برخی دولتهای عربی نهتنها موضع محکمی علیه اسرائیل نگرفتند، بلکه روابط امنیتی با آن دارند.ایران برای جلب حمایت منطقهای، باید بر منافع اقتصادی مشترک، پروژههای زیرساختی و همکاریهای فرهنگی و رسانهای تمرکز بیشتری داشته باشد. چشمانداز آیندهتحولات اخیر نشان داد که صلح در خاورمیانه همچنان شکننده است و به تعادلی ظریف میان قدرت نظامی، هوش سیاسی و اتحاد منطقهای بستگی دارد. ایران برای حفظ امنیت ملی و موازنه قوا، نیازمند اقداماتی جدی در حوزههای زیر است: نوسازی نیروی هوایی و سامانههای دفاعی، تقویت ظرفیت سایبری و آموزش نیروهای متخصص، افزایش فعالیت رسانهای و دیپلماسی عمومی، ایجاد همکاریهای منطقهای برای مقابله با تهدیدات مشترک.در خاورمیانهای که هر اشتباه کوچک میتواند پیامدهای بزرگ بهدنبال داشته باشد، تنها راه دستیابی به ثبات، آمادگی هوشمندانه در…
…این بار برای سربازان وطن بغض کردند و باریدند و خلیج ابدی فارسی هم از آبی دامنش؛ خون سرخ جوانان وطن چکید تا ایران، سراسر گلگون شود و این جنگ هم گنج بود.«چسب اجتماعی» محکمتر؛ شاید یکی از چند پیامد مثبت این تجاوز تحمیلی بر مردم ایران بود. آنچه که شاید دشمن خونخوار ما متوهمانه ادراک میکرد این گزاره بود که بر بستر گسستهای اجتماعی و شکاف حاکمیت و جامعه میتواند خنجر کینآلود خود را بر پیکره این کشور فرو کند و با چندپارگی اجتماعی به مقصود شوم خود نائل گردد؛ هرگز چنین نخواهد شد تا مادامی که مردمی با اصالت در این خاک حضور دارند. شکسته باد دستی که این گلستان وحدت را به خزان ببرد.موجی به جوشش آمد که نه نگاه حزب میشناخت و نه رنگ قومیت و نه جنس پوشش و نه سایر گزارههای فرعی که شاید در گذشته به عنوان عامل تفکیک و تجزیه اجتماعی در دشمن ما کورسوی امیدی ایجاد کرده بود و همه تضادها به یکباره فرو ریخت و پهنه تمدنی ایرانی و پارسی، چنان قلب و دست های همه مردم را به هم فشرد و همه پای وطن جانانه ایستادند. حالا این سرمایه اجتماعی بزرگ در کف ماست و باید به…
…به گفتهی کارشناسان راهبرد آمریکا در سطح کلان حاکمیت این کشور فارغ از حزب و شخص راس کار، از سال 1396 به بعد نسبت به کشورمان دچار تغییراتی شد که این تغییر راهبرد در ترور سردار سلیمانی، خروج آمریکا از برجام، تداوم شدت تحریمها در دولت بایدن و رفتار کنونی دولت ترامپ با کشورمان تجلی یافته است.عملکرد دیگر دولت پزشکیان که قابل بررسی است مربوط به تجاوز 12 روزهی اخیر اسرائیل علیه کشورمان است که علی رغم ماشین تبلیغاتی قدرتمند معاند خارجی و عدهای قلیل خیانتکار داخلی هم قابل قبول است چه آنکه با وجود غافلگیری در تهاجم، دولت در اداره امور کشور، تامین مایحتاج عمومی و اقداماتی از این دست نسبتا موفق عمل کرد.البته مطالب فوق به نشانهی بی نقص بودن عملکرد این دولت نیست چه آنکه مشکلات گستردهی اقتصادی که بسیاری از آنها هم ریشهایست، فشارهای مضاعفی را بر مردم وارد میکند خصوصا که این فشارها با ناترازیهای قبلی و تبعات جنگ اخیر هم مقارن شده است. همینطور در بهبود و تلطیف فضای سیاسی و اجتماعی کشور جای کار بسیار است که همراهی و مساعدت بخشهایی غیر از دولت را هم میطلبد.از این روی به گفتهی کارشناسان دولت پزشکیان در یکی از حساسترین و…
…و خدمات در ایران به شدت به تهران وابسته است. تخلیه شهر میتواند زنجیره تأمین کالاهای اساسی را مختل کند.خالی شدن تهران منجر به مهاجرت میلیونی مردم به استانها و شهرهای دیگر خواهد شد. این امر فشار شدیدی بر زیرساختهای بهداشتی، آموزشی و خدماتی سایر مناطق وارد میکند. ورود جمعیت زیاد آواره به شهرهای دیگر، باعث رقابت بر سر منابع محدود میشود. افزایش فقر، بیکاری و جرم و جنایت از پیامدهای این وضعیت است. مهاجرت اجباری بسیاری از خانوادهها را متلاشی کرده و آثار روانی عمیقی بر شهروندان میگذارد. تهران دارای مراکز تاریخی، موزهها، کتابخانهها و آثار هنری ارزشمند است.در جریان جنگ و خالی شدن شهر، این داراییهای فرهنگی در معرض نابودی یا غارت قرار میگیرند. دانشگاههای بزرگ، مراکز پژوهشی و هنری در تهران متمرکز هستند. تخلیه پایتخت به معنی وقفه جدی در تولید علم و فرهنگ کشور خواهد بود. دریک کلام سناریوی خالی شدن تهران بر اثر جنگ، فاجعهای ملی و منطقهای است. پیامدهای امنیتی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی این رویداد، نه تنها ایران بلکه کل منطقه را درگیر بحرانهای عمیق و طولانیمدت خواهد کرد. خوشبختانه در جریان جنگ تحميلي اخیر مردم تهران با هوشمندی و حس میهن دوستی توطئه رژیم صهیونیستی را نقش بر آب کردند.