جدید به قدیم
…و قانونی، هنوز این مناطق بیش از آنکه مرکز تولید و صادرات باشند، به ویترین واردات و مصرف تبدیل شدهاند. ظرفیتهای طبیعی و انسانی هرمزگان کم نیست؛ از سواحل بکر و جنگلهای حرا گرفته تا موقعیت استراتژیک در قلب خلیج فارس. اما آنچه بیش از همه به چشم میآید، مدیریت جزیرهای، حاکمیت دو گانه، ضعف زیرساختها و بیتوجهی به مردم محلی است. نه بنادر توسعه یافتهاند، نه گردشگری پایدار شکل گرفته و نه سرمایهگذاری خارجی زیادی جذب شده است.در عوض، شاهد رشد بیرویه مراکز خرید و پروژههایی هستیم که اغلب منافع آن نصیب جامعه محلی نمیشود. این وضعیت علاوه بر از دست رفتن فرصتهای اقتصادی، اعتبار و جایگاه ایران در رقابت منطقهای را هم تهدید میکند. همسایگان جنوبی ما از سالها پیش با سرمایهگذاری هدفمند، بندرها و مناطق آزاد خود را به قطب تجارت جهانی بدل کردهاند، در حالی که ما همچنان درگیر آزمون و خطا هستیم. اکنون زمان آن رسیده است که سیاستگذاران به جای شعارهای تکراری، نگاه انتقادی به عملکرد گذشته داشته باشند.مناطق آزاد باید از «ویترین واردات» به «کارخانه صادرات» تبدیل شوند، و این جز با اصلاح مدیریت، تقویت زیرساختها، توجه به محیط زیست و مشارکت واقعی مردم محلی ممکن نخواهد بود.روزنامه صبح ساحل
…مندرج، نسبت به ثبت نام در آزمون اقدام نمایند. بدیهی است ثبت نام در آزمون به منزله مطالعه کامل دفترچه راهنما و قبول ضوابط آن تلقی خواهد شد. فراخوان جذب نیروی پیمانکاری (مرد) برای ایستگاه تقویت فشار گاز وراوی (شهرستان مهر، فارس).تعداد جذب: ۱۷۲ نفر.تاریخ قطع شرایط (تحصیلی و نظام وظیفه): کلیه شرایط تحصیلی و وضعیت نظام وظیفه باید تا تاریخ ۱۵ مهر ۱۴۰۴ محرز شده باشد.شرایط عمومی: تابعیت ایران، عدم اعتیاد، سلامت جسمی/روانی، و داشتن کارت پایان خدمت/معافیت دائم تا تاریخ ذکر شده.نحوه سنجش: آزمون کتبی (با نمره منفی) و مصاحبه فنی-تخصصی.تأکید اصلی: ثبتنام به منزله مطالعه کامل دفترچه و پذیرش کلیه ضوابط است.شرایط سنی:حداقل سن داوطلبان جهت امکان ثبت نام در آزمون 20 سال (1384/07/15 و قبل از آن) و حداکثر سن برای داوطلبان به شرح زیر می باشد:دیپلم 28 سال (متولدین 1376/07/15 و بعد از آن)فوق دیپلم 30 سال (متولدین 1374/07/15 و بعد از آن)کارشناسی 32 سال (متولدین 1372/07/15 و بعد از آن)کارشناسی ارشد 34 سال (متولدین 1370/07/15 و بعد از آن)تبصره 1: بر اساس قانون جامع خدماترسانی به ایثارگران، جانبازان، آزادگان…
این دو جریان، هرچند در ابتدای مسیر حامل پیامهایی بودند، اما به مرور زمان درگیر سهمخواهیهای جناحی، تکرار شعارهای بیاثر و جدلهای بیپایان شدند و نتیجهاش چیزی جز فرسایش اعتماد عمومی و تشدید مشکلات ساختاری کشور نبود.امروز بیش از هر زمان دیگر نیاز به گذر از این دوگانه پوسیده و ورود به عصر متخصصین عملگرا احساس میشود. کشور ما درگیر بحرانهای پیچیده اقتصادی، اجتماعی و زیستمحیطی است و برای عبور از این گردنه تاریخی، نه شعار کافی است و نه جناحبندی. تنها راه، میدان دادن به کسانی است که با دانش، تجربه و نگاه اجرایی توان حل مسئله دارند.اما باید به یک واقعیت تلخ نیز توجه داشت: متخصصین عملگرا در ساختار فعلی حکمرانی مجال عمل ندارند. ساختاری که قدرت را در دایرهای محدود از بازیگران سیاسی و امنیتی محصور کرده و هر صدای تازهای را یا حذف میکند یا در حاشیه نگاه میدارد، عملاً امکان اصلاح جدی و راهحلهای کارآمد را از بین میبرد.بنابراین حضور واقعی متخصصین عملگرا، نه صرفاً یک انتخاب سیاسی، بلکه نیازمند تغییر در ساختار حکمرانی و پذیرش آنها از سوی هسته سخت قدرت است. بدون این تغییر، حتی اگر بهترین نیروها نیز وارد عرصه شوند، به دلیل محدودیتهای تصمیمسازی و تصمیمگیری، به ابزار…
…ناشی از سپردن کار به افراد غیرذیصلاح میتواند پیامدی بسیار وسیعتر و فاجعهبارتر داشته باشد؛ ساختمانی که اصول اجرای آن رعایت نشده در زمان حادثه میتواند موجب مرگ و معلولیت دستهجمعی شود. به عبارت دیگر، خطای یک فرد در حوزهای مانند پزشکی اغلب محدود به یک یا چند نفر است، اما کوتاهی در اجرای مهندسی و اجرایی میتواند امنیت جمعی، جان صدها یا هزاران نفر و زیرساختهای یک محله یا شهر را به خطر اندازد — مسئلهای که نشان میدهد رعایت صلاحیت و استاندارد در ساختوساز، یک ضرورت عمومی و زیربنایی است، نه صرفاً یک مصلحت فنی یا مالی.قانون به صراحت استفاده از مجریان ذیصلاح را الزامی کرده، اما هنوز در برخی شهرستانهای استان این قانون بهدرستی اجرا نمیشود و نظارتها کافی نیست.آینده شهرها به تصمیماتی بستگی دارد که امروز در پشت درهای بسته کارگاههای ساختمانی گرفته میشود. اگر میخواهیم شهرهایی ایمن، مقاوم و در شأن مردم داشته باشیم، باید نقش مجریان ذیصلاح را جدی بگیریم، قوانین را به دقت اجرا کنیم و مردم را نسبت به اهمیت این موضوع آگاه سازیم.ساختن هنر است، اما ساختن اصولی و درست وظیفهای حرفهای است که تنها از عهده متخصصان برمیآید. بیایید از سپردن شهرهایمان به افراد غیرمتخصص پرهیز کنیم…
در هفته نیروی انتظامی، ۲۰ تیم تخصصی متشکل از نیروی انتظامی، دستگاه قضایی، تعزیرات و نهادهای نظارتی در قالب رزمایش سراسری مقابله با احتکار در هرمزگان ، بازار کالاهای اساسی را رصد میکنند. هدف این رزمایش جلوگیری از احتکار، گرانفروشی و سوءاستفادههای اقتصادی است.
براساس پیشبینیها، سه ماه آخر سال بارشها در استان گسترده خواهد بود. سال زراعی 1403-1404 برای استان هرمزگان یکی از بدترین دورههای بارشی نیمقرن اخیر بود. پنج ایستگاه هواشناسی استان کمترین میزان بارش تاریخ خود را ثبت کردند؛ ابوموسی تنها 3 میلیمتر باران در 12 ماه دریافت کرد و بندرعباس نیز با 9.5 میلیمتر در وضعیتی بسیار بحرانی قرار گرفت. این اعداد تنها بخشی از واقعیت اقلیمی است که جنوب کشور را بهشدت تحت فشار قرار داده. در گفتوگوی مفصل با «مرضیه سیسیپور»، کارشناس ادارهکل هواشناسی هرمزگان، از چرایی این تغییرات، نقش بادها و دریا، امید به بارشهای زمستانی و خطرهای تغییر اقلیم سخن گفتیم؛ روایتی که نشان میدهد پیشبینی آبوهوا در هرمزگان نه یک محاسبه ساده، بلکه علمی پیچیده و سرشار از ناشناختههاست.
کشف بیش از یکهزار تُن برنج در بندر شهید رجاییانباری حاوی یکهزار و 113 تن برنج هندی در بندر شهید رجایی شناسایی شد. ارزش این محموله بیش از 630 میلیارد ریال برآورد شده و متعلق به یکی از فروشگاههای زنجیرهای کشور است.به گفته سردار علیاکبر جاویدان، فرمانده انتظامی استان هرمزگان،این برنج ماهها در انبار نگهداری شده بود در حالی که باید در اختیار مردم قرار میگرفت.کیومرث حسن پور مدیرکل تعزیرات هرمزگان، نیز اعلام کرد که حداکثر جریمه محتکر میتواند تا 2 هزار و 200 میلیارد ریال برسد و پرونده برای پیگیری قضایی در حال بررسی است.این کشف در شرایطی رخ داده که بازار با کاهش عرضه برنج مواجه بوده و اهمیت برخورد قاطع با محتکران بیش از پیش نمایان شد.
…و فقر را افزایش میدهد، بلکه شکاف طبقاتی میان گروههای مهاجر و اجتماع بومی را نیز عمیقتر میکند.فرهنگ بومی هرمزگان، ریشه در تاریخ طولانی تعاملات دریایی، تجارت و همزیستی اقوام مختلف دارد و از دیرباز نمونهای از پذیرش تنوع فرهنگی بوده است. با این حال، مهاجرتهای گسترده اخیر، الگوی سنتی این همزیستی را تحت فشار قرار داده است. تفاوتهای زبانی، مذهبی و سبک زندگی میان گروههای مهاجر و اجتماع محلی، گاه باعث ایجاد سوءتفاهمها، کاهش اعتماد اجتماعی و حتی شکلگیری جداییهای فضایی و فرهنگی در شهرها میشود. این روند، اگر مدیریت نشود، میتواند به کاهش سرمایه اجتماعی و انسجام اجتماع منجر شود.از سوی دیگر، مهاجران اغلب بهعنوان یک سرمایه بالقوه نادیده گرفته میشوند. بخش بزرگی از نیروی کار فعال در صنایع، خدمات و حتی بخشهای نوآورانه هرمزگان را مهاجران تشکیل میدهند.بهرهگیری درست از مهارتها، تجربهها و شبکههای ارتباطی این گروه میتواند به توسعه اقتصادی و اجتماعی استان کمک شایانی کند. برای رسیدن به این هدف، سیاستهای شهری باید از نگاه محدودکننده به مهاجران فاصله بگیرد و بسترهایی فراهم کند تا آنها بهعنوان شهروندان مشارکتکننده و مؤثر در توسعه استان شناخته شوند.نقش شهرسازی در مدیریت چالشهای ناشی از مهاجرت بسیار کلیدی است. طراحی شهری هوشمندانه میتواند…
اهمیت توجه به سالمندان را نمیتوان تنها به وظایف اخلاقی محدود کرد؛ این موضوع ابعاد اجتماعی و اقتصادی عمیقی دارد:سلامت روحی و جسمی: سالمندی لزوما به معنای بیماری نیست، اما رسیدگی منظم به سلامت جسمی و روانی آنان یک ضرورت است. تنهایی و انزوا یکی از بزرگترین تهدیدها برای سلامت روان سالمندان است. جامعهای که برای پر کردن این خلأ، برنامههای فرهنگی، ورزشی و تفریحی تدارک نبیند، عملا امید به زندگی را در آنها کاهش میدهد.بهرهگیری از تجارب: ما نمیتوانیم دانش و تجربه چندین دهه زندگی را در کتابها پیدا کنیم. استفاده از خرد و تجارب سالمندان در حوزههای شغلی با کار پارهوقت یا مشاورههای تخصصی، خانوادگی و اجتماعی، نه تنها به جامعه سود میرساند، بلکه به خود سالمندان نیز حس مفید بودن و ارزشگذاری میدهد که برای افزایش امید به زندگی حیاتی است.شهر دوستدار سالمند: مهمترین نمود توجه یک جامعه به سالمندان، در زیرساختهای آن دیده میشود. متأسفانه، بسیاری از مبلمان شهری و تسهیلات عمومی، گویا برای جامعهای با سرعت ۲۰ سالهها طراحی شدهاند. پیادهروها و حمل و نقل: پیادهروهای ناهموار، پلههای بلند، نبود رمپهای مناسب و سرعت بالای حمل و نقل عمومی، تماما موانعی هستند که سالمندان را خانهنشین میکنند. یک شهر دوستدار سالمند، پیادهروهایی…
…پیام عقبنشینی دولت از وظایف بنیادینش.اینکه دولتی همیشه از مردمش بخواهد که شما حضور دائمی در عرصههای مختلف داشته باشید؛ مدرسه بسازید، بیمارستان تجهیز کنید و شهر را آباد کنید؛ در نگاه نخست شاید یادآور روحیه مشارکت و تعاون باشد اما پرسش اساسی اینجاست که اگر قرار است مردم بدون حساب کردن روی دولت، خودشان بار اصلی آموزش، درمان و توسعه را به دوش بکشند، پس فلسفهی وجودی دولت و نقش آن چیست؟ مگر نه اینکه منابع طبیعی و ثروت ملی در اختیار دولت است و مردم مالیات میدهند و در مقابل آن، انتظار طبیعی آن است که دولت بخشی از بار سنگین توسعه و رفاه را به دوش بکشد و خدمات عمومی را تضمین کند؟ چگونه است که در این معادله، دولت هم دریافتکننده مالیات باقی میماند و هم انتظار دارد مردم جای خالی او را پر کنند؟این نگاه خطرناکترین پیامدش تبدیل رابطه دولت و ملت به رابطهای یکسویه است. مردمی همیشه «حاضر در میدان» و دولتی همواره «غایب در مسئولیت»؛ مردمی که موظفاند بسازند و تجهیز کنند اما در لحظه نیاز از دولت حمایتی نمیبینند. نتیجه چنین رابطهای چیزی جز فرسایش اعتماد عمومی و عمیقتر شدن شکاف میان جامعه و حاکمیت نخواهد بود.واقعیت آن است…